Las primeras 200 líneas.
پيش از اين در "Sherlock"
تو کي هستي؟ - جيم موريارتي -
سلام
جنايتکار مشاور
با اين خيلي حال کردم با اين بازي کوچولومون
آدمهاي زيادي مردن - آدما هميشه ميميرن -
من جلوت رو ميگيرم
...اگه دست از فضولي برنداري
ميسوزونمت
قلبت رو ميسوزونم
بعداً دستگيرت ميکنم
نه ، نميکني
ببخشيد پسرا
من تعادل ندارم
اين نقطه ضعف منه
ولي اگه بخوام با خودم روراست باشم تنها نقطه ضعفم همينه
شما اجازه نداريد ادامه بديد
اجازه نداريد
ميتونم سعي کنم راضيتون کنم
ولي هر چيزي که بخوام بگم قبلاً به فکر خودت هم رسيده
پس حتماً جواب منم به فکر تو رسيده
اشکال نداره اينو جواب بدم؟
نه بابا ، خواهش ميکنم
تا آخر عمرت وقت داري
الو؟
معلومه که وقت بديه چي ميخواي؟
بازم بگو
بازم بگو و اينم بدون که اگه بهم دروغ بگي
پيدات ميکنم و پوست از سرت ميکنم
صبر کن
ببخشيد
امروز روز مردن نيست
اوه
پيشنهاد بهتري بهت شده؟
بعداً بههم ميرسيم شرلوک
اگه واقعاً چيزي رو که ميگي داشته باشي پولدارت ميکنم
...ولي اگه نداشته باشي
تيکه تيکهات ميکنم
چي شد يه دفعه؟
يکي نظرش رو عوض کرد
...سوال اينه که
کي؟
خب ، ببينم شما شيطنت کرديد بانوي من؟
بله خانم اَدلِر
"Sherlock" فصل 2 قسمت 1 : رسوايي در بِلگراويا
چي مينويسي؟ - بلاگ -
راجع به؟ - خودمون -
پس منظورت منم - منظور؟ -
خب ، داري زيادي مينويسي
اين شد يه چيزي
ببينيم چي داريم؟
زنم تا دير وقت توي دفترشون ميمونه - جالب نيست -
فکر کنم شوهرم با يکي ديگه ارتباط داره - معلومه که داره -
اين خاله واقعيم نيست عوضش کردن
ميدونم عوضش کردن
من خاکستر آدمها رو ميشناسم - برو بيرون -
ما حاضريم هر مقدار پول که شما اراده کنيد بهتون بديم
تا اون فايلها رو برگردونيد - جالب نيست -
ما يه سايت داريم که معني واقعي کتابهاي کاميک رو توش مينويسيم
چون مردم به خيلي چيزا توجه نميکنن
ولي يه دفعه داستان کتاباي کاميک شروع کرد به واقعي شدن
جالب شد
مفسر خل و چل ديگه چي؟
اين تيتره - تيتر ميخواد واسه چي؟ -
حالا مردم اين بلاگت رو ميخونن؟
پس فکر کردي اين همه مشتري از کجا مياد؟ - از سايت من -
که توش 240 گونه خاکستر تنباکو معرفي کردي
هيچکس سايت تورو نميخونه
خب ، موي رنگ شده با رنگ بلوند دليل مرگ مشخص نيست
فقط اين لکهها هستن که نميدونيم چي هستن
محض رضاي خدا
چيه؟ - بلوند خال خالي؟ -
وقتي بابابزرگ مرد نذاشتن ما ببينيمش
واسه اينه که رفته به بهشت؟
مردم وقتي ميميرن نميرن به بهشت
ميبرنشون توي يه اتاق مخصوص و ميسوزوننشون
شرلوک
ديروز توي دوسِلدورف يه سقوط هواپيما اتفاق افتاد
همه مردن - حادثه مشکوک تروريستي -
ما هم اخبار ميبينيم - تو که گفتي بيمزه است . روت رو کردي اونور -
خب ، طبق مدارک اين مرد سوار هواپيما شده
توي جيب کتش ته برگ کارت پروازش دستمالهاي مربوط به پرواز
و حتي يکي از بيسکوئيتهاي مخصوص پرواز بوده
اين پاسپورتشه که توي فرودگاه برلين مهر شده
پس اين مرد بايد توي سقوط هواپيماي آلمان ديروز مرده باشه
ولي بهجاش از صندوق عقب يه ماشين توي "ساوتوارک" سر درآورده
شانسي در رفته
ايدهاي نداري؟
تا الان يه 8تايي دارم
الان شد 4تا
شايدم فقط 2تا
نه ، نه ، نه . پروندههاي حل نشده رو ننويس
مردم دوست بدونن تو هم آدمي - چرا؟ -
چون براشون جالبه - نخير نيست -
چرا براشون جالبه؟ - اينجا رو نگاه کن -
1895 - ببخشيد ، چي شد؟ -
من ديشب شمارنده رو تنظيم مجدد کردم اين بلاگ
در هشت ساعت گذشته حدود 2000 نفر بيننده داشته
اين درآمدزا هست شرلوک نه 240 نمونه خاکستر تنباکو
خب ، اين يکي چيه؟
قتلهاي ناف؟
درمان ناف؟
اه
بيرون يه عالمه خبرنگار جمع شده بچهها - خب ، اونا که به ما علاقهاي ندارن -
بله ، البته تا قبل از اينکه تو يه پديده اينترنتي بشي
يکي 2تاشون رسماً گفتن ميخوان از شما 2تا عکس بگيرن
محض رضاي خدا
جان
صورتت رو بپوشون و سريع راه برو
بههرحال براي وجهه اجتماعيتون خوبه
منظورم اينجور پروندههاي بزرگه
من يه کاراگاه خصوصيام تنها چيزي که نميخوام وجهه اجتماعيه
الو
فکر کنم ديگه وقتشه ، مگه نه؟
خداي من
اينا انگشتن؟
در باز بود
در باز بود
پسرا ، مشتري داريد
از اول تعريف کن ولي لفتش نده
" 14ساعت قبل "
آهاي
حالتون خوبه؟
ببخشيد
حالتون خوبه؟
قربان ، تلفن شما رو ميخواد
کارتر
تا حالا اسم شرلوک هولمز رو شنيدي؟ - کي؟ -
خب ، بزودي باهاش آشنا ميشي
اين پرونده توئه و همه چيز به خودت بستگي داره و اين
يه توصيه دوستانه است ولي به شرلوک هولمز 5 دقيقه سر صحنه جرم وقت بده
و به تمام حرفايي که ميزنه گوش کن و تا جايي که ممکنه
با مشت نزن توي صورتش
باشه
قربان ، اين آقا ميخوان با شما صحبت کنن - بله ، ميدونم -
شرلوک هولمز
جان واتسون ، شما اينجا واي-فاي داريد؟
ميدوني که اين يهکمي بيادبي محسوب ميشه؟
من که مشکلي ندارم
...حالا
رودخونه رو نشونم بده
منظورم اين بود که تو بيادبي
ببين اين پرونده درجهاش شش هست
قبلاً توافق کرديم که براي پروندههاي زير هفت
لازم نيست من از خونه بيام بيرون
حالا برگرد
چمنها رو نشونم بده
ما کي توافق کرديم؟
ديروز توافق کرديم . وايسا
نزديکتر - من که ديروز خونه نبودم . رفته بودم دوبلين -
به من چه که تو گوش نميدادي
خفهشو - وقتي من نيستم هم همينطوري با خودت حرف ميزني؟ -
من اصلاً نميفهمم کي ميري بيرون
...حالا
ماشيني رو که پس زده نشونم بده
اونجاست
اين همونيه که صدا درست کرده بوده ديگه ، نه؟
آره
اگه فکر کردي کسي شليک کرده در اشتباهي
بهش تير نزدن
با برخورد يکباره يه شيء نوک تيز به پس سرش کشته شده
که همراه قاتل بهطور اسرارآميزي ناپديد شده
اين پرنده حداقل درجهاش هشته
دو دقيقه ديگه بيشتر وقت نداري و اينا ميخوان بيشتر
راجع به راننده بدونن - اونو بيخيال . طرف احمقه -
وگرنه چرا بايد فکر کنه مظنونه؟ - من فکر ميکنم مظنونه -
بده دست اون
باشه ولي دکمه قطع صدا دارم و هر وقت بخوام ازش استفاده ميکنم
يهکم بالاتر من که با اون پايين حرف نميزنم
باشه ، تو رو خدا بگيرش . بگيرش
با وجود انجام يه جنايت بينقص بدون يه شاهد
چرا بايد به پليس زنگ بزنه و بره سراغ يه کاراگاه؟
وجدان درد؟ - ميخواد باهوشبازي دربياره . اعتماد بهنفس داره -
مگه اصلاً تو ديديش؟ يه آدم خپل که تابلوئه
مجرده و تنها زندگي ميکنه
آستين راستش ميگه توي اينترنت توي سايتهاي هرز ميچرخه
نفسش هم ميگه که مشکل قلبي درمان نشده داره
اعتماد بهنفس کم ، بهره هوشي پايين و عمر کوتاه داره
و اونوقت تو فکر ميکني يه جنايتکار حرفهايه؟
نگران نباش ، فکر طرف احمقانه است - راجع به قلب من چي گفتي؟ -
برو دم رودخونه
توي رودخونه چيه؟
خودت برو ببين - شرلوک ، چرا جواب زنگ درتون رو نميدي؟ -
اتاقش اون پشته براش يه دست لباس بياريد
تو کدوم خري هستي؟ - ببخشيد آقاي هولمز -
شرلوک ، چه خبر شده؟ - شما بايد با ما بياييد -
قطع شد . نميدونم يه دفعه چي شد
دکتر واتسون؟ - بله؟ -
با شما کار دارن - نه . نه ، مرسي -
نه قربان ، از اون هلي کوپتر هست
خواهش ميکنم آقاي هولمز اونجايي که ميريد بايد لباس تنتون باشه
" کت 700 پوندي "
" بدون اسلحه "
" ناخن آراسته شده "
" کارمند دفتري "
" راست دست "
" کارمند داخلي "
" داراي 1 سگ کوچک "
" داراي 2 سگ کوچک "
" داراي 3 سگ کوچک "
No comments yet. Be the first to leave one.