Dreaming of Joseph Lees

Dreaming of Joseph Lees

Descargar subtítulo en Farsi Persian

Información de lanzamiento

dreaming of joseph lees 1999 1080p dsnp web-dl aac2 0 h 264-gprs
Comentario por warez
Translated subtitle from English to Persian Dreaming of Joseph Lees 1999 زیرنویس فارسی فیلم

Etiquetas

webdl
Publicado el: 2025-12-10
Descargas: 18
Para personas con discapacidad auditiva: No

Vista previa de los subtítulos en Farsi Persian

Las primeras 185 líneas.

اوا: وقتی ۱۴ سالم بود

عاشق پسرخاله‌م شدم

جوزف لیز

اون تو خانواده‌مون شبیه هیچ‌کس دیگه‌ای نبود

کتاب‌خون بود و از هنر سر درمی‌آورد

و دلش می‌خواست دنیا رو بگرده

اما من فقط یه دختربچه بودم

و گرچه اون هرگز به من فکر نمی‌کرد

من نمی‌تونستم فراموشش کنم

حتی بعد از اینکه رفت

حتی بعد از اون تصادف

یک

دو

سه

چهار

بعضی آدما

باور دارن فقط یه نفر تو دنیا هست

که می‌تونه دل آدمو به آتیش بکشه

من همیشه فکر می‌کردم اون جوزف لیز بود

اون موقع‌ها که هنوز تو شمال زندگی می‌کردیم

منتظر بودم برگرده خونه

همه وقت منتظرش بودم

اما اون هیچ‌وقت برنگشت

و بعد بابام ما رو آورد اینجا زندگی کنیم

و من دیگه حتی نمی‌دونم جوزف کجاست

من واقعاً کسی رو نمی‌بینم

فقط خانواده‌م و مردهای اره‌کشی

و هری فلایت

مرد: می‌خوای یه کم کمک کنی؟

هری. اوا

تو اینجا چیکار می‌کنی؟ باید می‌دیدمت

امشب بیا بیرون، مزرعه

برای چی؟

خودت که می‌دونی برای چی

ماریا اونجا نیست

مرد: یالا اوا. یه بوس بهش بده

خب، میای؟

هری، من کار دارم

تو تنها کسی هستی که مونده، می‌دونی

تنها کسی چی؟

هیچ‌وقت بهشت رو ندیدی و برنگشتی

خب، منم با تو اونجا نمی‌رم، هری فلایت

پس با کی؟

رابرت: اوا، کتابمو پیدا نمی‌کنم

اوا: تهشه، رابرت

چی داری اونجا، جینی؟

این عمو والت هست با کلاهش تو جشن تالار

اون کیه، بابا؟

آه. جوزف لیز

اون خواهرزاده‌ی عمو والترته

فکر کردم پسرخاله توئه. هست؟

فکر کنم باید باشه

این عکس رو تو مهمونی‌ای گرفتن که براش برگزار کردن

درست قبل از اینکه بره به... حالا کجا بود؟

اسلام‌آباد؟

ایتالیا، بابا

اون دختره کیه؟

...اوه، امم

اون اواست، بابا

اوه. هی هی

جوزف لیز چی شد؟

پاشو از دست داد

آره، تو یه معدن از دستش داد. احمقانه بود، فکر کنم

اما خب، هیچ‌وقت واقعاً نمی‌دونی

چی باعث می‌شه آدما کاری رو بکنن، نه؟

بعد چی شد براش؟

نمی‌دونم. نمی‌دونم

به نظرت جوزف الان چیکار می‌کنه، اوا؟

نمی‌دونم

واقعاً بهش فکر نکردم

اوا: (با پژواک) جوزف

لیز، لیز

انگار یه داستان عشقیه که تا ابد ادامه داره

نامزدان

تصاویر کار آنتونیو لائلی هست

این کتاب مال پدربزرگم بود

تو ایتالیا

یه نگاهی بنداز. کجای ایتالیا زندگی می‌کرد؟

تو شمال

تو معدن سنگ مرمر کارارا کار می‌کرد

منم یه پسرخاله دارم که تو ایتالیا زندگی می‌کنه

و تو معدن کار می‌کرد

البته مطمئن نیستم سنگ مرمر بوده

اون یه کارگر بود، پسرخاله‌ات؟

نه

اون زمین‌شناسه

اوا، باید اینو بشنوی

این بهترین چیزیه که تو زندگیم گوش کردم

چیه؟

قلب و روحمه

که کندن و تبدیلش کردن به موسیقی

بیا دیگه، با من بیا

هری. بیا دیگه

درو ببند

ببندش

رابرت: چقدر باید بمونیم؟

.اوا: زیاد نه

.بیا، خوشت میاد

وای، این چه بوییه؟

.مواظب باش، رابرت. مواظب گل باش

.فکر کردم نمی‌آی

.رابرت و جینی می‌خواستن خوک‌ها رو ببینن

.آها

.پس بیا اینجا

.ببینید، این مادرشونه

.این سارا سدل‌بگه

.خب، اون بیشتر از همه بچه خوک داشته

.اون حتی بیشتر از لیلی پیرِ اونجا بچه داشته

می‌دونید چند تا داشته؟

.نود و هفت تا بچه خوک از وقتی آوردیمش

اما می‌دونید چیه؟

.یازده تاشون مردن

.از چی؟ مادرشون لهشون کرده

این یکی چند تا داشته؟ همین یکی؟

اون هیچ کدوم رو نداشته. چرا؟ مگه از خودش نیست؟

.بله، هرچقدرم که از خودش باشه، پسره

می‌بینی چطور کج‌وکوله می‌پیچه؟

.درست مثل پیچ‌خوردگی موی یه بچه کوچولو

اوه. (بوسیدن)

.ماریا

.ماریا: اوا

اون گوشواره‌هایی که برات خریدم کجان؟

.نمی‌خواستم فقط برای اینکه بیام اینجا بپوشمشون

چی، حتی برای هری ما هم نه؟

.ماریا، تورو خدا

.تو حیا نداری، دختر

چیزی بهت گفت؟

کی؟

.با تو نبودم

خب، چی گفت؟

.هیچی

چی گفت؟

چی گفت؟

...گفت

گفت... آره؟

.که یه کیسه شیرین‌بیان بهم میده

.اگه تورو باهاش تنها بذارم

یه کیسه شیرین‌بیان؟

.گفتم نه

خب، کار درستی بود، نه، اوا؟

به هر حال، تو به هری فلایت علاقه‌ای نداری، مگه نه، اوا؟

نه. (می‌خندد)

.بفرمایید

،"I" قبل از "E" میاد، به جز بعد از "C"

.به جز استثنائات خاص

.نمی‌فهمم. نگران نباش

.اینو بخون

"معمولاً هزینه‌ای دریافت نمی‌شود

برای تحویل

محلیِ... الوار."

.گوش کن، اگه نمی‌تونی کمکی کنی، پس تنهامون بذار، جینی

"لطفاً برای

فهرستی از هزینه‌ها

درخواست کنید

برای... تحویل

خارج از

شعاع ۱۵ مایلی

کارگاه اره‌کشی."

.آره، خوب بود

.حالا اونو بخون

"اونا اونو

به..."

بیمارستان. "بیمارستان

بردن و پای یوسف رو قطع کردن."

اون دیگه چی بود؟

!و برنگرد

.هری: ماریا، تو خواهر منی

.قرار بود کمکم کنی

.شاید اگه یکم بیشتر رو پای خودت وایمیستادی، اون بیشتر بهت فکر می‌کرد

و این یعنی چی؟

.خب، یکم بیشتر مرد باش

.یکم بجنگ

پیش آقای دایان رفته‌ای؟

.ببین. اون نباید اونجا باشه

.ممکنه تو گلوشون گیر کنه

.برو پیشش

.باشه، میرم

.چرا، تو که ترسو نیستی

ببخشید. می‌دونید آقای دایان کجان؟

.آره، رفیق. از اون سمته

.خیلی ممنون

هری، چه کمکی از دستم برمیاد؟

.خب، بیا تو، پسر

من می‌شناسمش، مگه نه؟

ها ها ها

Comentarios

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left