Shooting Livien

Shooting Livien

Descargar subtítulo en Farsi Persian

Información de lanzamiento

Howards End - Episode 03
Comentario por Mary_fall

Etiquetas

other
Publicado el: 2019-05-01
Descargas: 32
Para personas con discapacidad auditiva: No

Vista previa de los subtítulos en Farsi Persian

Las primeras 200 líneas.

...آنچه گذشت

،به شوهر عزیزم"

".مایلم خانوم مارگارت شلیگل هاوردز اند را داشته باشد"

حتما مادرتون وقتی اینو نوشته تو حال خودش نبوده

اوه یه عمره ندیدمتون، آقای ویلکاکس- اون یه حیوونه. بویی از انسانیت نبرده-

اون یه حیوون نیست! فکر کردم بیشتر تحسین برانگیزه

منو دوست داری، مگه نه؟- گفتم، مگه نه؟-

فقط درست نیست که به وانمود کردن ادامه بدیم

به یه جوونی برخوردیم که ظاهرا خیلی فقیره

حالا، به همچین مردی چطور باید کمک کرد؟

پورفیریون یه شرکت خیلی بده

یکی از دوستامون گفت تا عید پاک ورشکست میشه- کجا داری میری؟-

برای چی میخوای اونجا باشم؟

این فقط یه نامه ست که یادآوری میکنه تا ماه مه وقت داریم که تخلیه کنیم

"تصمیم گرفتم خانه ی دوسی استریت را ترک کنم"

".و برای اجاره سالانه بگذارم.."

بگم آره یا نه؟

بگو آره- بگو نه-

پس تصمیم گرفته شد

این زیرنویس به هیچ سایت یا کانال خاصی تعلق نداره مترجم: Mary_Fall

فکر کنم نژادمون داره رو به تباهی میره

حتی نمیتونیم همچین چیز کوچیکی رو سر و سامون بدیم

وای به حال سر و سامون دادن چیزای بزرگ

چیزای کوچیکه که آدم توش میمونه

وقتی چیزای بزرگ واقعی پیش بیان هیچن

،داشتم به پدر فکر میکردم

که مجبور بود تو 40سالگی آلمان رو ترک کنه، یه کشور جدید

و ایده آلهای جدیدی رو بپذیره

و ما تو این سن و سالمون حتی نمیتونیم خونه عوض کنیم

ای کاش باهام میومدی

نه. ترجیح میدم بسپارمش به تو

اما هیچ کار عجولانه ای نمیکنی، مگه نه، مارگارت؟

هیچ عجله ای نیست

این لطف زیادیه، اما میترسم فایده ای نداشته باشه

این خونه متناسب با خانواده شلیگل ساخته نشده

چیه، تصمیم گرفتی معامله نکنی؟- نه دقیقا-

نه دقیقا؟ خب، در اون صورت، بیا شروع کنیم

این یه ماشین جدیده، آقای ویلکاکس؟- بله-

بنظرم، خیلی قشنگه. ازش خوشت میاد، کرین؟

خیلی زیاد، خانوم

یه ماشین بخاره؟

نه، نه. ما موتورهای بخار موافق نیستم

نه، معلومه که نه. همون نیست. اما اونا سریعتر نیستن؟

..من خوندم- ..الان هستن- ..نه برای طولانی مدت، نه، اما-

کرین، ممنون

..اما توانایی موتور احتراق داخلیش نامحدوده

ماشین بخار هیچ آینده ای نداره، خانوم- !کرین- ببخشید، آقا- اجازه هست؟-

نه، ممنون. خودم میتونم- نه، بی معنیه! بذار کمکت کنم-

خب چطور میدونستی اسم راننده ماشینم کرینه؟

اوه، کرین رو میشناسم. با خانوم ویلکاکس سوار ماشین میشدم

میدونم یه خدمتکار به اسم میزی دارین

از همه جور چیزی خبر دارم

ایوی چطوره؟

اوه، ایوی؟ اوه نمیبینش. با کاهیل رفته بیرون

بهت بگم، اصلا حال نمیده همیشه تنها گذاشته بشی

،تمام روز سرکارم

اما عصر میام خونه و نمیتونم خونه رو تحمل کنم

به روش مزخرف خودم، منم تنهام

مجبور شدن به ترک خونه قدیمی مایه دل شکستگیه

از قبل از ویکهام به زور چیزی یادم میاد

..هلن و تیبی اونجا بدنیا اومدن، و هلن میگه

تو هم احساس تنهایی میکنی؟

به شدت

داشتی میگفتی، ببخشید؟- اوه، فقط یه سری چرت و پرت درباره اثاثیه-

!ها

خب، اون قدرا هم که وانمود میکنی بی دست و پا نیستی

هیچوقت باور نمیکنم- اوه، اما واقعا بی دست و پام-

به هرحال، بدون معطلی به نامه ام جواب دادی

اوه، خب، وقتی یه چیز خوب میبینم تشخیص میدم

میخوام کل خونه رو ببینم

و به محضی که به ویکهام برگردم، دربارش با

هلن و تیبی حرف میزنم، و بعد آره یا نه رو برات مینویسم

صحیح. راهروی ورودی

سنگفرش شده- بله-

و این انجیلیه که چارلز از جنگ بوئر با خودش آورد

اینجا سیگار میکشیم

!اوه چه خوب

خوشت میاد؟ همش آشغاله، آدم راحت نیست

مگه نه؟- آره. اینا اثر کروکشنکه؟-

اثر گیلر

بریم طبقه بالا؟

!همم

همه این اسباب اثاثیه از هاواردز اند اومده؟

نه، تمام اثاثیه هاواردز اند رفته خونه ی توی آنیتن

واقعا..خیلی متاسفم

هرچند، خونه مهمه، نه اثاثیه

اندازه این اتاق پذیرایی چقدره؟

30در 22. اوه، نه، یه دقیقه صبر کن

22و نیم

..میشه- خانوم شلیگل؟- بله؟-

خانوم شلیگل

به بهانه های ساختگی آوردمت اینجا

میخوام راجع به موضوع خیلی جدی تری از خونه باهات صحبت کنم

..میدونم. منظورم اینه

میدونی؟

..نه، منظورم اینه، من.. یعنی

خانوم شلیگل؟

بله؟

..امکانش هست شریک

..ممکنه- آقای ویلکاکس، میفهمم. میفهمم-

اگه میشه بعدا جوابو مینویسم

خانوم شلیگل..مارگارت..خانوم شلیگل، نه، متوجه نیستی

اوه، بله! واقعا، بله

دارم ازت میخوام همسرم بشی

..میدونم. فکرشو کردم

میدونم- دلخور نشدی؟-

چطور ممکنه دلخور بشم؟

..من- ..آقای ویلکاکس- من از دسته شما نیستم-

نه، نیستی- و خیلی بزرگتر از تو ام-

بله، همینطوره- ..اما من-

آقای ویلکاکس، کاملا نفسمو بند میاری

نیازی به دلیل نیست

فکر کردم شاید نیاز باشه

اوه، نه، واقعا

خب

خب

بقیه خونه رو ببینیم؟

شاید امروز نه- البته-

نامه ای از من خواهید داشت

فردا میریم سوانج پیش خاله مون

ممنون

خداحافظ

و از شما ممنونم

اگه جواب نه ئه، میتونی فورا بگی

..اما من ن- ،و اگه اینطوره-

میتونی روی این حساب کنی که تحت همون شرایط خونه رو بهت اجاره میدم

هدفم این نبود که با این فریبت بدم

البته که نه

و فقط با مشاور املاک مستقیما سر و کار داری

هیچوقت به خودم اجازه نمیدم به عنوان صاحبخونه

تحت..خب، تحت شرایطی که ممکنه معذب کننده باشه مزاحم بشم

حتما شرایط معذب کنندست. اما متوجهی منظورم چیه؟

مطمئنا. اما به این فکر نمیکنم

درست

بگم ماشین بیاد؟

خیلی لطف میکنی

فقط یه سوال

اوه، واقعا موندم. واقعا موندم خونه رو گرفته یا نه

امیدوارم عجول نباشه

منم همینطور. منم همینطور

خونه رو گرفتی؟- ممنون، آنی-

خونه رو گرفتی؟

اوه، چه گرفتاری ای! پس هیچی عوض نشده؟

نه دقیقا

یه سری رمز و راز. به زودی روشن میشیم

خاله جولی، از آنی میخوای چای درست کنه؟

باید درباره خونه ها حرف بزنیم، و بعدش میایم پایین

آقای ویلکاکس بهم پیشنهاد ازدواج داد

درست رفتار یه مرد بیوه. برای هر کاری پررو ان

..و بدون استثنا یکی از دوستای زن اولشون رو انتخاب میکنن. این مدل

..اما تو هرگز تصور نکردی ... تو هرگز

!اوه، واقعا

!نکن، نکن، نکن! مگ، همچین کاری نکن

!بهت میگم نکن! من میدونم.. نکن

چی میدونی؟- !نکن-

..بازم باید اغلب همدیگرو ببینیم و- !اینجوری نیست-

چت شده؟

..مگ

!ببین، بشین

اگه تو بشینی میشینم

این یه احساس فوق العادست که بدونی یه مرد واقعی بهت اهمیت میده

و یادت باشه، الان خیلی وقته میشناسمش و ازش خوشم میاد

اما عاشقش بودی؟

نه

اما خواهی بود؟

بله. اینو کاملا مطمئنم

و تصمیم گرفتی باهاش ازدواج کنی؟

همینطوره. و چرا ازش بدت میاد؟

هلن، باید سعی کنی بگی

از زمان پله

آقای ویلکاکس چه ربطی به پل داره؟- اما اون اونجا بود-

وقتی اون روز صبح برای صبحونه اومدم پایین همشون اونجا بودن

دیدم که پل خیلی وحشت زده بود-دستپاچه شده بود

برای همین میدونستم که این غیرممکنه- چون روابط شخصی

مهمن، نه این زندگی بیرونی تلگرام و خشم

گناه آقای ویلکاکس رو میدونم. از احساس میترسه

به موفقیت بیش از حد اهمیت میده، خیلی کم به گذشته

حتی میگم، به لحاظ معنوی، به اندازه من صادق نیست

این راضیت نمیکنه؟

نه، نمیکنه. باعث میشه احساس بد و بدتری پیدا کنم

!حتما دیوونه ای

قصد ندارم اون، یا هیچ مرد یا زنی، تمام زندگی من باشه

در من چیزای زیادی وجود داره که اون درک نمیکنه، و هیچوقت درک نخواد کرد

-و همینطور، در اون هم چیزایی وجود داره- مخصوصا بیشتر چیزایی که صاحبشه که برای همیشه از من مخفی میمونه

اون کلی خصوصیات اجتماعی داره که تو خیلی بیزاری

و توانمنده، تمام اینا

بیشتر و بیشتر از برداشت درآمدم سرباز میزنم

و به کسانی که ضمانتش میکنن پوزخند میزنم

قصد ندارم اونو درست یا اصلاح کنم

فقط ارتباط

این کل صحبت منه

اینو قبول ندارم که با استفاده از هنری به عنوان مواد اولیه یه شوهر مناسب برای خودم بسازم

کار پست و ناعادلانه ایه

یکی چیزی رو از دست میده

!اوه، ببینین، اون اینجاست! اون اینجاست! سلام- !سلام-

!سلام آقای ویلکاکس

!خب، خب، خب! همگی- !مبارکه- !چقدر عالی-

خانوم مونت، چطوری؟ چطوری؟ هلن. آقای شلیگل

اوه، بیا هنری- کجا میمونی، آقای ویلکاکس؟-

توی گرند یه اتاق گرفتم بهم گفتن الان بهترین هتله

More Farsi Persian subtitles for Shooting Livien

Comentarios

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left