Las primeras 200 líneas.
هِی، چه خبر؟
خوشتیپ شدی
انگار بچه رو با همون نفله کردن
زنده میمونه؟
سرش بدجوری داغون شده
شاهدی؟ نه بابا
از اون تو اومده؟ ریخت و قیافهاش که اینو میگه
گذاشتی کسی جیم بشه؟
کارمو بلدم. هِی، منم دارم وظیفهمو انجام میدم
ببخشید. ببخشید
چیز مشکوکی ندیدی؟ سر و صدایی، جنجالی؟
چیزی دیدی...؟
حله؟ فقط بهش زنگ بزن و همون چیزی رو بگو که بهت گفتم
گوشی رو بذار
نگران بابای من نباش. نگران خودت باش
نمیخوام بحث کنم
چی؟ این خونا چیه رو لباست؟
خون؟ کدوم خون؟
یه بار دیگه ازت میپرسم. اگه این دفعه بخوای قیافه بگیری
با موهات میکشمت بیرون
این خونا چیه رو لباست؟
اینطوری بود که
اون شروع کرد
منم تمومش کردم
اوهوم
ببین، داشتم سر به سرش میذاشتم. جنبه شوخی نداشت
آهان. پس تو هم سرشو وا کردی
آره، میفهمم چی میگی. شاکی زد بیرون
رفتم دنبالش که از دلش دربیارم
یهو دیدم با یه چوب بیسبال نقرهای داره میاد سمتم
داشتم از خودم دفاع میکردم
کسی تو رو دید؟
نه جناب سروان. فقط من بودم و اون
میدونی بابای من کیه؟ نه. تو خودت میدونی؟
ببرینش بیرون. حرکت کنین
اسمت چیه؟
دایان پالمیری. چی دیدی دایان؟
هیچی
پس چرا وقتی اومدم تو، به اون یارو اشاره کردی؟
نکردم
اون چیه؟ چی؟
ها؟
چی دیدی دایان؟ هیچی، به خدا. من
اینجا مثل باغ وحشه. وقتی دارم کار میکنم مگه میتونم چیزی ببینم؟
کارآگاه
یه شاهد احتمالی داریم که باید ببینیش
الان برمیگردم. حواست بهش باشه، باشه؟
کار خودش بود. اون عوضیِ نژادپرست. همون بود که اون کارو کرد
از کجا میدونی؟ دیدیش؟
نه. اونجا نشسته بود
و از همون لحظهای که اومدیم تو، داشت پاپیچِ «تری» میشد
از این طرف. همین میز اینجاست
هِی
ببخشید آقا. هِی
چه خبره مرد؟ اینجا مشروب الکلی سرو نمیکنن
خبری از مشروب نیست، حله؟
نه. حله؟
خیلی خب. باشه
چه مرگته؟ بیا بریم. میخوام برم
نه. نه، ما خوبیم. خوبیم، باشه؟ چقدر مایه خجالته
اصلاً نگرانش نباش
خیلی خب. اینجا بشینید
رفیقت تری چیکار کرد؟ هیچی
سعی کرد محلش نذاره ولی اون بیشرف ولکن نبود
نه خبری از عرقخوریه، نه بنگ
و نه... نه ماریجوانا، حله؟
هِی. هِی نکبت، کری؟
جواب بده! چی؟ عجب آدم کثافتیه
فهمیدی چی شد، توپاک؟ حله؟
بعدش چی شد؟ تری ورق رو برگردوند
داری چیکار میکنی؟
یکی از این دستمالسفرههای سفید و یه چاقو برداشت
و توش سوراخ درست کرد
بعد رفت همون جایی که یارو نشسته بود
فکر کنم این از دستت افتاد
و انداختش روی سرش
درست وسط هدف
و همه خندیدن
بخورش، اسکل
فکر کنم اون تولهسگ خیلی بهش بر خورد
خیلی ضایع شد که همه دوستاش بهش خندیدن
ممنون. حالا میتونی بری پیش رفیقت
نبضش ضعیفه. باید بجنبیم
داره از دست میره. راه بیفتین
نگو که مسئول پرونده اینه
پرونده افتاده دست اون، جناب سروان. اوه
والتر ویدِ پسر. تو پسر والتر ویدِ بزرگی؟
بله، خودمم. همون انبوهساز؟
درسته. هوم
بابایی آدم کلهگندهایه، نه؟ کلهگنده
آره، کلهگنده
اون گارسون. اون دید، نه؟
خب چیکار کردی، فلانفلان شده؟ تهدیدش کردی؟
هه
اوه، اه، رفت دستشویی
چه مرگت...؟
کجا رفت؟ جیم شد
لعنتی
به محض اینکه بردیمش تو، لولهگذاری میکنم
بچهها، دستگاه شوک رو آماده کنید
داره تشنج میکنه
داره تشنج میکنه. فکر کنم داره تموم میکنه
داداشمون رو ریتمه، نه؟ چی؟
لعنت بهش
چیزی گفتم که ناراحت شدی؟
فکر کنم دماغم شکست
راه تنفسشو باز میکنم. ببخشید
دماغم رو شکست. داره از دست میره
اصلاً نفس نمیکشه. زود باش
بذار اینو باز کنم. حتی نبضشم نمیزنه
راه تنفس رو باز نگه دار! اینجا خر تو خره
لعنتی، داره میمیره
پدرسوخته! تری
کل سال رو منتظر همچین لحظهای بودم
از این کلانتری اخراجی
اخراج؟ واسه چی؟
اوه
واسه اون؟
ریشهاش تو این محله خیلی عمیقه
هیچ سابقه کیفری نداره
جناب قاضی، اتهامش قتل عمدِ
سابقه نداشتن که دلیل نمیشه
وثیقه دویست هزار دلار تعیین میشه
این یعنی کشک
تو یه قاتلی، مرد
برو به جهنم
میتونم یه گزارش ازتون بگیرم؟
شفت. والتر ویدم
ممنون که اون شب دماغم رو شکستی
وکیلم میگه واسه همین بود که تونستم با وثیقه آزاد بشم
و دقیقاً به همین خاطره که الان دارم تو سوئیس اسکی میکنم
به وقتش میبینمت، خوشتیپ
اوه، اوه
اوه، بیخیال مرد. تو افتضاحی
هیس
جان شفت. کارمن واسکز. به بخش مواد مخدر خوش اومدی
جیمی گرووز. جک روزتی
از کلانتری ۳۵۷ منتقل شدی؟
آره. تو همون جان شفتی، نه؟
شنیدم استعفا دادی. هنوز نه
لوگر، اون لامصب رو تندتر برون
زود باش عوضیِ کثافت
زود باش مرتیکه دهاتی. اون درِ وامونده رو وا کن
یالا. اون درِ لعنتی رو وا کن
سه تا «هپی میل» بود یا چهار تا؟
چهار تاست. عجله کن. باشه
ایست، کثافتها! تکون نخورید
اون هیکلِ لکوپکتو از سر راه بکش کنار
پلیس
ایست، لعنتی
پلیس! همه کپه بشن رو زمین
همه ایست! اون کثافت رو بگیرید
بخواب رو زمین! همین الان
یه نفری اون موسیقیِ لعنتی رو خفه کنه
بیا رو زانوهات، لعنتی. خیلی خب
دستات رو بذار پشت سرت. شفت، من یکی رو گرفتم
حالا دیگه انگلیسی بلد نیستی حرف بزنی؟
شرط میبندم کلمه «کیلو» رو خوب بلدی بگی، نه؟
هِی! هِی، لعنتی! هِی! بیا اینجا! بیا اینجا
مجبورم نکن دنبالت کنم! داغ میکنمها
وایستا، لعنتی! وایستا
بهت گفتم وایستا، لامصب
یه چیز دیگه پرت کن! یه چیز دیگه پرت کن
متفرق بشید عوضیها! همین الان متفرق بشید
بدو! بدو
حواستون به پشت سرتون باشه، خانما
دهنتو سرویس میکنم که منو اینطوری دواندی
گرفتی منو، بابایی
بکش کنار، عوضی
دروغ اول آوریله، کثافت
بهت نگفتم منو ندوون؟ هان؟
این لامصب خیلی تنگه، هِی
بشین تو ماشین و به اون کتکی که قراره بخوری فکر کن
تا کلانتری راه درازی در پیش داریم
وسایل مصرف؟ هیچی
بذار به زنم زنگ بزنم. خفه شو، اسکل
بذار به دوستدخترم زنگ بزنم. گفتم خفه شو کثافت
آروم با موهای بافتهام، مرد
اصلاً مشکلت با سیاهپوستا چیه، ها؟
قرار بود اون بالا مثل کارخونه باشه
حتماً یکی بهشون آمار داده
بچه من زیر تختش جنسای غیرقانونیِ بیشتری داره
این ترازوهام قبل اینکه شیفتمون تموم بشه، سر و تهشون هم میاد
نگاش کن. اون کیه؟
پیپلز هرناندز. تمساحِ این محله است
همه کاره اینجاست. کلاً شش هفت تا آپارتمان داره
جنساش رو جابجا میکنه که نتونیم بگیریمش، مثل بازیِ گل یا پوچ
داری از نمایش لذت میبری؟
هِی، بچه، توپ رو بده من
لعنت. جان، نکن. بیخیال
جان، بیخیال. نه
ها ها ها. پدرسوخته
پرتاب خوبی بود. پیپلز هرناندز، بیا پایین
لعنتی
ایول! ها ها ها
اوه اوه، شفت. الان دیگه عصبانیش کردی. نوچههاش دارن میان
این پنبه مصریه، عوضی
تراکم بافتش ۲۲۰ـه. این نصف اون حقوقِ زپرتیته، فهمیدی؟
بکش عقب، پیپلز
تو پنبه مصری رو نمیشناسی حتی اگه خودِ فرعون برات فرستاده باشه
No comments yet. Be the first to leave one.