Blood Drive

Blood Drive

Descargar subtítulo en Farsi Persian

Temporada 1

Información de lanzamiento

Blood Drive S01E04 HDTV x264-SVA
Blood Drive S01E04 720p HDTV x264-SVA
Blood Drive S01E04 480p HDTV x264-RMTeam
Blood Drive S01E04 HDTV XviD-RMX
Blood Drive S01E04 720p HDTV HEVC x265-RMTeam
Blood Drive S01E04 1080p HDTV x264-CRAVERS
Blood Drive S01E04 1080p HDTV HEVC x265-RMTeam
Comentario por Cj_Hasdam
.::::: 30nama.us :::::.

Etiquetas

HDTV
hdtv
x264
HD
720p
720
x265
HEVC
480p
480
1080
XviD
Publicado el: 2017-07-08
Descargas: 42
Para personas con discapacidad auditiva: No

Vista previa de los subtítulos en Farsi Persian

Las primeras 200 líneas.

‫آنچه گذشت...

‫خدایا - ‫دیگه دارن حسابی شلیک میکنن -

‫نیمتونی این چیزارو شلیک کنی - ‫این راهش نیست -

‫موسسه هارت صاحب اون تیمارستانیه

‫که خواهرت توش زندگی میکنه

‫این اتفاق تصادفی نیست

‫از من چی میخوای؟

‫فرمانبرداری

‫میخوام که این بمب هارو از تو گردنمون دربیاری

‫اگه اینکارو بکنیم، جفتمونو میترکونن

‫اون جعبه ای که اسلینک این ور اون ور میبره چی

‫میتونی اونو کاریش کنی؟

‫آره، ولی فرضا.

‫مسابقه، حدودا طی 30 مایل مارو میرسونه به تیمارستان

‫آماده انحراف هستی، باربی؟

‫البته که هستم

‫در طی یک روز کاری خسته کننده...

‫همه به یه خوراکی نیرو زا نیاز دارن...

‫شکلات اسمکس

‫حرف نداره، حاضرید واسه یدونه دیگش، آدم بکشید

‫هالووین شب ترسناکیه

‫غول ها و دیوها، باعث میشن جیغ بکشم

‫ترس و فلج شدگی...

‫صبح همگی بخیر

‫هالووین مبارک

‫برای همه یک چیز ترسناک وجود داره...

‫چند ساعتی، اوجشه

‫هیچکس بیخیال مهمونی مِیهم نمیشه

‫فقط باید مطمئن شیم، واسه مسابقه برمیگردیم

‫فکر کنم این اولین باریه که میبینم خوشحالی

‫چطور خوشحال نباشم؟

‫بالاخره دارم خواهرمو برمیگردونم

‫خب بعدش چی؟

‫با ما تا آخر مسابقه میاد؟

‫نمیدونم

‫به اونجاس فکر نکردم هنوز، خب؟

‫ولی ما نمیتونیم از شر این بمب ها خلاص شیم

‫و من هنوزم به پول جایزه نیاز دارم ‫تا بتونم از خواهرم مراقبت کنم

‫اما حتی فکرشم نکن که اون نظریه مزخرف توطئه رو

‫بکنی تو مخ خواهر من

‫من میخوام هارت رو زمین بزنم، اما مردم مهم ترن

‫من بهت قول میدم که کارما تو اولویته

‫البته، اگه قرار باشه مغزامون منفجر بشن

‫هیچ کدوم اینا مهم نخواهد بود

‫خب، من فکر میکنم فقط یه راه هست

‫تا بفهمیم اسکولار بهمون دروغ گفته یا نه

‫تکون نخور، وگرنه به اندازه کافی اثر نمیکنه

‫اونو بدش به من، ابله

‫من فکر میکنم اگه میخوای یه کاری درست انجام بشه

‫باید خودت انجامش بدی

‫حرومزاده های آب زیرکاهه کوچولو

‫همیشه نمک میخورن و نمکدونو میشکونن

‫اخ، افسر بیلی

‫ریب بون کجاست؟

‫و قبل از اینکه بگی نمیدونم

‫بهتره بدونی، اون دریل رو میکنم تو مجرای ادرارت

‫نمیدونم

‫اینو بده به اسکولار

‫اون میدونه باهاش چیکار کنه

‫خوبه، هنوز نمردیم

‫مطمئنا دیگه تا الان اسلینک میدونه در رفتیم

‫موسسه هارت داره مردم بی خانمان رو بخاطر خونشون

‫سلاخی میکنه

‫تو یه بیمارستان روانی دنبال چی هستن؟

‫نمیدونم، واسه همینم باید بجنبیم

‫گریس، ما قراره مرخصش کنیم

‫کاغذ بازی داریم

‫نباید مثل مادر فولاد سپر، مسلح شی، خب؟

‫موسسه هارت، نمیذاره اون به همین راحتی مرخص شه

‫حالا هر چی هم که ازش بخوان، میدونی که

‫واسه همینم اگه بذاریم دوستام که اینجا هستن

‫پیشقدم بشن، اوضاع راحت تر پیش میره

‫تو ازم خواستی کمکت کنم

‫پس لطفا سعی کن به نظراتم احترام بذاری

‫باشه

‫خیلی خب

‫ولی میگن مادر فولاد زره، نه فولاد سپر

‫کصخل

‫به کین هیل خوش اومدید ‫هالووین مبارک

‫میدونید که الان تو ماه ژوئن هستیم، نه؟ ‫( هالووین درماه اکتبر برگزار میشه)

‫من افسر بیلی هستم، ایشونم همسر منن...

‫من اومدم دنبال خواهرم، کارما دارجنتو

‫اگه مشکلی هست، میتونید با دکتر کلین فیلد تماس بگیرید...

‫اون منتقل شده

‫خیلی خب، تو حتی اصلا چک نکردی ببینی...

‫اون منتقل شده

‫داری سر به سرم میذاری؟

‫اون شکلات کوفتی رو بذار زمین....

‫آروم باش گریس ‫ببخشید، آقا

‫میتونی با دکتر کلین فیلد تماس بگیرِی؟

‫میتونم واستون یه نقشه بکشم

‫خیلی خوبه

‫بدرد میخوره

‫خیلی خب، دیگه بسه - ‫آروم...آروم باش، گریس -

‫قند خونت افتاده

‫فکر کنم وقتشه یه مافین بخوره ‫( مافین: نوعی کلوچه)

‫از اینجا به بعدشو خودمون میریم

‫خیلی ممنون از کمکتون

‫اگه خبری شد، در جریانمون بذارید ‫عالی میشه

‫بهترین دوستت، همون پلیسه ‫رفته مرخصی

‫اگه هنوزم تو فکر انتقامی

‫راهتو باز میذارم، که بری دنبالشون

‫خیلی وقت بود که میخواستم برم سراغ اون حیوون

‫فقط پلیسه

‫دختره رو زنده میخوام

‫مرده بدونش

‫ولی یه شرط دارم

‫کالیگولیا باید ماساژور خودشو داشته باشه

‫یکم استرسیه

‫این خط خطـیا، چپ رو نشون میدن یا راستو؟

‫بیخیال نقشه شو

‫اینجا یه مشکلی داره

‫خب تیمارستانه دیگه، چه توقعی داری؟

‫یه چیزی فرق میکنه

‫نه، نه، نه ‫کمک، کمکم کنید، کمک

‫اینجا چقدر بزرگه؟

‫اونقدری بزرگ هست، که مجبور شیم تقسیم شیم

‫فکر خوبـیه

‫حتما خواب میدیدی

‫چرا هنوز منو بستین؟

‫ما بهت نیاز داریم، به یکم...

‫نمونه نیاز داریم

‫نمونه چی؟

‫مایعات بدنت به ما میگن که، کی هستی

‫ما باید ازشون برداشت کنیم

‫از همشون

‫شاید بخوایم بازم نمونه هایی با ویژگی تو، تولید کنیم

‫اگه این چیزیه که میخوای، فقط ‫کافیه بهم بگی، عزیزم

‫واسه همینه که دوست دارم کریستوفر

‫همیشه دنبال نکته های مثبت میگردی

‫هی، دکتر کلین فیلد رو ندیدی؟

‫کلین فیلد؟

‫خب، اینجا بنظر جای عجیبی میاد

‫فقط خونسرد باش، خب؟

‫قراره چقد اینجا بمونیم؟

‫خیلی طول نمیکشه

‫اگه لوکاس زنگ بزنه چی؟

‫خب دوباره بهش زنگ میزنی

‫پشت بندش؟

‫فرداش

‫اون خیلی دوست داشتنیه

‫معلومه که هست، اسمش لوکاسه ها

‫اونجوری بهم نگاه نکن کارما

‫ببین، اینجا غرقه سیلیکونه

‫فقط اینطوری میتونم باعث جلب توجه پریمو بشم

‫تو بهتر از این حرفایی

‫آره، ولی دیگه کاری بیشتر از این دستمون برنمیاد

‫من شنیدم ،افرادی که تو مسابقه ماشینارو روبه راه میکنن، پولدارن

‫اونقدری پول میشه، که شاید بشه ‫تورو دوباره فرستاد مدرسه

‫آره خوبه، ولی چرته

‫یعنی میگم، رالی تو آمریکا؟

‫هیچکس از پس تامین سوختش برنمیاد

‫نمیدونم، ولی باید امتحانش کنم

‫پولش اونقدری هست که نشه ردش کرد

‫پریمو دیگه چجور اسمیه؟

‫اسمش پریمو نیست

‫پریمو به برنده میگن، و...

‫فکر میکنم خیلی باحال میشه

‫ببین...

‫میدونم از این چیزا متنفری

‫چرا نمیری تو ماشین منتظر بمونی؟

‫نه، خوبم

‫سعی میکنم کنار بیام

‫ممنون

‫یدونه آبجو میخوری، مواد بی مواد

‫خصوصا رد

‫گرفتم

‫خیلی خب، حالا تو باید

‫وقتی بابایی میره اونجا

‫تا واسه صبحانه یکم بیکن جور کنه

‫یه سگ شجاع کوچولو باشی

‫بوس بده ببینم

‫هالووین مبارک

‫سطل شکلاتات خالیه

‫خب بگو ببینم...

‫چند وقته توئه احمق اینجارو میگردونی؟

‫بله...

‫بیخیال، شوخیت گرفته؟

‫تو واقعی هستی؟

‫معلومه که واقعی ام

‫خدایا شکرت، یه پلیس!

‫مجبورت نکردن اینجوری لباس بپوشی؟

‫نه، ما خودمون اومدیم تو

‫اینجا چه اتفاقی افتاده؟

‫صبح همگی بخیر

‫هالووین مبارک!

‫تو روز هالووین، بیمارا شورش کردن

‫اونا اختیار کل این خراب شده رو بدست گرفتن

‫یه هرج و مرج واقعی بود

‫و...و حالا، ما زندانی شدیم

‫خب، باید یه رئیسی کسی اینجا باشه

‫سلام، عوضی عوضی عوضی

‫چه حسی داره که با یه مشت روانی

‫تو یه جا زندونی باشی؟

‫و تـنها راه خروج از اینجا هم

‫منم!

‫لعنتی ‫بیمارا از روشن شدن نورهای خطر خوششون نمیاد

‫وحشی شون میکنه

More Farsi Persian subtitles for Blood Drive

Comentarios

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left