Las primeras 185 líneas.
-تصویرتون - یه مزاحم؟
اون تصویر...
تو اونو کشیدی؟
میشه بذارید یه بار دیگم نگاش کنم؟
خب، در مورد اون...
اینو دیدی؟
تو با دزدکی وارد خونه کسی شدن قرار بود دست به چه کاری بزنی؟
- اینطوریام نیست- و حالا این اینجاست
اون مال منه
تو داخل اتاق من انداختیش
متاسفم
میتونم توضیح بدم
هیچ دلیل قابل قبولی وجود نداره
کسی که به دزدکی وارد خونه کسی بشه
میتونه محکوم به سه سال حبس یا مجبور به پرداخت ۱۰۰ هزار ین جریمه نقدی بشه
یا همچین چیزایی که شنیدم
من مطمئن نیستم که باورم کنید اگه بهتون بگم
اگه دلیل واقعی وجود داشته باشه
من مشکلی با شنیدنش ندارم
اون یه اشتباه و خطای جادویی بود.
دنیای در رنگها
تقديم ميکند گلدن ساب تيم ترجمه m.a & MHB ترجمه و زيرنويس توسط @golden_sub_team
شبی که حس کردم خوده باطنیم رو از دست دادم
شبی که احساس میکردم کسی منرا دوست ندارد
اگه فقط میتونستم باور کنم
که آینده روشنه
چشمام رو در روشنایی حرکت دادم
من حتی نمیدونم
قلب شما چه رنگیه
ما داریم میدویم تا مطمئن شیم از دست نمیدیم
فصل جدید و نشانه های شخصی رو
حتی اگه اون دور باشه حتی اگه اندازه ی دعا کردن باشه
دنبال نور میگردم
رنگین کمان بعد از باران ظاهر میشود
مادربزرگم بهم گفت همه چی ناگهانیه
من سوار این اتوبوس عجیب غریب شدم
و قبل از اینکه اونو بدونم، من اونجا بودم
من فکر میکردم که،"باید یه کاری رو انجام بدم"ـ
حتی الانشم من واقعا نمی دونم برا چی اینجام
...پس
شما شاید متوجه نشید که من چی میگم
اما بودن من در اتاق شما
همش یه اشتباه جادویی بودش
من متاسفم که باعث ایجاد دردسر براتون شدم
اونو فراموش کن
شما مطمئنید؟
خب، تو چیزی رو ندزدیدی
پس، همه چی مرتبه
من واقعا به خاطر همه اینا متاسفم
خب، از الان به بعد بیشتر مراقب باش
گرچه، واقعا جادو چیزی هست که بشه مراقبش بود؟
نمیدونم
اون دفعه اولم بود
من واقعا نمی دونم دم و دستگاه یه جادوگر چجوریه
...اما، اگه فقط بتونه یه خورده بیشتر محتاط باشی
... خواهم بود. ولی خدافظ
من میخوام بیشتر در مورد اون تصویر (نگار) بشنوم
شارژ باتری تائید نمی شود
چرا من فقط قادر به دیدن رنگ ها تو اون لحظه بودم؟
حالا ورود به حالت استند بای ( نام یکی از وضعیت های کامپیوتر (به معنی استراحت و آماده کار
من برگشتم
به خونه خوش اومدی
مشکل چیه؟ اتفاقی افتاده؟
نه، من فقط این احساسو داشتم که انگار زیر نظر بودم
منظورت چیه؟
به هر جهت، من آزوریت رو پیدا کردم
تو واقعا سنگ نسبی خانواده ی ما رو به همرات داری
به خاطر وقفه متاسفم
لطفا لذت ببرید. از چیزی دریغ نکنید
سنپای، راجع به اون دختره بهم بگو. دوست دخترتون
چرا اون دختره دیروز داشت از اتاقتون در میرفت؟
اون دوست دختر من نیست
پس چرا؟
اون میگه به خاطر اشتباه جادوییه
منظورتو نمیگیرم
منم همینطور
پس، بس کن دیگه. تو نیاز نداری همچین دلیل های مسخره ای رو به عنوان عذر و بهانه تحویلمون بدی
دوست دخترت واقعا جذابه
...همونطور که گفتم، اون دوست دختره م سنپای، من فکر میکردم که شما فقط نقاشی کردنو دوست دارید
دارم بهتون میگم که لطفا، لطفا، اینقدر خجالتی نباشید
بزار یه بار عکس بگیرم ...عکس مدلی
من تونستم به کوهاکو که تو انگلیسه زنگ بزنم
تو با مامان بزرگ حرف زدی؟
که اینطور
برای تو، شصت سال دیگه؛ اون مامان بزرگته
این کوهاکوی الانیه
...این مادر
کوهاکو ؟
اون گفت خیلی زود تحصیلش تموم میشه و برمیگرده خونه
اون همه چی رو از تو پرسید
برا الان، تنها کاری که از دستت بر میاد اینه که اینجا منتظرش باشی
باشه
من حتی نمیدونم چطوری باید برگردم خونه
یا الان باید براش چیکار بکنم
نگرانش نباش
وقتی زمانش برسه، خودت میفهمی
چقدر جادو میتونی استفاده کنی؟
من واقعا جادو رو دوست ندارم
من در کل تمرین نکردم
خب، این مایه تاسفه
نامه میگه که تو یه سری قدرت های خارق العاده داری
اینکه خودتو مجبور کنی تا چیزی که دوست نداری یاد بگیری واقعا به خودت کمک نمیکنی
...گرچه
نامه اشاره ای به راهی برای برگشت به آینده نکرده
برا اینکه برگردی اونجا
شاید نیازمند اینه که تو برخی جادوهای قدرتمند رو فرا بگیری
جادو مهمه، اما تو دبیرستانی هستی
چرا سعی نمیکنی الان بری مدرسه؟
خودشه
مهم اینه یه چشم انداز علمی تو زندگیت باشه
من قبلا واسه ثبت نام درخواست دادم
من مطمئنم میخوام مینامیگوکوی با کوهاکو باشم
-صبح بخیر. -صبح بخیر
...شاید من باید
یکم جدی تر باشم
من واقعا دارم میرم؟
مشکلی برات پیش نمیاد! لباس فرم خیلی بهت میاد
من به معلم میگم که تو فامیلمونی و اینجا مدتی به خاطر سفر جادوییت میمونی
این ناهاره تو ئه
روز خوبی داشته باشی
من فقط میخوام که تنها باشم
من اینجا اومدم واسه چی؟
امیدوارم تجربه ای سرشار و مفید رو اینجا در مدرسه ما به دست بیابید
بله. و در آخر
لطفا این فرم رو امضا کنید
خودداری از آسیب زدن به مکان ( مدرسه ) از طریق جادو ؟
راستیش ما نمیخوایم که تو مدرسه آتیش سوزی راه میوفته
یخ زدن استخر ، خراب کردن دیوار و بقیه بلاهایی که کوهاکو سر اینجا آورد
همش همینه
تسوکیشیری - سان همه اش بخاطر کاراش معذرت میخواست
من میخوام مطمئن شم شما هم اونطوری کاری نمیکنی
...و همچنین
واسه یه مدت ، بخاطر سفر جادویی که داره تو خونه تسوکیشیری موندنیه
اون فامیل اونه بیاید بهش خوش آمد بگیم
اون یه جادوگره؟
بهتره که ازش فاصله بگیریم. درسته
من هیتومی تسوکیشیرو هستم
از آشناییتون خوشبختم
...اون دختر
تسوکیشیرو
برای امروز شما باید دفترچه یاد داشت هاتونو به اشتراک بزارید
حتما
حالشو ببر
مرسی
به نظر میاد که اونا از من فاصله گرفتن
من قبلا دیدم
چه تصادفی. ما توی یه کلاسیم
اسم من آساگی کازانو ئه
میتونی آساگی صدام کنی. از آشنایی باهات خوش وقتم
...امنم میتونم
بهت بگم هیتومی ؟
حتما
چیزی شده ؟
فکر میکردم اون رفته کنار ؟
اون
رفته کنار ؟
تخته ؟
حس کردم اینی که بغلم نشست ازم فاصله میگرفت
مطمئنم به خاطر اینه که اونا شنیدن که تو یه جادوگری
اینو ببین یه عکس از کلاس سال اول ماست
کوهاو جادوی پرواز زد و از سقف افتاد پایین
اون به تخته مشت زدُ شکوندش
و در سالنم که ترکوند
بیخیال گاهی وقتا کوهاکو از این کارا میکنه ،نمیکنه ؟
ما همه از سال اول تا الان باهمیم
پس بعضی از اونا ممکنه که از جادوگرا بترسند
که اینطور
اما، این خوبه.(اوکیه)ـ
اکثر مردم خوب با کوهاکو کنار میان
اگه تو دوست داشته باشی
ما میتونیم با هم ناهار بخوریم
من یه چیزی از سالن او فری گرفتم منم
سنپای
خبرایی به دست اوردم
ببین حق با توئه
این دوست دختره یوئیتوعه دوست دختر من که نیست
نمیخواد قرمز کنی حالا
زود باش دیگه، ما رو معرفی کن
بهت گفتم که ، از این خبرا نیست اینجا چیکار میکنی ؟
میتونم از بپرسم کورومی - سنپای
از آساگی شنیدم که
دوس دختر آئویی به اینجا منتقل شده، درسته؟
من یه سری چیزا هست که باید ازش بپرسم
سلام! ما رو یادت میاد؟
شما رو؟
No comments yet. Be the first to leave one.