Las primeras 200 líneas.
آنچه گذشت...
خدایا - دیگه دارن حسابی شلیک میکنن -
نیمتونی این چیزارو شلیک کنی - این راهش نیست -
موسسه هارت صاحب اون تیمارستانیه
که خواهرت توش زندگی میکنه
این اتفاق تصادفی نیست
از من چی میخوای؟
فرمانبرداری
میخوام که این بمب هارو از تو گردنمون دربیاری
اگه اینکارو بکنیم، جفتمونو میترکونن
اون جعبه ای که اسلینک این ور اون ور میبره چی
میتونی اونو کاریش کنی؟
آره، ولی فرضا.
مسابقه، حدودا طی 30 مایل مارو میرسونه به تیمارستان
آماده انحراف هستی، باربی؟
البته که هستم
در طی یک روز کاری خسته کننده...
همه به یه خوراکی نیرو زا نیاز دارن...
شکلات اسمکس
حرف نداره، حاضرید واسه یدونه دیگش، آدم بکشید
هالووین شب ترسناکیه
غول ها و دیوها، باعث میشن جیغ بکشم
ترس و فلج شدگی...
صبح همگی بخیر
هالووین مبارک
برای همه یک چیز ترسناک وجود داره...
چند ساعتی، اوجشه
هیچکس بیخیال مهمونی مِیهم نمیشه
فقط باید مطمئن شیم، واسه مسابقه برمیگردیم
فکر کنم این اولین باریه که میبینم خوشحالی
چطور خوشحال نباشم؟
بالاخره دارم خواهرمو برمیگردونم
خب بعدش چی؟
با ما تا آخر مسابقه میاد؟
نمیدونم
به اونجاس فکر نکردم هنوز، خب؟
ولی ما نمیتونیم از شر این بمب ها خلاص شیم
و من هنوزم به پول جایزه نیاز دارم تا بتونم از خواهرم مراقبت کنم
اما حتی فکرشم نکن که اون نظریه مزخرف توطئه رو
بکنی تو مخ خواهر من
من میخوام هارت رو زمین بزنم، اما مردم مهم ترن
من بهت قول میدم که کارما تو اولویته
البته، اگه قرار باشه مغزامون منفجر بشن
هیچ کدوم اینا مهم نخواهد بود
خب، من فکر میکنم فقط یه راه هست
تا بفهمیم اسکولار بهمون دروغ گفته یا نه
تکون نخور، وگرنه به اندازه کافی اثر نمیکنه
اونو بدش به من، ابله
من فکر میکنم اگه میخوای یه کاری درست انجام بشه
باید خودت انجامش بدی
حرومزاده های آب زیرکاهه کوچولو
همیشه نمک میخورن و نمکدونو میشکونن
اخ، افسر بیلی
ریب بون کجاست؟
و قبل از اینکه بگی نمیدونم
بهتره بدونی، اون دریل رو میکنم تو مجرای ادرارت
نمیدونم
اینو بده به اسکولار
اون میدونه باهاش چیکار کنه
خوبه، هنوز نمردیم
مطمئنا دیگه تا الان اسلینک میدونه در رفتیم
موسسه هارت داره مردم بی خانمان رو بخاطر خونشون
سلاخی میکنه
تو یه بیمارستان روانی دنبال چی هستن؟
نمیدونم، واسه همینم باید بجنبیم
گریس، ما قراره مرخصش کنیم
کاغذ بازی داریم
نباید مثل مادر فولاد سپر، مسلح شی، خب؟
موسسه هارت، نمیذاره اون به همین راحتی مرخص شه
حالا هر چی هم که ازش بخوان، میدونی که
واسه همینم اگه بذاریم دوستام که اینجا هستن
پیشقدم بشن، اوضاع راحت تر پیش میره
تو ازم خواستی کمکت کنم
پس لطفا سعی کن به نظراتم احترام بذاری
باشه
خیلی خب
ولی میگن مادر فولاد زره، نه فولاد سپر
کصخل
به کین هیل خوش اومدید هالووین مبارک
میدونید که الان تو ماه ژوئن هستیم، نه؟ ( هالووین درماه اکتبر برگزار میشه)
من افسر بیلی هستم، ایشونم همسر منن...
من اومدم دنبال خواهرم، کارما دارجنتو
اگه مشکلی هست، میتونید با دکتر کلین فیلد تماس بگیرید...
اون منتقل شده
خیلی خب، تو حتی اصلا چک نکردی ببینی...
اون منتقل شده
داری سر به سرم میذاری؟
اون شکلات کوفتی رو بذار زمین....
آروم باش گریس ببخشید، آقا
میتونی با دکتر کلین فیلد تماس بگیرِی؟
میتونم واستون یه نقشه بکشم
خیلی خوبه
بدرد میخوره
خیلی خب، دیگه بسه - آروم...آروم باش، گریس -
قند خونت افتاده
فکر کنم وقتشه یه مافین بخوره ( مافین: نوعی کلوچه)
از اینجا به بعدشو خودمون میریم
خیلی ممنون از کمکتون
اگه خبری شد، در جریانمون بذارید عالی میشه
بهترین دوستت، همون پلیسه رفته مرخصی
اگه هنوزم تو فکر انتقامی
راهتو باز میذارم، که بری دنبالشون
خیلی وقت بود که میخواستم برم سراغ اون حیوون
فقط پلیسه
دختره رو زنده میخوام
مرده بدونش
ولی یه شرط دارم
کالیگولیا باید ماساژور خودشو داشته باشه
یکم استرسیه
این خط خطـیا، چپ رو نشون میدن یا راستو؟
بیخیال نقشه شو
اینجا یه مشکلی داره
خب تیمارستانه دیگه، چه توقعی داری؟
یه چیزی فرق میکنه
نه، نه، نه کمک، کمکم کنید، کمک
اینجا چقدر بزرگه؟
اونقدری بزرگ هست، که مجبور شیم تقسیم شیم
فکر خوبـیه
حتما خواب میدیدی
چرا هنوز منو بستین؟
ما بهت نیاز داریم، به یکم...
نمونه نیاز داریم
نمونه چی؟
مایعات بدنت به ما میگن که، کی هستی
ما باید ازشون برداشت کنیم
از همشون
شاید بخوایم بازم نمونه هایی با ویژگی تو، تولید کنیم
اگه این چیزیه که میخوای، فقط کافیه بهم بگی، عزیزم
واسه همینه که دوست دارم کریستوفر
همیشه دنبال نکته های مثبت میگردی
هی، دکتر کلین فیلد رو ندیدی؟
کلین فیلد؟
خب، اینجا بنظر جای عجیبی میاد
فقط خونسرد باش، خب؟
قراره چقد اینجا بمونیم؟
خیلی طول نمیکشه
اگه لوکاس زنگ بزنه چی؟
خب دوباره بهش زنگ میزنی
پشت بندش؟
فرداش
اون خیلی دوست داشتنیه
معلومه که هست، اسمش لوکاسه ها
اونجوری بهم نگاه نکن کارما
ببین، اینجا غرقه سیلیکونه
فقط اینطوری میتونم باعث جلب توجه پریمو بشم
تو بهتر از این حرفایی
آره، ولی دیگه کاری بیشتر از این دستمون برنمیاد
من شنیدم ،افرادی که تو مسابقه ماشینارو روبه راه میکنن، پولدارن
اونقدری پول میشه، که شاید بشه تورو دوباره فرستاد مدرسه
آره خوبه، ولی چرته
یعنی میگم، رالی تو آمریکا؟
هیچکس از پس تامین سوختش برنمیاد
نمیدونم، ولی باید امتحانش کنم
پولش اونقدری هست که نشه ردش کرد
پریمو دیگه چجور اسمیه؟
اسمش پریمو نیست
پریمو به برنده میگن، و...
فکر میکنم خیلی باحال میشه
ببین...
میدونم از این چیزا متنفری
چرا نمیری تو ماشین منتظر بمونی؟
نه، خوبم
سعی میکنم کنار بیام
ممنون
یدونه آبجو میخوری، مواد بی مواد
خصوصا رد
گرفتم
خیلی خب، حالا تو باید
وقتی بابایی میره اونجا
تا واسه صبحانه یکم بیکن جور کنه
یه سگ شجاع کوچولو باشی
بوس بده ببینم
هالووین مبارک
سطل شکلاتات خالیه
خب بگو ببینم...
چند وقته توئه احمق اینجارو میگردونی؟
بله...
بیخیال، شوخیت گرفته؟
تو واقعی هستی؟
معلومه که واقعی ام
خدایا شکرت، یه پلیس!
مجبورت نکردن اینجوری لباس بپوشی؟
نه، ما خودمون اومدیم تو
اینجا چه اتفاقی افتاده؟
صبح همگی بخیر
هالووین مبارک!
تو روز هالووین، بیمارا شورش کردن
اونا اختیار کل این خراب شده رو بدست گرفتن
یه هرج و مرج واقعی بود
و...و حالا، ما زندانی شدیم
خب، باید یه رئیسی کسی اینجا باشه
سلام، عوضی عوضی عوضی
چه حسی داره که با یه مشت روانی
تو یه جا زندونی باشی؟
و تـنها راه خروج از اینجا هم
منم!
لعنتی بیمارا از روشن شدن نورهای خطر خوششون نمیاد
وحشی شون میکنه
No comments yet. Be the first to leave one.