Las primeras 200 líneas.
! برید دنبالشون
! تن لشتون رو تکون بدید
! بادبان های اصلی رو پایین بیارید
! طناب اصلی رو بکشید
! محافظِ بادِ سکان اصلی رو جمع کنید
. لعنتی
تا همین یه ثانیه پیش یه ابر هم توی آسمون نبود ، حالا هوا اینجوری شده ؟
. این از کنترلمون خارجه
. آب و هوای گرند لاین اینجوریه دیگه
. اگه همینجوری پیش بره ، دکلِ اصلی می شکنه
. دستورش رو داده م
. مراقب گردباد ها باشید . یه دفعه ممکنه ظاهر بشن
. برای نوک ، عقب و دو طرف کشتی دیدبان گذاشتم
اون کشتی دزد دریای ای که قبل از طوفان دیدیمشون چی ؟
. روبرو ، توی موقعیتِ ساعت 11
. فاصله : 800
علامتشون رو تشخیص دادید ؟
... آره ، خوب درباره اون
! چیه ؟ جون بکن دیگه
! چشم ، قربان
! یه جمجمه س که روی سرش یه کلاه حصیریه
چی !؟
... لعنتی
! دستور داریم هر جوری شده دستگیرشون کنیم
، با اینکه کشتی کوچیکیه
. خیلی خوب و راحت توی این هوای طوفانی حرکت می کنه
. حتما یه راهیاب خیلی حرفه ای توی کشتی شون دارن
! الان وقت تحسین کردن نیست ، اسگل
! بله قربان
پس اینا همونایی هستن که همه توی مقر نیرودریایی . درباره شون حرف می زدن . دزدای دریایی کلاه حصیری
. مانکی دی لوفی و گروهش
... آدمای وحشتناک بیشتری
. توی نمایشِ عصر کبیر دزدای دریایی ظاهر شدن ...
! کاپتان ، یه تماس از مقر
الان ؟
فوریه !؟
! بله
! به خط 3 دن دن موشی وصله
چی گفتی ؟
. همین که گفتم
گزارش دریافت کردیم که گروه بزرگی از دزدای دریایی . دارن توی اونجایی که شما هستید جمع می شن
چرا دارن جمع می شن ؟
. فقط می تونیم حدس بزنیم
. شاید بازم دارن اون هولابالوی مسخره رو اجرا می کنن
منظورت همون مسابقه زیرزمینیه ؟
. آره
... پس بخاطر همینه
. همین چند لحظه پیش یه کشتی دزدای دریایی رو دیدیم
. که اینطور
. توی منطقه دنبال دزدای دریایی بگردید
. این دفعه بد اسمی توی لیستت هست
بد اسمی ؟
. گاسپارد
اون خائن !؟
. درسته
. ننگین ترین لکه ی روی دامن نیرو دریایی
! دیگه نمی تونیم بذاریم هر کاری می خواد بکنه
! به نام عدالت مطلق
چطوره ؟
! یه بار دیگه
شنیدی چی می گه ؟
! بیا بریم تا صبح خوش بگذرونیم
... چی ؟ تموم شد
! مگه کوری ؟ برو کنار دیگه
. آه ، چقدر خوردم
. لازم نبود بگی ، می بینم
. یه تن غذا خوردی
. بازم جا دارم
! بسه دیگه
. اما غذاهای ساده ولی خوشمزه ای بودن ها
نامی - سان ، روبین - چان ، دسر چیزی می خواید ؟
. من نمی خوام ، ممنون
. من قهوه می خورم
. به روی چشم
! من یه بشقاب دیگه می خوام
! نامردیه ، پس من چی
! تو دیگه غذا نمی خوری
چی !؟
! " نگو " چی !؟
! اگه کسی جلوت رو نگیره ، همینجوری پشت سر هم می خوای بخوری
. بفرمایید
. ممنون ، آقای آشپز
پول کم داریم ؟
. این اواخر چیز زیادی گیر نیاوردیم
. بعد از اینکه غذا خریدیم ، دیگه تقریبا چیزی برامون نمونده
... آه ... دیگه بهتر از این نمی شه
چی گفتی !؟
. هی ، به عنوان کاپتان اینو بهتون می گم
! شما زیادی پول خرج می کنید
! همش خرج غذاهای تو می شه
... لعنتی
. در هر حال ، مشکل خیلی بزرگیه
... هر کاری باشه مهم نیست
راهی نیست بتونیم خیلی سریع پول در بیاریم ؟
. خوب ، من که توی این جزیره کازینو یا همچین چیزی ندیدم
. انگار فقط باید امیدوار باشیم که جزیره بعدی ، بهتر باشه
چیزی شده ؟
. هیچی
. شراب تانکارد
. دستت درست
می شه یه چیزی ازت بپرسم ؟
اینجا جزیره هاناباله ، درسته ؟
. آره
! هی ، لوفی ، پسش بده
! ... همین الان پسش بده
! مال منه
! تفش کن
تو یه دفعه چت شد ؟
! پسش بده
اما تو که حتی
! لعنتی ، اون - ! لعنتی
چی شده ، نامی - سان ؟
. اوه ، چیز خاصی نیست
. اون یارو که الان اومد تو . احتمالا یه دزد دریایی بود
. تازه ، با مسئول اینجا یه چیز مشکوکی رد و بدل کردن
درسته ؟
زورو ، داشتی نگاش می کردی ؟
. بهتره بگم همینجوری چشمم بهش خورد
چی فک می کنی ؟
درباره چی ؟
. خودتو به کوچه علی چپ نزن
بوشو حس کردی ، درسته ؟
. بوی پولِ دوست داشتنیت رو
چی ؟
داری می گی من دیوونه ی پولم ؟
اشتباه می گم ؟
عوضی ، به نامی - سان چی گفتی !؟
! زدی به هدف
. چیزایی که من خیلی دوسشون دارم پول و پرتقالن
. هیچ وقت نمی ذارم از زیر دستم در برن
! لوفی ! اوسوپ ! چوپار
. بوی ماجراجویی حس می کنم
. الان وقت دعوا کردن نیست
. هی
... ما الان کفگیرمون خورده ته دیگ و هیچ پولی نداریم
فک نمی کنم پیشنهادِ کاری ای داشته باشی که بتونیم پولدار بشیم ، درسته ؟
. اوه ، نگران نباش ! پول غذایی که خوردیم رو داریم بدیم
... اما یه حسی به جونم افتاده
. که تو یه چیز خیلی جالب می دونی ...
. شما فقط یه مشت بچه اید
. اما ما دزدای دریایی مشهوری هستیم
. خودم فهمیده بودم
. قیافه ش رو از پوستر آدمای تحت تعقیب یادم مونده بود
. و شنیدم که خیلی دنبال پول می گردید
اما شما که نمی خواید بخاطر پول جونتون رو دور بندازید ، درسته ؟
. معلومه . طبیعیه که نمی خوایم
. ولی با اینحال ، بازم به پول نیاز داریم
مگه اون مثلِ معروف نمی گه " نابرده رنج گنج میسر نمی شه " ؟
. می دونی که ما تحت تعقیبیم ... نمی تونیم همینجوری بریم و پول در بیاریم
. و همیشه هم اینجوری نیست که به اون گنجایی که دنبالشیم برسیم
هیچ کس بدون چند بار ریسک کردن نمی تونه به چیز خیلی بزرگی برسه ، درسته ؟
. ما هم که به معاملات زیرزمینی و غیر قانونی عادت داریم
. ما از شرایط سخت زیادی گذشتیم
. اما معلومه ، ما نمی خوایم جونمون رو دور بندازیم
... اما
. موضوع بیشتر از پوله
. رفقای من از اون آدما نیستن که بخاطر اینکه یه کاری خطرناکه بی خیالش بشن
. مخصوصا کاپتان ما
با این شرایط ، می شه بهمون بگی ؟
. این بوی پول از کجا داره میاد
درمانی برای احمقا و دزدای دریایی وجود نداره ، مگه نه ؟
الان گفت تو احمقی ، زورو ؟
. حالا می فهمم که دلتون می خواد جوون بمیرید
چرا من !؟
. چون من دزد دریاییم
. بیاید دنبالم
! ایول
. زود بیاید داخل و درو ببندید
. هی ، اینجا تاریکِ تاریکه
. همینجوری مستقیم برید
از اینجا !؟
. به اونجایی که می خواید می رسید
. یه دقیقه وایسا
! تو که هنوز چیزی به ما نگفتی
! راس می گه
. من تا همینجا می تونم باهاتون بیام
. وقتی برید خودتون می فهمید
! باشه ، می ریم
! هی ، لوفیِ اسگل
. این دیگه خیلی مشکوکه
! حتما یه تله س
. اگه نمی خواید برید ، برگردید
. اینجوری می تونم با خیال راحت تری بخوابم
! من که می رم
! بوی یه ماجراجوی می ده
ماجراجویی ، هان ؟
مطمئنی که می تونیم از اینجا پول در بیاریم ، مگه نه ؟
. من دروغ نمی گم
. اما نمی تونم جزئیاتش رو هم بهتون بگم
... مریضیِ " من نمی تونم از این تونل رد بشم " بازم بالا زد
. بی خیال ، اوسوپ
. کاپتان تصمیمش رو گرفته
این یه حقیقته که ما پولی نداریم . دیگه چه انتخابی برامون می مونه ؟
... درباره این یه حس بدی دارم
یه ذره جلوتر ماجراجویی منتظرمونه ، درسته ؟
! آره
! اووه
. خوب ، آخرش همه چیز به خوبی و خوشی تموم می شه
. الان وقت نگرانی نیست
! ایول
No comments yet. Be the first to leave one.