Las primeras 200 líneas.
..::.. رویــال گــروپ بــا افــتخار تــقدیم میـکند ..::.. سـقز جـنب مـسجد جـامع
میخوام یه چیزی بهت بگم
من آدم بدی بودم
بیشتر طول عمرم آدم بسیار بدی بودم
من یاد گرفتم که به هیچکس اعتماد نکنم
من اعتمادم رو نسبت به انسان ها از دست دادم
و تصمیم گرفتم که توی زندگیم...
یک کاری انجام بدم
تنها یک چیز خوب، قبل از اینکه بمیرم
حتی اگه موقع انجام دادنش بمیرم
اینکار رو باید برای بخشایش خودم انجام بدم
جان پشت در هستش
مثل هميشه من ازت ممنونم که اينجايي- اوه بله-
لطفا بشينيد
يه مشکلي هست
به من اطلاع دادن که يه مشکل جدي داريم
خوب در مورد افغان هاست
اين داره تلاش ميکنه که يه تکنولوژي رو به سرقت ببره و تو بازار سياه بفروشتش
يه منبع بهمون گفت که اون تو پاکستان هستش
اون خيلي باهوشه و با دقت ازش محافظت ميشه
حزب ازتون خواسته تا منو استخدام کنيد؟
اين يه شريک جديده
شریک جدید؟
جان تو یه بازیکن ویژه توی دنیایی!
و من فقط با تو تماس گرفتم و ميدونم که فقط کار خودته
ميتونم بسيار ملايم و بي سر و صدا انجامش بدم
اما اگه یجورایی بخوای از من برای تبلیغات سیاسی استفاده کنی، برمیگردم و میکشمت
فقط میخوام که اینو بدونی
گوش کن
این به این معنیه که اینکارو میکنی؟
به این معنیه که بررسیش میکنم
و اگه معلوم شد که اون واقعا آدم بدیه
و دشمن ایالات متحده هستش
یا واقعا مشغول فعالیتهای تروریستی و یا یه همچین چیزاییه...
من کاری میکنم که ناپدید شه
با تشکر ویژه از فرزاد ویسی
ترجمه و زیرنویس از میلاد قدسی "رویـــال گـــروپ"
به یاد میلاد قانعی عزیزم امیدوارم هر جایی که هستی شاد و سلامت باشی
سلام جان
پروازت چطور بود؟- طولانی بود اما از دیدنت خوشحالم-
همه چیز برنامه ریزی شده خونه و امن و تمامی وسایل
به محض اینکه تماس بگیری دست به کار میشیم
بریم تو کارش؟
آره- بریم-
من شروع میکنم
اودسا اوکراين
چند نفرن؟
مشخص نیست ... 2 تا خودرو که دارن از در وارد میشن
با علامت من آماده باش
دیانا مثل همیشه زیبایی!
سی عدد دختر در ماه!
شما ما مردا و اشتیاقمون رو خوب میشناسید
حقیقتش "رئیس" بیشتر از اینا میخواد!
میخواستم یه چیزی بگم، در واقع داییم داره از کابل میاد اینجا، برای مراسم تشییع جنازه خاله م!
اون با پسر عموی کمال بسیار صمیمی هستن
کسیه که رابط های خیلی زیادی داره فک میکنم خیلی دوست داره که رئیس رو ملاقات کنه!
اون از کمال متنفره
مثل همه ما!
کمال داره کم کم به خطر بزرگی تبدیل میشه
کم کم داریم به بازیچه تبدیل میشیم
و خودتم اینو به خوبی میدونی
این افغانی دیوث امشب چه مرگش شده؟
نميتوني همينطور بياي داخل
من اینا رو از دیانا خریدم اون سلیقه خیلی خوبی داره
تو بايد با اون حرف بزنی
اگه این دخترا برات مهمن!
اما یقینا تو از مدلای من نیستی
به تازگی توجه های زیادی رو به خودتون جلب کردید
من الان راجب این حرف نمیزنم
من واسه تو کار نمیکنم، تنها یه راه هست که محصولات به دستت برسه
و اون راه منم!
و هرکاری که بخوام، انجام میدم درست مثل رئیس!
این چطور جلب توجه میکنه؟
رئیس میخواد که نگرانی هاش برطرف بشه
میبینی، بعضی از ما واقعا متوجه خطرات نیستیم!
نگران نباش ... بنظرت من یه کسخل دهاتی هستم؟
من تو آکسفورد درس خوندم، من بهترین و باهوش ترین رابط تو هستم
همینطوره
اما باید اینو بدونی که آمریکایی ها خوشحال نیستن
کون لق آمریکایی ها، گورتو از اینجا گم کن...
شب خوبی داشته باشی- گم شو بیرون-
وقتی که اونا اومدن بیرون ما میریم داخل نباید کسی ما رو ببینه، خیلی مراقب باش
مهمونی چطور بود؟
میدونی، مایه شرمساریه که توی همچین عصر دلنشینی شب گندی رو بگذرونی
شاید من بخوام یه قدمی بزنم
هوای تازه برام خوبه
چند چنده؟
یکی دیگه داره از پله ها میاد بالا
چه غلطا...
الکی مثلا من محافظت شده م...چه اتفاقی افتاده....
آروم باش! آروم باش
گوش کن...
خونواده من خیلی پولداره، شماها چه مرگتون شده؟
خونواده ت از کجا اون پولا رو میگیرن؟
تجارت خونواده من به تو مربوط نیست!
تجارت خونواده تو یه مسئله بزرگه، اما
اما دهن تو از اون مسئله هم بزرگتره و یجورایی تو مسئولی
و فکر میکنی اینا بخاطر منه؟ برو بیرون از اینجا پسر
نه نه ... مشکل تو نیستی! مشکل رئیس های منه
تو همون آمریکاییه هستی؟
دخترا رو ول کن
خرید تموم شد؟- آره، هر چیزی که توی لیست بود رو گرفتم-
همه چیز به خوبی تموم شد
چیزی برای تحویل دادن نیست؟- نه داداش، منتظر وجه پرداختی هستم-
یه تغییرات زمانی رخ داده
خب، این یعنی چی؟
مسیر خروجی بسته شده یه سری مشکلات پیش اومده
ببین جان چیزی برای نگرانی وجود نداره اگه خبری شد بهت خبر میدم، باشه؟
در حال حاضر واگن خروجی پارک شده و جایی نمیتونم برم
فقط مخفی بمون تا وقتی که بهت خبر میدم
دریافت شد
یخورده تاخیر داریم
باید نگران چیزی باشیم؟- مسئله اینه که هنوز کارمون تموم نشده-
با هم میریم به کلوب دانوب و یه نوشیدنی میخوریم و یخورده میشینیم و
استراحت میکنیم ... ما روح هستیم همیشه روح بودیم
و ... ازینجا بریم بیرون- باشه-
یه ویسکی جانی واکر لطف میکنید؟- باشه-
و یه چند تا سیگار
هی
ببخشید یخورده دیر کردم
رفتم ماساژ
یخورده بیشتر از اون چیزی که فکرش رو میکردم طول کشید
حتما ماساژت پایان خوشی هم داشت- دارم بهت میگم، زنهای اینجا فوق العادن-
تو هنگ کنگ از این خبرا نیست!
نمیدونم پسر اما تو هنگ کنگ هم از این خوشکلا زیاد پیدا میشن
بذار یه چیزی ازت بپرسم، سه سال قبل...
یه روزی متوجه شدم که...
تو و رئیست از ماشین پیاده شدید و یه دختر کوچولو اونجا بود
آدم بدا اومدن و میخواستن رئیست رو بکشن
و به نظرم رسید که
دختر کوچولو هم قراره بمیره منم فقط یه عامل هستم، این طبیعت دوم منه
پس منم رفتم و دخل همه شون رو آوردم
و همه شون رو راهی دوزخ کردم، خیلی سریع!
کسی که من نجاتش دادم ... یکی از بزرگترین پدرخواندهای هنگ کنگ بود، اون رئیس تو بود
اون تو رو به من داد، به مدت یکسال
بعنوان یه هدیه ... برای دینی که
فکر میکرد به من داره
اما الان سه سال گذشته چرا نمیتونم از دست تو خلاص شم؟
ماکو جاب رو یادته؟
آره
تو اون دفعه جون منو نجات دادی- خب این کاریه که ما انجام میدیم-
این کاریه که ما انجام میدیم
از اون لحظه به بعد دیگه موضوع ادای دین نبود
اوکی؟تو "هینتای" من شدی ... برادر من
اون جایی که من اهلشم، یه چیزی هست که میگه
به این معنیه، وقتی چاقوها بیرون میاد اگر تو برادر من باشی
من بخاطر تو اونجا خواهم بود نیازی به گفتن چیزی نیست
بعنوان یه راهنما
یه خلیفه اعظم، هرکاری که نیاز باشه انجام میدم تا بهشون احترام بذارم
این کاریه که ما انجام میدیم، پسر
ما با هم زندگی میکنیم، با هم میمیریم با هم قدم میزنیم، در کنار هم میجنگیدیم
حق با توست
حرف از زندگی شد
ببخشید جان
هی
حالت چطوره؟- سلام، حال تو چطوره؟-
خوبم، اسمت چیه؟- انجلا هستم-
انجلا، خوبه منم "چی" هستم
سلام چی
میتونی فرار کنی اما بلاخره میگیرمت
کمکم کنید
کمک
کمکم کنید
کمک! کمک!
خواهش میکنم کمکم کنید اونا میخوان منو بکشن
خواهش میکنم کمکم کنید- این به شما مربوط نیست-
به من دست نزن پسر
بیا اینجا- خواهش میکنم، اونا منو میکشن-
کافیه دیگه، بیا اینجا
شنیدی که خانوم چی گفتن، تنهاش بذارید
نه ... تو- بذار بره-
باید بریم- جدا میشیم-
بهم خبر بده که کجا همو ببینیم
وایسا
خواهش میکنم ... خواهش میکنم
تو اینجا چیکار میکنی دختر؟- من جایی ندارم برم-
اونا منو میکشن
خب فورا خودتو گم و گور کن
برو
ازینجا برو- نه-
گوش کن، هر کاری که تونستم برات انجام دادم
خواهش میکنم از ماشین پیاده شو وقت خیلی کمی داره قبل از اینکه اونا برگردن
میدونم که تو باید آدم خیلی مهمی باشی،درسته؟ متوجهش شدم
مهم نیست برای من چه اتفاقی افتاد خودمم اینو میدونم
اما تو مثل اونا نیستی
خواهش میکنم
مطمئنی که منم مثل اونا نیستم
آره، تو مثل اونا نیستی
میخوای رو زندگیت شرط ببندی؟- آره-
آره، من مثل اونا نیستم!
اون افغانیه توسط حرفه ای ها کشته شده نگهبان ها هیچی ندیدن
باید راجبش چیکار کنیم؟
راجبش چیکار کنیم؟ اون اتلاف فضا مسئولیت داشت
میدونی چیه؟ اون فقط یه رابط مستقیم برای محصولات ما بود
پس حدس میزنم که ما باید...
یه رابط دیگه پیدا کنیم- حالت چطوره؟-
توی این شب خوب، منم خوبم حال تو چطوره؟
ممنونم، خوبم ... شما چهار تا پیغام دارید و ویکتور میخواد شما رو ببینه
ممنونم- خواهش میکنم-
خب یه چیز دیگه هم هست، سه نفر از افرادمون توی کلوب دانوب کتک خوردن
No comments yet. Be the first to leave one.