Passenger

Passenger

Elŝuti Farsi/persian Subtekston

Eldonaj informoj

Passenger 2026 AMZN WEB 30nama BDSubs Fa
Komentaĵo de PersianSUB
‫سی‌نما تقدیم میکند ‫تـرجـمـه و تـنـظـیـم : حـسـیـن اسـمـاعـیـلـی @BDSubs

Etikedoj

webdl
amazon_prime_video_synced
Publikigita je: 2026-07-07
Elŝutoj: 56
Aŭdhandikapuloj: No
FPS: 23.976

Antaŭrigardo de Farsi/persian subtekstoj

La unuaj 200 linioj.

‫« امروز در این مسیر از من محافظت بفرما »

‫« اگر خطر در کمین بود، به من هشدار بده »

‫« که تا قبل از فرا رسیدن خطر، توقف کنم »

‫« دعای کریستوفر قدیس » ‫« قدیس حامی مسافرها »

‫تـرجـمـه و تـنـظـیـم : حـسـیـن اسـمـاعـیـلـی

‫لوکاس

‫لوکاس

‫لعنتی!

‫داداش!

‫شرمنده، حرکت زشتی بود

‫چه مرگته پسر؟ چی می‌خوای؟

‫احساس تنهایی می‌کردم

‫می‌خوام یکی باشه باهام صحبت کنه

‫چی؟

‫چقدر آب می‌خوری پسر؟

‫چیزی نمیشه، داداش

‫چرا، میشه ‫مثانه‌ت اندازه‌ی گنجشکه

‫- دیگه نگه نمی‌دارما ‫- داداش، واسه خودم یه پا شترم. حرص نخور

‫چه مرگته بابا؟ اینقدر نخور لامصب

‫الان 4 ساله این مشکل رو دارم

‫- خشکی دهن؟ ‫- آره

‫بهت که گفتم. به‌شدت نادره

‫فقط دارم میگم

‫فکر نکنم راه‌حلش آب خوردن باشه

‫پیش‌دیابت داری؟

‫فکر نمی‌کنی خودم قبلاً ‫این سوالات رو پرسیدم؟

‫فکر نمی‌کنی رفتم دکتر ‫تا بفهمم مشکل چیه؟

‫خب، احتمالاً بهتره دکترت رو عوض کنی

‫میشه رانندگیت رو بکنی؟ ‫نمی‌خوام برم دستشویی

‫باشه

‫می‌دونستم لعنتی! می‌دونستم!

‫- حالا از دستم عصبانی نشو ‫- دیدی بهت گفتم؟

‫- هردفعه کارت همینه! ‫- باید برم دستشویی

‫بجنب پسر. طولش نده

‫- داداش، فقط دو دقیقه بهت وقت میدم ‫- برو گم‌شو بابا!

‫دو دقیقه!

‫وای، خیلی خوبه

‫"داداش، واسه خودم یه پا شترم"

‫ارواح عمه‌ت شتری، پسر

‫داداش!

‫گندش بزنن، گندش بزنن، گندش بزنن

‫یه دقیقه دندون رو جیگر بذار بابا! ‫آروم بگیر!

‫لعنتی خیلی رو اعصابه

‫عجله داری بری؟ دو دقیقه ‫دندون رو جیگر بذار بابا! تف توش!

‫هی! آروم بگیر! ‫چه مرگته پسر؟

‫دنیل؟

‫دنیل؟

‫دنیل؟

‫یعنی چی...؟

‫کمکم کن

‫دنیل؟

‫دنیل... دنیل... دنیل

‫وایسا...

‫یعنی چی...؟

‫خیلی‌خب. یالا، یالا

‫یعنی چی؟

‫روشن شو، روشن شو، روشن شو

‫واقعی نیست

‫نه بابا عمراً

‫برو بابا مسخره

‫« مـسـافـر »

‫ممنون بچه‌ها

‫تمام جعبه‌ها رو آوردی؟

‫آره آوردم

‫« وَن »

‫« هیچ‌جا خونه‌ی خود آدم نمیشه »

‫همم؟

‫فکر نکنم با این بوق بتونیم توی جاده ‫خودمون رو تو دل کسی جا کنیم

‫- دوستش نداری؟ ‫- نمی‌دونم

‫مردم دوستش دارن

‫تا صداشو می‌شنون ‫تمام عصبانیتشون می‌پره، می‌دونی؟

‫اوضاع چطوره؟

‫خوبه. کلیدها رو گذاشتم ‫آپارتمان رو کلاً خالی کردیم

‫انگار نه انگار اینجا زندگی می‌کردیم، پس...

‫مطمئنی نمی‌خوای ‫چیزی رو بذاریم انبار؟

‫- نه ‫- نه؟ باشه

‫عمراً. حس خوبی داره ‫که همه‌چی رو ول کنی و بری

‫بعلاوه، هرچی لازم داریم ‫توی این ونه، مگه نه؟

‫- هیچ‌جا خونه‌ی خود آدم نمیشه ‫- اوهوم

‫هی، یه چیزی برات گرفتم

‫یجورایی هدیه‌ی چشم‌روشنی خونه‌ست

‫ممنون

‫- می‌خوای کمکت کنم؟ ‫- نه، خودم می‌تونم. ممنون

‫بذار کمکت کنم بازش کنی، آخه...

‫- نه، وایسا! باشه، باشه، باشه! ‫- می‌تونی بازش کنی؟

‫- آره ‫- خیلی‌خب، بزن بریم

‫خیلی‌خب! باشه!

‫وای خدا

‫باب راس کوچولوئه

‫- دوستش داری؟ ‫- حرف نداره عزیزم

‫ممنون

‫باب همیشه چی میگه؟

‫"اشتباه نمی‌کنیم ‫فقط اتفاقات مبارک رقم می‌زنیم"

‫اشتباه نمی‌کنیم، ولی...

‫نظرت چیه هیچ اتفاقی هم نیفته؟

‫خدا از زبونت بشنوه

‫« منتظر جی‌پی‌اس بمانید »

‫هنوزم داری اینو چک می‌کنی؟

‫فقط می‌خوام مطمئن بشم هنوزم...

‫کار می‌کنه. هورا!

‫ولی لازممون نمیشه

‫یه چیز بهتری واسه خودمون گرفتم

‫- نه؟ ‫- نه

‫کریستوفر قدیسه

‫قدیس حامی مسافرها

‫خانواده‌م همیشه موقع رانندگی ‫یکی از اینا همراهشون داشتن

‫ازمون محافظت می‌کنه

‫صحیح، من اینو ترجیح میدم

‫پس گمونم میری جهنم

‫اوه!

‫خیلی‌خب

‫از شهر بزنیم بیرون؟

‫بزن بریم

‫یعنی فقط کافیه ‫« شـش هـفـتـه بـعـد »

‫دو ساعت ماشین رو روشن نگه دارم

‫تا باطری کامل شارژ بشه

‫وقت برنامه‌ی فولره، جیگر!

‫مدی؟

‫مدز!

‫مدی؟

‫خیلی‌خب

‫سلام

‫- سلام. آماده‌ای بریم؟ ‫- اوهوم

‫- خوبه ‫- تو فکر بودم...

‫- شاید بد نباشه یه‌خرده تو راه وایسیم ‫- یه‌خرده یعنی چقدر؟

‫یه رستوران کبابی محلی هست

‫که میگن نباید از دستش بدی

‫- خیلی‌خب ‫- اوهوم

‫نظرت چیه؟ پایه‌ای بریم... ‫کباب بزنیم به بدن؟

‫خوشت اومد! قبول کن دیگه

‫برای ساعت 6 رزرو کردیم ‫و وقت‌مون خیلی تنگه

‫- می‌دونی چی میگم؟ ‫- باشه

‫ولی... چشمه‌های آب‌گرم ‫خوشگل و عاشقونه؟

‫- خودمون دوتایی؟ ‫- دل تو دلم نیست برسیم

‫ولی...

‫اگر تو راه یکم کباب بخوریم...

‫محشر نمیشه؟

‫اوهوم

‫آره. واقعاً؟

‫نمیشه یه ساعت دیگه نگهش داری؟

‫نیم ساعت دیگه می‌رسیم ‫نهایت 45 دقیقه

‫آره. باشه

‫متوجهم، ممنون

‫بازم چشمه‌ی آب‌گرم پیدا میشه

‫آره... می‌دونم

‫ببخشید

‫حالا چیکار کنیم؟

‫هیچ‌جای دیگه‌ای جا نیست ‫باید یه فکر دیگه‌ای براش بکنم

‫باشه

‫وای خدا

‫ این واسه چیه؟

‫- شش هفتگی شروع سفرمون ‫- عجب

‫آره والا، حس نکردم اینقدر گذشته باشه

‫خب، من که می‌خواستم بگم ‫حس کردم خیلی بیشتر گذشته

‫- عه، واقعاً؟ ‫- دارم شوخی می‌کنم

‫- نوش ‫- نوش

‫عجب

‫- آره ‫- خیلی‌خب

‫خیلی‌خب

‫تای، قضیه چیه؟

‫می‌خوام یه چیزی نشونت بدم

‫اوه! عجب

‫- خیلی‌خب ‫- و...

‫عجب

‫محشره. کی وقت کردی ‫این‌کارا رو بکنی؟

‫عجب. خیلی خوشگله

‫تایلر!

‫قرار بود خیلی عاشقانه‌تر از این باشه ‫به‌جون خودم

‫کل برنامه‌شو برای ‫چشمه‌ی آب‌گرم ریخته بودم

‫ولی اگر تونستیم 6 هفته ‫توی جاده دووم بیاریم

‫هرچیز دیگه‌ای رو هم ‫می‌تونیم تحمل کنیم، عزیزم

‫پس...

‫مدی برکر، باهام ازدواج می‌کنی؟

‫- یا خدا! ‫- نگهبان محله‌م

‫نمی‌تونین توی خیابون‌های مسکونی پارک کنین

‫آره. آها، باشه

‫شصت ثانیه بهتون وقت میدم ‫بعدش زنگ می‌زنم پلیس

‫باشه، الان میریم. شرمنده

‫- وای خدا ‫- وای خدا

‫به‌خدا این نشونه‌ی بدی نیستا

‫آره

‫آره؟

‫آره

‫آره!

‫بله رو گفت! ایول!

‫سی ثانیه وقت دارین

‫باشه بابا! باشه، الان میریم!

‫خیلی‌خب، باید بریم

‫میگم، به‌نظرت اون یارو رو هم

‫برای عروسی‌مون دعوت کنیم؟

‫فکر نکنم، نه

‫می‌دونی باید چیکار کنیم؟

‫بریم اتاق هتل بگیریم

‫یه حموم وان طولانی و داغ ‫خیلی محشر میشه

‫- ملافه‌های تمیز ‫- آره

‫شایدم یه ماساژ

‫یکی هست که حدوداً ‫ یک ساعت با اینجا فاصله داره

‫و زیاد گرون نیست

‫- عه، واقعاً؟ ‫- آره

‫اتاق بگیر

More Farsi/persian subtitles for Passenger

Komentoj

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left