Las primeras 193 líneas.
میتونی آکیرا هینو رو بکشی؟
بله
سه هفته قبل
ازم میخوای
یه مأمور تصفیه رو تصفیه کنم؟
بله
ولی اون جزو رتبههای بالاست
کشتنش راحت نیست
مهمتر از همه، مدرک نداریم
مدرک؟
مدرک برای اینکه ببینیم کشتنش لازمه یا نه
جزئیات توی پروندهست
پروفایل آدمکش، آکیرا هینو
باهاش کار کن تا بهت اعتماد کنه
مدرکی که لازم داریم رو پیدا کن و بعد بکشش
مأموریتت اینه
تصفیه کردنِ مأمور تصفیه، من رو میکنه
مأمورِ تصفیهیِ مأمورِ تصفیه
چه دردسری
چرا من؟
برای اینکه مطمئن بشیم رابطهی عاطفی شکل نمیگیره
اونا یکی مثل تو رو انتخاب کردن که مهارتهای ارتباطیش ضعیفه
اگه سوگیموتو بود، شاید زیادی با هم جور میشدن، مگه نه؟
وقتی این اتفاق بیفته، اشتباه پیش میآد
نکتهی خوبیه
من تو حرف زدن با بقیه خوب نیستم
پس اصلاً با هم صمیمی نمیشیم
من برای کارهای نفوذی عالیام
هر کاری میکنی بکن، ولی باهاش دوست نشو
نه اینکه نگران باشم
تو اصلاً حموم میری؟
دوست ندارم برم
دوست نداری؟
بچه که نیستی. خودت رو تمیز کن
میدونی تمام روز کنار تو بودن چه حسی داره؟
خودت چی؟
اون... شامپو بدنی که استفاده میکنی
داری بوی خودت رو توی صحنه جا میذاری
پس تو هم باید سیگار رو ترک کنی. بوش به لباسهای من میچسبه
اینطوریه؟ اوه، واقعاً معذرت میخوام
وقتی اول بار دیدمت، یه کلمه هم حرف نمیزدی
حالا انقدر بزرگ شدی که از من انتقاد میکنی
آره خب، وقتی اول بار منو دیدی
داشتی ادای آدمهای ترسناک رو درمیآوردی
تمومش کن! ادا نبود، باشه؟
دردم اومد. تمومش میکنی؟
هر کاری میکنی بکن، ولی باهاش دوست نشو
این بده
نظرتون چیه، آقای کانهناری؟ علاقهمند هستین؟
اگه الان عضو بشین
امتیاز اضافه میگیرید ۱۰۰۰
همونطور که اینجا دیده میشه
راستش، چند نفر هستن که دلم میخواد از شرشون خلاص شم
زمانبندیتون عالیه
حتماً دارم میترسونمت، خانوم کوچولو
اون هنوز تازهکاره. باهاش راه بیا
اگه دخترهایی مثل تو سراغ اینجور کارها میآن
فاتحهی ژاپن خوندهست
قضیه چیه؟
دوستپسرت مجبورت کرده برای صاف کردن بدهیهاش این کار رو قبول کنی؟
هان؟
اسم من «خانوم کوچولو» نیست
سو-گی-مو-تو-ـه
فهمیدی؟
ببخشید
خب، دیگه میسپرمش به شما. درسته
بیاین یه وقت دیگه باز با هم بریم نوشیدنی بخوریم
اوه، فکر خوبیه
ممنون که اومدی خانوم کوچولو. نه، ممنون
اوه، خیلی معذرت میخوام! منو ببخشید
خیلی متأسفیم! ببخشید
دیگه تکرار نمیشه! نگران نباشید
میدم دخترها تمیزش کنن
اوه، واقعاً بابت دردسر عذر میخوام
اوه، خیلی ممنونم. شرمنده
متأسفم. حوله لازم دارید؟
اوه، ببخشید. خیلی ممنونم
دفعهی بعد اصلاً دلم نمیخواد تو رو با خودم بیارم
معذرت میخوام
اوه، و دفعهی بعد که ارائه درست میکنی
کلمههایی مثل «کشتن» رو توش نیار
حال آدم رو میگیره
ولی اونا مشتریهایی هستن که دستور ترور میدن، مگه نه؟
نه، ببین
تو که برای توضیح دادنِ غذاهای گوشت خوک، نمینویسی «خوکِ مرده»، مینویسی؟
تا بیست و هشتم درستش کن
الو؟
اوه ببخشید، تا کی؟
همین الان بهت گفتم، نگفتم؟
ببخشید، نشنیدم. گفتم «بهت گفتم!»
یه بار دیگه... بهت گفتم، باشه؟
مغزت رو جا گذاشتی؟
بچه آدمکشها: هر روز
بچه آدمکشها: هر روز
به چی نیشت بازه؟ بیا بریم
اوه. ببخشید
اه
حالا انگار داره بارون هم میآد
آب رو ریخت
کاش یکی رو میفرستادن که واقعاً به درد بخوره
اوه، ببخشید
من
یه جای زخم گلولهی قدیمی توی شکمم داره اذیتم میکنه
وقتی بارون میآد ورم میکنه
ببخشید، ولی اشکالی نداره من زودتر برم؟
چی؟
حالت خوبه؟
اوه، ببخشید، بله
خب
باید مراقب سلامتیت باشی
برو یه کم استراحت کن
خیلی ممنونم
میخواستم از چیساتو بخوام لیست مشتریها رو آپدیت کنه، ولی
مائو؟
میتونم از تو بخوام؟
از من؟
البته
مراقب خودت باش
معذرت میخوام
درد میکنه
چی؟
حالت خوبه؟ با اجازهتون
معذرت میخوام
آمبولانس میخوای؟
نه، اون نه، خواهش میکنم
خب
میشه بیام تو تا بارون بند بیاد؟
با اجازه
انگار بارون داره قطع میشه
اوه، ولی خیلی بهترم. خیلی ممنون
خوشحالم که اینو میشنوم
نمیدونم چی شده ولی دلپیچه داری؟
هان؟
این رو بخورم؟ حتماً. مهمونِ ما باش
ممنون
بابت غذا ممنون
چه داغه
خوشمزهست
چیزی میخوری؟
اشکالی نداره؟
هر چی دوست داری
در این صورت
دقیقاً همونطوریه که دوست دارم
چرا غذاهای چینی توی اینجور رستورانهای وارفته همیشه انقدر خوشمزهست؟
بله
خودشه
برنج سرخشده باید اینطوری باشه
اوه. این خودش نیست؟
«یومِتو مائوری.»
قدیما آدمکش فوقالعادهای بود
حتی تا رتبهی سوم هم بالا رفت
واقعاً؟
«حین انجام وظیفه تیر خورد و بازنشسته شد...»
«به خاطر عوارض ناشی از زخم.»
«الان با حمایت صنف زندگی میکنه.»
آهان
حتی بعد از بازنشستگی هم ازت حمایت میکنن؟
«صنف خیلی مهربونه...»
«باقی عمرم رو در آرامش میگذرونم تا به صنف ادای احترام کرده باشم.»
یا اینطوری میخوان که فکر کنی. ولی در واقع، فقط یه سگ دستآموزی
وای. چه ترسناک
و بعدش
وقتی بخوان هزینهها رو کم کنن، حمایتها قطع میشه
که یعنی تصفیه
خدایا، از این کارها متنفرم
حال آدم رو به هم میزنه
بیخیال این یکی بشیم؟ بریم خونه؟
بریم؟
به جاش یه نوشیدنی خیلی میچسبه
خوبه. میتونیم بریم یوئنو «موتسویوکی» بخوریم
جدی میگی؟
جدیِ جدی
حاضری؟ بزن بریم
وای پسر، ترکیدم
خوشحالم که حالت بهتر شد
بازم میآم! حتماً
ما همیشه بازیم. ممنون
مراقب خودت باش
مراقب باش. حتماً
خب، خب
داشتی فیلم بازی میکردی؟
واقعاً که خندهداره
فیلم بازی نمیکردم. تازه حالم داشت
من امثال تو رو زیاد دیدم که همیشه دنبال جلب ترحمن
آقای یاماشیتا و مائو
باید در این مورد بدونن
رستوران چینی هِیان
خیلی خب. برو سراغ تمیزکاری
خسته نباشی
آره، خسته نباشی. خسته نباشی
خیلی خب. بریم بعدی
باشه
راستی
No comments yet. Be the first to leave one.