La unuaj 87 linioj.
.بسیار خب، شروع میکنیم
.بله. نه، مشکلی ندارم
.-خب آمادهام .-صحیح. تشکر
کسانی که میرقصند توسط کسانی که نمیتوانند
موسیقی را بشنوند دیوانه خطاب میشوند
...برای کسانی که شیفتهی کوهستان هستند
.شگفتی کوهستان بدون چون و چراست
...برای کسانی که شیفته نیستند
.همیشه یک جور دیوانگی خطاب میشود
این نیروی عجیب که مارا به سمت بالا میکشد چیست؟
.این سرود دلفریب... قله
...تنها سه قرن قبل
برنامهریزی برای بالارفتن از کوه .یک حماقت تلقی میشد
حتی فکر به اینکه منظره خودرو ممکن است .هرگونه جذابیت داشته باشد به ندرت وجود داشت
.کوهستان جای خطر بود نه زیبایی
.ارتفاعی برای دوری کردن، نه اکتشاف
.چگونه الان کوهستان محسور کننده شده است
...و اغلب به قیمت جانمان
. مارا به تحت سلطه خودش میکشد
،زیرا کوهستانی که ما صعود میکنیم ...نه تنها از سنگ و یخ هستند
.بلکه از رویا و آرزو نیز تشکیل شده اند
...کوهستانی که صعود میکنیم
.کوهستان ذهن هستند
برای انسانها، کوههای بلند زمانی منزلگاه خدا
.یا دشمن تلقی میشد
.غیر از این دو چیزی نبود
دورتادور به منظور احترام گذاشتن .اما هرگز وارد نشدن
. لزوم کوهستان را دور بزنید .در صورت لزوم از دامنهی آنها، ولی بالا نروید
.زیرا تنها خدایان و دیوها در ارتفاع ساکن هستند
ارتفاعات یک دورنما بود که ما ...خودمان علاوه بر ترس و احتراممان را
.وقف آن کردیم
.ولی همیشه از یک فاصله ایمن
.زندگی روزمره سختی فراوان و خطر خودش را داشت
.دلیلی نبود دنبال خطر بیشتر رفت
گرچه به تدریج، اژدها و الهیات به پرواز درآمدند
و احساس ما نسبت به کوهستان تغییر متحیرکنندهای کرد
.شیفتگی جای ترس را گرفت
.ماجراجویی جای حرمت و احترام را گرفت
...با رشد شهرها و جدا شدن ما از طبیعت
.کوهستان دوباره ما را فراخواند
...جادوی کوهستان تقویت یافت
،زیبایی خشمآلودشان
،قدرت افسون آنها
...به مبارزهطلبی آنها
به دنبال جاهایی میگشتیم .که برای ما ترسناک و غیرقابل کنترل باشد
.که القاءکننده ترکیبی از لذت و ترس بود
.که آن را اعجابآور نامیدیم
،این جستجو برای اعجاب .ما را به خارج و بالا میبرد
،جاهایی که قبل تصور نمیشد .هماکنون به رسیدن به آنها فکر و خیال میشد
.سرودی دلفریب که به سادگی شنیده میشد
.و به سختی میشد مقاومت کرد
.و گاهی اوقات مهلک بود
،ولی افسانهی مرگ در ارتفاعات .طلسم کوهستان را بیشتر گستراند
.به کندی، جاهای خالی نقشهها پر شد
هدف والا، شبکهبندی، احاطه .و نامگذاری ارتفاعات بود
که ارتفاعات و مردمش را به قلمرو .شناخته شده و تصاحب شده ببرد
.تا سلطه را جایگزین راز کنند
...و بزرگترین راز موجود
.اورست بود
.پس عملیات مغلوبساختن آغاز شد
.اورست تحت محاصره بود
.تا اینکه در نهایت از پای درآمد
اینجا زمانی بود که کوهنوردی .به عنوان ماجراجویی به خیال وام وارد شد
.شیفتگی تبدیل به وسواس شد
.اکنون نیاز به کوهستان عمیق و شدید است
بیشتر ما اکثر مواقع در محیطی هستیم .که توسط انسان ساخته شده و کنترل میشود
ولی کوهستان دست نخورده .و غیرقابل کنترل هستند
...این منبع خطر
.و همچنین منبع شیفتگی انهاست
پس اشتیاق برای مجهولی که ما را به سمت جلو میبرد
...مانند طنین صدا در غار بود
مجهول هر صدایی که میدادی را .به خودت برمیگرداند
رسیدن به قله به مانند ورود به فضای جدیدی است
.که در آن زمان منحرف... و کج میشود ««اشاره به نظریه نسبیت انیشتین
.و احساسات به طرز هیجان انگیزی تقویت میشوند
اما سنگ و یخ خیلی کمتر از حد تصور .با لمس دست با ملایمت برخورد میکنند
کوهستانهای زمین غالبا ...نشان دادهاند مقاومتر
...کشندهتر
.از کوهستانهای تصور ما هستند
،اینها ماهیتی از سنگ تیز و سخت .و یخهای لغزان دارند
.سرمای استخوانسوز
.اصلا ایدهآل نیست
.آسیب و تهوع
.ترس جوشنده
.سرگیجهی تهوع آور
اما... همچنین جاهایی .با زیبایی وصف ناپذیر هستند
.پس همچنان قله ما را فرامیخواند
No comments yet. Be the first to leave one.