Grimsburg

Grimsburg

Descargar subtítulo en Farsi/persian

Temporada 2

Información de lanzamiento

Grimsburg S02E11 Filamingo Fa
Comentario por filamingo_official
◥◣🔶 𝗙𝗶𝗹𝗮𝗺𝗶𝗻𝗴𝗼.𝗮𝗽𝗽 ● ZIMO 🔶◢◤

Etiquetas

webdl
Publicado el: 2026-08-05
Descargas: 0
Para personas con discapacidad auditiva: No

Vista previa de los subtítulos en Farsi/persian

Las primeras 200 líneas.

‏زن‌گربه‌ای عاشق بازی با نخ‌هاست‏

‏میو!‏

‏وای! چه به‌هم‌ریختگی‌ای!‏

‏وقتشه ظرف خاک اداره رو تمیز کنم‏

‏این‌همه اسباب‌بازی برای بازی!‏

‏عین علف گربه‌ست!‏

‏خدایا. نکنه دارم... نمی‌دونم...‏

‏زیادی گربه‌بازی درمیارم؟‏

‏نه، جنا، نه! بس کن. تو زن‌گربه‌ای هستی!‏

‏اگه مثل گربه رفتار نکنی عجیب می‌شه،‏

‏هرچند اینکه با زبون خودم رو لیس زدم‏

‏شاید یه کم زیادی بود‏

‏آخ!‏

‏گاس یه... اُق... سگ‌دوسته‏

FILAMINGO-INTRO

‏حرفه‌ای‌ترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی‏ ‏«فیلامینگو»‏ ‏تقدیم می‌کند‏

‏گوش کنین‏

‏تنها چیزی که از تبدیل‌شدن ادارهٔ پلیس‏

‏به صحنهٔ جرم خجالت‌آورتره،‏

‏این انبار شواهد کثیفه،‏

‏پس تا تمیزش نکنیم جایی نمی‌ریم‏

‏خب، زودتر جمعش کنیم‏

‏امشب شب خانم‌ها توی جینکوئه،‏

‏و می‌دونی یعنی چی‏

‏سامرز، سینه‌های رباتیِ‏ ‏نوشیدنی‌مجانی رو فعال کن‏

‏هی! چشم‌هام این بالاست،‏

‏ولی این پایین هم هست‏

‏نوک سینه‌هام دوربین بدنن‏

‏امشب نمی‌تونم بیام‏

‏با چندتا جوراب قرار داغ دارم‏

‏که باید اتو بشن‏

‏اگه می‌شد برقشون بندازم، این کارم می‌کردم‏

‏وینونا، تو هم میای شب خانم‌ها؟‏

‏با کارهایی که من کردم،‏

‏بعید می‌دونم بشه بهم گفت «خانم»‏

‏ربات عشق می‌خواد. نزدیک‌تر بیا‏

‏ـ آخ!‏ ‏ـ باید یه کاری‏

‏برای اون هیولای قارچی بکنیم‏

‏شاید باید مسمومش کنیم‏

‏مری الیزابت ماسترانتونیو!‏

‏این همونیه که فکر می‌کنم؟‏

‏دقیقاً. راستی سلام!‏

‏دورم جمع شین، جمع دوستانِ بی‌نقص و متنوعم،‏

‏تا در یک نمایش تک‌پرده‌ای بگم چطور کمک کردم‏

‏فلوت ذهن جنایی‌اش رو کشف کنه‏

‏بین دوران معلمیِ مدرسهٔ راهنمایی‏

‏و نابغهٔ جنایت‌بودنم، مدتی هم‏

‏مدیر یه دورهٔ آموزشی بودم‏

‏برای بهترینِ بهترین‌های نخبه‌ترینِ‏

‏کارآموزهای کارآگاهی‏

‏به «کیر برتر» خوش اومدین!‏

‏و نمی‌تونم بیشتر از این تأکید کنم‏

‏که در این بافت، استفاده از این کلمه‏

‏کاملاً پذیرفتنیه‏

‏مسابقه شروع شده تا معلوم شه‏

‏بهترین کارآگاه اینجا کیه‏

‏ـ بهترین مرد...‏ ‏ـ یا تنها زن‏

‏برنده شه‏

‏موفق باشی، ملکهٔ یخ، ولی برنده منم‏

‏من از نسل درازی از مردهایی میام‏

‏که «کیر برتر» رو فتح کردن‏

‏واقعاً، ماروریک؟‏

‏تو بیشتر به زیرخور می‌خوری‏

‏منم زیرت می‌زدم،‏

‏ولی نمی‌تونم این‌قدر خم شم‏

‏هی! اون همکار منه‏

‏نمی‌تونی با یه زن این‌طوری حرف بزنی‏

‏اتفاقاً می‌تونم، چون سال ۲۰۰۳ـه؛‏

‏دورانی که این شوخی‌های جنسیت‌زده مجاز بود‏

‏و معمولاً بعدش بزن‌قدش می‌کردن‏

‏بزن قدش!‏

‏هوم‏

‏ها!‏

‏هاهاها!‏

‏به قدرتی که ایالتِ‏

‏هرجا که هستیم بهم داده، انتقامت رو می‌گیرم‏

‏شب خوش، شاهزادهٔ شیرین‏

‏اوه!‏

‏چرا، داک؟ چرا؟ تنها حدسم اینه‏

‏که چون به حرفم گوش نکردی‏

‏اگه گوش کرده بودی، قطعاً نمی‌مردی،‏

‏پس همه‌اش...‏

‏تقصیر خودته!‏

‏هوم‏

‏شرط می‌بندم می‌دونم آخرین‏ ‏چیزی که این مرد... دید چی بود‏

‏آخ!‏

‏این مقتول عین صفحهٔ آی‌ام‌دی‌بی نیک کیجه‏

‏هرچی بالاتر می‌ری،‏

‏اوضاع شلخته‌تر می‌شه‏

‏هاهاها! هی!‏

‏ فلوت و وردستش ‏

‏ گوس... یعنی داک... ‏

‏ برای بردن باید مسابقهٔ والیبال ‏ ‏ سکسی رو عالی پشت سر می‌ذاشتن، ‏

‏ ولی سرنوشت، درست مثل همکارهای معلمم ‏

‏ وقتی پیشنهاد فوندو می‌دادم، ‏ ‏ برنامهٔ دیگه‌ای داشت ‏

‏آخ!‏

‏ها!‏

‏داک!‏

‏با من حرف بزن، داک!‏

‏چرا وقتی گفتم «داک کن»، داک نکردی، داک؟‏

‏چون فکر کردی دارم اسمت رو می‌گم،‏

‏درحالی‌که «داک» رو به‌عنوان فعل به کار بردم؟‏

‏چون این یعنی همه‌اش...‏

‏تقصیر منه!‏

‏می‌تونم این یکی رو برای‏ ‏مسابقهٔ همکار مرده استفاده کنم؟‏

‏دیر رسیدی. استعفا دادم و نشانم رو تحویل دادم‏

‏یه کارآگاه خوب هیچ‌وقت نمی‌ذاره همکارش بمیره‏

‏شاید تو نذاشتی بمیره‏

‏شاید به قتل رسیده‏

‏ولی هیچ مدرکی از قتل نبود‏

‏شاید واقعاً کیر برتر باشی،‏

‏ولی وقتی پشت مدرک و قانون‏

‏و شلوار تازه‌اتوکشیده قایم می‌شی، کی می‌فهمه؟‏

‏بذار وارد ذهنت شم تا کمکت کنم‏

‏فراتر از وحشی‌ترین رویاهات رشد کنی؛‏

‏با در آغوش گرفتن آشوبی که‏

‏در تاریک‌ترین و عمیق‌ترین‏ ‏گوشه‌های ذهنت خوابیده‏

‏یعنی اون بخش مغزم که خاطرهٔ‏

‏رفیق صمیمی‌ام، ایلای، رو توش نگه داشتم؛‏

‏وقتی در سفر گشت ایمنی به واشنگتن‏ ‏یادم داد چطور خودارضایی کنم؟‏

‏اوم... می‌خوام این رو بشنوم،‏ ‏واقعاً هم خیلی خیلی می‌خوام،‏

‏ولی با من بیا‏

‏ایلای هم همین رو گفت‏

‏بسه دیگه با ایلای!‏

‏بهترین کارآگاه‌ها می‌تونن‏ ‏به چیزی دسترسی پیدا کنن‏

‏که اسمش رو گذاشتم «چارچوب‏ ‏عصبیِ ناخودآگاهِ کشف سرنخ»،‏

‏یا چَع‌ن‌کَس!‏

‏برای من زیادی کلمه داره‏

‏«ذهن جنایی» چطوره؟‏

‏آره، هرچی. این رو بخور تا آروم شی‏

‏نمی‌خورم. من الکل نمی‌نوشم‏

‏پس هیچ‌وقت کارآگاه بزرگی نمی‌شی‏

‏و توی جمع هم راهت نمی‌دن‏

‏فکر نکنم یه پیک ضرر داشته باشه‏

‏باید فراتر از سرنخ‌ها رو ببینی،‏

‏ترجیحاً از دریچهٔ فرهنگ عامه‏

‏والیبال! ساحل متروک!‏

‏ارتباط رو پیدا کن تا قاتل داک رو پیدا کنی!‏

‏خواهش می‌کنم. باید کمکم کنی‏

‏ولی باید قتل داک رو حل کنم‏

‏هوهو! ویلسون!‏

‏اوه، خدای من! خودشه‏

‏می‌خواد سرم کلاه‌گیس بذاره‏

‏و کارهای وصف‌ناشدنی باهام بکنه!‏

‏ولی اون بهترین بازیگر و‏ ‏مجری «اس‌ان‌ال» نسل ماست‏

‏آره، اما وقتی اینجا تنها می‌شیم،‏

‏زهرش رو توی وجودم می‌ریزه‏

‏اَه!‏

‏آها. زهر!‏

‏ویلسون!‏

‏اوه، خدا. داره میاد!‏

‏اوه! سلام رفیق‏

‏یه توپ کوچولوی سکسی ندیدی این اطراف قل بخوره؟‏

‏قدش تا قوزک پاست و موهای حصیری داره‏

‏باسنی هم داره که می‌شه نارگیل‏ ‏رو روش بالا و پایین انداخت!‏

‏یعنی تام هنکس، گنجینهٔ ملی،‏

‏با یه توپ ورزشی رابطه داشته؟‏

‏هوم. بازم از «اطلس ابری» منطقی‌تره‏

‏آره! نقطه‌ها رو به هم وصل کن!‏

‏به بی‌معنایی معنا بده!‏

‏زهر‏

‏داک‏

‏انگیزه‏

‏قتل‏

‏ویسکی‏

‏خالص. دوتاش کن‏

‏به‌عنوان برنده، باعث افتخاره ثابت کنم‏

‏خانم‌ها هم می‌تونن کیر برتر باشن‏

‏ـ نه به این زودی‏ ‏ـ اوه!‏

‏داک با ضربهٔ توپ والیبال کشته نشد‏

‏با زهری کشته شد که همکارت توی توپ گذاشته بود‏

‏تا نذاره جایزه رو ببرم‏

‏فقط برای حفظ برتری‌مون این کار رو کردم،‏

‏ولی از کجا فهمیدی؟‏

‏یه پیرمرد عجیب با حولهٔ سفیدِ‏

‏خیلی خیلی کوچیک بهم یاد داد‏

‏که چیزها همیشه اون‌طور که... جیغ می‌زنن نیستن‏

‏وو، اوه، اوه!‏

‏ حالا که فلوت رو به دشمن ‏ ‏ ایدئالم تبدیل کرده بودم، ‏

‏ بازی کوچیک موش‌وگربه‌مون ‏

‏ داشت نقطه‌نقطه‌نقطه شروع می‌شد، ‏

‏ و بهترین راه جشن‌گرفتنش رو می‌دونستم ‏

‏سلام. دنبال ایلای می‌گردم‏

‏شاید نباید از هیولای قارچی‏

‏به‌عنوان زباله‌دان استفاده کنیم‏

‏داره از نظر جثه واقعاً ماسکی می‌شه‏

‏ایلان ماسک چاق نیست‏

‏فقط باسنش عین مامان‌های پیکساره‏

‏صبر کن. این یکی خاطره زنده می‌کنه‏

‏وقتشه داستان اولین باری که‏ ‏گریمزبرگ رو ترک کردم بگم‏

‏بازم یه داستان دربارهٔ خودت؟‏

‏مگه نوع دیگه‌ای هم هست؟‏

‏سال، سال‌ها پیش بود‏

‏با ذهن جنایی‌ام به‌عنوان‏ ‏کارآگاه کولاک می‌کردم،‏

‏ولی داشتم عقل عادی‌ام رو از دست می‌دادم‏

‏سه‌گانهٔ بحران میان‌سالی رو زده بودم...‏

‏ازدواج کردم، بچه‌دار شدم، طلاق گرفتم‏

‏حالا که هارمونی و بچه‌اش کنار رفته بودن،‏

‏بالاخره می‌تونستم روی عشق واقعی‌ام تمرکز کنم،‏

‏یعنی قایم‌شدن از مشکلاتم لای کار‏

Grimsburg subtitles in other languages

More Farsi/persian subtitles for Grimsburg

Comentarios

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left