Las primeras 200 líneas.
من همیشه خودمو با بدترین شرایط وفق می دم
زندگی در پارانویا ، حرکت با دقت
این زندگی منه
در دنیای مواد مخدر ، قتل ، برده داری
من باور نمیکنم چیزایی که در 9 سال اخیر توی زندگیم اتفاق افتاده
نمیدونم
همه چیز می تونست از جهات مختلف اتفاق بیفته
می دونم که اون باید دلایل خودشو برای کاری که انجام می داد ، داشته باشه
بر اساس رمان JA Redmer به کشتن سارای
خوش آمدی
خانه من خانه شماست
به نوشیدنی دعوتت می کنم
بشین
چیزی میل داری؟
بهترین تکیلا تو مکزیکه
نباید یکباره بنوشید
آرام آرام بنوش...
"شش میوه"
من قبول کردم که بیام چون شما به من قول دادید ، وقت خودمو تلف نمی کنم
فاحشه را بگیرید ، وگرنه هیچ چیز برای گفتگو نداریم
من خواهر او هستم ، تو احمقی
اون کیه؟
نمی دونم.
اما قطعاً از اینجا نیست.
بهتره
... پس بیایید در مورد کار صحبت کنیم
3 میلیون برای سر گوزمن.
طبق دستور ، قیمت شما 2 میلیون است؟
چه پیشنهادی سخاوتمندانه
یا خیلی ناامید کننده ...
نمی دونم چرا فکر می کنم کسی که شما می خواهید بکشم حاضر است برای سر شما بیشتر بپردازد؟
اجازه ندهید سبب علاقه شما باشد.
حق با شماست.
تنها نکته مهم این است که بگوییم گیلرمو پشت من ایستاده است ...
اینکه او اسلحه خود شو پایین میاره و اگر در مدت سه ثانیه این کارو انجام نده ، میمیره.
تمیزش کن.
چه کار می کنی؟
وسایل خودتو بردار ما از اینجا میریم
از کجا اینو گرفتی؟ - ما وقت نداریم ، لیدیا. بیا از اینجا بریم.
نه سارای نمی تونم برم.
به من اعتماد کن. همه چیز خوب میشه
این مرد تنها راه ماست. - خاویر هر دو ما را می کشه.
برمی گردم قول میدهم.
خودتو بپوشون وانمود کن که خوابی.
بله ... شما مهارت خودتون را ثابت کردید.
من سعی نکردم چیزیو ثابت کنم ، خاویر.
لعنتی! سه میلیون.
شما پیشنهاد را قبول دارید؟
3 و نیم
قیمت من یکم قبل جهش کرد!
پسر عوضی
خوب.
اما فقط در صورت انجام این کار در کمتر از یک هفته.
وقتی کار تمام شد با شما صحبت خواهم کرد.
برو
منو از اینجا ببر.
بدون معطلی
اسمت چیه؟
اسم من سارایی است.
خاویر وقتی 14 ساله بودم منو دزدید.
تو باید به من کمک کنی
چرا فکر می کنی به تو کمک می کنم؟
چرا این کار را نمی کنی
کار من هم آغوشی نیست!
پس ، شغل تو چیه؟
کشتن افراد با خونسردی؟
می تونی منو به مرز ببری؟
تو می تونی کاری را که می خواهی انجام بدی ، اما لطفاً اجازه بده از مرز رد بشم.
اگر منظورت مرز ایالات متحده هست ، باید بدونی که مسافتش بیشتر از اون چیزی هست که می خوام تو ماشین من باشی.
چقد طول میکشه؟
می تونی به من بگی کجا هستیم؟
خوب.
اگر نمی خوای به من کمک کنی ، ماشین رو نگه دار،من تنها میرم.
سارای ، بلند شو. خاویر می خواد تو رو ببینه.
من با تو حرف می زنم، احمق.
سارای کجاست؟
نمیدونم
تو نمیدونی؟
من با بقیه فرق دارم.
من مورد علاقه خاویر هستم.
می تونی از من به عنوان ضمانت استفاده کنی.
چرا فکر می کنی به ضمانت نیاز دارم؟
اون به تو سه میلیون دلار پرداخت کرد؟
اون اینجوری کار نمیکنه
می دونم خاویر چطوری کار می کنه.
اگر او الان پولو کامل به تو نداده ، هرگز اونو به تو نمی ده.
اون ترجیح می ده تو رو بکشه تا این کار را انجام بده.
تو میری؟
نه! تو منو به مرز میبری
خاویر، سارای فرار کرد!
من همه جا رو گشتم اینجا نیست. شما باید این حرامزاده را بگیرید. حتما با اون فرار کرده.
خاویر ، به من گوش می کنی؟ من با تو صحبت میکنم.
سارای فرار کرد!
چرا مورد علاقه اون هستی؟
من خریداری نشده بودم
مادرم من رو به اینجا آورد.
خاویر چیزی رو در من دید که توی دیگران ندیده .
اون اسمشو عشق میگذاره . و من میگم بیمار وسواسی .
من فقط می خوام برم خونه.
من می تونم به تو پول بدم و راهی پیدا کنم.
من رو حرفم میمونم
این تنها چیزیه که من دارم
من از تو مخفی نمیشم. بدهی خودمو پرداخت می کنم.
اگر فروشنده مواد مخدر فکر می کنه که عاشق تو هست ، نباید از من پنهان بشی.
پس ، تو خطر منو می دونی.
این هنوز وظیفه من نیست.
اگر یه دختر یا خواهر داشتی ، اهمیت می دادی.
من زندگی خودمو داشتم قبل از اینکه مادرم منو از اسپانیا بیاره اینجا
زیاد نه ، اما ... حداقل او.
چه کار می کنی؟
منو نکش.
تکون نخور!
از اینجا بیرون نیا.
سارای کجاست ؟!
ایزل
خاویر می خواد بدونه چرا اونو بردی؟!
بشین
نه ، فکر می کنم اشتباه میکنی ، اگر فکر می کنی برای بازدید از اینجا اومدم!
سارای رو برام بیار.
یا اگر می خوای ، ما می تونیم برای لحظه ای تنها باشیم. تو و من...
دوست داری؟!
ترجیح میدی به من شلیک کنی تا منو بکنی؟!
ترجیح می دم.
ساری رو بیار
من بهت گفتم بنشینید!
شما می تونید بگید که هدف واقعی خاویر از استخدام من چی بوده.
منظورت چیه؟
اگر خاویر می خواست گوزمن رو بکشه ، هیچ کدوم از افرادش نمیخواستن به سمت من شلیک کنند!
خاویر می خواهد گوزمن بمیره.
در غیر این صورت او به تو اجازه نمی ده با پول بری.
اگر گوزمن را بکشم ، به سختی می تونم پول بیشتری کسب کنم.
دقیقا. تو حتی فکرشم نمیکنی که ...
این زن خریداری و فروخته نشده است.
من از شما نپرسیدم
لازم نبود.
می فهمم،تو نقش یک قهرمان را بازی می کنی.
بیاید بگیم این ضمانت پول منه.
خاویر این ایده رو دوست نداره چون این زن جزئی از قرارداد نیست.
من اهمیتی نمی دم که خاویر چی فکر می کنه.
برو به اون بگو که از این به بعد معاملمون اینه.
دختر تا زمانی که گوزمن رو بکشم پیش منه.
بعدا دخترو با پول من مبادله میکنیم.
تو هیچی نمی فهمی ، احمقی.
در صورت نیاز به فاحشه ، خاویر می تونه هر چیزی که می خوای بهت بده.
اما این زنو به تو نمیده.
تو فقط هیولا را از خواب بیدار میکنی.
و من فکر نکنم که تو اینو بخوای!
دستان پشت صندلی.
لعنت بهت...
تو مادر خرابی.
دستاتو بزار پشت صندلی.
سارای.
از دستشویی بیا بیرون.
بیا اینجا.
به اون گفتی خاویر هر وقت می خواست تو را داشت؟
ها؟
نگرانش نباش او بهتر از من ، خواهر خودش ، با این عوضی رفتار می کنه.
اینطور نیست.
توی کیف یه طناب هست. بیرون بیار
دستشو ببند
لیدیا به خاطر تو . مجازات میشه
اما تو اینو میدونستی.درسته سارای؟
برام مهم نیست که چه اتفاقی برای اون می افته.
فکر نمی کنم دوباره به اونجا برم.
آرومتر!
خوب. ازش دور شو.
به خاویر بگو هروقت خواستم باهاش تماس می گیرم.
بیا بریم.
برگرد ، شما حرامزاده اید. شما از الان مرده هستید!
صدامو میشنوی!
مردید!
نمیخوای اسمتو به من بگی؟
ویکتور.
اهل کجایی.ویکتور؟
غذاتو تموم کن.
تو اسم منو میدونی.میدونی از کجا اومدم!
چرا حرف نمی زنی
حداقل می تونی به من بگی که اهل کجایی.
من در کوبا متولد شدم.
من یک برادر کوچکتر دارم. مادر من مکزیکی است و پدرم کوبایی بود!
بود؟ مرده؟!
این اولین قتل من بود.
پدرت را کشتی؟
چرا؟ - من فکر می کنم تو به اندازه کافی در مورد من می دونی.
باید برم توالت.
جدی؟! میخوای توی توالت وایسی؟!
یا بامن باش یا اصلا!
بیرون نرو.
چی شده؟
اونا برای تو اومدند.
بیا بریم.
ماشین جدید میخوای؟
همشون مردند.
حروم زاده.الان میخوای کجا بری؟
لیدیا
اینجا کجاست؟
شبو اینجا می گذرونیم.
اینجا امنه.
پس،اگر میخوای یه دوش بگیر.
ویکتور.
No comments yet. Be the first to leave one.