Las primeras 200 líneas.
ما توی لنکسترِ کالیفرنیا هستیم
جایی که من پادشاهی میکنم
از اون بوتههای غلتان اونور گرفته تا اون درختا
همهاش مال منه و فقط مال من
تمام این رعیتها باید جلوی من تعظیم کنن
وقتی میآی به شهر من
باید آماده باشی که باج بدی
اووه
اسب باوفا، بپیچ به راست
گنجهای ما اینجان
الان یکی از اون رعیتها رو میبینم
رعیت، رعیت، رعیت
گوینده: وقتی اجارهی انباریها پرداخت نشه
خوب به این یکی نگاه کن
ایول! عجب چیزیه
گوینده: گنجینههای داخلش
هوو
گوینده: به حراج گذاشته میشن
فکر کنم زدم به هدف. طبق نقشه فروختمش
ایول! افتادم رو دور سود
اینو نگاه کن. خودِ پوله، جیگر
پ-و-ل
آمادهای؟
واقعاً میخوام امروز از تجربههات استفاده کنم
دارم سعی میکنم توی فروش آنلاین بهتر بشم
و میدونم که فروشگاه آنلاین تو
حسابی غوغا کرده
منم اینجام که کمکت کنم
دوست من، کِری، توی فروش عتیقه
و لباسهای قدیمی بهصورت آنلاین استاده
امیدوارم بتونه کمکم کنه چند تا جنس مشتی پیدا کنم
تا بتونم توی کسبوکار اینترنتیم پیشرفت کنم
الان دیگه شلوغپلوغ مد شده
سادهگرایی دیگه از مد افتاده
چیزایی که به آدم حال میده
خب، پس خرتوپرتها دوباره برگشتن
آره، خرتوپرت دوباره مد شده
بالاخره
امروز روزِ «دوستِت رو بیار حراجی»ـه
بیاو-وای-اف. دوستت رو بیار
بوش رو حس میکنی؟
هوای تازه
بدون گرد و خاک، یه ماشین تمیز
دوباره داری به ونِ من گیر میدی؟
فقط دارم میگم، امروز چون ماشین تمیز من رو آوردیم
که معمولاً ملودی توش میشینه
نمیخوایم بوی خاک به دماغش بخوره
خب، اگه همین الان یه چیز کثیف بخرم چی؟
توی این ماشین نمیآد
به خاطر سلامت بچهمون
تمام تلاشم رو میکنم امروز یه انبار بزرگ و پر از خاک نگیرم
جنسهای کوچیک میخرم
و سعی میکنم تا جایی که میشه تمیز بمونم
آخه اینجا لنکستره
اینجا کلاً هوا خاکیه
نه فقط به خاطر اینکه من اینجام
داشتم از این بیابون به اون بیابون میرفتم
بالای بیابون، پایین بیابون
توی دل بیابون
و تنها چیزی که میبینم کاکتوسهای خشکیده و داغونه
و بوتههای غلتان
بوتههای غلتان
ولی دارم تا خودِ لنکستر میرم
به امید اینکه یه انبار خوب و باحال پیدا کنم
میدونی، یه سری بازی و اینجور چیزا توش باشه
بازیهای ویدئویی مثل این
داداش، برام مهم نیست بقیه چی میگن
پول توی همین بازیهای ویدئویییه
اونم پول قلمبه
لنکستریها، من دارم میآم
دینگ، دینگ، جیرینگ، جیرینگ
آه
اربابِ لنکستر وارد میشود
این رعیتها بهتره از سر راه من برن کنار
تنها کسی که قراره اینجا پول به جیب بزنه
منم، اربابِ لنکستر، آیوی
خب، سلام به همگی. سلام
چطورین؟ عالی
به این بیابونِ بیآبوعلف خوش اومدین
قلمروی ایشونه
دست تکون نده. تعظیم کن
اوه، خوشم اومد. باریکالله
باید همین کار رو بکنی. بفرما
پس ایشون اهل اینجاست، درسته؟
آره، نزدیک خونهشه. شلوارک پوشیده
یادت نره کجایی
برای اون مالیات دوبرابره. چرا؟
بعداً دربارهی مالیات اون خانوم صحبت میکنیم
برای اون سهبرابر
برای اونم سهبرابر
همین الان هدفهاش رو مشخص کرده
درصد ۱۰۴
اوه. ۱۰۴ درصد؟
بازی شروع شد، اربابِ ضایعکستر
لیزا
داستان این تیشرتها چیه؟
سلام دوستای من. چی داریم؟
از کجا شروع کنیم؟ یالا، بزن بریم
همگی، امروز روزِ «دوستِت رو بیار حراجی»ـه
روزِ دوستت رو بیار حراجی
بله، و اینم دوست منه، کِری
خیلی با هم ست کردین. کِری، از دیدنت خوشبختم
من لورا هستم
چقدر تو دلبر و نمکی
خیلی بامزه شدی. خوشم اومد
ممنون. هی، اینو نگاه کنین. ببینین چی شده
میخوام بپرسم اینجا چه خبره؟
امروز شدیم دخترای گاوچرون
عکس همدیگه رو کشیدین؟
نه
در واقع من عکس هر دو رو کشیدم
بزن بریم. یی-هاا
کِری... اینا تیشرتهای اصلِ کِری هستن
وای خدای من
فکر کردم به انرژیِ دخترای گاوچرون نیاز داریم
اوه، من عاشق این انرژیتونم
کِری، بیا کنار من وایستا
سلام. سلام آیوی
ببینم، امروز چه روزیه؟
روزِ دوستت رو بیار حراجی
خبرش بهت نرسیده؟
بی-او-وای-اف. نه
ما بهش میگیم روزِ «پولت رو با بقیه تقسیم کن»
پس هر چی دربیاری، الان فقط ۵۰ درصدش مال توئه
کی اینو میخواد؟ این کاسبیِ بدیه
ولی در عوض قدرت خریدمون دوبرابره
خریدِ دوبرابر، سودِ دوبرابر
تقسیمِ دوبرابر. آره دیگه
در ضمن، هر دو تامون دردسرِ دوبرابریم
همینه که هست
این تنها بخش حرفت بود که واقعیت داشت
میدونی، به نظر میرسه به عنوان یه تیم، از ما ترسیدی
میدونستم فکر خوبیه که کِری رو با خودم بیارم
اون ضربالمثل قدیمی رو که شنیدی
من بازوی اجراییام، اونم زبونِ گویا
خیلی خب، شاید بهتره از اربابِ لنکستر اجازه بگیریم
که ببینیم اجازه میده این حراجی رو
توی لنکستر ادامه بدیم یا نه
هوو-هوو
زمینهای من امروز متعلق به شماست
ممنون. ممنون. ممنون
ممنون، اربابِ لنکستر
به حراجی خوش اومدین
ما دن و لورا داتسون هستیم
و قبل از اینکه از این دروازهها رد بشین
باید قوانین رو بدونین
میریم دم انبار، قفل رو میبریم، در رو باز میکنیم
پنج دقیقه وقت دارین که یه نگاهی به داخل بندازین
نمیتونین برین داخل
نمیتونین هیچ جعبهای رو باز کنین
و هر کس که پول نقدِ بیشتری توی جیبش باشه
صاحبِ امروزِ اون انبار میشه. آمادهاید؟
همگی: آره
بزن بریم، بزن بریم، بزن بریم! خیلی خب رفقا
بزن بریم، بزن بریم. هوو! بریم
یه پیادهرویِ طولانی در پیش داریم
پاهای خوششانستون رو جفت کنین چون
لنکستر کلی غنیمت براتون داره
هیجان داری؟ من که دارم
استراتژیت چیه؟
عقب میمونی یا مستقیم میری جلو، مثلاً
خیلی دوست دارم بگم که استراتژی دارم
استراتژی من؟ کِری، من اصلاً استراتژی ندارم
خیلی خب، بفرمایید رفقا
بسیار خب
اوه، از این جعبهها خوشم میآد
خوبه
بچهها، تمیزه
اون مکِ قدیمی رو ببین
اه، از زبالههای الکترونیکی خوشم نمیآد
یه جعبه سیگاره
نه
این... این به درد ما نمیخوره
اوه، یه آیمک اونجاست. سه تا مانیتور
احتمالاً اونجا یه کیف دوربین هم هست
سیدی، سیم
ارباب بدش نیومد
یه ایکسباکس میبینم
بازیهای ویدئویی اونجان
اوه، بتمن
این همون... هیس
این همون انبارهست
اون تو بازیهای ویدئویی دارن
انگار هر چی که مردم عاشقشن اینجا هست
تا وقتی دن حواسش نیست
هی، هی
چیه؟ فکر کرده خیلی زرنگه
فکر میکنه، اوه، من توی حراجیهای زیادی بودم
هیچکس نمیفهمه که دارم پام رو میذارم اون تو
تا ببینم وزنش چقدره
آره بابا. بیخیال
فکر کنم باید محروم بشه
از زمینهای من اخراج بشه
خیلی خب اربابِ ضایعکستر
میخوای اجازه بدی این کار رو بکنه؟
ژنرالم رو صدا میزنم تا گردنش رو بزنه
آره، لازم نیست دیگه اینقدر تند بری
ما سر و دستش رو لازم داریم
سر و دستش رو بذار بمونه
این دقیقاً همون چیزیه که تو دنبالشی
No comments yet. Be the first to leave one.