La unuaj 200 linioj.
در نظام قضایی
جرایم مبتنی بر مسائل جنسی
بهطور ویژهای شنیع محسوب میشوند
در شهر نیویورک، کارآگاهان وظیفهشناسی
که روی این جنایات هولناک تحقیق میکنند
عضو یک واحد برگزیده هستند
که به واحد قربانیان ویژه معروف است
اینها داستانهای آنهاست
واقعاً متاسفم
آرام باش. بالاخره رسیدی، رسیدی
بیا اینجا. بشین
ببخشید، میشود یک لیوان شراب برایم بیاورید؟
راستی، از مادرت خبری نشد؟
آره، آخرین خبر از استاتن آیلند
این است که بچهها دارند پاپکورن درست میکنند
دارند فیلم میبینند
فیلمهایی که احتمالاً نباید ببینند
ولی همه خوشحالند
ممنون. اوم
لیو دیر نگهت داشت، یا...؟
نه، خودش مجبور شد بیرونم کند
من... فقط زمان از دستم در رفت
واقعاً معذرت میخواهم. نه، نه، نه
آرام باش، آرام باش. گوش کن
به نظرم بالاخره برگشتی
سرِ کاری که خوشحالت میکند
همینطور است
خوشحالم
فقط عجیبه
چرا عجیبه؟ نمیدانم
فقط... فکر کنم عادت کردم به
از این شاخه به آن شاخه پریدن توی شغلهای مختلف، و این یکی حس میشود
دائمی است
از آن لذت ببر
کمی بیخیال باش
امم. فقط برای یک لحظه
بیا
دومین سالگردمان مبارک
بله
فکر نکنم روال کار اینطوری باشد
اوه، سکوتش تقریباً ترسناک است
مگر دارم غر میزنم؟
هی، من بروم یک دوش بگیرم
جایی نرویها
امم
سانی؟
سانی؟
بندازش زمین
اسلحه را بیاور پایین
بندازش وگرنه شلیک میکنم
شلیک کنی وکیل کاریسی میمیرد، گروهبان رالینز
خوبم، چیزی نیست
بگذارش روی زمین. با پا پرتش کن سمت من
هنوز وقت هست که از این وضعیت خلاص شوی
انجامش بده
گفتم سمت من
فقط بیخیال اسلحه شو
فقط... فقط بگو چه میخواهی
برو عقب
بسیار خب
او آرام میآید جلو
تو طنابپیچش میکنی
من این کار را نمیکنم
کنترل دست من است
آماندا
انجامش بده
بازش کن
نه
بازش کن
تکان نخور
حالت خوب است؟ خوبم، خوبم
برو، برو. برو
آماندا، فینی هستم. چیزی دستگیرت شد؟
اوه، هنوز نه
ولی تمام پلیسهای شهر را به حالت آمادهباش درآوردیم
باشه، فقط مطمئن شو که مشخصات کاملش را دارند
اوم، سفیدپوست بود
حدوداً بیست و چند سالش بود، احتمالاً
هیکل متوسطی داشت. چشمانش قهوهای بود
باشه آماندا، فهمیدیم
بهتر نیست... بهتر نیست یک جا بنشینی عزیزم؟
باشه؟
ببین، اصلاً چیزی در موردش برایت آشنا نبود؟
چیزی... مثلاً صدای حرف زدنش، بوی خاصی؟
نه، اگر میشناختیمش هم تشخیصش ندادیم
نه
ولی آن لعنتی خوب میدانست ما کی هستیم
آره، اسمهایمان را میدانست. و میدانست چطور بیاید داخل
اینجا منتظر ما بود، لیو
چیزی نگفت که انگیزهاش را بفهمیم؟ چیزی؟
اوه، میخواست هر دومان را بکشد
باشه؟ لازم نبود به زبان بیاورد
و آن مدلی که صدایمان میزد، گروهبان، وکیل
انگار... میدانم که با یک حمله هدفمند طرفیم
ولی فکر کنم موضوع انتقام باشد
دارم یک تیم حفاظتی میفرستم، باشه؟
به استاتن آیلند برای بچهها و پدر و مادرت
و شما دو نفر را هم میفرستم هتل تا وقتی اطلاعات بیشتری به دست بیاوریم
خوبه. این اتفاق میتوانست
میتوانست خیلی، خیلی بد تمام شود
و نشد، چون تو خونسردیات را حفظ کردی
و از خودت محافظت کردی
و الان جایتان امن است، بچههایت هم جایشان امن است
محدوده را گسترش میدهیم
و میخواهم توی هر بلوک یک ماشین گشتی باشد
تا شعاع یک مایلی، مگر اینکه دستور دیگری بدهیم
هی، اوم، فقط میخواستم با چشمان خودم ببینم
که حالتان خوب است
خوبیم. ممنون قربان
اداره پلیس دارد اختصاص میدهد
تمام منابع موجود را به این پرونده
ما دقیق و سریع عمل میکنیم
اوم، این شماره شخصی من است
هر وقت خواستید زنگ بزنید. ممنون قربان
بله
خوبی؟
جواب صادقانه میخواهی؟
من هم همینطور
وقتی برای یکی از ما اتفاقی میافتد، انگار برای همهمان افتاده
آره
من اینجا هستم تا هر کمکی لازم داشتی انجام بدهم
خب، چیزی که میخواهم این است که تو فرماندهی این پرونده را به عهده بگیری
و قبل از اینکه جواب بدهی
قبوله
واو، باشه
اوه، ممنونم
او، اوم، باید به حالت خدمت محدود دربیاید
تا زمانی که جریان تیراندازی بررسی شود
البته
اسلحهاش را تحویل بدهد
که تصور میکنم اصلاً از آن استقبال نکند
او... او پروتکلها را درک میکند
با این حال، اگر لازم است من آدم بده باشم، تقصیر را گردن میگیرم
به او بگو من حرف حساب حالیم نمیشود
ممنونم ازت
خودم ردیفش میکنم. حتماً
و، اوم، اسمش را میگذارم اول لیست برای ارزیابی روانی
تو فقط پیدا کن کی این کار را کرده
پیدا میکنم
هی، از شاهدها چه گیرمان آمد؟
همسایه که هیچ
فقط صدای یارو را روی پله فرار شنیده
نتوانسته درست ببینتش
ولی راننده آمازون دیده
گفت مردی را با ماسک کرونا دیده
که سوار یک هوندا آبی شد
پلاک را داریم؟
نه. بگذار بهت نشون بدهم چرا
روی پلاک یک جور پوشش کشیده شده
طرف میداند دارد چیکار میکند
فاصله خیلی زیاد است و نمیشود راننده را شناسایی کرد
ولی متهم میرود سمت شاگرد
یعنی همدست داشته
دوربین دیگری این را ضبط نکرده؟
نه، هیچکدام بهتر از این نیست
بر اساس چیزی که داریم اعلامیه تعقیب صادر میکنیم
باشه، از آزمایشگاه خبری نشد؟
روی طنابی که جا گذاشته بود اثری نبود
ولی دارند نمونه خونش را توی سیستم کُدیس چک میکنند
هی، رالینز کجاست؟
خب، بهم بگو میخواهی تنها باشی
بدون اینکه مستقیماً بگویی میخواهی تنها باشی
فقط نیاز داشتم تمرکز کنم
آره، تمرکز روی پروندههای قدیمیات؟
گزینهها را محدود کردم
بر اساس چه؟ انگیزه و کسانی که به تازگی آزاد شدهاند
این رابرت واتسون است
او یک چشمچرون بود که از پلههای فرار دید میزد
چند هفته پیش برای سومین بار دستگیرش کردیم
یک جوری با وثیقه آزاد شد
مایکل سیمونز، یک متجاوز که جرایمش داشت سنگینتر میشد
وقتی ده سال پیش بازداشتش کردم
ماه پیش آزاد شد
بعدش بروس اینگرام را داریم
او بعد از جلسه تفهیم اتهام، کاریسی را به مرگ تهدید کرد
اوم، توی دادگاه بیگناه شناخته شد
آره، یادم هست
یک گواهی عدم حضور الکی داشت. اوم-هوم
ولی بعدش در آخرین لحظات، آزمایش دیانای تبرئهاش کرد
هنوز ممکن است کینه داشته باشد، واسه همین فکر کردم چکشان کنم
تا با صدایشان، از لیست خطشان بزنم
آره، باشه، خب، ما میدانستیم بررسی تیراندازی
بیگناهیات را تایید میکند. آره
ولی هنوز باید تاییدیه روانپزشکی را بگیری
آره، ولی ببین، برونو نیست... میدانی که، رفته مراسم ختم
یک نفر کم داریم، واسه همین فکر کردم
فکر کردی... چه فکر کردی؟
فکر کردی میگذارم این مرحله را بپیچونی؟
نه، این... این اصلاً برای هیچکس خوب نیست
در ضمن، تاینان دارد وقت ملاقاتت را جلو میاندازد
عالیه. آره
خب، هر چه سریعتر تمام شود، بهتر است
آره، هر چه زودتر با یکی حرف بزنی، بهتر است
چون اگر این کار را نکنی، فقط اوضاع بدتر میشود
در این بین، از کری و گریفین میخواهم
یک سری به این سه نفر بزنند
با وکیلم حرف بزنید
بروس، این راهِ خوبی برای شروع نیست
ولی آنها من را بیگناه شناختند
نمیشود شماها فقط دست از سرم بردارید؟
No comments yet. Be the first to leave one.