Las primeras 200 líneas.
«متـــرجم: امیــرحســیـن تـرکـاشــونـد» Hiz3n
بچهها از بغل من برید
چند تا سمت چپم هست
چند تا دیگه هم این جلوئه
نه
آره - نه -
بخواب بچه
نشین روی من
من کی نشستم روت
تا تو باشی دیگه پای من رو لگد نکنی
یه وقت سطل آب خالی نکنید روم
نه، هیچوقت همچین کاری نمیکنیم
بهتره باعث نشه دیر برسم
از این طرف... بریم بیرون
مواظب پلهها باش
مواظب باش... آها آفرین
آخرین پلهست حالا برگرد
آها. وایسا. اینجا وایسا
سورپرایز
این برای منه؟
آره
ممنون
تولدت مبارک
از کجا گرفتیش
آشنا داشتم
سه تا جای مسافر داره
کی دوست داره واسه اولین سواری بیاد؟
من
تو
تو میتونی برای اولین سواری بیای
رنگش هنوز خشک نشده
آناگرت زیرش سبز میشه
کیف و لباسهاتون رو بردارید برید مدرسه
ممنون بچهها
خداحافظ
اینگه، جورابت رو بکش بالا
خدافظ بابایی
فلوکس
بیا گل سرخ بو کن
بیا این یکی رو بو کن
این یکی خیلی خوشگله
ببین، چه گل کوکب بزرگی
یه پینه دوز، آخ
برونک
مارتا
بذارش بالا
بعد هم بیا پیش من
سوفی
آنیلا، بیا
هر کدوم رو دوست داری انتخاب کن
هر کدومتون یکی بردارید
این یکی باید شسته بشه
آسترش هم باید ترمیم بشه
مواظبش باش
البته
برگرد پایین
زنبورها دارن پرواز میکنـن
هوا گرمه مگهنه
سفرتون چهطور بود؟
طولانی ولی خب دیگه رسیدیم
بله. بدک نبود، درسته؟
آره، بدک نبود
از دفعه پیش راحتتر بود
عالیه. خب، خوش برگشتید
خوشحالیم که اینجاییم
باید کفشهامون رو هم در بیاریم؟
نه
برای سفر از پراگ اومدید یا وین؟
پراگ. 56دقیقه زودتر میرسید
ازم پرسید فلان ژاکتم رو از کجا خریدم
گفتم کانادا
بعدش پرسید: چهطوری تا کانادا رفتی؟
فکر کرد منظورت کشور کاناداست؟
آره
اشتباه قابلدرکیه
وقتی هلگا پاتیش برای اولینبار اومد اینجا همین اتفاق افتاد
از بین اون همه لباس یکی رو انتخاب کرد
که مال یه زن یهودی بود هیکلش نصف خودش بود
زیپش از اینجا بالاتر نمیاومد
و لباسه پاره شد
حالا من رو بگو هی میکشیدم
آخر یه نگاه به خودش انداخت و گفت
من عاشق این لباسم
آخر هم برداشتش
و گفت: رژیم میگیرم
باز هم قهوه میخوای؟
آره لطفا، ممنون
قهوه تلخ میخوری؟
آره، تلخ ممنون
شوهر هلگا سرپرستی اون پسر لهستانی
رو قبول کرده تا تو خونه نگهدارش
خودش که این رو بهم گفت
تازه کتکش هم میزنه
نمیدونستم
تو از کجا میدونی؟
زخمهای روی دستش رو ندیدی؟
راستی یادم رفت یه چیزی رو بهت بگم
حدس بزن این الماس رو از کجا پیدا کردم
توی خمیردندون
چی؟ واقعا؟
چه باهوش
آره، خیلی باهوشن
باز هم خمیردندون سفارش دادم
خدا رو چه دیدی
درباره کنسرت شیلینگ بهت گفتم
درباره کت خز قاقم بریگیت فرانک
داستانش رو بهت گفتم؟
فکر نکنم
ببین
شبیه ملکهها شده
اون طرفش، محفظه کناریه
و بار بعدی، آماده سوزوندنه
وقتی این قسمتها
کاملا سوختن
چهقدر طول میکشه
هفت ساعت، هر بار 400 تا 500تا
نزدیک 500تا
و وقتی این اتفاق افتاد
کوره رو میبندید
و همزمان، بعدی رو باز میکنید
هوا، از طریق این انعکاس
آتش رو هدایت میکنه
به سمت این محفظه و این بار رو میسوزونه
محفظه روبهروی محل احتراق
که هزار درجه حرارت داشت
تا اون موقع حرارتش به چهل درجه رسیده
اونقدری خنک شده که بشه خاکستر رو تخلیه کرد
و دوباره محفظه رو بارگذاری کرد
پس یعنی این محفظه خنک میشه
در حالی که این یکی محفظه، گرم میشه؟
درسته. این روند به محفظه بعدی منتقل میشه
خلاف جهت عقربه ساعت
پس میشه، میسوزه، خنک میشه تخلیه میشه و بعد بارگذاری میشه
...و
به صورت مداوم
زنده باد
دیلا
تولدتون مبارک. فرمانده
تولدتون مبارک. فرمانده
خدمت، تحت فرمان شما باعث افتخاره
ممنون
تولدتون مبارک. فرمانده
ممنون
تولدتون مبارک. فرمانده
ممنون
اینجا یه سرباز با اسلحه خان
اینجا هم همینطور
این یکی اسلحه کمری داره
و دوباره یه تفنگدار با اسلحه خان، اینجا
شنیدی؟
یه ماهیخوار اروپایی-آسیاییه
تو هم همینطوری گریه میکردی
تازه صدای تو بلندتر هم بود
چشه؟
خیلی قویه، مگهنه؟
حالا میخوام مال خودم رو امتحان کنم
چی کار میکنی؟
چی کار میکنی؟
دارم نگاه میکنم
چی رو؟
دندونهام رو
تو چی کار میکنی؟
هیچی
اینجا چی کار میکنی؟
شیرینی پخش میکنم
به کی؟
دارم نگاهش میکنم
بیا
بعد، یه پرنده سفید کوچیک از کنارشون رد شد
تا اونها رو به بیرون جنگل هدایت کنه
یهکم بعد، به یه رودخونه بزرگ رسیدن
سردرگم شده بودن چون نمیدونستن چهطور ازش رد بشن
یهو، یه قوی بزرگ زیبا شنا کرد و اومد سمتشون
اوه، ای قوی زیبا لطفا قایق ما بشو
قو، گردنش رو خم کرد و به سمت ساحل اومد
براخت با خونه تماس گرفت
آره، وقتی برای جشنت، بیرون بودی
یادم رفت بهت بگم
گفت فردا بعدازظهر دوباره تماس میگیره
رودولف
دوباره من رو میبری به اون آبگرم توی ایتالیا؟
اون خوشگذرونیها
قدمزدنها اون زوجی که دیدیم
دوباره داره میره بیرون بچرخه؟
نه
و اون مرده
که برای گاوها آکاردئون میزد
گاوها چه کیفی میکردن
خیلی خندهدار بود
اینطوری نگاهش میکردن
آره؟
چی آره؟
میبریم اونجا
آره
کی؟
نمیدونم کی
بوی خوبی میدی
عطر فرانسویه
اگه شکلات دیدی، با خودت بیار خوراکی بیار
پیغام خصوصی به رئیس دفتر حزب
No comments yet. Be the first to leave one.