Grimsburg

Grimsburg

Descargar subtítulo en Farsi/persian

Temporada 1

Información de lanzamiento

Grimsburg S01E12 Filamingo Fa
Comentario por filamingo_official
◥◣🔶 𝗙𝗶𝗹𝗮𝗺𝗶𝗻𝗴𝗼.𝗮𝗽𝗽 ● ZIMO 🔶◢◤

Etiquetas

webdl
Publicado el: 2026-08-05
Descargas: 0
Para personas con discapacidad auditiva: No

Vista previa de los subtítulos en Farsi/persian

Las primeras 200 líneas.

‏حرفه‌ای‌ترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی‏ ‏«فیلامینگو»‏ ‏تقدیم می‌کند‏

‏هیچ‌وقت نفهمیدم چرا مردم آهنگ‌هایی می‌خوان‏

‏که چندتا نت دارن‏

‏یه نت کاملاً کافیه‏

‏- ستوان کانگ؟‏

‏یه چیزی برات دارم‏

‏پس وقتی گفتی یه چیزی برام داری...‏

‏- آها، فقط همین چاقو بود‏

‏چیز دیگه‌ای برات ندارم‏

‏- آره، نه، خودمم همین فکر رو می‌کردم‏

‏- ببخشید، فقط چاقوم رو برمی‌دارم‏

‏پدربزرگم بهم داده بودش‏

‏و پر از اثرانگشت منه‏

‏خدایا، چه آهنگ گیراییه‏

‏- تحقیقاتمون به جین‌هیچی رسید‏

‏شاید یه قتل تصادفی بوده‏

‏یا شاید زیادی دربارهٔ این می‌دونسته‏

‏که چرا آنیا تیلور-جوی رو به زمین فرستادن‏

‏در هر صورت، کانگ مرده‏

‏برای همین بهترین و تنها مشاور سوگ گریمزبرگ رو آوردم‏

‏- خب... سلام‏

‏خب، باید سریع پیش بریم. بعد از این‏

‏یه چاقوخوردگی، دوتا ضرب‌وشتم و یه امپانادای مسموم دارم‏

‏پس بیاید با خاطره‌هاتون از...‏

‏ستوان کانگ شروع کنیم. بگید‏

‏- من همیشه یادم می‌مونه‏

‏اون کاپشن پفیش رو می‌پوشید‏

‏- آره‏ ‏- منم‏

‏- خیلی پفی بود‏ ‏- عالیه‏

‏دیگه چی؟ الان بگید‏

‏- فکر کنم عینک هم داشت‏

‏- کانگ زیاد از زندگیش برامون نمی‌گفت...‏

‏سیب‌زمینی‌هاش رو هم باهامون شریک نمی‌شد‏

‏- می‌دونم خیلی خوب پنهانش کرده بودم‏

‏ولی یه جورایی ازش خوشم می‌اومد‏

‏همه: آره، می‌دونستیم‏

‏- حالا باید یکی دیگه رو دوست داشته باشی‏

‏مثلاً یکی از اون دوتا مردی که هنوز توی اداره نفس می‌کشن؟‏

‏- فلوت، تو چیزی نگفتی‏

‏کانگ استاد و راهنمای تو بود‏

‏- آره، خب، مرگ کانگ مسلماً ضایعهٔ بزرگیه‏

‏ولی من سوگم رو کاملاً هضم کردم‏

‏و حالم عالیه‏

‏- ببخشید، یه چاپگر جدید لازم دارید‏

‏این یکی مرده‏

‏نه!‏

‏هنوز کلی چیز داشت که چاپ کنه!‏

‏حالا فقط مرده، درست مثل من که قراره بمیرم‏

‏همین الانش ۴۴ سالمه، یعنی نصف ۸۸‏

‏که تعداد کلیدهای پیانوئه‏

‏و همون پیانو داره مارش مرگم رو می‌زنه‏

‏هان؟ شاید هنوز هضمش نکردم‏

‏- باورم نمی‌شه کانگ رفته‏

‏هوهو، خیلی غم‌انگیزه‏

‏حالا بگذریم، رئیسی که می‌تونه ترفیعم بده‏

‏از دیدنتون خوشحالم‏

‏پیشونیتون حسابی عظیم شده‏

‏اوه، ممنون مارتینز‏

‏- هی، می‌دونید چی عجیبه؟‏

‏این اداره هیچ‌وقت یه «لاتینانت» نداشته‏

‏یعنی یه ستوان لاتینا‏

‏بی‌ربطه، ولی به این فکر کردید‏

‏یکی رو جای کانگ منصوب کنید؟‏

‏- هوم. زیاد بهش فکر نکردم‏

‏چون سرم گرم انجام‌دادنش بود!‏

‏با ستوان راوی کومار آشنا بشید‏

‏- خواهش می‌کنم، ستوان کومار پدرمه...‏

‏البته اگه ستوان بود‏

‏نه فروشندهٔ بیکینی‌های سازگار با محیط‌زیست‏

‏بیاید راحت باشیم و صدام کنید ستوان راوی‏

‏- جدی؟ می‌تونیم اسمت رو صدا کنیم؟‏

‏سلسله‌مراتب؟ خداحافظ‌مراتب!‏

‏- ستوان راوی با دوچرخه میاد سر کار‏

‏گوچی مین دوست داره‏

‏و یه سال توی آمستردام بداهه‌کاری کرده‏

‏- ببخشید، چیزی گفتی؟‏

‏وقتی روی موتور سفینه کار می‌کنی خیلی سروصداست‏

‏دیگه مریخه و این حرف‌ها‏

‏این آچار ترک‌متر رو بگیر‏

‏- هیچی اونجا نیست!‏

‏- هی، ستوان راوی‏

‏امروز می‌تونیم بیرون کار کنیم؟‏

‏- حتماً، پایه‌ام‏

‏- ایول!‏

‏عاشق این یارو شدم‏

‏- کارآگاه‌ها همیشه بیرون کار می‌کنن، خنگول!‏

‏- آهان، آپارتمان کانگ‏

‏وقتشه به یه نتیجه‌ای برسم و آروم بگیرم‏

‏شرط می‌بندم روی این صندلی می‌نشسته‏

‏و احتمالاً غذا رو توی این یخچال می‌ذاشته‏

‏که خراب نشه‏

‏و این کمد...‏

‏این حروم‌زاده حتماً‏

‏کلی داستان برای گفتن داشت‏

‏کمرم! دیگه وقتشه‏

‏وقت مردنه. ته خطه‏

‏دارم میام پیشت، کانگ‏

‏البته شاید توی جهنم باشی‏

‏دیدم از آبخوری چیپوتله دوباره نوشیدنی پر کردی‏

‏وقتی تابلو واضح نوشته بود «پرکردن مجدد ممنوع»‏

‏و وقتی بهت گفتم، گفتی فقط برای نوشابه‌ست‏

‏نه چای یخ، ولی بی‌خیال بابا‏

‏- چای یخ فرق داره‏

‏- گاز نداره‏

‏- ستوان راوی همین حالا برامون لقب هم گذاشته‏

‏من رو «روبات پتینسون» صدا می‌کنه‏

‏از نظر فنی سایبورگم‏

‏ولی فعلاً ازش می‌گذرم‏

‏- عوضیه‏

‏باید زمینش بزنیم!‏

‏- آدم خوبیه. من باید بدونم‏

‏همه می‌گن مهربون‌ترین آدم اداره‌ام‏

‏کی دونات می‌خواد؟‏

‏و «نونز»، می‌دونم بابت کانگ‏

‏خیلی داغونی، برای همین یه نسخه از مجلهٔ‏

‏«کیست‌های مودار و دندان‌دار» هم برات گرفتم‏

‏- اوه! همون شمارهٔ «۳۰ کیست زیر ۳۰ سال که باید حواستون بهشون باشه‏

‏چون ممکنه نشونهٔ چیزی‏

‏خیلی جدی‌تر باشن»؟‏

‏ممنون‏

‏بی‌شک مهربون‌ترین آدم اداره‌ست‏

‏- این یارو باید سرنگون بشه...‏

‏بعد از اینکه یه دونات کرم‌بوستونی بردارم‏

‏- می‌دونم واقعی نیستی! تو روحی‏

‏درست همون‌طور که ایدهٔ کتابم پیشگویی کرده بود‏

‏کتابی به اسم «کارآگاه روح»‏

‏عنوان جایگزین: «ستوان شبحی»‏

‏فکر کنم ناشر هم بخواد نظر بده‏

‏- فلوت، صندلی رو بذار زمین‏

‏یه توضیحی هست‏

‏که خیلی کمتر از کتاب‌نوشتن تو مسخره‌ست‏

‏- همه‌ش همین‌جاست‏

‏فقط باید کلمه‌ها رو بنویسم‏

‏- فلوت، گوش کن‏

‏من نامیرام‏

‏- چی؟‏

‏صبر کن، گفتی‏

‏«یه آدم فانی» یا «نامیرا»؟‏

‏- نامیرا‏

‏- آره، فکر کنم اون یکی...‏

‏واقعاً ارزش خبری نداشت‏

‏واقعاً ارزش خبری نداشت‏

‏باورنکردنیه‏ ‏واقعاً نمی‌میری؟‏

‏- دقیقاً. ببین، سال‌ها پیش‏

‏اتفاقی به یه جویبار جادویی رسیدم و...‏

‏وای... هی!‏

‏- واو، جاودانگی‏

‏این باحال‌ترین چیزیه که شنیدم‏

‏از وقتی فهمیدم هری استایلز چهارتا نوک سینه داره‏

‏- لطفاً این کار رو نکن‏

‏مردن هنوز درد داره‏

‏و کاپشنم هم نامیرا نیست‏

‏جاودانگیم از یه معجون اسرارآمیز میاد که خوردم‏

‏توی همون طلسمی بود که قاتل ازم دزدید‏

‏- خب، حق می‌دم بخواد مرگ رو دور بزنه‏

‏این روزها فقط به مردن فکر می‌کنم‏

‏و اینکه جان بویگا چقدر توی یه کمدی عاشقانه خوب می‌شه‏

‏- خوشبختانه این رو دارم‏

‏چه‌کار کردی؟‏

‏- نامیرا شدم‏

‏دیگه لازم نیست نگران مردن باشم‏

‏می‌تونم نگران چیزهای دیگه باشم‏

‏مثلاً اینکه آدم‌های بویگا واقعاً‏

‏به کل مسیر حرفه‌ایش فکر می‌کنن یا فقط پروژه‌به‌پروژه‏

‏- حرفم تموم نشده بود‏

‏این معجون آبی جوون‌ترت می‌کنه‏

‏ولی اون صورتی که دزدید، پیرترت می‌کنه‏

‏هر دوتاش رو لازم داری تا روی سن ابدیت قفل بشی‏

‏بعدش نامیرا می‌شی‏

‏- یعنی جوون‌تر می‌شم؟‏

‏- خب، آره، ولی بدون اون یکی...‏

‏- هوو! آره!‏

‏دیدی اون ضربهٔ چرخشی چقدر بالا رفت؟‏

‏داره اثر می‌کنه. دارم بنجامین‌باتنی می‌شم، عزیزم!‏

‏- لطفاً بس کن، اعصاب‌خردکنه!‏

‏اوه!‏

‏وقتی دوباره بیاد بالا، بهش شلیک می‌کنم‏

‏- باورنکردنیه‏

‏خط رویش موهام به‌طور جادویی برگشته‏

‏حس لبران جیمز، جرمی پیون و ایلان ماسک رو دارم‏

‏متیو مک‌کانهی، جود لا، بیلی باب تورنتون‏

‏التون جان، بردلی کوپر، جوئل مک‌هیل...‏

‏- فلوت! حتی کل عمر دنیا هم‏

‏برای اسم‌بردن از همهٔ سلبریتی‌هایی که دربارهٔ‏

‏پرپشتی طبیعی موهاشون بهمون دروغ می‌گن کافی نیست‏

‏ویل آرنت‏

‏باید سرنخی پیدا کنیم که قتل من رو حل کنه‏

‏- آره، و باید اون معجون دیگه رو هم پس بگیریم‏

‏مرد حسابی، نامیرا بودن قراره خیلی باحال باشه‏

‏- اون‌قدرا هم که فکر می‌کنی خوب نیست‏

‏نمی‌تونی زیادی به کسی نزدیک بشی‏

‏چون آخرش از دستش می‌دی‏

‏ولی لازم نیست ضدآفتاب بزنی‏

‏پس خوبی و بدی خودش رو داره‏

‏- بدم نمیاد توی همین سن قفل بشم‏

‏حس می‌کنم هر کاری ازم برمیاد‏

‏شاید حتی بتونم انگشت پام رو لمس کنم‏

‏اصلاً امتحان کنم؟ باشه، می‌کنم‏

‏خیلی استرس دارم‏

‏ها! شد!‏

Grimsburg subtitles in other languages

More Farsi/persian subtitles for Grimsburg

Comentarios

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left