Ladies First

Ladies First

Descargar subtítulo en Farsi Persian

Información de lanzamiento

Ladies First 2026 NF WEB 30nama BDSubs Fa
Comentario por PersianSUB
سی‌نما تقدیم میکند ‫تـرجـمـه و تـنـظـیـم : حـسـیـن اسـمـاعـیـلـی @BDSubs ‫CinamaSub@

Etiquetas

webdl
netflix_synced
Publicado el: 2026-05-24
Descargas: 95
Para personas con discapacidad auditiva: No
FPS: 23.976

Vista previa de los subtítulos en Farsi Persian

Las primeras 200 líneas.

‫تـرجـمـه و تـنـظـیـم : حـسـیـن اسـمـاعـیـلـی

‫این داستان در مورد مردی ‫به اسم "دیمین"ـه

‫دیمین همه‌چیز داشت

‫ثروت، سکس، قدرت

‫چون عوضی هم بود

‫- عه چه خوب، بیدار شدی ‫- سلام

‫می‌تونم خداحافظی کنم

‫دیشب محشر بود

‫- آره ‫- برات صبحونه سفارش دادم

‫نمی‌دونستم چی دوست داری ‫برای همین از همه‌چی یکی برات گرفتم

‫خدمتکار داره لباست رو خشکشویی می‌کنه

‫ولی اگر می‌خوای با لباسی بری خونه ‫که کمتر تو چشم بیاد

‫یه لباس جدید برات گرفتم

‫رسیدش توی پاکته

‫عجب

‫برای زنی که...

‫باکرگیم رو ازم گرفت ‫هرکاری می‌کنم

‫همونطور که می‌دونیم، توی این دنیا

‫اکثر اوقات بدترین آدم‌هان ‫که توی زندگی هیچی کم ندارن

‫پس زندگی مدیرعامل گینس این شکلیه

‫- کل جزیره مال خودشه؟ ‫- فقط بخش‌های خوبش

‫لوئی یکی از دوستان قدیمی دوران آکسفوردمه ‫همیشه اینطوری معامله می‌کنه

‫درحالی‌که اطرافش پر از زیباییه ‫اگر منظورمو بگیری

‫ولی نگران نباشین

‫قراره دیمین به سزای اعمالش برسه

‫خب، هیئت مدیره در مورد ‫حضور زنان گیر سه‌پیچ بهم دادن...

‫وقتی فهمیدن هیچکدوم ‫از مدیرهای نوآوری اطلس

‫زن نیستن

‫این چه اهمیتی داره؟

‫خب، بهم گفتن ‫باید بریم سراغ یه آژانس تبلیغاتی دیگه

‫چی؟

‫- ببخشید فرد ‫- بیخیال بابا

‫یعنی میگی این همه راه ‫ما رو تا اینجا کشوندی

‫که اخراج‌مون کنی؟

‫آره خب، به‌نظرم یه مرد باید ‫همچین کاری رو رودررو انجام بده

‫ببخشید، ولی دست من نیست

‫- لوئی، من... ‫- نه، نمی‌دونم چی بهشون بگم

‫من می‌دونم

‫اطلاعاتتون قدیمیه

‫همین هفته‌ی قبل یه زن فوق العاده رو ‫مدیر نوآوری کردیم

‫اونم نه بخاطر حفظ ظاهر

‫بلکه چون بهترین شخص ‫برای این کاره

‫بحث فمینیسم برای اطلس ‫سر اعداد و ارقام نیست

‫اینو به هیئت‌مدیره‌تون بگو

‫بگو ببینم، زن جدیدی ‫که هفته‌ی قبل مدیر نوآوری کردیم کیه؟

‫- آخ ببخشید، گفتم هفته‌ی قبل؟ ‫- اوهوم

‫منظورم امروز بعدازظهر بود

‫هیچوقت حواسم به اختلاف زمانی نیست

‫ای حرومی ناقلا

‫ببین...

‫بین خودمون بمونه ‫ولی تو فکرم سال آینده بازنشسته بشم

‫ولی پیش هیئت‌مدیره ‫اسم تو رو آوردم

‫پس از نظر من

‫تو مدیرعامل بعدی آژانس اطلس هستی

‫بابتش آماده‌ای؟

‫چه سوال احمقانه‌ای پرسیدم

‫سلام، آژانس اطلس ‫دفتر دیمین ساکس، بفرمایید

‫روبی، یه پروژه‌ی فوری برات دارم

‫خیلی‌خب، با منابع انسانی صحبت کردم

‫و قانوناً اجازه نداری دوباره مجبورم کنی ‫با یکی از دوست‌دخترهات بهم بزنم

‫نه، نه، دیگه عمراً اینو ازت نمی‌خوام ‫دفعه‌ی قبل گند زدی

‫ازت می‌خوام لیستی از ‫بازاریاب‌های نوآوری زن برام آماده کنی

‫تا بتونم به یکیشون ترفیع بدم

‫خیلی‌خب. پس ازم می‌خوای ‫کارکنان‌مون رو بر اساس جنسیت و/یا نژاد

‫برای ترفیع طبقه‌بندی کنم؟

‫نه. فقط بر اساس جنسیت

‫و اینو توی مدرکت ننویسیا ‫« چیزهایی که دیمین گفته ‫که اگر اخراج شدم استفاده کنم »

‫خب، کیا رو داریم؟

‫- الکساندرا فاکس رو داریم ‫- عالیه

‫یه جلسه بذار ‫تا بتونم خبر خوب رو بهش بدم

‫اصلاً می‌دونی کیه؟

‫داشتم به ترتیب حروف الفبا می‌گفتم

‫روبی، خدایی این چه حرفیه!

‫راستی، پروازم رو بنداز فردا

‫الان سه تا مورد خیلی مناسب

‫برای چند تا جایگاه دیگه دیدم

‫خیلی قابل‌پیش‌بینی هستی

‫ممنون

‫- الکس ‫- بله؟

‫چند تا از بچه‌های تیم نوآوری

‫قراره موقع ساعت شاد برن کافه و... ‫(ساعت‌های تخفیف)

‫عه، ممنون

‫ولی فکر کنم دیگه دوران ‫کافه رفتن موقع ساعت شادم گذشته

‫نمی‌خواستم دعوتت کنم، فقط...

‫امیدوار بودم اگر یکم زودتر رفتیم ‫بتونی بقیه‌ی عکس‌های

‫کارزار تبلیغاتی موریس رو بارگذاری کنی

‫آره حتماً. باشه حواسم هست

‫عالیه

‫- الکس ‫- عه روبی، چه خوشگل شدی

‫فقط خواستم بهت بگم ‫که دیمین می‌خواد فردا صبح

‫سر ساعت 9 تو رو ببینه

‫- وای نه، چیزی شده؟ ‫- نه کاملاً برعکس

‫- قراره... قراره ترفیع بگیرم؟ ‫- اوهوم

‫پس از فایل ارائه‌ای که برای ‫کارزار تبلیغاتی گینس فرستادم خوشش اومده

‫می‌دونم من مسئولش نیستم ‫و نمی‌خواستم پامو از گلیمم درازتر کنم

‫ولی یه حسی بهم می‌گفت ‫ممکنه خوشش بیاد

‫آره، برای همینه

‫عجب

‫وای خدا، شرمنده. شرمنده ‫می‌دونم فقط 20 ساله که اینجام

‫و اصلاً پشیمون نیستم که یه مدت ‫کارمو کنار گذاشتم که برم بچه‌مو بزرگ کنم

‫ولی برام سخت بوده که برگشتم ‫و دیدم همه اینقدر جوونن

‫و اینقدر انرژی دارن

‫برای همین دارم یه‌خرده ‫به خودم افتخار می‌کنم

‫و... هیجان زده‌م

‫و باورم... باورم نمیشه ‫دارم سر کار گریه می‌کنم

‫خیلی‌خب، به هیچ عنوان ‫جلوی دیگران همچین کاری نکن

‫- نه نمی‌کنم ‫- آره

‫- خیارشور می‌خوری؟ ‫- آره

‫سلام مامان

‫چی؟ معلومه که یادم نرفته

‫تولدت مبارک ‫آره، الان سوار ماشینم

‫آره، فقط بخاطر خودت برگشتم

‫خب...

‫آره، برات هدیه هم گرفتم ‫« قابلتو نداره! از طرف روبی »

‫« دیمین 1 »

‫روبی، میشه بهم یادآوری کنی ‫برای مامانم چی خریدم؟

‫پسر خیلی افتضاحی هستی

‫- زدمت. چرا زدم! ‫- نه نزدی! مُردی!

‫- خودت مُردی ‫- تیرت خطا رفت!

‫دایی دیمین!

‫- سلام بچه‌ها ‫- بنگ بنگ!

‫مُردی

‫- رقصمو ببین ‫- مال منو ببین

‫آخ!

‫حتی دستمم بهش نخورد!

‫چرا خورد!

‫- نه نخورد ‫- کریس!

‫بیا بچه‌هاتو جمع کن

‫سانی!

‫دارم میام

‫- باهاش چیکار کردی؟ ‫- سانی، خیلی...

‫- حواست باشه چی میگی ‫- محشر شدی

‫تعریف‌های الکیتو بذار واسه معشوقه‌هات

‫سلام بابا

‫عه! حسابی آفتاب ‌گرفتی، مگه نه؟

‫معلومه حسابی آفتاب گرفته، مگه نه کریس؟

‫نه چندان. مثل همیشه‌ست

‫- مامان کجاست؟ ‫- خودت چی فکر می‌کنی؟

‫- خیلی‌خب ‫- یه لطفی بهمون بکن

‫بهش بگو بازم آبجو بیاره

‫- برای منم بیار دیمین ‫- سلام مامانی

‫عه!

‫عزیزدلم. اومدی

‫- معلومه که اومدم. تولدت مبارک ‫- عه، ممنون

‫چقدر خوشگله. وای ممنون

‫انگار ناراحتی

‫نه ناراحت نیستم

‫- راستش خیلی هم خوشحالم ‫- واقعاً؟

‫- خبرهای خیلی خوبی دارم، مامانی ‫- اوهوم؟

‫- پسر کوچولوت... ‫- خب؟

‫قراره مدیرعامل بعدی ‫آژانس اطلس بشه

‫و کسی رو تو زندگیش نداره ‫که توی این لحظات کنارش باشه

‫نخیرم، خیلی‌ها رو دارم

‫راستش همین آخرهفته ‫شش تا زن کنارم داشتم

‫پسره‌ی بدجنس

‫شش تا توی یه آخرهفته؟

‫- آره ‫- خیلی‌خب، اینو ببر لطفاً

‫- میدی من ببرمش؟ ‫- نه، نه، نه. حتماً خیلی خسته‌ای

‫- آره ‫- کریستوفر

‫سانی، مامانت توی آشپزخونه کارت داره!

‫"گینس. علاقه زمان‌بره ‫ولی ارزشش رو داره"

‫خب، ارائه‌ت واقعاً خیلی خوبه

‫عجب، ممنون عزیزم

‫نمی‌دونم باید خوشحال باشم ‫یا بهم بربخوره

‫شاید بد نباشه برای جشن گرفتن ‫یه آیفون برام بگیری

‫آیفون؟ به‌نظرم گوشی جدید گرفتن کار باباته

‫خب آره، ولی حالا دیگه ‫همه‌ی پولشو خرج تینا می‌کنه

‫تینا؟ پس ربکا چی شد؟

‫سی سالش شد

‫آها، آخی بیچاره ‫شتریه که در خونه‌ی همه‌مون می‌خوابه

‫- به‌نظرت یه دفتر جدید بهت میدن؟ ‫- دفتر...؟ نه، نه

‫نه، هنوز لیاقتم رو اثبات نکردم. و جای... ‫جای الانم رو دوست دارم، میزم رو دوست دارم

‫وسط همه بودن خوبه

‫- همیشه این‌کارو می‌کنی ‫- چیکار؟

‫جوری رفتار می‌کنی ‫انگار لیاقت هیچی رو نداری

‫نخیرم نمی‌کنم

‫چرا می‌کنی ‫باید از حق خودت دفاع کنی

‫خیلیم خوب از حق خودم دفاع می‌کنم

‫آره جون خودت

‫بگذریم، به‌نظر من که عالیه

‫ممنون

‫هیجان زده‌م

‫قیمتشو بهت خبر میدم، باشه؟ ‫به‌زودی می‌بینمت

‫عه، سلام

‫سلام

‫اول شما بفرمایید

‫نه این چه حرفیه، خانم‌ها مقدم‌ترن

‫پس از ارائه‌م خوشت اومد؟

‫- آره خوشم اومد ‫- خوشحالم. خیلی روش کار کردم

‫مشخصه

‫بی‌صبرانه منتظرم ‫زیر شما کار کنم

‫باشه

‫حاضرم هرکاری بخواین بکنم

‫عه واقعاً؟

‫و... یا اگر ترجیح میدین...

‫- می‌تونم خودم همه‌‍‌چیو دست بگیرم ‫- پس ناز کردن چی شد؟

‫به اطلس خوش آمدید

‫- ببخشید چی؟ ‫- فلیسیتی، بالاخره برگشتم پیشت

‫دلت برام تنگ شده بود؟

‫رسیدن بخیر، دیمین

Comentarios

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left