The Forgotten Battle

The Forgotten Battle (De Slag om de Schelde)

Descargar subtítulo en Farsi Persian

Información de lanzamiento

de slag om de schelde 2020 dutch 2160p web h265-tripel
Comentario por warez
Translated subtitle from English to Persian De slag om de Schelde 2021 زیرنویس فارسی فیلم

Etiquetas

webdl
Publicado el: 2026-01-29
Descargas: 13
Para personas con discapacidad auditiva: No

Vista previa de los subtítulos en Farsi Persian

Las primeras 200 líneas.

ژوئن ۱۹۴۴، حمله به نرماندی ۶

پس از دو ماه نبرد، آلمانی‌ها مجبور به عقب‌نشینی شدند

متحدین برای تدارکات‌رسانی به نیروها، فوراً به یک بندر نیاز داشتند

بلژیک

بروکسل

آنتورپ

آنتورپ آزاد شد. بندر سالمه

شِلده

اما تا وقتی آلمانی‌ها کنترل «شلده» رو در دست دارن

کشتی‌های متحدین نمی‌تونن به بندر آنتورپ برسن

بخشی از ارتش آلمان از شلده عقب‌نشینی می‌کنه

هلند فکر می‌کنه هر لحظه ممکنه آزاد بشه

اینجا چه خبره؟

حرکت کنین

عجله کنین. آره، همه چی باید بره

این برای شهرداره. بیا

و همون‌جا بمون تا همه چی بسوزه، باشه؟

آخرین مدارک رو خودم ردیف می‌کنم

قربان. بله

برو. «تونچه»، می‌خوای به زنم کمک کنی وسایلش رو جمع کنه؟

و فکر کنم تو هم باید بری خونه و وسایلت رو جمع کنی

منظورت چیه؟

پدر تو هم برای آلمانی‌ها کار می‌کنه

برای آلمانی‌های مریض و «زیلاندی‌های» مریض

عضو کثیفِ «ان‌اس‌بی»

چیکار کردی؟

هان؟ براشون چیکار کردی؟

خائن

همین الان برین جلو

نانوایی برقیِ شونمیکرز

تموم شد، «تون». تموم شد. از شرشون خلاص شدیم

بیا. کانادایی‌ها از مرز رد شدن

اون مرده کی بود؟

اوه، هیچکی. فقط یه آدمِ خوشحال

دوربین رو بده من

دوربینو بده به من

آزادی‌بخش‌هاتون الان کجان؟ کجان؟

احمق‌ها. هنوز ما رئیسیم

مواظب باش

هی، از سر راه برو کنار

احمق. برو کنار. برو

برو

راه بیفت

بپایین

همین‌جوری اونجا واینستا

کار خودش بود

تکون نخور

تون

تون

تون

هی. چیزی شده؟ صدای شلیک شنیدم

با چند تا آلمانی یه حادثه‌ای پیش اومد

جدی؟

«دیرک» خونه‌ست؟ هنوز ندیدمش

وقتی اومد خونه، تو خونه بمونین. خیابون‌ها آشوبه

دارم برمی‌گردم بیمارستان. الان؟

الان به من احتیاج دارن. ولی ما آزاد شدیم، مگه نه؟

می‌دونم، تون. فردا جشن می‌گیریم

باشه؟

دیرک؟

۱۹۴۴ ناروا، جبهه روسیه، ۱۱ اوت

تو. بلند شو

برین تو سنگرها، زود. مستقر بشین

اینجا چه خبره؟

دارن میان

آماده باشین

به گوش باشین. سریع

مسلح کنین

بهشون نشون بدین چقدر سخت‌جونین

ما تسلیم نمی‌شیم

لوکاس؟ نه

بهم نگاه کن

دیگه نمی‌تونم این کار رو بکنم

سرت رو پایین نگه دار، باشه؟

به فرمان من. صبر کن تا نزدیک بشن

لوکاس. لوک

عقب‌نشینی کنین

هی، کجا بودی؟

ممکن بود کشته بشی

بابا میگه امشب باید تو خونه بمونیم

هم تو هم بابا، جفتتون ترسوئین

یه کلمه هم بهش نگو، باشه؟

۱۹۴۴ دورست، انگلستان، ۱۶ سپتامبر

می‌خوای یکی از اونا باشی؟

اون آشغال‌ها، اون فاشیست‌ها؟

آشغال‌ها. اراذل

گمشو. از جلو چشمم دور شو

فان استاورن

خیلی خوش‌شانسی. یه ترکش رو از تو روده‌هات درآوردیم

زیاد تکون نخور. سعی کن بخوابی

یه نگاه به اینا بنداز. نمی‌دونم فایده‌ای هم داره یا نه، احمق

هلندی هستی؟

حالت چطوره؟

راهت رو گم کردی؟

آه، تو تعطیلاتی؟

می‌فهمم. تو روسیه زیبا

با اون مناظر چشم‌نواز و کشاورزهای مهربونش

تا حالا برای خونه کارت‌پستال فرستادی؟

مامان عزیز، یه کارت کوچیک از رایش سوم. اینجا عالیه

من عاشق ناسیونال سوسیالیسم هستم. با کمال میل براش می‌میرم

تو افسری؟

ستوان یکم، فردریش فیشر

هنوز هستم

در واقع باید بهم احترام نظامی بذاری، ولی

فعلاً استراحت کن

حقته

آزادی. یه سوءتفاهم بود

آلمانی‌ها برگشتن

متحدین هیچ‌وقت از مرز ما رد نشدن

اونا بیخیالِ «والچرن» نمی‌شن

تمام کاری که پدرم می‌کرد، جون کندن بود

از کله‌سحر تا بوق سگ سگ‌دو می‌زد

ولی یه غاز هم گیرش نمی‌اومد

و این هیچ‌وقت عوض نمی‌شه

برای برادر و خواهرهای کوچیکم هم دقیقاً همین‌طوری میشه

این انصافه؟

هیچ‌وقت به چشم یه آدم آرمان‌گرا بهت نگاه نکردم

هیچ‌چی عوض نمی‌شه مگه اینکه یکی براش کاری کنه

و من قدرت می‌خوام

می‌خوام سربلند باشم. برابری. برادری

یه چیزی یاد گرفتم، هلندی

اگه یه دروغ به اندازه کافی بزرگ بگی

و مدام تکرارش کنی

آخر سر مردم باورش می‌کنن

می‌دونی کی اینو گفته؟

وزیر تبلیغات‌مون، یوزف گوبلز

تو محله‌تون یهودی هست؟

بیشترشون همون اوایل جنگ دستگیر شدن

خب؟

دیگه هیچ‌وقت دیدیشون؟

بیا، اینم از برابریت

یهودی‌ها، همه‌شون جنایتکارایی‌ان که از بقیه مایه می‌ذارن

اسم «خلمنو» برات آشناست؟

وقتی دیگه به دردم نخوردم، منو فرستادن اونجا

پیرها، مریض‌ها، بچه‌ها

نوزادها... یهودی‌ها، آره

من نگهبان بودم

چیزی به اسم خوبی وجود نداره

شرارت

تو وجود همه هست. تو وجود تک‌تک ما

برین تو سنگرها

احمق‌ها. عوضی

برین جلو

بجنب

بنشین

سرهنگ برگهوف

شهردار اوست‌وین

چه خدمتی از دستم برمی‌آد؟

من مسئول دفاع از این جزیره‌ام

خشونت رو تحمل نمی‌کنم. شورشی‌ها باید مجازات بشن

البته

اگه لازم باشه

تمام جوون‌هایی که اینجا اسمشون رد شده رو بازداشت می‌کنم

البته

امیدوارم بتونم روتون حساب کنم

روز خوبی داشته باشین

از یه منبع موثق شنیدم

صبح زود، سه تا پسر. بی‌گناه

اگه کسی که مسئول بوده خودش رو معرفی نکنه، اونا اعدام می‌شن

می‌دونی که اون کاری نکرده

اصلاً اونجا نبوده

دنبال کسی می‌گردن که اون کار رو انجام داده

باید مخفی بشی

بابا رابط‌هایی داره

بابا برای آلمانی‌ها کار می‌کنه

«جانا» می‌تونه کمک کنه

جانا؟

جانایِ من؟

سلام، «تون»

«دیرک» باید مخفی بشه

و دیرک میگه تو می‌دونی کجا

دارن دنبالش می‌گردن

شاید

آدم‌هایی رو می‌شناسم. کی؟

چرا من نمی‌دونستم تو آدم‌هایی رو می‌شناسی؟

گاه گاهی هر چی کمتر بدونی، بهتره «تون»

دیرک از کجا می‌دونه که تو آدم‌هایی رو می‌شناسی؟

چی بخوریم؟

دو تا نون لقمه‌ای می‌خوام

لطفاً. نون سفید

بله

خوشمزه‌ست. سه تا؟

فان استاورن

داوطلب نیروی دریایی؟

مأمور در نیروهای ضربت؟

بله، ناخدا

شنیدم حالت بهتر شده

خوبه

دارم برت می‌گردونم سر خدمت

از هفته دیگه شروع می‌کنی. داری منتقل می‌شی به هلند

به هلند؟

فردا راه می‌افتی. مرخصی

امروز روز شانس شماست

یه تماسی گرفتم. قراره یه کارِ دفتری بهت بدن

تو «زیلاند»، اون جنوب

سرت به کار خودت باشه، هلندی

این کثافت‌کاری‌ها زود تموم میشه

و اون موقع می‌تونی از نو شروع کنی

قول می‌دم

دیرک

More Farsi Persian subtitles for The Forgotten Battle

Comentarios

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left