Las primeras 200 líneas.
الو؟
تو خونهام
دارم میرم دیگه
باشه، همین الان انجامش میدم
ولی دیگه بعدش تمومه
بلافاصله بعدش میرم
کاملاً شیرفهمم کردی
کیه؟
این امکان نداره
متاسفم
خانمها و آقایان
داریم به فرودگاه سانتا کلارا نزدیک میشیم. ساعت ۱۲ ظهره
به سانتا کلارا خوش اومدید
سلام
زیبا شدی. ممنون بابا
چقدر بزرگ شدی
تو هم اصلاً تکون نخوردی
آخ، نوهی گلم رو ببین
چه لبخند قشنگی
چشمهای قهوهای زیبا، درست مثل مامانت
چشمهای منم قهوهایه
تو یه هریمنی
ببین چقدر بزرگ شدی
باید یهجوری جلوتو بگیریم که انقدر زود بزرگ نشی
پرواز چطور بود پل؟
اوه، خوب بود
به کلمبیا خوش اومدید
هوای اینجا از لندن خیلی بهتره
وسایلتون صحیح و سالم رسیدن و منتظرتونن
توی خونه
سانتا کلارا اطراف محلهی "آگواس روخاس"
ساخته شده
قبلاً یه دهکدهی ماهیگیری بود، اما حالا تبدیل به شهر شده
دیگه از ماهیگیری خبری نیست. همه توی کارخونه کار میکنن
مردم دوستداشتنیای داره. خیلی خونگرم و زحمتکشن
یه کم جوون نیستن، نه؟
قوانین اینجا یه کم فرق میکنه
خب سارا، من هفتهی دیگه باید برم سائوپائولو
که یعنی چند روزِ کاریِ فشرده پیش رو داریم
توی کارخونه
عالیه
پدربزرگ، شما توی کارخونهتون چی کار میکنید؟
ما کاغذ درست میکنیم
و مامانت هم قراره اونجا کار کنه
اون قراره رئیس باشه
دقیقاً
و وقتی بزرگ شدی، اگه دختر خوبی باشی
تو هم میتونی رئیس بشی
مگر اینکه بخوای
یه ستارهی راک بشی
زود باش! از وسط جاده برو کنار
هی، میشه شیشه رو بدی پایین؟
رسیدیم! اینم از خونهی جدیدتون
بیا عزیزم
نظرت چیه؟ زیباست
خیلی بزرگه. چطور پیداش کردی؟
متعلق به شرکته
اکثر مدیرها خانوادههاشون رو نمیارن یا ترجیح میدن
توی شهر بمونن
سالهاست که کسی اینجا زندگی نکرده
خب پل، دنیای هنر باهات چطوره؟
میدونی، هیچوقت قراره نیست باهاش پولدار بشم، اما بد نیست
خوبه، میگذره
اوه، خوشت اومده؟
اینجا مثل یه قلعهست
واقعاً یه قلعهست! بیا، اینجا رو بگیر
گرفتمت
خیلی زیبا شده! بیا اینجا، میخوام یه چیزی نشونت بدم
یه سورپرایز بزرگ این پایین برات دارم
خب، قطعاً بدک نیست
نه، اصلاً بد نیست
شگفتانگیزه
ایول
نپر
ممنون جردن. همهچیز خیلی عالیه. متشکرم
باعث افتخارمه
از خونهی هانا خوشت میآد؟
آره، عالیه. حتماً عاشقش میشه. ممنون
میخواستم بگم، خدمتکار فردا میآد اینجا
اگه برای کاری کمک خواستید
باشه. حله
من دیگه دارم میرم، اما فردا برمیگردم
میبرمتون توی شهر، اگه وسیلهای چیزی لازم داشتید
باشه، ممنون بابا
باشه. خداحافظ هانا
خداحافظ پدربزرگ! ممنون
خواهش میکنم
نمیدونم چرا، ولی فکر میکردم توی کلمبیا
یه ذره کمتر ازم متنفر باشه. فقط یه ذره
اون ازت متنفر نیست
ازم متنفره
ما اینجا خوشحال خواهیم بود
البته. معلومه که میشیم
بابا، خوابم نمیبره. این اتاق خیلی بزرگه
باشه، بیا بازیمون رو انجام بدیم
باشه
پری دریایی
رویا
مادر
اتاق
بازار
گنج
آسانسور
خوبه. خرگوشها
لاکپشت
نه، نه، نه. خرگوشها
سیلور
رودخونه
سنگ
بچه
بابا
تاریکی
پادشاه
خوبه
شب بخیر عزیزم
میشه اون رو ببندی؟
البته
اینجا بازار مرکزیه
تقریباً هر چیزی که لازم داشته باشید رو میتونید اینجا پیدا کنید
این روزها به خاطر جشن، خیلی شلوغه
جریان چیه؟ دارن چی رو جشن میگیرن؟
بهش میگن "جشن کودکان مقدس"
پدربزرگ، چرا دارن اون بانداژها رو میبندن؟
مگه مریضن؟
دارن لباس مخصوص میپوشن عزیزم. هر سال همینطوره
اونها اتفاقی رو که خیلی خیلی وقت پیش افتاده جشن میگیرن
خب، انگار اینجا همهچیز خیلی وقت پیش اتفاق افتاده
اون آبنباتها رو ببین! از اونها خوشت میآد؟
این یکی چی؟
یا این یکی؟
کیف پولت رو دربیار. بدبخت شدیم رفت
رفیق
آره، میبینم
این چنده؟
تو برو پایین، من پول رو حساب میکنم
کوزه داریم. زنگولهی بادی؟
فعلاً زنگولهی بادی به کارم نمیآد
خیلی ممنون
سارا... هانا پیش توئه؟
هانا! مامانی
عزیزم، بهت گفتم نزدیکم بمون
سیلور غیبش زده
اشکالی نداره، تو حالت خوبه، خوبی
حالش خوبه
فقط امتحانش کن
نه؟ امروز هیچی نخوردی
گرسنه نیستم
باشه کوچولو، این رو ببین. خوراکیِ موردعلاقهات رو گرفتم
دسر اینجاست
ماست توتفرنگی داریم، موز داریم، یه کم هم شکلات
نظرت چیه؟ اومم
دو تا لقمهی کوچیک از این بخور و بعدش میتونی همهی اینها رو داشته باشی
چطوره؟
من سیلور رو میخوام
سیلور رو میخوای؟ خب قبلاً در موردش حرف زدیم
فردا میریم دنبالش میگردیم، باشه؟
یه دختر کوچولو بردش
یه ماسک روی صورتش بود. یه ماسک روی صورتش بود؟
بیا اینجا. میریم بالا
به مامان بگو شب بخیر
شب بخیر عزیزم
و سعی میکنیم اینجا آروم بگیریم
نظرت چیه؟
باشه
منم از گم کردن وسایلم خوشم نمیآد
من گمش نکردم. اون دختره بردش
باشه، باشه، یه دختر کوچولو بردش، میفهمم
اونجا خیلی ناراحت بود
الان حالش خوبه، خوابیده
حالش خوب میشه. آره
فراموشش میکنه. حتماً میکنه
خوبی؟ یه کم استرس داری؟
حس روز اول مدرسه رو دارم
عالی از پسش برمیآی
بیا اینجا
یه کیک خامهای درست کردم. ممنون
میل دارید براتون چای بریزم؟ بله، لطفاً
با شکر؟ بله
هی، هی. سلام
خوبی؟ بله
باشه، من اونجا مشغول کار میشم
باشه
باشه؟ آره
شکر میل دارید؟ نه
براتون یه کیک تولد غافلگیرکننده درست کردم
ممنون. چای رو میخورم
اما کیک رو نمیتونم بخورم چون رژیم دارم. اومم
خوابآلود به نظر میآی
باورم نمیشه تولدم یادت بود
پس یه کم کیک بهت میدم. تخصص منه
میتونی یه کم چای بخوری. بله
ممنون
و
هانا
هانا
سیلور
هانا
اینجا چی کار میکنی کوچولو؟
از جلو چشمم دور نشو، این قانونمونه، خودت که میدونی
سیلور اینجاست! بیا اینجا
No comments yet. Be the first to leave one.