Las primeras 200 líneas.
- شیر اضافه کنید و... یه تخممرغ؟
اوه! دههٔ نوده!
چرا صبحونه هنوز اینقدر سخته؟
- چرا با پایهای جدید دیلایتِ
لیتل بتسی، صبحونه رو آسون نمیکنید؟
مثل مجتمع ویکو با ویتامینها
و مواد معدنی غنی شده
پایهای دیلایت به همون سرعت و آسونیِ
ردشدن از بازرسی فرودگاه آماده میشن
- کار من نبود!
- و سه دهه بعد، دیگه زیاد «لیتل» نیست
ولی هنوز... یهجوری لیتل بتسیه
- کار من نبود!
- اینم از این - هیچوقت ازش خسته نمیشی؟
- از چی؟ اون پایها؟
چطور میتونم ازشون خسته بشم
وقتی اصلاً نخوردمشون؟
کار من نبود! - نه، منظورم این شخصیته
کل دوران کاریت رو
وانمود کردی یه بچهٔ شیطون و بانمکی
درحالیکه واضحاً زنی هستی که میتونه بچهای
همسن نقشی که بازی میکنی داشته باشه
نباید پشت سرش بذاری و جلو بری؟
یعنی دنیا دیگه از لیتل بتسی سیر نشده؟
نه، نه، نه!
- کار من نبو...
FILAMINGO-INTRO
حرفهایترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی «فیلامینگو» تقدیم میکند
- واقعاً «صبحبهخیر گریمزبرگ»
ببینیم ذهن جنایی دربارهٔ این یکی چی میگه
امروز در برنامه
اجرای موسیقایی گروه «کار خودش بود»
- هوم، راحت بود
لیتل بتسی میره حبس و زندان نوجوانان هم نیست
- اصلاً دلت براش نمیسوزه، فلوت؟
- هیچ آدم بالغِ محترمی نباید پای بخوره
اگه میخوای مواد گیلاسی بخوری
مثل مرد مستقیم از قوطی بخورش
یا مثل بازماندهٔ آخرالزمان زامبیها
- حتی دربارهٔ پای هم نظر جنجالی داری
- میدونستی اتاق سبز در واقع...
- حالت خوبه، سامرز؟ - هوم
- چون وقتی اون جنازهٔ خونی رو دیدی
انگار میخواستی بالا بیاری
من...
خوبم!
- داریم میریم دادگاه!
وکیل لیتل بتسی میگه بیگناهه
شهردار خیلی روشن گفته
یا این پرونده رو میبریم یا بیکار میشیم
- نگران نباشید، رئیس
همهچیز برای محکومکردنش همینجاست
- این محاکمهٔ یه سلبریتیه
- میفهمم مردم دوست دارن از ستارههاشون حمایت کنن
دارید به مردی نگاه میکنید که چند اشتراک پولی
اونلیفنز داره
ولی در برابر قانون همه برابریم
لیتل بتسی یکی رو زنده جلوی تلویزیون کشت، احتمالاً روی روکو هم
مردم از این یکی نمیگذرن
به من اعتماد کنید
- لیتل بتسی هیچ کار بدی نمیکنه
و اگه بگی کرده، اطلاعات مادربزرگت رو پخش میکنم
- باشه، طرفدارهای افراطی خودش رو داره
ولی من هم طرفدار عدالتم
هم تازه فهمیدم «استن» یعنی چی
و قاطعانه به
نظام حقوقیِ مشهوراً بیطرفمون باور دارم
- ببخشید، تازه از جلسهٔ کانون هواداری اومدم
مهم نیست هوادار چی
لونی، درخواست پیش از محاکمهای داری؟
- ممنون
همونطور که همه میدونیم، سال ۱۹۸۴
روی پلهبرقی مرکز خرید ولیویو از شکاف زمانی افتادم
و سر از اینجا درآوردم
پیش میاد
ولی اگه الان اونجا بودم دو کار میکردم
اول، یه کوالود میانداختم و مونواککنان میرفتم آرکید
دوم، از موکلم میخواستم اعتراف کنه
چون...
اون ویدئو انکارناپذیره
- دیدید؟ چی گفته بودم؟
جدی، چی گفته بودم؟
چون فکر کنم کووید طولانی گرفتم
- ولی سال ۱۹۸۴ نیست
امروزه
دورانی که سلبریتیهایی مثل موکل من
مجبورن با انواع دستکاری ویدئویی سروکله بزنن
فتوشاپ، CGI، حتی دیپفیکهایی مثل این ویدئو
که از ست روگن پیدا کردم
- اوه، دیگه علف نمیکشم
فقط ولادیمیر پوتین رو لازم دارم
که دوست درجهیک و عالی آمریکاست!
- بعد از دیدن اون، این قبلاً بهنظرم معتبر میاومد
ولی حالا کاملاً غیرقابلقبوله
- مدرک را غیرقابلقبول اعلام میکنم!
و لیتل بتسی را بانمک اعلام میکنم
- وحشت نکنیم
بدون اون نوار هم میتونیم ببریم
فقط تو رو میفرستیم جایگاه و محکومیت میگیریم
ولی باید بینقص بازی کنی
دیگه رفتار بیمحابا ممنوع
از این به بعد باید جمعوجورتر باشی
از دماسبی آریانا گرانده هم سفتتر
هیچی به خبرنگارها نگو، فهمیدی؟
فلوت؟
- میگن عدالت کوره
ولی بعد از امروز دیگه نمیتونم اینو بگم
تازه احتمالاً توهینآمیز هم هست، نه؟
اِم، عدالت کمبیناست؟
این بهتره
ولی بیشتر نگران حس بویایی عدالتم
چون نفهمید تمام اینها مزخرفه!
از رفتار ویژه با سلبریتیها خسته شدم
چرا باید قوانین مخصوص خودشون رو داشته باشن
مسابقات گلف خودشون رو
نسخهٔ مخصوص خودشون از «برادر بزرگ» رو؟
اونا از ما بهتر نیستن
همهمون شلوارمون رو یهجور میپوشیم
توی تاریکی و با دعا که هنوز اندازه باشه
پینیاتامن، بس کن!
اونا دیگه مردن!
- استن درشر، اینجایی
همین الان بزن کانال چهارده
با ضربهٔ چاقوی قاتل ادعایی
و بانمکِ قطعی، لیتل بتسی
- چرا داریم اینو میبینیم؟ - نمیفهمی؟
اگه لیتل بتسی سقوط کنه، شرکت پای دیلایت
و فرآوردههای نفتی به یه بچهپوستر جدید نیاز داره
- یعنی من؟
- چرا که نه؟
صورت داری
- صورت یه ستاره؟
- یه صورت
حالا یه نوار تست ازت میگیریم
کار رو میگیری و چشم به هم بزنی
دیگه هیچکس یادش نمیمونه
دربارهٔ نبرد ایووجیما رپ به سبک «همیلتون» خوندی
- راست میگی
ارتباط چشمیِ مداوم با همسنوسالهام، دارم میام!
- سر صحنهٔ جرم چی شد؟
اوه، اون؟
آره، فقط مجبور شدم برم...
یه قرار با... مربی دروغگوییم
- بیخیال سامرز، مربی دروغگویی؟
هر دومون میدونیم جری رفت تا فضانورد بشه
یا حداقل خودش اینطور گفت
بههرحال، مطمئنی بهخاطر خون نبود؟
- باشه، مچم رو گرفتی
از وقتی سیستمعاملم رو آپدیت کردم حتی نمیتونم به خون نگاه کنم
من کارآگاه قتلام
نمیتونم از دیدن خون حالم به هم بخوره
مثل اینه که فروشندهٔ فدورا
از دیدن عوضیها بدش بیاد
- اشکالی نداره، کمکت میکنم ازش رد بشی
- واقعاً فکر میکنی میتونی کمکم کنی؟
- معلومه، همیشه دارم فلوت رو سر یه چیزی راهنمایی میکنم
تازه به بیگ مایک هم برای ویپکشیدنش کمک کردم
جنیس رو راضی کردم با مادر واقعیش آشتی کنه
حتی به تونیِ فناوری کمک کردم بر ترسش از...
نون غلبه کنه
- آره، حالا عاشق نونم
واقعاً، واقعاً عاشقشم
- دیدی؟ تو هم همین میشی، ولی با خون
- بیخیال رئیس، حتماً یه کاری میتونیم بکنیم
- آره، میتونیم دنبال شغل جدید بگردیم
با قد و طول دستهام میتونم توی WNBA بازی کنم
یا توی فروشگاه زنجیرهای قفسه بچینم
با شکاف دستمزد جنسیتی در ورزش، شاید هر دو
بله، گروهبان بایداینوببینیدیس؟
وایسا، بذار حدس بزنم، «باید اینو ببینم»؟
درحالیکه محاکمه دوشنبه آغاز میشود
همه فقط دربارهٔ کارآگاه فلوت حرف میزنند
که نظر جنجالیاش دربارهٔ سلبریتیها
خود او را هم به یک سلبریتی تبدیل کرده
مردم احمقن
- اِم، منو نکش
- بکشمت؟ باید برعکس بکُشمت
به دنیات بیارمت؟ خلاصه عاشقش شدن
با آتش به جنگ آتش میریم
اگه اونا یه سلبریتی رو میبرن جایگاه
ما هم میبریم
برای نمای نزدیکت آمادهای؟
- خب رئیس، انگار خالکوبیای رو که گرفتم فراموش کردی
فقط برای جواب دادن به سؤالهایی مثل این
ای بابا
- فقط باید بهاندازهٔ لیتل بتسی مشهورت کنیم
بعد پرونده مال ماست
- ولی به اینهمه نور و دوربین
و پوشانندهٔ سیلیکونی نوک سینه عادت ندارم
البته اینجا خیلی سرده
- چیزیت نمیشه
اگه مضطرب شدی، تصور کن صحنهٔ جرمه
- دوباره خوش اومدید
ماروین فلوت، شما به رکگویی معروفید
پس چند نظر جنجالی دیگهتون رو میخوایم
اول، آناناس روی پیتزا
تاپینگ قابلقبوله یا باید جلوش رو گرفت؟
- آناناس روی پیتزا؟
اِم، خب، این...
صحنهٔ جرم
No comments yet. Be the first to leave one.