Las primeras 200 líneas.
میتونم همهچیز رو توضیح بدم
چه جور مَردیه؟
وایسا
ولم کن
وای نه
صبحانه؟
ببخشید وقت ندارم
موبایلم؟
گرفتمش... روز خوش
آه، متاسفم
دارم شروع میکنم
خواب موندم
عجله کن، داره شروع میشه
جلوی پاتو نگاه کن احمق
نزدیک بود منو بکشی
دست از سرم بردار
تو... اسمتو بگو
اوه خفه شو احمق
همین الان اسمتو بگو
شما دیدین که یه نفر داشت از صحنهی جرم فرار میکرد، درسته؟
همینطوره
اون آدم رو اینجا میبینید؟
همین مَرد
حالت خوب میشه
همین و بس
ببخشید دیر کردم
روت حساب میکنم
دادستان میتونه با شاهد روبهرو بشه
همهچی درست میشه
همهچی درست میشه
حالا از شاهد سوال میپرسم
واقعاً مجرم رو دیدی؟
دیدمش
با اینکه ۲۰ متر فاصله داشتی
صورتش رو دیدی؟
اصلاً نمیتونم همچین چیزی رو تصور کنم
چشمام خوب میبینه
خب
تو دستم چی میبینی؟
یه موز
پس به نظرت یه موزه؟
این
مگه نیست؟
متوجهام
همین تمام
ولی این که یه موزه
وکیل
مگه موز نیست؟
نشونم بده
آقای قاضی، شکی درش نیست
این یه موزه
مگه موز رو موز صدا کردن چه ایرادی داره؟
متهم درخواست داده که وکیلش رو عوض کنه
انگار نمیشه بهت اعتماد کرد
فکر میکردم اینو بگی
تو یه بازندهی تمامعیاری
فکر میکنی من مَردِ این کار نیستم؟
وکیل؟
اون یه قضیهی قدیمیه
آقای نارومی رو میشناسی، درسته؟
اونم مثل من مدیونِ پدرته
نمیشناسمش
این امروز صبح از دفترش اومد
این واقعاً آخرین شانسِ توئه
همچین کاری میکنی؟
دیگه بیشتر از این اسمِ پدرت رو لکهدار نکن
خیلی ممنونم
بهتره بهت هشدار بدم
پروندهی خیلی سنگینیه
مشکلی نداری اگه قبولش کنم؟
اونقدر دردسرسازه که هیچکس نمیخواد بهش دست بزنه
نام مقتول: سوزوکو یابه، ۳۵ ساله
دلال آثار هنری بود
جسدش پشتِ محل سکونتش پیدا شد
علت مرگ: سقوط
آثاری از درگیری تو آپارتمانش وجود داره
دکمهای پیدا کردن که متعلق به اون نیست
همسرش گورو یابه که جدا زندگی میکرد
روز بعد فرار کرد
با گشتنِ خونهش
یه ژاکت پیدا کردن که یه دکمهش کنده شده بود
روز بعد
شوهره تو کوههای اوکوتاما پیدا شد
بازداشت شد
اون همهچیز رو در مورد جرم انکار کرد
من نکشتمش
کارِ من نبود
در مورد دکمهت تو صحنه چی؟
مطمئناً باید یه توضیحی براش باشه
من مدرکِ عدم حضور در محل دارم
تو کوهستان چیکار میکردی؟
میخواستم بمیرم
کارخونهی نونپزیم داره تعطیل میشه
دنبال یه جا میگشتم تا خودم رو بکشم
در نهایت همونطور که میبینی هنوز زندهم
اون روز سر از یه مسافرخونه درآوردم
اصلاً بیرون نرفتی؟
نمیتونستم برم بیرون
منظورت چیه؟
خشکم زده بود
خشک شده بودی؟
اون یه... جنگجوی سرگردان بود
روی من
نمیتونستم تکون بخورم
این مَرد مطابقِ اتهامات، گناهکاره
دوشیزه هوشو
اگه حتی بهش حقِ شک کردن رو هم نمیدین
واقعاً فکر میکنی اون این کار رو نکرده؟
فرض کن تو مجرم بودی
همچین مدرکِ "خشکشدنی" از خودت درمیآوردی؟
یه چیزِ باورپذیرتر سر هم میکردی
به نظرِ من
احتمالش هست که واقعاً خشکش زده بوده
بهت نگفتم؟ این پرونده یه دردسره
صبح بخیر
صبح بخیر
خسته نباشید
منم از شما ممنونم
نشستن تو دادگاه کنارِ دخترِ پروفسور هوشویِ مرحوم
افتخارِ بزرگیه
لطفاً با من راه بیاین
پدرت رو خیلی خوب به یاد دارم
حتی وقتی یه وکیلِ جوون بود هم ابهتِ خاصی داشت
خیلی ممنونم
بفرمایید
متهم برای شب قتل مدرکِ عدم حضور در محل داره
متهم، در زمان وقوع جرم
در اونیکیریمورا اقامت داشته
تو اتاقِ "دندونقروچه"
سوابقِ اقامتش موجوده
شکی تو سوابق نیست
اما تا روز بعد خبری ازش نبود
و کسی هم زمانِ وقوع جرم اون رو ندیده
اون زمانِ کافی برای رفتوبرگشت به صحنهی جرم رو داشته
و مجرم میگه اون موقع داشته چیکار میکرده؟
تو اتاقش مونده بوده
خواب بود؟
خشکش زده بوده
پس خشکش زده بوده
یه جنگجوی سرگردان روش خیمه زده بوده
یکی میخواین؟
صبح ساعت ۱۱:۲۰
اگه به حرفهای وکیل اعتماد کنیم
متهم تو اتاقش خشکش زده بوده
کسی نبود که اونو ببینه
صاحبخونه چند بار اومده که سرک بکشه
واضحه که داره دروغ میگه
چرا باید دروغ بگه؟
اگه دروغ میگفت
یه چیزِ باورپذیرتر سر هم میکرد
دردناکه
اگه استدلالِ دیگهای نداشته باشی، سخت میشه
گذشته از این
باید اون جنگجوی سرگردان رو به جایگاهِ شهود احضار کنیم
چه دیدگاههای جالبی دارین
خانم
چه رنگِ قشنگی پوشیدین
از کجا خریدینش؟
فروشگاهِ ایسِتان
ببخشید، میخوام برم شیکابانه
مسافرخونهی شیکابانه
البته که مسافرخونهی شیکابانه رو میشناسم
بیا
اون بالااست
خیلی ممنونم
مسافرخونهی شیکابانه
ببخشید
خوش اومدین
من خانم هوشو از دفترِ وکالتِ هایامیزو هستم
میخوام با صاحبخونه صحبت کنم
یه وکیل اومده باهاتون صحبت کنه
بفرمایید
خیلی ممنون
ممنون
از دیدنتون خوشبختم
من خانم هوشو، وکیلِ آقای گورو یابه هستم
من همهچیز رو به پلیس گفتم
گفتین اون شب چند بار به اتاقش سرک کشیدین
کسی رو ندیدین، درسته؟
چند بار باید
سوالم در مورد همون "چند بار"ه
مگه این رسمه که تو اتاقِ مشتریهاتون سرک بکشین؟
ما همچین کارهایی نمیکنیم
ما عمداً در رو باز نمیکنیم
در چند بار باز شده بود
در باز شده بود؟
بهم بگین، باز بود؟
یادم رفت بگم؟
از این طرفه
اینجاست
این اتاقِ "دندونقروچه" است
چه اسمِ عجیبی
یه جوری ترسناکه
اینجا روستایِ جنگجوی سرگردانه، این اسامی تبلیغاتیان
یه لحظه ببخشید
که اینطور، پس این اسمِ اتاقه، ممکنه آدم راحت گیج بشه
اصلاً، تو این راهرو هیچ اتاقِ دیگهای نیست
چی؟... پس اینجا چی؟
اتاقِ "وزوزِ گوش"، استفاده نمیشه
ببخشید، دستشویی کجاست؟
No comments yet. Be the first to leave one.