La unuaj 200 linioj.
When that April with his showers sweet
the drought of March hath pierced to the root
and bathed every vein in such liqueur
from which virtue engendered is the flower
When Zephyrus seek with his swete breath
inspired hath in every holt and heath
the tender croppes
and the young sun hath in the Ram his half cours y-ronne
and smale foweles maken melody
that slepen all the night with open eye
so priketh them nature in their corages
then longen folk to go on pilgrimages
and palmers for to seken stranger strands
to distant shrines known in sundry lands
And especially from every shire's end of England
to Canterbury they wend
the holy blissful martyr for to seek
that them hath helpen when that they were weak
.ششصد سال گذشته است
امروز، دَن چاوسر و همراهان زیبایش اگر بودند چه میدیدند؟
.تپهها و درهها به همان شکل است
جنگلها اند که از دست رفتهاند .از زمانی که ملحقهها آمدند
.بوتههای پرچین ناگهان روئیدهاند ...زمین زیر شخم است
.و باغها با شکوفهها بهروی شاخهها شکفتهاند
...ساسکس و کنت به نمایشگاه باغبانی میمانند
.اما گوسفندها هنوز بر تپههای آنجا میچرند
[راه پیلگریمز [زائران ...هنوز بر فراز دشت پیچ میخورد
از میان جنگل و میشکند .و چه بسیار کشتزارهای حاصلخیز
اما اگرچه تغییرات از زمان چاوسر ...بسیار کم بوده
گونهی دیگری از زائران .در مسیر پیش میروند
،افسوس ...وقتی قدم به زیارتمان گذاشتیم
ما زائران امروزی .پایانی بر سفر نمیدیدیم
.زنگ سُمها، غژغژ چرخها، همه رفتهاند
پایین در دشت .جادهی استوار ما جاریست
هیچ میزبان خوشمشربی بهوقت فرونشستن خورشید .پذیرای ما نیست
.سفر ما تازه آغاز شده
!چیلینگبورن
!کنتربری، ایستگاه بعد
!چیلینگبورن
!چیلینگبورن
!کنتربری، ایستگاه بعد
!ایستگاه بعد، کنتربری
!کنتربری؟ هی، ایستگاه منه
.ببخشید، رفقا. ممنون - .مراقب باش. مراقب باش -
.ممنون، پدرجان .رقص بعدی رو من کنار میایستم
.آه. یکی از همین روزها میزنی گردن یکی رو میشکنی .گردن خودت رو هم، تعجب نداره
نمیدونی یه آییننامه هست خلاف پیاده شدن از قطار درحالحرکت، با جریمهی چهل شلینگ؟
چرا اسم ایستگاههاتون رو روشن نمیکنید؟ چطور انتظار دارید مردم تابلوها رو بخونند؟
.روشن نمیکنم. کمپانی هم نمیکنه .من اینجام که اسم ایستگاهها رو اعلام کنم
چرا وایمیستی تا قطار حرکت کنه؟
،ببین. در درجهی اول ،من وقتی قطار هنوز ایستاده بود
اسم ایستگاه رو .بلند، دقیق و واضح اعلام کردم
.وقتْ فراوان داشتی برای پیاده شدن. فراوان
من با گوشهای خودم شنیدم اعلام کردی کنتربری .بعد از اینکه قطار شروع به حرکت کرد
".اعلام کرد، "کنتربری، ایستگاه بعد - دیدی؟ -
!ولی من دارم میرم کنتربری، گندش بزنن
.قطار داره میره کنتربری - .و تو اینجا توی چیلینگبورن پیاده شدی -
.حرومزاده
...ساعت چند - - 8:57
8:57؟ - صبح -
این درجهها چه معنیای میدن؟ - .گروهبان -
.پس جهتشون اشتباهست این گروهبانه. میبینی؟
.سوالامتحانی رو ول کن، پدرجان اینجا چجور جاییه که تمام شب هیچ قطاری نداره؟
اینجا از اون جاهاست .که مردم شبها میخوابند
شما حالتون خوبه، گروهبان؟ - .آره. من برای اردوگاه چیلینگبورنام -
.خیلیخب. بلیط، لطفا - .بله. بفرمایید -
.تو بلیطت پیشت باشه. خانم
.اینجا
این دو آقا .شما رو تا تالار شهرداری همراهی میکنند
چرا فکر میکنید به همراه نیاز دارم؟
.هیچ بانوی جوانی نباید شب تنها جایی بره .دستور آقای کولپِپره
.از این طرف، لطفا
آقای کولپِپر کیه؟ - .دادستان محلی، قاضی صلح -
ببینم، پدرجان، اینجا هتل داره؟ - .در تالار شهر بهت میگن -
تالار شهر؟
چی؟ - .گفتم به من نگو این ایستگاه بینراهی شهره -
چیلینگبورن در سال 1085 .بهعنوان یک بخش شهری شکل گرفت
چهارصد و هفت سال پیش از .اینکه کلمب آمریکا رو کشف کنه
نمیخواستم غرور مدنیات .رو جریحهدار کنم، پدرجان
مسلما، گلپسر. اسم من هم .توماس داکِته، رئیس ایستگاه، درحال انجام وظیفه
.اسم من هم باب جانسونه، گروهبان، همچنین درحالانجاموظیفه - .پیتر گیبز، گروهبان، با حقوق کم -
از آشنایی هردوتون خوشحالم. حالا، این هتل کجاست؟ .من از خیر این تالار شهرتون میگذرم
نمیشه چنین کاری بکنی. تمام بازدیدکنندگان .باید به تالار شهر گزارش بدن. دستور آقای کولپپره
باز هم این آقاهه؟ - چطور برم اردوگاه؟ -
.آخرین اتوبوس. عجله کنی بهش میرسی - کجا؟ -
.بازار کنار تالار شهر - چطور بریم اونجا؟ -
.خیابان چِیرینگ بعد راست دماغت رو میگیری - خیابان چیرینگ کجاست؟ -
.از اون دروازده - .خیلیخب. بریم -
یک لحظه صبر کنید. همهتون چراغقوه دارید؟ - .من ندارم -
.من دارم - .یک چراغقوهی واقعی نشونتون میدم -
!اون چراغ رو خاموش کن - مگه چهشه؟ -
.چهاش نیست - کارت رو راه میاندازه، نمیاندازه؟ -
کار تو یکی رو میسازه .اگه پلیس وقتی روشنش میکنی گیرت بندازه
.هشت و پنجاه و هفت هم گیرت نمیاد - .صبح -
.باشه، باشه - .بریم؟ اگه میخوای اتوبوس گیرت بیاد -
.بله، درسته - .صبح میبینمت، پدرجان -
.زرنگی اگه ببینی .من تا 12:00 نمیام
ظهر؟ - .صبح -
.چشمت هم به بانوی جوان باشه - .تایید شد -
چرا شرکتهای راهآهن همیشه دروازههای اینشکلی دارن؟
.من جلوتر میرم و چراغقوهام رو برای شما دوتا روشن میکنم
.کورمون نکنی
چیکار میکنی؟ - چه خبره؟ -
چیه این؟ - چی چیه؟ -
.اوه، خدای من. موهامه - مو؟ -
یکی یهو از غیب ظاهر شد .و یه چیزی ریخت روش
سلام! کجایی؟ - موهات چی شده؟ -
.یه چیز چسبناکیه - چیز چسبناک؟ -
.موهات پُر چسبه - .پس انگلستان که میگن اینه. هر لحظهاش پر از هیجانه -
.گوش کنید
.یه کسی بالای خیابونه .بجنب، باب. نورافکن
.اوناهاش
!هی، سرباز
میتونی بدوی، خانم؟ - .مراقبم باشین -
.هی، باب
.از اون طرف رفت، پشت اون ساختمان - !بیاید -
.از این طرف. جلوش رو میگیریم
.بیا، باب. تو از طرف رودخانه بیا - .باشه -
اون چیه؟
.اوه، منم، گندش بزنن
چیزی گیر آوردین؟ - .حتی یه هِل پوک. تو همینجا منتظر باش -
.چی، تنها؟ ترس نداره - فکر میکنی گماش کردیم؟ -
.نمیتونیم گم کرده باشیم - .مسلمه که راه رو برنگشته -
.رفته داخل. جای دیگه نمیتونه باشه
.بیاید درش رو پیدا کنیم
.اینجاست
اون اتوبوسه؟ - .به صداش میاد -
اون بیرون چه خبره؟ - این تالار شهره؟ -
.بله - پس اون اتوبوس منه. تو از پس کار برمیای، باب؟ -
.البته - .شکار خوبی بود. من رو درجریان بگذارید - شبتون بخیر. کیفم کجاست؟
.توی جادهست - .پیتر گیبز اسممه، گردان اول، لومشییرها -
.اینجا - .یه مردی توی این ساختمانه. یه سرباز - .باید از یکی از پنجرهها داخل شده باشه
.یه لحظه، خانم و شما کی باشین؟
.اسم من آلیسون اسمیته - .اون قراره اینجا کار کنه -
.من قراره برای آقای کولپپر کار کنم - میشه کارت شناساییتون رو ببینم؟ -
!کارت شناسایی چیه شما چجور پلیسی هستید؟
.آمریکایی - مشکلی هست، خانم؟ -
مشکل؟ - .یه کسی یه چیز چسبناک ریخت روی موهای من -
.گروهبان، مرد چسبی باز سر و کلهاش پیدا شده
تا تو داری توی کتاب دامزدِی .دنبال مشخصات ما میگردی، اون فرار کرده
!در اونجا - موهای من چی؟ -
.یه لحظه، اگه اجازه بدید - .هر چیزی به وقت خودش
حادثه شمایید، خانم؟ - .بله. ببینید. موهام پُره -
.اوه، این مرد چسبیه، بله - مرد چسبی؟ -
.بذار یه نگاهی بندازم، عزیزم - .اوه، زود بهش رسیدگی میکنیم
،چیه این یه رسم قدیمی چیلینگبورنیه؟
.اون توی تالار شهره، گروهبان - کی؟ -
مرد چسبیتون. ما توی خیابان .دنبالش کردیم، و توی همین ساختمانه
!در اونجا
چی شده، ارنی؟
.خودشه، مرد چسبی - کجا؟ -
،صدای سوت رو شنیدم .بالا توی برج کلیسا
.تمام راه رو دویدم
دویدم - افتادم - خوردم به یه سربازی .که دور میدان میدوید
.سوار اتوبوس چارتام شد - .دیوونه! اون پیتر گیبز بوده -
و اون کی میتونه باشه؟ - .سربازی که همراه ما بود وقتی ماجرا اتفاق افتاد -
خب، چرا ساختمان رو نمیگردید؟
این رو بذارید بهعهدهی ما، خانم. ما شاید ...کُند باشیم در چیلینگبورن درمقایسه با مدل لندن
،و مرد حکومتی هم نیستیم .ولی وظیفهمون رو میدونیم و روشهای خودمون رو داریم
.ارنی بروکز، تو برگرد سراغ آتشبانیات
،اگر چیزی شنیدی .طبق برنامه سوت بزن
.خیلیخب، برتی - .گروهبان بَسِت درحین خدمت، اگر لطف کنی -
پاسبان اوندِن، تو من رو در گردش ساختمان .همراهی میکنی
.شما هم لطف میکنید اینجا نزد بانوی جوان میمانید آه، گروهبان، درسته؟
.آره. گروهبان جانسون ببین، نمیشه من هم بیام؟
.این یارو ممکنه خطرناک باشه اسلحه داری؟
،اینجا چیلینگبورنه، گروهبان جانسون .نه شیکاگو
.بهتره از چراغقوهات استفاده کنی - .این دیگه چجور مزهپرونیایه؟ من اهل اورگنام -
خسته شدم از دست این مرد چسبی .که بازیهامون رو خراب میکنه
.نباید خسته شی .اونجور که تو بازی میکنی، این برات پول جمع میکنه
نمیدونم پس کی میخوان به ما .چراغهای الکتریکیمون رو بدن
.توی اتاق دادگاه چراغ روشنه
.یکی داخله - .آره -
آمادهای؟ - .بله -
.بیا .غافلگیرش میکنیم
مشکلی پیش اومده، بَسِت؟ - .ببخشید، آقای کولپِپر -
.نمیدونستیم هنوز این بالایید
فهمیدم. باشه. میشه برام یک فنجان چای آماده کنید؟ .مطمئنم طبقهی پایین یه کتری آماده دارید
.این فنجان من - .بله، قربان -
.قربان، مرد چسبی باز پیداش شده - از کجا میدونید؟ -
یه سرباز آمریکا .و یه دختر تا اینجا دنبالش کردند، قربان
کدوم دختر؟ کدوم آمریکایی؟
.خب، همون دختری که حادثه براش رخ داد، قربان درست نمیگم؟
.بله، گروهبان .اومده برای شما کار کنه، قربان
.در مزرعهی شما .اهل کار زمینه
.حتما اشتباهی پیش اومده میگید مرد چسبی رو تا اینجا تعقیب کردند؟
بله، قربان. اصرار دارن که یهجایی .داخل همین ساختمانه
خب، وایسادی دربارهی چی حرف بزنی، بَست؟ .برو بگرد دنبالش
.بله، قربان
.واویلا، چه کاری - داره کنده میشه؟ -
عذر میخوام، خانم؟ - بهتر شده؟ -
،خب، بخش قابلتوجهیش روی منه ...پس باید کمتر روی تو باشه
.ولی هنوز یهعالمه روی توئه
.بفرمایید، خانم
چه خاکی باید به سرم بریزم؟
.صابون خوب نیست .فقط آب گرم
.خانم گرِینجر داره یه کتری جوش میآره - .بهنظر متخصص میای -
.اون یازدهمین حادثهست - این شخصیت چسب-پاش چی شد؟ -
سروان، نمیخوای بگی که گذاشتی از دستت در بره؟
.فرار کرد- اگه اصلا داخل اومده بود
No comments yet. Be the first to leave one.