Las primeras 200 líneas.
باشه. ناودونها تمیز شدن
میدونین، وقتی کوچولو و بامزه بودین عاشقتون بودم
اما الان که بزرگ شدین و به یه دردی میخورین، حتی بیشتر عاشقتونم
اوه، مارتی، بابا خیلی مهربون شده
الانه که ازمون بخواد یه کار دیگه انجام بدیم
میدونین چیه؟ در مورد این پرچینهای اینجا
میخوام که کوتاهشون کنین
صدای پسرم مالکوم رو میشنوم
ولی غیرممکنه، نه؟
خودتی مالکوم؟
برو اونور مامان، سر به سرم نذار
آره، یه مدت یکم سرم شلوغ بوده
اوه. فهمیدم
دوستدخترت یه ستارهی شیکِ برنامههای واقعنماست
افسارِ مردهای دور و برش رو سفت و سخت میگیره
اینطور نیست
"دیواهای افتخاری"، فصل چهار، قسمت شش
اون شوهرش گارنت رو با قلاده میبست
بچهها برای مهمونی غافلگیری دیو توی این آخر هفته آمادهاین؟
اوه-هو-هو، کاملاً آماده
مهمونی معمای قتل با تم تایتانیک؟ آره
اِم، جما، این "دیو-وارترین" چیزیه که تا حالا شنیدم
اوه، دیو داره میآد
عادی باشین. عا-عادی باشین
عادی باشین
هی رفیق. اونجا چی داری؟
آه، فقط بیرون بودم تا همهی اشانتیونهای تولدم رو جمع کنم
یه اسموتی گرفتم، یه لاته
یه سیبزمینی سرخکرده کوچیک از "گریوی جکس"
دیو، به نظر خیلی زیاد میآد
تازه اول کارمه. میدونی
واسه همینه که همیشه باید تاریخ تولدت رو توی اپلیکیشنها وارد کنی
ایستگاه بعدی، تعویض روغنی "جیفی لوب"
اِم، مالکوم راحت باش و مرسدس رو هم با خودت بیار
عمراً جما، دلت رو صابون نزن
میترسه اون رو به ما معرفی کنه
اوه، نه به "ما" مامان
فقط به "تو"
ببین، ببین مالکوم، مالکوم
میدونی، اگه قضیه تو و مرسدس جدیه
بالاخره یه زمانی باید اون رو به مامانت معرفی کنی
بهش فکر کن مرد. یه مهمونی بزرگه
همهمون اونجاییم تا حواس بقیه رو پرت کنیم
دیو هم که همهچیز رو حول محور تولد خودش میچرخونه
یعنی، نکتهی خوبیه. آره
خیلی خب. اِم، اِم، جما؟
ازش میپرسم
بله. و خیر
مامان، من افسار به گردنم نمیافته
این دقیقاً همون چیزیه که گارنت هم میگفت
خب. کل روز رو وقت گذاشتم برای این کیکِ
روغنزیتون و لیمویی، اما باید برم آرایش کنم
پس اگه زنگِ تایمر خورد
لطفاً چکش کن
و چیکار کنم؟
فقط چکش کن. آره. واسه چی چکش کنم؟
فقط کیک رو چک کن مرد
چک شد
سلام، رفیقِ خوبِ من
اوه، نه، ممنون
ما همین الانشم عاشقِ خدا هستیم
نه، من اومدم تا وسایل مهمونی رو ردیف کنم
اوه! اوه. ببخشید. بفرمایید. بله. حله
زیاد پیش میآد
من کسپر هستم
و اِم، پسرِ صاحبتولد
قراره امشب بهم کمک کنه
اوه. اِم
هی، چه خبر گروور؟
من گروور نیستم، آقای کالوین
من امشب "چز مالدون"، سلطانِ زغالسنگ هستم
من غرق در پولم
و پر از دشمن
عزیزم، این یه تُن وزنشه
توش چیه؟
فقط بهترین هدیهی ممکن برای میزبان
واقعاً میخوام خانوادهت رو تحت تأثیر قرار بدم
باشه
اوه. هی
باید این رو بذارم زمین قبل از اینکه عضلهی بازوم پاره بشه
درود بر شما
من چز مالدون هستم
شاید تا حالا از زغالسنگهای من لذت برده باشین؟
گروور، عجیبغریب بازی درنیار، باشه؟
اون از خانواده نیست
آه
تو باید مرسدس باشی
من کالوینم. بابای مالکوم
از دیدنت خیلی خوشبختم. خوبه
اِم، سِیدی صدام کنین. باشه
مرسدس
سلام. من تینا هستم
خوشبختم. ببخشید ریخت و قیافهم اینطوریه
تازه تزیین کیک رو تموم کردم. اوه
بوی فوقالعادهای میده
میدونی، من چکش کردم
خب، تنها چیزی که از یه کیک بهتره
اینه که
دو تا کیک داشته باشیم
چی؟ چـ
واو. این یه شاهکاره هنریه
داری بهم میگی این واقعاً کیکه؟
شگفتانگیزه، مگه نه؟ واو
من با تهیهکنندههای برنامهی "آیا این کیکه؟" دوستم
واو
یه کیک بزرگ و باکلاس آوردی
که اِم
کیکی که من کل روز روش وقت گذاشتم رو مضحک و کوچیک جلوه میده
این... این عالیه. وا-واقعاً عالیه
عالیه، عالیه
اوه، آره
اِم
خب، حالا از مالِ تو هم عکس میگیرم
اوه! اِم، دارم میبینم که دیو و جما دارن میآن
اوه، باید قایم شیم؟
اِم
سوپرایز
درود بر شما قربان
و خوش آمدید
به کشتی تایتانیک
با کمال تأسف باید به اطلاعتون برسونم
که قراره بهزودی
یک قتل اتفاق بیفته
بهترین تولدِ عمرم
عصر بخیر مسافران عزیز
به هر کدوم از شما یک پرونده داده شده
که نه تنها میگه کی هستین، بلکه توضیح میده چطور
و چرا قادر به انجام بدترین جرم، یعنی
قتل هستین
اگه توی پروندهتون کارت قرمز هست
پس شما قاتل هستین
و بقیه شما، خب
مأموریتتون سادهست
معما رو حل کنین و مطمئن بشین عدالت اجرا میشه
قبل از اینکه دسر سِرو بشه
این یارو بازیگرِ آموزشدیدهست
از طرز حرف زدنش معلومه
گناهکار
حالا شما جناب
لطفاً خودتون رو معرفی کنین
نام من کنت مونتاگیو است
مجموعهای نفیس از جواهرات دارم
چطور به دستشون آوردم؟
به شما اصلاً مربوط نیست
اوه. اِم، اِم
اسمم جیمیه، ملتفت شدی؟
یه قاچاقیِ سادهام، دارم بهت میگم
فکر کردن نقطه قوتم نیست
اما اگه دستکمم بگیری
بهتره تجدید نظر کنی رفیق
پاتو از رو میز من بردار
اسم من وایولت کلندنینگتون هست، عزیزم
شک ندارم مطالب مربوط به من رو در ستون شایعاتِ روزنامهها خوندین
من نامزدِ سلطانِ ثروتمندِ زغالسنگ، چز مالدون هستم
اما آیا این عشقه یا فرصتطلبی؟
اولا
اسم من شاهزاده مائوریسیو است
و من عاشقِ زنها هستم
و در هر قارهای فتوحاتِ خودم رو داشتم
اما امروز، آتشِ در قلبم
فقط برای یک زن شعلهور است
وایولت کلندنینگتون
ها! این که مامانه
خیلی کثیفی مائوریسیو
نه، تو کثیفی
نه. اِم... چی؟
هی دیو، با من عوض کن. چی؟
من همین الانشم غرق در نقش جیمی شدم
بیخیال مرد. باشه، قبول
باشه. اِم
فکر کنم الان دیگه اِم، شاهزاده مائوریسیو هستم
اما چون اهل کاستیل هستم، اون رو "مائوریثیو" تلفظ میکنم
و وقتی مالدون بخوابه
ما کلی با هم عشقبازی میکنیم
کنت مونتاگیو الانه که حالِ این "شاهزاده" رو جا بیاره
ای ول، دمت گرم
من زلدا کادوالادر هستم
دخترِ سربلندِ یک موشگیر و یک پنیرفروش
حالا دستیار شخصی آقای چز مالدون هستم
وای خدای من
یادت میآد دستیارت رو وادار کردی
به جای تو بره کلاسِ تخلفات رانندگی؟
از اون حرکتت خوشم اومد. مرسی
اِم، سیگار برگ، سیگار؟
من دیزی سامرز هستم
توی کلابِ "استارلایت" کار میکنم
اما رویاهایی بزرگتر از این دارم
فقط منتظر باشین
من دخترِ سربه راهیام، اما به میلیونرها علاقه دارم
خب، نصفش که درسته
بیخیال. مهربون باش. نه، به اون بگو مهربون باشه
با اون کیکِ گندهی مسخرهش من رو ضایع کرد
اِم، اِم، اِم، مارتی
تو کی هستی؟
اوه، اِم
بوم! بنگ! پاو
اسمم "جو جنکینزِ" ضربتیه
بوکسور سنگینوزن
میتونستم یه مدعیِ قهرمانی باشم
اما با آدمهای نابابی پریدم
No comments yet. Be the first to leave one.