La unuaj 200 linioj.
پیدات کردم
کوشیرو
آکی، چندتا پیشنهاد دارم
با من بیا
اگه کوگا بگیرتت،
بقیه ی عمرتو پشت میله ها میگذرونی
رهبر هیوگا بهت خوشامد میگه
هیچ دلیلی نمیبینم که ردش کنی
هیوگا برام مهم نیست
چندصد ساله
تو روستای کوچیک نشستین سر قدرت رقابت میکنین؟
تو قدرت خدایانو داری
فکر نمیکنی این احمقانه ست؟
یه کاکاشی به اندازه ی یه تانک قدرت داره
اینجوری نیست که بتونی دنیا رو باهاش بگیری
قدرت یه خدا رو باور داری؟
تو نباید حرفای جدی که اجدادمون به ما زدنو احمقانه فرض کنی ...
هرگز خطا نزدی اووازوتسو
اما هرگز خطا نزدن یعنی میتونی پیش بینی کنی
کجا فرود میاد
وقت که زیاد داشته باشی، راحت جاخالی میدی
پس این فرصتی برای کورامیتسوهاس؟
Fukanzen nensho nandaro? So nandaro? So nandarotte?
Soujyu fukano nandaro? Nobanashi daro? Oware naindaro?
Kaifuu sareteku kanjyo ittai nanno zenyasai nandatte?
Houkai sunzen nandaro? Tomarenaindaro? Nakitainndaro?
Dare mo inai saishuu basu
Ichiban ushiro no seki wo erandemo genjitsukan ga nakkute
Mado ni nokosareru ma no nuketa kao ni kenoh suru bakari
Nomikake no petto botoru
Namanurui mizu ga
Negusare kaketeta atama no naka made oi uchi kakeru
Unemi yorimo yuui ni tachitaino ni
Fukanzen nensho nandayo
Kono sesshon wa saisho kara boku ni shudouken nannte nakute
Hengen jizai ni mieru daro
Soujyu fukano nandayo
Yosougai ni kiwadatsu chikara wo
"Kanousei" to yobuno dake wa
Yamete kure
Yamete kure
واقعا؟ آسونه، ها؟
حالا چی؟ دیگه کجا رو میخوای بچسبی؟
هرگز فکر نمیکردم تو شهر اومدن اینقدر سخت باشه
اینجا اونقدرا با روستامون که پشت کوهستانه فرقی نداره
کاکاشی کوشیرو میتونه فوری ظاهر بشه و حمله کنه
اینکار بی فایدست
جایی برای مخفی شدن نداری
بازم خطا زدم؟
من به این محیط عادت ندارم
اون نباید بتونه متوجه من بشه
پس اینو چطوری انجام میده؟
بو گند میده!
این اولین باریه که خطا زد
بو میده؟
اون باید واقعا یه جای بوگندو افتاده باشه
... حالا هرچی
بوی اووازاتو به این راحتیا از بین نمیره
گرچه مدرک ندارم ...
چیکار باید بکنم؟
این چیه؟ بو گند میده!
زدمش؟
کی دخالت کرد؟
کی هستی؟
متفاوت بنظر میاد، اما مثل همون چیزه ...
میدونستم!
خوبی؟
پس این تو بودی؟ کسی کمک تو رو نخواست
بدون کمک من، مُرده بودی
امکان نداره
اون کجاست؟
یه جایی اونطرف افتاد پایین
ها؟
نگاه باز فرار کرد
... اَه ای بابا
تو واقعا یه بچه ای
باید کارو تموم میکردی
Episode 4 "Heruma"
باید انتظارشو میداشتیم ...
گل و لای با آب نمک مخلوط شده،
و بوش وحشتناکه
اوتائو-چان، از این اسفنج استفاده کن
باشه!
خیله خب ...
اون تجسم ...
اون یه سِکی بود
اما هرگز چیزی مثل این تو روستا ندیده بودم
و اون احساس ...
ببخشید ... اوتائو-چان؟
هممم؟
مممـ - متاسفم!
آه! شلنگو بگیر اونور!
نه!
متاسفم!
آه!
متاسفم!
چـ - چیزه، معذرت میخوام ...
همم، بیخیالش
به هر حال باید دوش بگیریم ...
وقت حموم گرفتنه!
من برگشتم
دوتایی حموم رفتن، ها؟
اوتائو، تو توی حمومی؟
کیوهی!
اوتائو-چان، چیزی گفتی؟
برگشتی؟
آره
چند دقیقه دیگه میام
هی، کیوهی ...
بله؟
فکر کنم امروز یه سِکی رو دیدم ...
کوشیرو؟
نه
چرا به کوشیرو اشاره کردی؟
چون دنبال آکیه
آکی باز فرار کرده
آکی فرار کرده؟
اوتائو؟
چت شــ ...
اون سِکی که دیدی ...
اگه کوشیرو نبوده،
پس یعنی هیوگا چندتا سِکی فرستاده
یا ...
"یا"؟
یه نفر ازکوگا؟
راستی، حواست به هیبینو-سان باشه
آکی اونو با ما دید
منو تهدید کرد
نباید خودت مراقبش باشی؟
خیلی دوست دارم، اما ...
اما با چیزی که پیش اومده،
ترجیح میدم دورش نپلکم
تا آب از آسیاب بیفته
خب ... مگه منم ندیدی؟
مگه احمقی؟
تو فامیل منی و همینطور یه بچه
وحشتناکه
بابت امروز متأسفم
خیلی چیزا بود که آزارم میداد،
و میخواستم با کیوهی حرف بزنم
بنابراین ...
این واقعا تقصیر تو نبود، اوتائو-چان
بنظر میاد
فقط یه حمله ی ناگهانی بود و منو ترسوند
یه حمله؟
اوتائو-چان ...
میدونم مسخره ست اما،
این نمکه
کوکو!
داری میری خونه؟
کوگا-کون؟
هیبینو-سان!
یه لحظه وقت داری؟
بله ...
ممنون
خب، بیا بریم جای دیگه
هی، اونا واقعا قرار میزارن؟
هیچ وقت انتظارشو نداشتم که بتونه موفق بشه
آخه چرا؟
اون خیلی خسته کننده ست
واقعا بابت دیروز متأسفم ...
... میگم که
بله؟
اتفاقی کوکو رو دیدم
اوه، کاراهاری-سان؟
اون چیزای عجیب غریبی میگفت ...
که یه نفرو پیدا کرده
که با هیولای ترسناک مرتبطه
من برگشتم
میخواستم زودتر تحقیقو شروع کنم،
اما مجبور شدم تعهد نامه بنویسم
تا امروز اخراج نشم
حالا ...
بیا شروع کنیم
یکی که توی این شهر با چند تا کاکاشی ارتباط داره ...
آدمای زیادی مثل من وجود دارن،
که از روستا اومدن و درمورد اونا میدونن
اما اگه اون به صراحت گفته "هیولای ترسناک" ...
خب فکنم که به احتمال زیاد منظورش یه سِکی بوده ...
امیدوارم هیچ خطری تهدیدش نکنه
بهمین دلیل میخوام زودتر ببینمش
باید خودمونو برا هرچیزی آماده کنیم
به اوتائو زنگ میزنم
تو یه منحرف واقعی هستی
منو دزدیدی و بعد لختم کردی
چی میگی؟
نمیتونستم چیزای بوگندو رو توی اتاقم تحمل کنم
اینجا اصلا با آشغالدونی فرقی نداره
خفه شو!
بریم سر اصل مطلب
این هیولای ترسناکی که شماها دارین ...
از اونا بهم بگو
اونا چی هستن؟
بیگانه ها؟
سلاح سرّی کشورای دیگه؟
هیولای ترسناک؟
سلاح سرّی؟
خودتو میزنی به اون راه؟
باشه
بهم میگی، مهم نیست چطور
No comments yet. Be the first to leave one.