Las primeras 200 líneas.
پخش آنلاین ایرانی "فیلامینگو" تقدیم میکند اپلیکیشن
کریکت داوسون، تیم خنثی کننده بمب
ازم درخواست کن باهم بریم بیرون - گیج شدم -
کوپر یه چیزی در مورد بابای میسی گفت
ترسیدم که رابطه داشته باشی، واقعیته؟
داشتم به این فکر میکردم که آزمون بدنی رو بدم
آنجی، فکر نکن از درد عصبی تو دستت خبر ندارم
یه بمب داخل ماشینته
پسرم رفت زندان و بعدش باهام یه تماس گرفته شد
طرف درخواست پنج هزار دلار کرد وگرنه به مایلز آسیب میرسوندن
تماسهای باجگیری رو ردیابی کردیم
معلوم شد یه گوشی داخل زندان ایالت جورجیا هست
بمب رو پیدا کردیم شش دقیقه وقت داری ساختمون رو تخلیه کنی
کریکت مرد، کمترین کاری که از دستم برمیاد اینه که بفهمم کی دستور ساختن این بمبهارو داده
هیچکس داخل اون زندان نمیخواد با تو حرف بزنه
یه نفر رو میشناسم که خیلی دلش میخواد با من حرف بزنه
هدایام به دستت رسید؟
پونزده دقیقه قبل از من رسید اینجا - چی؟ چطوری؟ -
آماندا، نمیدونم طرف پورشه میرونه، از اگزوزش آتیش میزنه بیرون
نمیخوام با الستر تنها بشه
الان دارن گوشیم رو ازم میگیرن وقتی کارمون تموم شد بهت زنگ میزنیم، خب؟
هر اسلحهای که داری رو تحویل بده وقتی خواستی بیای بیرون تحویلشون میگیری
به اندازه کافی عجله ندارم به نظرت؟
روتین رو بلدم
مامور ویژه میشل
استارجیل هاردلی من سرپرست این مرکز هستم
بخاطر مامور داوسون تسلیت میگم
ممنون
باید با یکی از زندانیها مایلز هایاسمیت صحبت کنم
پدرش یکی از اهداف بوده - باشه خانم -
و طبق دستورات شما داخل انفرادیه، دنبالم بیاید
احتمالش هست بدونید همکارم الان کجاست؟
مامور ویژه ترنت داره جیمز الستر صحبت میکنه
عالی
خب، دنیا دیوونه شده
یه بمبگذاری تو مرکز جیبیآی و یه مامور کشته شده
فکر نمیکنی که من ربطی به این قضیه داشته باشم؟
اوه نه
نه، نه، بمبگذاری ماشین استایل تو نیست
ولی میدونی کارها اینجا چطور انجام میشه
چند تا سوال ازت دارم - شرمنده، من خیلی اهل حاشیه نیستم، کاری به کار بقیه ندارم -
لطفا، حواسم بهت بوده
خیلی خب، تو به عنوان مشاور حقوقی
تو درخواست تجدید نظر دوازدهتا زندانی اسمت آورده شده
داری طلاق یکی از نگهبانهارو انجام میدی
تجارت حسابی رونق گرفته
خیلی خب
باید بگم تحت تاثیر قرار گرفتم
پس بهم اهمیت میدی
مایلز، بابات تو حل کردن این پرونده نقش خیلی مهمی داشت
جیبیای حتما حواسش هست که جات امن باشه
عالی، ممنون
ببین، میدونم حین اون تماس ویدیویی نمیخواستی حرف بزنی
درک میکنم، ولی الان فقط من هستم
...پس اگه چیز دیگهای هست که میتونی بهم بگی
دیوارها حرف میزنن و میشنون
ترجمه و زیرنویس توسط اپلیکیشن فیلامینگو مترجم : Jackdaw
موشهای ساکت رو آروم بذار زیر تختهای محرک
و حسابی پر زرق و برقش کن، فهمیدی؟
این دستوراتی بود که به مرد بمبگذار داده شده بود
ولی مطمئنم خودم متوجهش شدی
قبل از اینکه بیام اینجا به دولینگو معتاد شده بودم
...پس یادگیری زبون محلی اینجا
صداش رو شناختی؟
نه
این تماس با یه گوشی قاچاقی گرفته شده داخل زندان کی از اینا میفروشه؟
خب، کلی نگهبان و زندانی هست، و میخوای بدونی کی اونارو میخره؟
همه
ردیابی یدونه گوشی یه بار مصرف داخل یه زندان با 2600 تا زندانی
کاری هست که فقط اگه از خودت متنفر باشی انجامش میدی
صبر کن
این توضیحش میده
خب، بابات حالش خیلی خوبه
دکترش براش رژیم با کلسترول پایین نوشته
و مطمئنم میدونی چطور جواب داده
تا وقتی که کلی نمک داشته باشه برام مهم نیست چه طعمی داره
نمک هم زیاد خوب نیست
یه لطفی به خودت بکن و رژیم مدیترانهای رو سرچ کن
بالاخره باید عمر کنیم، درسته؟ بخاطر یه چیزی میمیریم
به بابات میگم که حالت خوبه
و اگه نظرت عوض شد، و خواستی صحبت کنی
فقط دنبالم بگرد
سلام، آره ممنون که زنگ زدید
هی، بالشتی چیزی میخوای؟
نه، خوبم
ممنون، واقعا ممنونیم خیلی ممنون
خیلی خب، مدرسه درست شد
اجازه دادن هفته دیگه امتحان تاریخ بدی
خدا رو شکر
خب، نمایشگاه علوم هنوزم فرداست
پس پروژهات رو میبرم مدرسه
و خانم جانسون گفت که میتونه درستش کنه
خودم میتونم پروژهاش رو ببرم
مرخصی میگیرم میتونیم کل روز با هم وقت بگذرونیم
شاید صحبت کنیم
...اوه، آم
آره، تو کندلر پارک یه نوبت دارم
پس میتونم برسونمش
مکس، داخل اتاقته رفیق؟
انجامش ندادم
چی؟ - چی؟ -
نه، هفته پیش سه روز
رفتی خونه کوری تا روش کار کنی
چک نکردی؟
فکر میکردم همیشه تکلیفش رو چک میکنیم
خیلی خب، ما چک میکنیم؟
آخرین باری که تو چیزی رو چک کردی کی بوده؟
تو کارهای مدرسه رو میکنی فکر میکردم کارت اینه
کارم نیست، فقط انجامش میدم - بچهها، بس کنید -
سرم داره میکشتم
خیلی خب، ببین، قراره اینکارو کنیم
من یه پیتزا سفارش میدم
سهتامون میشینیم روی پروژه کار میکنیم دیرتر تحویلش میدی
نمره بدی میگیری، ولی حداقل کارت رو انجام دادی
و همین مهمه، خب؟
مایکل، بهت گفتم ازت میخوام بری
آره، این نوبتی که میگی چیه؟ ها؟
میدونی چیه؟ مشکلی نیست
خودم و مکس درستش میکنیم، مگه نه رفیق؟
خیلی خب، عالی
نقشههای سلول مایلز هایاسمیت رو آوردم
هر کدومشون به شیش تا سلول میره
همهشون میتونن صدای هم رو بشنون
اسم پنجتا زندانی دیگه که داخل خوشه مایلز هستن رو باید پیدا کنیم
اون اسمها مهم نیستن کسی قرار نیست چیزی بگه
امروز یه مامور رو حین انجام وظیفه از دست دادیم سرپرست
و فکر میکردم که بیشتر مشتاق باشید بفهمید مقصر کی بوده
من یه عملگرا هستم مامور
فقط میخوام بهتون اطلاع بدم که چی در مقابلتونه
خب، من یه شکاک هستم که به کسی اعتماد نداره
میدونیم با چی در طرفیم بخاطر همین نقشههارو آورده
و وایتبرد این چیزا
دوست داری نقشه رو بشنوی؟
الستر قراره با رویکرد دوستانه
به پنج نفر داخل لیست نزدیک شده
از زبون زندانشون استفاده میکنه
تا سعی کنه از داخل زندان به بیرون دستور بده
جیبیای این دستور رو میده، یا تو میدی؟
اولین مظنون یه قاتل قراردادی برای روسهاست
بریتانیایی صحبت میکنه، ولی بریتانیایی نیست پس اسمش رو گذاشتن
رینگو
یه مقدار سس بریز
چی گفتی رفیق؟
یه چکاوک آبی دارم که داری کفشم رو فشار میده
و باید نشونده بشه سر جاش، میخوای بندازی؟
هی، نوبت ماست بازی کنیم
باشه، باشه، باشه
نفر بعدی کیه؟
اون مکیه
و لقبش اصلا داستان جالبی نداره
میگن تو کسی هستی که مشکلی که بیرون از اینجا باشه رو حل میکنی
میشونیش سر جاش
نه
نه، تو فقط یه بچه هستی که اومدی تو کار بزرگترها
شاید بهتره تورو بشونم سر جات
چی؟
خیلی خب، این آدممونه
اگه بخواید میتونیم دخالت کنیم مامور
آره، به نظرم بهتره همین کارو کنیم
اوه نه، باید بهت هشدار میدادم
به جلساتت میرفتی؟ - بله خانم -
خدایا، باشه
...اینجوری صدام نزن، این
دارم به این قضیه اسپانسر عادت میکنم
حالا داری خانم صدام میکنی؟
بذار برات جبران کنم
پول قهوهات رو حساب میکنم
چون میرم سر کار
واقعا؟ جوئی عالیه کارت چی هست؟
داخل یه خونه تو بروکهیون کار میکنم
مثل یه کاخ میمونه
چطور پیش میره؟ از کارت لذت میبری؟
فقط یه دستگاه چمن زنی رو مثل احمقها هل میدم، ولی
هی معتاد مواد
مشکلی نداره خوشحال باشی
خیلی خب، خیلی خب پسرت یه کار پیدا کرده
خیلی خب، خودشه
هنوزم پول قهوه رو خودم میدم - نه -
بیخیال - باید برم -
گزارشهای تماس رو بررسی کن
نمیدونم این از کجا اومده
آره، ایناهاش
تماس به بمبگذارها این گوشی خودشه
صدات رو داریم مک
من رضایت ندادم صدام ضبط بشه
پیغام صوتی گذاشتی
با کی تماس میگرفتی مک؟
اصلا دلت نمیخواد همه چیز بیفته گردن تو
من با فلش کار میکنم، خب؟ ازم خواست که تماس بگیرم
فقط همین رو میدونم - فلش کیه؟ -
ران فلشوود
اون یارو که با تیر پنج نفر رو
حدود سی سال پیش تو پارک پیمونت کشت رو یادتونه؟
خواهش میکنم لطفا بهش نگید من لوش دادم
بیاید بریم با فلش صحبت کنیم - خواهش میکنم -
کدومتون فلش هستید؟
خیلی خب، اتاق رو لازم داریم برگردونیدش به سلولش
نه، تا وقتی که دیالیزش تموم نشده نمیتونه بره
جک آدم خوبیه
میتونه چیزایی که نیاز نیست به احمقها بگم رو بشنوه
No comments yet. Be the first to leave one.