A Bug's Life

A Bug's Life

Elŝuti Farsi Persian Subtekston

Eldonaj informoj

A Bugs Life 1998 2160p MA WEB-DL DDP5 1 Atmos HDR H 265-HHWEB
Komentaĵo de warez
Translated subtitle from English to Persian A Bug's Life 1998 زیرنویس فارسی فیلم

Etikedoj

webdl
Publikigita je: 2026-01-10
Elŝutoj: 24
Aŭdhandikapuloj: No

Antaŭrigardo de Farsi Persian subtekstoj

La unuaj 195 linioj.

نه، نه، نه. وای، نه. وای، نه

من گم شدم! صف کجاست؟

یهو غیبش زد

باید چی‌کار کنم؟

کمک! ما تا ابد اینجا گیر می‌افتیم

آقای خاک: وحشت نکنید. وحشت نکنید

ما حرفه‌ای و آموزش‌دیده هستیم. حالا آروم باشید

داریم دورِ برگ دور می‌زنیم

دورِ برگ؟ فکر نکنم بتونیم این کار رو بکنیم

اوه، چرنده

این در مقابل اون ترکه‌ی سال ۹۳ چیزی نیست

همینه. همینه. خوبه

دارید عالی عمل می‌کنید! همین‌طوری. آفرین

به چشمای من نگاه کن. چشمت رو بر ندار

و اینم از صف، دوباره پیداش شد

ممنونم. ممنونم، آقای خاک

همگی خسته نباشید

اوه، خدای من. آقای خاک، یه فاصله‌ی نسبتاً بزرگی افتاده. نباید به ملکه بگیم؟

فکر نکنم لازم باشه ملکه رو درگیر این موضوع کنیم

همین الانشم بابت آموزش دخترش کلی مشغله داره

اوه، بله. پرنسس آتا، طفلک بیچاره

اوه، باد خوابید. الان دیگه پیداشون می‌شه

فقط اعتمادبه‌نفس داشته باش عزیزم. همه‌چی درست می‌شه

آخ! یه فاصله افتاده

توی صف فاصله افتاده. حالا باید چی‌کار کنیم؟

اشکالی نداره سرورم. پیش می‌آد

فقط چند سانت عقب افتادیم، همین

اوه، درسته

والاحضرت، وقتی این‌طوری بالای سرم معلق می‌مونید نمی‌تونم بشمارم

اوه، البته. ببخشید. بفرمایید ادامه بدید

بچه‌ها، برید فعلاً برای یه نفر دیگه سایه درست کنید

خب آتا. حالا باید چی‌کار کنیم؟

اوه! بهم نگو. می‌دونم. می‌دونم. چی بود؟

استراحت می‌کنیم

درسته

اوه، همه‌چی خوب پیش می‌ره. هر سال همین بساطه

می‌آن، می‌خورن و می‌رن. قسمت ما هم توی زندگی همینه

قسمتِ زیادی نیست ولی زندگیِ ماست

مگه نه، اِفی؟ اوه، تو چه شته‌ی کوچولوی نازی هستی

دات رو بپیچونید! آره، آره

هی، برگردید اینجا

ملکه: دات

بله مادر

درباره‌ی سعی کردن برای پرواز بهت چی گفته بودم؟

تا وقتی بال‌هام درنیومدن، نباید امتحان کنم

ملکه: درسته. ولی مامان

دات، تو یه ملکه مورچه‌ی جوونی و بال‌هات برای این کار خیلی کوچیک

داشتم با مامان حرف می‌زدم. تو هنوز ملکه نشدی، آتا

خب دات، با خواهرت مهربون باش

تقصیر من نیست که اون این‌قدر استرس داره

می‌دونم، می‌دونم

من همیشه جوری رفتار می‌کنم انگار آسمون داره به زمین می‌آد

مورچه نر: مواظب باش

آتا

مورچه ۱: پرنسس آتا! مورچه ۲: پرنسس آتا

آتا: اوه! مورچه ۱: هی

مورچه ۱: بس کن! مورچه ۲: فکر کردی داری چی‌کار می‌کنی؟

مورچه ۱: نزدیک بود اینجا یکی رو به کشتن بدی

متأسفم! معذرت می‌خوام

اوه، فلیکه

متأسفم، متأسفم، خیلی معذرت می‌خوام

لطفاً منو ببخشید. معذرت می‌خوام

پرنسس آتا

فلیک، داری چی‌کار می‌کنی؟

اوه... اوه، این! این ایده‌ی جدید منه برای درو کردن غلات

دیگه لازم نیست دانه‌ها رو دونه‌دونه بردارید

می‌تونید کل ساقه رو یک‌جا قطع کنید

فلیک، ما وقتِ این کارها رو نداریم. دقیقاً

ما هیچ‌وقت وقت نداریم برای خودمون غذا جمع کنیم

چون کل تابستون رو مشغول جمع کردن آذوقه برای باج دادن هستیم

ولی اختراع من سرعت تولید رو بالا می‌بره

یه اختراع دیگه؟

آره، و یه چیزی هم برای شما دارم

فلیک! از اونجایی که قراره به‌زودی ملکه بشی

می‌تونی از این برای نظارت روی تولید استفاده کنی

دکتر فلورا، اگه اجازه بدید

آتا: اینا همه‌اش خیلی خوبه، اما... چی؟

فقط یه تیغه‌ی علف معمولی و یه قطره شبنم، مگه نه؟

فلیک، خواهش می‌کنم

اشتباهه! این در واقع یه تلسکوپه

خیلی هوشمندانه است فلیک، اما... سلام پرنسس

وای، امروز صبح چقدر زیبا شدی

البته نه اینکه برای دیدن این زیبایی به تلسکوپ نیاز باشه

خیلی خب، گوش کن! پرنسس وقت این کارها رو نداره

می‌خوای به ما کمک کنی این مخزن رو پر کنیم؟

پس اون ماشین رو بنداز دور

برگرد توی صف و مثل بقیه دونه جمع کن

مثل بقیه

خواهش می‌کنم فلیک. فقط برو

متأسفم. من واقعاً... واقعاً فقط داشتم سعی می‌کردم

سعی می‌کردم کمک کنم

ماشین درو. والا از وقتی که من یه شفیره بودم، ما همیشه همین‌طوری درو کردیم

آتا: کجا بودیم؟

ثورنی: توده‌ی غذا، والامقام

آتا: اوه، بله. بله

دات: هی، فلیک! فلیک! وایسا

اوه. سلام پرنسس

می‌تونی دات صدام کنی

بیا، اینو جا گذاشتی

ممنون. می‌تونی پیش خودت نگهش داری. یکی دیگه می‌سازم

من از اختراعاتت خوشم می‌آد

واقعاً؟ خب، تو اولین نفری هستی که اینو می‌گه

دارم کم‌کم فکر می‌کنم هیچ‌کدوم از کارهام نتیجه نمی‌ده

این یکی که کار می‌کنه

عالیه. یک موفقیت

من هیچ‌وقت نمی‌تونم تغییر بزرگی ایجاد کنم

منم همین‌طور

من یه مورچه‌ی سلطنتی‌ام و هنوز حتی نمی‌تونم پرواز کنم. خیلی کوچیکم

کوچیک بودن اون‌قدرها هم بد نیست

چرا، هست

نه، نیست. چرا هست

نیست. نیست. چرا هست. چرا هست

نیست. نیست. نیست... چرا هست. چرا هست

یه دونه. من... من به یه دونه نیاز دارم

بیا اینجا، بیا اینجا

فرض کن... فرض کن که این یه دونه‌ست

این یه سنگه. می‌دونم سنگه. می‌دونم

اما بیا فقط برای یه لحظه فرض کنیم که این یه دونه‌ست، باشه؟

بیا از قوه‌ی تخیلمون استفاده کنیم. حالا، اون درخت رو می‌بینی؟

هر چیزی که اون درخت غول‌پیکر رو ساخته

همین الان توی این دونه‌ی کوچولو وجود داره

تنها چیزی که نیاز داره، زمانه

یه ذره آفتاب و بارون، و تمام

این سنگ قراره درخت بشه؟

از دونه به درخت

باید باهام همکاری کنی، باشه؟ خب

شاید الان حس کنی کار زیادی از دستت برنمی‌آد

اما این فقط به خاطر اینه که، خب، تو هنوز درخت نشدی

فقط باید به خودت زمان بدی. تو هنوز یه دونه‌ای

اما این سنگه

می‌دونم سنگه

فکر کردی وقتی یه سنگ می‌بینم تشخیصش نمی‌دم؟

من وقت زیادی رو اطراف سنگ‌ها گذروندم

تو عجیبی ولی ازت خوشم می‌آد

اومدن

همه: اومدن

دات: مامان! کجایی؟

مورچه نر: دارن می‌آن! مورچه ماده: فرار کنید

دات! دات

مامان

مامان! خداروشکر

غذاها رو ببرید روی سنگِ باج

خیلی خب، همگی پشت سر هم، تو یه خط

غذاها روی سنگِ باج و بعدش همگی برید داخل لونه. زود باشید، بجنبید

مورچه: برو، برو، برو، برو

یالا. حرکت کنید، حرکت کنید! خوبه

خیلی خب. اینم از آخریش

فلیک: هی! هی، منتظر من بمونید

غذا رو بذار روی سنگِ باج و بعد برو توی لونه

نه! نه، نه، نه، نه، نه

اوه، نه

پرنسس آتا! پرنسس آتا

پرنسس آتا

می‌آن، می‌خورن و می‌رن

می‌آن، می‌خورن و می‌رن

ببخشید، معذرت می‌خوام. اجازه بدید. رد می‌شم. ببخشید

شرمنده. رد می‌شم

پرنسس آتا یه چیزی هست که باید بهتون بگم

الان نه، فلیک

اما والامقام، درباره‌ی باجه! هیس

ملخ ۱: هی، چه خبره؟

ملخ ۲: آره، غذاها کجان؟

چه غلطی کردی؟

یه اتفاق بود

اوه

غذاها کجاست؟

هاپر

هاپر: پس کو؟

غذای من کجاست؟

مگه اون بالا نیست؟

چی؟

غذاها توی یه برگ بود که روی

ببخشید

مطمئنی اون بالا نیست؟

داری می‌گی من احمقم؟

آتا: نه

به نظرت من احمق می‌آم؟

بیا فقط به منطقش فکر کنیم، باشه؟

بیا فقط یه لحظه بهش فکر کنیم

اگه اون بالا بود، من می‌اومدم پایین اینجا

هم‌سطح تو، دنبالش بگردم؟

من

اصلاً من چرا دارم با تو حرف می‌زنم؟

تو ملکه نیستی. بوی ملکه رو نمی‌دی

اون داره یاد می‌گیره که جانشین من بشه، هاپر

اوه، که این‌طور. مدیریت جدید. پس تقصیر توئه

نه، کار من نبود. کارِ

هاپر: هیس، هیس، هیس

اولین قانون رهبری: همه‌چیز تقصیر توئه

پرنسس، بیرون اینجا دنیای «بخور تا خورده نشی»ـه

از همون داستان‌های چرخه‌ی زندگی و این حرف‌ها

حالا بذار بهت بگم که کارها چطوری باید پیش بره

خورشید باعث رشد غذا می‌شه. مورچه‌ها غذا رو جمع می‌کنن

ملخ‌ها غذا رو می‌خورن

و پرنده‌ها ملخ‌ها رو می‌خورن

More Farsi Persian subtitles for A Bug's Life

Komentoj

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left