Las primeras 177 líneas.
وای خدا، سونیا، بهت گفتم آخر هفته بلیک با گوئن چیکار کرد؟
بذار حدس بزنم، یه حرکت عاشقانهی دیگه؟
!براش صبحونه روی تخت آماده کرد
خیلی ف-و-ق-ا-ل-ع-ا-د-ه بود
،متن یکی از آهنگهاشه !براش پنکیک موزی هم درست کرد
هی، تا حالا روی اون صندلی گردونها سکس کردن؟
!سونیا
معلومه
!وای خدا، عاشق مگس عشق بودنم - آره، زندگی خوبیه -
والتر، این واسه توـه
ممنون، امی
امروز خیلی سرحالی
توی مترو با یه گرملین آشنا شدم !و بعدا میریم یه نوشیدنی بخوریم
نمیتونم. امروز 45 دقیقه دیر اومده - !اوه، یه ماموریت جدید -
"عشق توی هواست، مدرسهی راهنمایی بریجتون"
.عشق جوونی، خیلی خالصه ...خیلی پرشوره، خیلی
خیلی بدون دلبستگی هستن
بچههای امروزی همیشه سرشون توی گوشیه
ترجیح میدن در مود سناتورهاشون توئیت بدن تا اینکه واقعا باهمدیگه حرف بزنن
وایسا، تو هم یکی داری
"نیک برچ"
مال منم "جسی گلیزر" هستش
!یهودیه - !عاشق اونایی -
سلام، بچهها، ببینی کی اومده !شیرینی کیرهای پیشاهنگ بفروشه
!چه ناز
فکر نکنین مجبورین چیزی بخرین
با این حال، شیرینیهای "کیر نازک" خیلی خوبن
!مخصوصا اگه توی یخچال بذارینشون
بیخیال، دیگه، درست نمیگم؟ همهی پول رو تو جیب خودم میذارم
.: Arman333 ترجمه از :.
خیلی خب، جی و چارلز، نوبت شماست که روی زمین همدیگه رو بغل کنین
،جهت اطلاعت، بعضیوقتها وقتی کشتی میگیرم بیهوش میشم
چون برادرهام سال آخر مهدکودک خشتکشون رو روی صورتم میذاشتن
خیلی خب، توی این دوبندهی تنگ اصلا اعتماد به نفس ندارم، موری
!آخه، دودول داغونم هنوز خوب نشده
!آره، ولی اون کون رو داشته باش
چی؟ داری در مورد این کون حرف میزنی؟
!اون بالون رو دور دنیا بگردون تا همه ببینن
اینطوری؟ - !آره -
!یه نمایش اجرا کن، عزیزم
میتونم کل روز این کار رو بکنم
منم همینطور. فقط ساعت 4:30 باید برم آرایشگاه
واو، موری، راست میگی
این دوبنده کون حبابیم رو روی فرم نشون میده
!وای
خب، این جدید بود
،حالا من رو میبینی
!حالا نمیبینی
اینم پایانش
هی، اون حرکت چی بود؟
منظورت تردستی با کل بدنم؟
شعبدهبازی بود دیگه
شعبدهبازی؟ چه خفن - داری مسخرهام میکنی؟ -
چون خاطرات خشتک رو صورت رو زنده میکنم
!اونم همینجا و همین الان
شوخی ندارم. شعبدهبازی باحاله
باحاله"؟ واقعا؟"
واو، واقعا آماده شدی
...خب، این اولین جلسهی گروه همبستگی منه
منظورم اینه، گروه همبستگی همهاس که من ترتیبش رو دادم و مسئولشم
هی، نیک. اینجا چیکار میکنی؟
متحدها قراره کجا باشن پس؟
خیلی باحالی، پسر
مثل یه دلفین هستی که توی کارخونهی کِرِمسازی کار میکنه
یا خدا، اون با ریکه؟
فکر کردم ریک بازنشسته شده
من فکر میکردم ریک مرده
خیلی خب، همگی خوش اومدین
،دوست دارم فکر کنیم این جلسه یه مهمونی جدیه
،ولی توش به جای پفک
مشکلات رو میل میکنیم
!نمیتونی مشکلات رو بخوری
،به عنوان اولین پروژهامون
میخوام پیشنهاد کنم یه کاری در مورد ،شگونهی پر از مشکل بریجتون بکنیم
کولی متقلب
یه مجسمه از کولی متقلب روی چمن بخش جنوبیه
یه شاهین توی سینهاش زندگی میکنه - تو روحش! شگونهامون اینه؟ -
فکر کردم استیون ون زندت از گوره موسیقی ای استریت هستش
میدونم! این کسشعر رو باورت میشه؟
،اگه تو باورت بشه منم باورم میشه چون من به زنها باور دارم
باشه. خیلی بانمکی که تلاشت رو میکنی
،بانمک؟ فکر نکنم خودم از این کلمه استفاده کنم ...ولی تو ازش استفاده کردی، پس
!سونیا، فکر کنم نیک دلش پیش جسیه
!تا ندرخشی نمیفهمی
.این شگونه خیلی بگاییه چطوری از شرش خلاص بشیم؟
،اگه به کاغذی که دادم نگاه کنین یه نقشهی 20 نکتهای دارم
بچهها، فردا یه جلسهی کشتی هست
باید اونجا تظاهرات کنیم
فکر کنم کاملا حق با جسیه - !آره -
باید اون لاشیها رو !با حملهامون غافلگیر کنیم
بچهها حملهی غافلگیرکننده جزوی از نقشهام نبود
و دوباره میگم، یه نگاهی به کاغذ بندازین
!بیاین نقشه رو اصلاح کنیم
!وقتی نقشه رو نشنیدی اصلاحش سخته، الی
میسی، دنبال تغییر هستی یا نه؟
.ساعت 4:30 هستش موری رفته آرایشگاه
...معلومه که دنبال تغییرم، ولی آخه - خیلی خب، بیاین رای بگیریم -
کی میخواد فردا تظاهرات کنه؟ - !آره -
!به این تغییر شیوهنامهها اعتراض دارم
!عالیه، پس مشخص شد. بیاین بزنیم داغونشون کنیم
!آره، بیا دستهامون رو کثیف کنیم، گلیزر
!خیلی کثیف - !آره، جون من -
کسی نمیخواد نقشهی من رو بشنوه؟
مغموم و سرافکنده شدی، لفطا تایید کن
تایید میشه
هی، کارت محشر بود. بعدش چیکار کنیم؟
خب، من امشب میرم خونهی الی تا پوستر درست کنیم
بهتره بیای - واقعا؟ -
آره - آره، عالیه -
یه عالمه ماژیک دارم
چون یه بار به مادربزرگم گفتم نقاشی کشیدن دوست دارم
و حالا چند ماه یه بار یه بسته ماژیک برام میفرسته چون فراموشی داره
باشه
نمیدونم چرا حس راحتی میکنم که این رو باهات درمیون بذارم
بگذریم، جسی، یه چیزی که باید در مورد بدونی اینه که یه عالمه ماژیک دارم
بیا که بدرخشیم
داره از سوراخ کونم میتپه و روی ستون فقراتم میسوزونه
!میدونم چه حسی داره، والتر
ولی بینندهها نمیدونن
عزیزم، سعی دارم تصویرسازی کنم - باشه، شرمنده -
خیلی خب، نیک، امشب تو و یه عالمه ماژیکت رو میبینم
باشه. الانش هم میدونم که یادم میره ماژیک بیارم
اون محشر نیست؟
سلام. تو کی هستی؟
والتر هستم، مگس عشقت
و اومدم اینجا چون عاشق جسی هستی
چی؟ نه، نیستم
فقط بیشتر از هر کسی
.که تا حالا دوستش داشتم، دوستش دارم !خفه شو
پسر جونم، اگه عاشقش نبودی، من اینجا نبودم
منظورت چیه؟
وایسا، چی؟
پشمام. من عاشق جسی هستم
!خفه شو
،منم بهش گفتم، "پدر جوزف ،میدونم که با خدا پیوند داری
ولی یه شوهر خوب هیچوقت نمیذاره "شریک زندگیش همچین لباسی بپوشه
بامزه بود
هی، مت. یادته جی با رضایت کامل کیر شق و سفتش رو نشونمون داد؟
آره، یادمه
به نظرم خیلی تاثیرگذار بود - میشه خفه شی؟ -
خب، میدونم گفتیم واسه 9 ماهه شدن رابطمون ،هدیه نمیگیریم
،ولی هردومون عاشق خرت و پرتیم واسه همین این رو برات گرفتم
!وای خدا! یه قاب عکس دیجیتالی
،مسخرهاس، ولی کلی پولش شده واسه همین باحاله
میدونی واسه کدوم چیز مسخره لازم نیست پول بدی؟
کیر دیک. پس اونم باحاله
راستش منم یه چیزی واست گرفتم
یه جلیقهاس؟
آره، میخواد شبیه جی بشی
،اول جلیقه میپوشی بعدش ختنهات رو به حالت اول برمیگردونی
...یه تیکه پوست برمیداریم - !قصدم این نیست -
.فقط فکر کردم باهاش بانمک میشی !بپوشش
،باشه. واو، راست میگفتی واقعا خیلی بهم میاد
آره، خیلی خوبه
ایدن من رو یاد اسنوپی با عینک آفتابی میاندازه
،آره، باحال به نظر میاد ولی نمیخوای براش ساک بزنی
،خیلی خب، مال من میگه "دارین_به_کولیها_تجاوز_میکنین#"
!اوه
بامزهاس. بهم نگفتی چقدر بامزهاس، نیک
نگفتم؟ - !نه، نگفتی -
نه، بامزهاس
به شکل طبیعی بامزهاس و همزمان هم شکوهش رو حفظ میکنه
.و خودش رو هم همینطور مثل یه خوک که کفش پوشیده داره دلبری میکنه
نمیدونم اینی که میگی چیه
تا حالا ندیدی یه خوک کفش بپوشه؟ - نه -
بامزهاس - چه خوب -
!ای جون
جسی، میدونستی الی یدونه از اون توالتهای مدرن داره؟
ریدن توی خونهاش خیلی حال میده
کانی؟ وای، چقدر از دیدنت خوشحالم
!سونیا - چه خبرا؟ -
،میدونی دیگه، مشغولیم
مامانت رو میکنم
اگه این کار رو بکنی غافلگیر نمیشم - وایسا، واسه جسی اومدی؟ -
آره به جان کون تمیزت
!گوشت داغت لای کپلهام
جسی قراره عاشق بشه؟ طرف کیه؟
No comments yet. Be the first to leave one.