La unuaj 200 linioj.
« امروز در این مسیر از من محافظت بفرما »
« اگر خطر در کمین بود، به من هشدار بده »
« که تا قبل از فرا رسیدن خطر، توقف کنم »
« دعای کریستوفر قدیس » « قدیس حامی مسافرها »
تـرجـمـه و تـنـظـیـم : حـسـیـن اسـمـاعـیـلـی
لوکاس
لوکاس
لعنتی!
داداش!
شرمنده، حرکت زشتی بود
چه مرگته پسر؟ چی میخوای؟
احساس تنهایی میکردم
میخوام یکی باشه باهام صحبت کنه
چی؟
چقدر آب میخوری پسر؟
چیزی نمیشه، داداش
چرا، میشه مثانهت اندازهی گنجشکه
- دیگه نگه نمیدارما - داداش، واسه خودم یه پا شترم. حرص نخور
چه مرگته بابا؟ اینقدر نخور لامصب
الان 4 ساله این مشکل رو دارم
- خشکی دهن؟ - آره
بهت که گفتم. بهشدت نادره
فقط دارم میگم
فکر نکنم راهحلش آب خوردن باشه
پیشدیابت داری؟
فکر نمیکنی خودم قبلاً این سوالات رو پرسیدم؟
فکر نمیکنی رفتم دکتر تا بفهمم مشکل چیه؟
خب، احتمالاً بهتره دکترت رو عوض کنی
میشه رانندگیت رو بکنی؟ نمیخوام برم دستشویی
باشه
میدونستم لعنتی! میدونستم!
- حالا از دستم عصبانی نشو - دیدی بهت گفتم؟
- هردفعه کارت همینه! - باید برم دستشویی
بجنب پسر. طولش نده
- داداش، فقط دو دقیقه بهت وقت میدم - برو گمشو بابا!
دو دقیقه!
وای، خیلی خوبه
"داداش، واسه خودم یه پا شترم"
ارواح عمهت شتری، پسر
داداش!
گندش بزنن، گندش بزنن، گندش بزنن
یه دقیقه دندون رو جیگر بذار بابا! آروم بگیر!
لعنتی خیلی رو اعصابه
عجله داری بری؟ دو دقیقه دندون رو جیگر بذار بابا! تف توش!
هی! آروم بگیر! چه مرگته پسر؟
دنیل؟
دنیل؟
دنیل؟
یعنی چی...؟
کمکم کن
دنیل؟
دنیل... دنیل... دنیل
وایسا...
یعنی چی...؟
خیلیخب. یالا، یالا
یعنی چی؟
روشن شو، روشن شو، روشن شو
واقعی نیست
نه بابا عمراً
برو بابا مسخره
« مـسـافـر »
ممنون بچهها
تمام جعبهها رو آوردی؟
آره آوردم
« وَن »
« هیچجا خونهی خود آدم نمیشه »
همم؟
فکر نکنم با این بوق بتونیم توی جاده خودمون رو تو دل کسی جا کنیم
- دوستش نداری؟ - نمیدونم
مردم دوستش دارن
تا صداشو میشنون تمام عصبانیتشون میپره، میدونی؟
اوضاع چطوره؟
خوبه. کلیدها رو گذاشتم آپارتمان رو کلاً خالی کردیم
انگار نه انگار اینجا زندگی میکردیم، پس...
مطمئنی نمیخوای چیزی رو بذاریم انبار؟
- نه - نه؟ باشه
عمراً. حس خوبی داره که همهچی رو ول کنی و بری
بعلاوه، هرچی لازم داریم توی این ونه، مگه نه؟
- هیچجا خونهی خود آدم نمیشه - اوهوم
هی، یه چیزی برات گرفتم
یجورایی هدیهی چشمروشنی خونهست
ممنون
- میخوای کمکت کنم؟ - نه، خودم میتونم. ممنون
بذار کمکت کنم بازش کنی، آخه...
- نه، وایسا! باشه، باشه، باشه! - میتونی بازش کنی؟
- آره - خیلیخب، بزن بریم
خیلیخب! باشه!
وای خدا
باب راس کوچولوئه
- دوستش داری؟ - حرف نداره عزیزم
ممنون
باب همیشه چی میگه؟
"اشتباه نمیکنیم فقط اتفاقات مبارک رقم میزنیم"
اشتباه نمیکنیم، ولی...
نظرت چیه هیچ اتفاقی هم نیفته؟
خدا از زبونت بشنوه
« منتظر جیپیاس بمانید »
هنوزم داری اینو چک میکنی؟
فقط میخوام مطمئن بشم هنوزم...
کار میکنه. هورا!
ولی لازممون نمیشه
یه چیز بهتری واسه خودمون گرفتم
- نه؟ - نه
کریستوفر قدیسه
قدیس حامی مسافرها
خانوادهم همیشه موقع رانندگی یکی از اینا همراهشون داشتن
ازمون محافظت میکنه
صحیح، من اینو ترجیح میدم
پس گمونم میری جهنم
اوه!
خیلیخب
از شهر بزنیم بیرون؟
بزن بریم
یعنی فقط کافیه « شـش هـفـتـه بـعـد »
دو ساعت ماشین رو روشن نگه دارم
تا باطری کامل شارژ بشه
وقت برنامهی فولره، جیگر!
مدی؟
مدز!
مدی؟
خیلیخب
سلام
- سلام. آمادهای بریم؟ - اوهوم
- خوبه - تو فکر بودم...
- شاید بد نباشه یهخرده تو راه وایسیم - یهخرده یعنی چقدر؟
یه رستوران کبابی محلی هست
که میگن نباید از دستش بدی
- خیلیخب - اوهوم
نظرت چیه؟ پایهای بریم... کباب بزنیم به بدن؟
خوشت اومد! قبول کن دیگه
برای ساعت 6 رزرو کردیم و وقتمون خیلی تنگه
- میدونی چی میگم؟ - باشه
ولی... چشمههای آبگرم خوشگل و عاشقونه؟
- خودمون دوتایی؟ - دل تو دلم نیست برسیم
ولی...
اگر تو راه یکم کباب بخوریم...
محشر نمیشه؟
اوهوم
آره. واقعاً؟
نمیشه یه ساعت دیگه نگهش داری؟
نیم ساعت دیگه میرسیم نهایت 45 دقیقه
آره. باشه
متوجهم، ممنون
بازم چشمهی آبگرم پیدا میشه
آره... میدونم
ببخشید
حالا چیکار کنیم؟
هیچجای دیگهای جا نیست باید یه فکر دیگهای براش بکنم
باشه
وای خدا
این واسه چیه؟
- شش هفتگی شروع سفرمون - عجب
آره والا، حس نکردم اینقدر گذشته باشه
خب، من که میخواستم بگم حس کردم خیلی بیشتر گذشته
- عه، واقعاً؟ - دارم شوخی میکنم
- نوش - نوش
عجب
- آره - خیلیخب
خیلیخب
تای، قضیه چیه؟
میخوام یه چیزی نشونت بدم
اوه! عجب
- خیلیخب - و...
عجب
محشره. کی وقت کردی اینکارا رو بکنی؟
عجب. خیلی خوشگله
تایلر!
قرار بود خیلی عاشقانهتر از این باشه بهجون خودم
کل برنامهشو برای چشمهی آبگرم ریخته بودم
ولی اگر تونستیم 6 هفته توی جاده دووم بیاریم
هرچیز دیگهای رو هم میتونیم تحمل کنیم، عزیزم
پس...
مدی برکر، باهام ازدواج میکنی؟
- یا خدا! - نگهبان محلهم
نمیتونین توی خیابونهای مسکونی پارک کنین
آره. آها، باشه
شصت ثانیه بهتون وقت میدم بعدش زنگ میزنم پلیس
باشه، الان میریم. شرمنده
- وای خدا - وای خدا
بهخدا این نشونهی بدی نیستا
آره
آره؟
آره
آره!
بله رو گفت! ایول!
سی ثانیه وقت دارین
باشه بابا! باشه، الان میریم!
خیلیخب، باید بریم
میگم، بهنظرت اون یارو رو هم
برای عروسیمون دعوت کنیم؟
فکر نکنم، نه
میدونی باید چیکار کنیم؟
بریم اتاق هتل بگیریم
یه حموم وان طولانی و داغ خیلی محشر میشه
- ملافههای تمیز - آره
شایدم یه ماساژ
یکی هست که حدوداً یک ساعت با اینجا فاصله داره
و زیاد گرون نیست
- عه، واقعاً؟ - آره
اتاق بگیر
No comments yet. Be the first to leave one.