Las primeras 200 líneas.
پیش از این در قهرمانان
پیتر پیترلی
اسم من هیرو ناکاموراست
من از آینده اومدم
من یه پیغام برات دارم
رقاص. تو باید نجاتش بدی
این تنها راهیه که جلوشو میگیره
جلویه چیو؟ همه چیز
اون گفت که ما همه همدیگرو یه جورایی ملاقات میکنیم
یه وقتی تو آینده، حدس میزنم
میدونم
اون گفت یه اتفاق بدی قراره بیوفته اما ما میتونیم متوقفش کنیم
که با تو اینجا بمیرم...
اما نه قبل از اینکه بهشون نشون بدم چطوری تورو بکشن و بمب رو متوقف کنن
چه 16 چه 64 سالت باشه من همیشه پیشت هستم
یازده سال و هنوز دارم ماشینارو راهنمایی میکنم
امیدوارم چیزیو که من میبینم تو هم ببینی
ما داریم بچه دار میشیم
باید بدونی اجازه نمیدم هیچ اتفاقی برات بیوفته
تو انتخاباتو میبری من اینو میدونم
!سلام؟ آقای ایزاک؟ آقای ایزاک
. تو
من ؟
اینجا چکار می کنی ؟
. تو نباید اینجا باشی
. هیچکدوم از شما نباید اینجا باشید
. یه حادثه بود
. ما در زمان سفر کردیم
چه اتفاقی برایِ شهر افتاده ؟
. بمب
. بمب این کار رو کرد
. قرار بود همه چیز تغییر کنه
پنج سال پیش ،یه مَردی به اسمِ سایلار ... در شهر منفجر شد
. دنیا رو برایِ همیشه تغییر داد
. فکر کردم می تونم یه راهی براش پیدا کنم
. و فکر کردم همه چیز رو تویِ دستم گرفتم
. عصبانی به نظر میام
. برو با خودت صحبت کن
...امکان نداره
. از خودم می ترسم
. تو این کار رو بکن
. ببخشید
...هیرویِ آینده
اینا چیه؟
. این یه نقشه زمانیه
...حوادثی که پنج سال پیش
. به بمب ختم شد و نصف شهر رو نابود کرد
. سالها رویِ این موضوع کار کردم - چرا ؟-
تا زمانِ معینی رو برایِ برگشتن به گذشته ... پیدا کنم
. و آینده رو تغییر بدم
. بالاخره پیدا کردم
...با نجات دادنِ دخترِ رقاص
. دنیا نجات پیدا می کنه
. تو پیتر پیترِلی رو دیدی و این پیام رو بهش دادی
آره ،آیا موفق شد اون دختر رو نجات بده ؟
. آره ،نجاتش داد
. کلیر ،هنوز زنده اس
. معنیش اینه که سایلار ،قدرتِ اونو هرگز نگرفته
معنیش اینه که تو می تونی اونو بکشی ،درسته ؟
من ؟سایلار رو بکشم ؟
این کار رو نکردی ؟
...پس
. باید تو رو به اونجا برگردونم
...روزی که بمب منفجر میشه
. باید سایلار رو بکشی
تو یه نفر رو می کشی ؟
...این طنابی که اینجاست
. تو هستی
...این ،طنابِ سیاهرنگ رو قطع می کنه
. سایلار... اینجا
این ،لحظه ایه که سایلار رو می کشی ، . درست روزِ بعد از انتخابات
من با شمشیر بهش ضربه زدم ولی خودش . رو بازسازی کرد
. چونکه قدرتِ دخترِ رقاص رو داشت
. دقیقاً
...ولی اگر پیتر اونو نجات داده
. سایلار ،الان باید کشته شده باشه
. ولی من نمی تونم برگردم
. نمی تونم قدرتم رو کنترل کنم
اگه امتحانش کنم ،من و آندو از یه جایِ دیگه . سر در میاریم
. اونا تو رو ردیابی کردن. فرار کنید
. هیرو - . برو -
. زود باش. باید از اینجا بریم
خوب ،تو چی می دونی ؟
. هیرو ناکامورا
. برید دنبالِ دوستانش
. این مَردِ سیاهپوست ،با من می مونه
. باهاش یه کارِ شخصی دارم
چی ؟
چه اتفاقی افتاده ؟
. لباسهات رو دربیار. تو باید ظاهرت رو تغییر بدی
چه اتفاقی برایِ هیرو افتاد ؟اون کی بود ؟
. اونا از سازمانِ امنیت بودن
دولت ؟
. اونو به ساختمانِ مخصوص در مرکزِ شهر میبرن
از کجا اینقدر مطمئنی ؟
. چونکه تروریستها رو به اونجا میبرن
...چرا فکر می کنن که هیرو
تو یه تروریستی ؟
...بعد از اینکه سایلار منفجر شد
. دنیا خیلی تاریک شد
. و به همین دلیل باید تغییرش بدیم
. باید اونو برگردونیم تا بتونه سایلار رو بکشی
. پس بریم هیرو رو نجات بدیم
. تو می تونی زمان رو متوقف و تلپورت کنی
. نه ،به این سادگی ها هم نیست
. اون مَردِ سیاهپوست می تونه قدرتم رو متوقف کنه
. ما به کمک نیاز داریم
یه نفر وجود داره که قدرتِ کافی برایِ حل این . مسئله رو داره
. اون پیتر پیترِلیه. ما به لاس وِگاس میریم
اینجا محلیه که قراره پیتر پیترِلی رو پیدا کنیم ؟
. جائیه که قراره دوست دخترش رو پیدا کنیم
...و اینک در مرحله بعدی ،آقایون
. توجه شما رو به جسیکا جلب می کنم
. آینده ،همچین بد هم نیست
یه آهنگ داشتی ،دو دقیقه وقت که جمعاً . میشه500 دلار
. بعد از اون ،از اینجا میری
منو کار داشتی ،هیرو ؟
نیکی ،منم آندو. به خاطر میاری ؟
اینجوری می خوای از وقتت استفاده کنی ؟
. باید پیتر رو پیدا کنم. خیلی مهمه
. جنگ تموم شده
ما باختیم ،یادت رفته ؟
. پیتر دیگه علاقه مند نیست
. تو می تونی باهاش صحبت کنی
. بهش بگو درباره متوقف کردنِ سایلاره
. اگر دوباره اسمش رو بیاری ،گردنت رو می شکونم
می دونی بِنِت کجاست ؟
. تا اونجا که می دونم ،هنوز تویِ تگزاسه
دریافتیِ امشب چطوره ،مارکو ؟
. شب خوبیه ،خانم
. خوبه
. تو مجبور نیستی اینجا باشی
. بهت گفتم که از پسش بر میام
اون چی می خواست ؟
تو چی فکر می کنی ؟
اون هنوز سعی داره ،مردی که منفجر شد . رو متوقف کنه
. هی ،سایلار مُرده
. اونو پیش بِنِت فرستادم. بذار به حالِ خودش باشه
بعد از این همه مدت ؟
. امروز هم یه روزِ دیگه اس
...تو پسرت رو از دست دادی ،نیکی
. تقدیرش این بود
. شاید بهتر باشه از دوباره شروع کنی
یا اینکه می خوای با دوستت بری و حادثه رو تکرار کنی ؟
. من جایی نمیرم
. سوء تفاهم شده
. هیرو ناکامورا
. تویِ اوزاکایِ ژاپن بدنیا اومدی
. قابلیتِ تلپورت و توقفِ زمان رو داری
. از زندان فرار کردی
. قانون رو زیرِ پا گذاشتی
. نه ،فکر نمی کنم سوء تفاهم شده باشه
از زندان فرار کردم ؟
...دو سال پیش ،تعدادِ زیادی آدم کشتی
. وقتی که به سازمانِ دانش ملی حمله کردی
. نه ،خودم رو می شناسم. من قاتل نیستم
چطوری یادت نمیاد ؟
. چونکه نمی دونم درباره چی حرف میزنی
دارم درباره افرادی مثلِ تو و سایلار صحبت می کنم که . دنبالِ بقیه ما هستید
شما باعث شدید که در ترس ،اسارت و خفا . زندگی کنیم
. ما رو رویِ لبه تیغ بردید
. خانواده هامون رو متلاشی کردید
. من هرگز باعثِ متلاشی شدنِ یه خانواده نشدم
. نمی دونم این چه نوع بازیه که داری می کنی
و چی رو داری پنهان می کنی. ولی بالاخره . متوجه میشم
. درسته. گرفتیمش
...ما سالهاست که دنبالشیم
و امروز تصمیم گرفته قبل از سالگردِ فاجعه خرابکاری کنه ؟
فکر کنم خیلی خوب باشه که در سخنرانیِ فردا . عنوان کنید
این نمی تونه تصادفی باشه. یه کاسه ای . زیرِ نیم کاسه اس
. می خوام که سریعا متوجه بشم
. یه مشکلی وجود داره
به نظر میرسه هیچ چیزی رو از5 سال پیش . به یاد نداره
...تو مطمئنی که
واقعاً خودشه ؟آیا یه حقه نمی تونه باشه ؟
. این روزها همه چیز امکانِ وقوعش هست
. باید یه چیزی باشه که ما متوجه نشدیم
. تو ذهنِ افراد رو می خونی ،پارکمَن
. افکارش رو بِکِش بیرون
. اگر نمی تونی ،یه نفر رو می فرستم که می تونه
. چشم ،آقایِ رئیس جمهور
. پرفسور رو بفرستید داخل
. متاسفم که منتظر موندی
. ما هیرو ناکامورا رو در منهتن گرفتیم
. خبر خیلی خوبیه ،آقایِ رئیس جمهور
. به نظر میاد چند تا مشکل داشته باشیم
تو تنها نفری هستی که بهش اطمینان دارم . تا کشف کنه اونجا چه خبره
. من با اولین پرواز به نیویورک میرم
. ممنونم. به خاطرِ این نگفتم به اینجا بیایی
. خواهش می کنم بشین
پنج سال پیش ،من و تو اجازه دادیم که یه مَرد . در نیویورک منفجر بشه
...زندگیِ میلیونها مردم ،به پایان رسید
. و دنیا تغییر کرد
بعد از اون ،یه جلسه ای در دفترِ من داشتیم ، یادت میاد ؟
البته. با هم تعهد کردیم که جلویِ همچین . حوادثی رو با هر قیمتی که شده بگیریم
...با تحقیقاتی که صورت گرفته
چقدر به این امر ،نزدیک شدیم ؟
...ما
. ما نمی تونیم به اون شرایطِ ابتدایی برگردیم
مشکل چیه ؟
No comments yet. Be the first to leave one.