Las primeras 200 líneas.
آنچه گذشت
من با ديويد ويلسون رابطه داشتم
وقتي کارتر و تيلور يک ساله بودند
اين دروغه که داره ما رو نابود ميکنه
الان بهش بگو، شايد تو رو ببخشه
اون اينکارو نميکنه
من هيچکدوم از اينها رو نميفهمم
من بايد اينو سالها قبل به تو ميگفتم
حدس ميزنم 13 سال از زندگي کارتر براي لوري کافي نبوده
اون بايد تو و تيلور رو هم از من بگيره
من و پدرتون داريم جدا ميشيم
به نظر مياد من و مامانتون داريم مشکلاتمون رو روي شما خالي ميکنيم
من هر کاري بتونم ميکنم که اين جواب بده
مهموني مادربزرگ و پدربزرگ امشبه
تيلور چي؟ تو عاشقش هستي؟
شما دو تا خيلي به هم ميايين
هيچي عوض نشده
تو هنوز اجازه ميدي که اون آدم برگرده توي زندگيت
من بايد يه قدم برم عقب
تو ديروز يه پيشنهادي داشتي
يه چيزي راجع به يه فرصت شغلي بيا
چرا اومدي اينجا؟ نميخواستم بيام
من نميتونم راجع به اين فکر کنم
لوري است؟
تو بايد خانوادم رو تنها بذاري الان
همه اينها کجا ميره؟
گلوتن (ماده موجود در دانه غلات، به ويژه گندم)، همه مواد غذايي رو ميگيره
نه منظورم اينکه بالاخره اينها يه جايي ميره درسته؟
مثل اينه که اونها دارن توي يه غار ذخيره ميشن
توي يه غار يا يه همچين چيزي
يکي از همين روزها اونها ميفهمن که دوباره براي تو خوب هستن
يه نفر بايد بره بانک يه مقدار از اون سبزها بگيره
فروش اونهمه گلوتن به همه برميگرده
من شنيدم
کارتر
شماها چرا توي پناهگاه نيستيد؟
ما مخلوط کن ميخواستيم
چي ميتونم برات درست کنم؟
نميدونم
مخصوص خونگي خوبه
چون ما داريم همه چيزو يه کم با هم مخلوط ميکنيم
اين تيشرت مکس است؟
آره
به من مياد، نه
آره، از کجا آورديش؟
خودش بهم داد
اوکي، باشه، من ازش گرفتم
اون براي اين بود که گذاشتم ديشب اينجا بمونه
زمان مهموني رسيده؟ سلام
مکس
سلام
يه ميليون بار سعي کردم بگيرمت
ببخشيد، سر کار جديد مشغول بودم
توي تعميرگاه عموي کرش کار ميکنم
مکس، نوشيدنيت
بفرماييد
سلام
سلام
چه خبر؟
اوه، فقط زنده موندن در زندگي جذاب جنايتکار بودن
خب
مرسي که هواي مکس رو داري
آره، البته
همه پيش هم برگشتن
مثل قديما
به سلامتي قديمها
به سلامتي قديمها قديمها
و به سلامتي جلو رفتن
لطفاً بهم بگو که اين پليسها نيستن که تو پارکينگن
اونها پليس نيستن که توي پارکينگشن
خدا رو شکر
اف بي آي هستند
اف بي آي؟
بهتر از اين نميشد
برد، چه خبره؟
همه کساني که داخل هستند
برد؟ خروج از اونوره
همه بيرون، حالا
برد، ما تو رو تنها نميذاريم چرا ميذاريد
بريد برد، من اينجا ميمونم
گفتم همگي
آره، ما حتي نميدونم که جريان چيه
آره و من مطمئنم که نميخواهيد اينجا باشيد تا ببينيد چي شده
همه چي حله
کارتر گفتم برو نه، من نميرم
ميتونم از پسش بربيام برد، تو به اندازه کافي
هميشه شجاعت نداري مشکلي نيست که ترسيده باشي
آره، حالا زمان بحث کردن نيست
درباره مکانيسم هاي دفاعي ذهني من
اوکي، باشه، هر چي من نميرم
کلاهبرداري در وامهاي انبوه مسکن، واقعاً؟
اين حتي چيز خاصي هم نيست
برد، خانوادت کجا هستند؟
اونها هيچوقت نميبينن که من کجام منم هيچوقت نميبينم که اونها کجان
چرا هيچکي جواب نميده
به کي زنگ ميزني؟
چي فکر ميکني؟
با کسي که حالتهاي اورژانسي تماس ميگيرم
وکلاي پدر و مادرم
ميدوني، من فکر کردم که عجيبه وقتي خانوادم چمدونشون رو بستن
و به اون سرعت رفتن
بعدش دوباره، خانواده من آدمهاي عجيبي هستند
من فقط زماني سختي رو ميگذرونم
تا باور کنم که اونها آگاهانه
من و ول کردن که با اف بي آي روبرو بشم
وايسا، فکر نميکني که اونها ميخوان پناهگاهمون رو هم خالي کنن، ميکنن؟
اونها اف بي آي هستند، مطمئنم هر کاري که دلشون بخواد رو ميکنن
هنوز جواب نميدهند، ميخواهيد پيغام بگذاريد؟
گندش بزنن! نه
نميخوام پيغام بذارم
وقتي اين جريان تموم بشه بايد يه چيزايي رو توي اين جهنم واقعي بهتر کنم
سلام
سلام
اينجا چيکار ميکني؟
من فقط همين اطراف وايسادم ببينم همه چي اوکي باشه
اوه
مرسي
خب همه چي روبراهه؟
اف بي آي دنبال خانواده برد ميگرده و همه چيزهايي که متعلق به اونهاست
اون تازه تونسته وکيلهاشون رو پيدا کنه
پس نميدونم، شايد همه چي روبراه باشه
تو چي
من؟
خب، دروغ گفتم اگه بگم اون چراغهايي که فلش ميزدن
و هجوم مأموران اجراي قانون
يه سري خاطره هاي بد رو برام برنگردوندن
خب، اگه به چيزي نياز داشتي
من چي، دقيقاً؟
من هستم
خداحافظ، کرش
ديدن اون دو تا که چطوري از پله ها خوردن زمين خيلي بامزه بود
افتضاحه
ميدونم
اوه، مهمون
کارتر، اين هيلاري است
سلام
تو کارتر هستي. باحاله
و تو هيلاري هستي
من دستيار آموزشي پدرتون هستم
اون امشب رو اينجا ميمونه براي تکاليف فردا
آره، و کارهاي درسي هيچوقت تموم نميشه
و خيلي هم بامزه است
حداقل بابا اينجوري فکر ميکنه
واقعاً؟
چي؟
فکر کنم بايد بري اتاقت
مشکلي نيست
همه چي رديفه؟
آره، يه هيجاني راجع به برد داشتيم
باما بجز اون همه چي خوبه
مطمئني؟
آره. آره.
فکر کنم برم توي اتاقم
خوشحال شدم که ديدمت
واو
گرنت از هيلاري متنفره
آره، خب، واضحه براش که
اون داره خودش رو گرم ميکنه که بياد توي زندگي ما
منظورت زندگي باباس؟
جفتش يکي است
تي
مامان و بابا فقط يه استراحت دارن، باشه؟
اونها رابطه هاشون رو باز نداشتن
براي رابطه هاي الکي؟
آره، دقيقاً
برد چطور بود؟
اوه، خدا، نميخواي بدوني
چي؟
خب، چيزي که وجود داشت يه حمله از طرف اف بي آي بود
من هميشه مسائل هيجان انگيز رو از دست ميدم
آره، خب، من همه جزئيات رو بهت ميگم
مطمئنم فردا توي مدرسه همه راجع بهش حرف ميزنن
خانوادش؟
آره
من هميشه فکر ميکردم که اونها مشکوکن اما هرگز فکر نميکردم که
اونها، ميدوني. اف بي آي بهشون مشکوک شه
خب، برد چطوره؟ حالش خوبه
تو برد رو ميشناسي
حتي اگه خوب نباشه به هيچکي هيچي نميگه
اما مکس پيشش ميمونه پس حداقل اون تنها نيست
پيش برد؟
ظاهراً که موقتيه
اون...
اون ازش خواسته که اونجا بمونه؟
مطمئن نيستم
اين نظر مکس بوده؟
نميدونم تي
تو که فکر نميکني که اونها با هم باشن. فکر ميکني؟
نه، البته که نه
خبر خوب اينه که توي شهر مونده
يه کار گرفته
کجا؟
نميدونم، توي يه گاراژ يه جايي با عموي کرش
عموي کرش
کرش هم اونجا کار ميکنه
سلام؟
آره، کارتر هستم
آره، ميتونم
آره، ميتونم بيام ملاقاتت
باشه
No comments yet. Be the first to leave one.