Las primeras 200 líneas.
اخیرا خیلی بهت سخت گذشته
هر روز خدا بیشتر از 10 ساعت داشتی کار می کردی
من خوبم بابا؛ خب این جوری هم نیس که انگار حق انتخابی داشته باشم
حالا می خوام بازیگر باشم یا گوینده
ترس مون بیشتر ازشون درباره چیه؟
چی؟
چیزی که خیلی ازش می ترسیم اینه که سرزنش نشیم
یا مورد تنفر بقیه قرار نگیریم
و همچنین نادیده گرفته نشیم
دیگه در موردش حرف نزن
امروز برگرد و برو خوب استراحت کن
فردا هم قراره کل روز رو کار کنی
در هر صورت که نمی خواستم بخوابم
هنوز باید محصولات کاتالوگ رو حفظ کنم
بذارش برای فردا
بذار بهت بگم؛ اون کاتالوگ محصول؛ به تنهایی خیلی سخته
مشکل چیه؟
اوه نه
کاتالوگ محصولات رو توی دفتر جا گذاشتم
خوشبختانه خیلی دور نشدیم؛ بیا برگردیم و برش داریم
خیلی خب؛ توی این ساعت
چیان شی شی هنوز باید توی دفتر باشه
بیا برگردیم و برش داریم
ای بابا؛ عجب حافظه ای دارما
به چی داشتم فکر می کردم؟
باهات برمی گردم
کیه؟
! تکون نخور
! ولم کن - ! شی شی -
! ولم کن - منم -
! برام مهم نیس تو کی هستی
منم؛ جیانگ ژه یانگ
جیانگ ژه یانگ؟
صبر کن؛ صبر کن
بذار نفسم جا بیاد
با این که یه زنی ولی قوی هستیا
این وقت شب توی شرکت چیکار میکنی؟
منو ترسوندیا؛ فکر کردم دزد اومده
اومدم ببینم که با دستور پدرت
داری چیکار میکنی
چیه؟ می خوای منو بزنی؟
بذار بهت بگم؛ کل بدنم
از فرق سر تا نوک پا؛ بیمه شده
اشکالی نداره اگه بخوای کمپانی منو ببینی
حالا هر چی؛ تو برداشتی سر تا پا مشکی پوشیدی
معلومه که من می ترسم
من معمولا همین جوری لباس می پوشم
، منو ببین
واسه خودمم اسلحه آماده کردم
سپر
خنجر
، اگه به ذهنت خطور کنه که منو بدزدی
جوری بهت خنجر میزنم که بمیری
واقعا هیچ حرفی ندارم
تو هنوزم مثل بچگی هامون هستیا
اینقدر قوی بودم؟
چرا یهویی به این فکر افتادی که بیای کمپانی مون؟
دلیل خاصی ندارم؛ فقط کنجکاو بودم؛ همین
خب این دفتر ماست
طبقه اول؛ منطقه پخش زنده اس
اینا اتاق های پخش زنده ان
طبقه2، اونجا رو ببین
اتاق های جلسات؛ منطقه استراحت
و اون دفتر منه
واقعا؟ - همونی که خال خالیه -
دوآن ران گفت که
شرکت روی ؛ خوشحالی اونه
خوشحالی؟ اون که اولین کشتی دزدای دریایی لوفی ئه
اونو دیدی؟
البته که دیدم
این اولین باریه که یه کمپانی راه اندازی میکنه
آرزوش اینه که دوستاش
به آرزوهاشون برسن One Piece مثل انیمه
با حرکت به سمت اقیانوس
ولی تا جایی که میدونم
تو مدیرعامل
این کمپانی نیستی؟
چرا خودت همه رو به اون سمت
حرکت نمیدی؟
من؟
یهویی حس میکنم ذهن ناخودآگاه خیلی ترسناکه
حقیقتش؛ عمیقا
توی واقعی ترین افکارم؛
دوآن ران همیشه رهبره
به نظر میاد خودت رو به اندازه کافی درک نمی کنی
بیا یه نگاهی به اتاق پخش زنده من بندازیم
باشه
زود باش بیا تو
این اتاق پخش زنده منه
وقتی وایمیستم اینجا؛ پخش زنده دارم
چندین ساعت؛ اونم هر روز
چندین ساعت؟
درسته؛ چندین ساعت
این پروژکتور پخش زنده اس
مراقب چشمات باش
خیلی روشنه
یکی از تجهیزاتی ئه که خیلی لازمه
چرا اینقدر اینجا بهم ریخته اس؟
هیچ کدوم شون هم اینجا رو مرتب نکردن
واسه اینه که زیادی خوبم
اینقدر باهاشون مهربونم که
همه شون خیلی تنبل شدن
این جوری نمیشه؛ از حالا به بعد واسه این؛ قوانین سفت و سختی میذارم
یا از حقوق شون کم میکنم
تو وقتی هم بچه بودیم؛ قلدر بودی
و الان هم باز بد اخلاقی؟
من قلدرم؟
چطور ممکنه؟
ببین چقدر کیوت و با وقارم
چطور ممکنه قلدر باشم؟
، تو با وقار به نظر میرسی
ولی در حقیقت یه آدم سلطه جویی
یادته؟
وقتی که بچه بودیم یه بار برام قلدری کردن
وقتی اینو دیدی
همون لحظه اومدی و یه لگد بهش زدی
برای همین سریعا فرار کرد
امکان نداره
من خیلی باوقارم؛ چطور ممکنه به کسی لگد بزنم؟ این کار خیلی زشتیه
جدی میگم
زود باش دیگه؛ باهام روراست باش
وقتی بچه بودیم؛ فکر می کردی که
من خیلی بد اخلاقم؟
بذار بهت بگم؛ من روی زمین می نشستم
و مات و مبهوت میشدم
واسه من مثل این بود که داری می درخشی
همینه؛ چطور باید اینو بگم؟
دختری که قهرمانی رو از سختی نجات میده
به علاوه
تو خیلی خیلی دوست داشتنی به نظر میرسیدی
دوست داشتنی؟
اتاق پخش زنده ات اون قدرها هم بزرگ نیس
آره؛ در هر صورت گوینده ها از اینجا پخش زنده دارن
و این محل کاره
این صفحه انتقال برای گوشی های همراهه
من پخش زنده ات رو دیدم
تو " خانم چیان شی شی" بودی
تو اینم دیدی؟
آره
پس خانم گوینده
میذاری منم اینو امتحان کنم؟
منظورت همین الانه؟ - آره -
جیانگ ژه یانگ
شی شی
خواهر یوان یوان؛ برادر بین
چرا شما دو تا نرفتین؟
من کاتالوگ محصولاتم رو اینجا جا گذاشتم برگشتم تا برش دارم
سلام یوان یوان
سلام - سلام -
سلام - اومدم اینجا ببینم داره چیکار میکنه -
اومده اینجا یه دوری توی کمپانی بزنه
بگذریم؛ راستی بابت فیلم
تولدت دفعه قبل ازت خیلی ممنونم
نگران نباش؛ کار خاصی نبود
شما دو تا می تونین برین؛ ما هم داریم میاییم
یوان یوان؛ حالا که اینجایی
جیانگ ژه یانگ دوست داره شاهد پخش زنده باشه
جیانگ جین سو
! جیانگ ژه یانگ
یوان یوان؛ گوینده برتر کمپانی ماست
چرا برامون یه پخش زنده انجام نمیدی؟
من؟
آره
بذارین؛ سلبریتی معروف و
گوینده تاپِ شرکت روی؛ جیانگ ژه یانگ
هم یه بار همکاری کنه؛ نظرتون چیه؟
باشه؛ من مشکلی ندارم
تو چی؟
باشه؛ بیا با هم یه پخش زنده انجام بدیم
تو کارهاش رو بکن - باشه؛ مشکلی نیس -
یعنی میگی جیانگ ژه یانگ بیاد روی صحنه؟
فکر نکنم این مناسب باشه
راست میگی
از پسش برمیای؟
این یه مساله اس
... چطوره
سلام بچه ها
امروز ؛ به طور اساسی این رژ لب ها رو از
برند پرفکت بلو پیشنهاد می کنیم
اونا خیلی خوشگلن
پس آقای روباه سفید
چه رنگی رو ترجیح میدین؟
قرمز گریپ فروتی؛ سایه تیره تری داره
پس وقتی که با دوست پسرتون قرار دارین
این براتون مناسب تره
قرار
آقای روباه سفید قشنگ می دونه ما خانم ها به چی فکر می کنیم
واقعا
خانم هایی مثل من که همیشه بیش از اندازه کار میکنن
هیچ زندگی ای ندارن
خیلی دلم می خواد یه رابطه رومانتیک و عاشقانه داشته باشم
آقای روباه سفید هم خیلی عالیه
می خوام بعدش واسه همه شما
این سایه رژلب رو امتحان کنم
بعضی از بچه ها گفتن که
دوست دارن اثرش رو راحت ببینن
چرا این کارو نکنیم
و اینو بهتون نشون نَدیم؟ - باشه -
اول؛ بذارین رنگ رژلب قبلیم رو پاک کنم
دستمال کاغذی
No comments yet. Be the first to leave one.