Grimsburg

Grimsburg

Descargar subtítulo en Farsi/persian

Temporada 2

Información de lanzamiento

Grimsburg S02E03 Filamingo Fa
Comentario por filamingo_official
◥◣🔶 𝗙𝗶𝗹𝗮𝗺𝗶𝗻𝗴𝗼.𝗮𝗽𝗽 ● ZIMO 🔶◢◤

Etiquetas

webdl
Publicado el: 2026-08-05
Descargas: 0
Para personas con discapacidad auditiva: No

Vista previa de los subtítulos en Farsi/persian

Las primeras 200 líneas.

‏ممنون که همراه من اومدی‏

‏شمن همیشگی‌ام الان تمام‌وقت با آرون راجرز کار می‌کنه‏

‏برای سخنرانی جلوی جمع چیزی داری؟‏

‏مراقب باش‏

‏حتی یه میکرودوزش هم می‌تونه...‏

‏خودشه...‏

‏شهرداری که به‌زودی دوباره انتخاب می‌شه‏

‏آقا و خانم ولکانوویتز، بزرگ‌ترین حامی‌های مالی من‏

‏از همیشه پولدارتر به نظر میاید‏

‏همه برای کمک به شکست اون غاز سخنگویی‏

‏که رقیبت شده هیجان دارن، مخصوصاً مادر‏

‏راسته امشب یه ترک دیس تازه‏

‏علیه غازه منتشر می‌کنی؟‏

‏یکی انگار «ورلدستارپالیتیکس» می‌خونه‏

‏هاها!‏

‏دیدی؟ حالم خوبه‏

FILAMINGO-INTRO

‏حرفه‌ای‌ترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی‏ ‏«فیلامینگو»‏ ‏تقدیم می‌کند‏

‏هی غاز، راسته کم‌سن‌وسال دوست داری؟‏

‏شنیدم فقط صدای جوجه‌غازهای گریان می‌تونه باعث شه...‏

‏طرفدار هیپ‌هاپ نیستید؟‏

‏و برای همین از حالا ظرفیت ماشین دلقک‏

‏حداکثر سی نفره‏

‏خداحافظ بونگو، هونکو، بازینکو، وینکی و لئونارد‏

‏روح‌های بامزه‌شون در آرامش باشه‏

‏و در آخر، امروز یه کارآگاه تازه‏

‏به اداره اضافه می‌شه‏ ‏سؤالی هست؟ نه، خوبه‏

‏مرخصید‏

‏نمی‌تونی همچین بمبی بندازی و بری‏

‏اینجا دستشویی خانوادگی بانک روبه‌رو نیست‏

‏- کیه؟‏ ‏- نمی‌دونم‏

‏- هنوز ندیدمش‏ ‏- امیدوارم خوش‌تیپ باشه‏

‏آره، امیدوارم خیلی داغ باشه‏

‏خب، شهردار به‌عنوان لطف ازم خواست‏

‏پسرِ حامی بزرگشون، خانوادهٔ ولکانوویتز رو‏ ‏استخدام کنم‏

‏تازه‌وارد یه ولکانوویتزه؟‏

‏یه ولکانوچی؟‏

‏ولکانوویتزها تقریباً‏

‏پولدارترین آدم‌های گریمزبرگن‏ ‏آتشفشان مال اوناست‏

‏مبل گندهٔ اضافی دارید؟‏

‏آتشفشان!‏

‏نمی‌دونید با اون همه اسکیت قدیمی چی کار کنید؟‏

‏آتشفشان!‏

‏هاردی دارید که ادعا می‌کنید یکی دیگه‏

‏پُرش کرده از «چیزهای عجیب»؟ آتشفشان!‏

‏باشه‏ ‏همین آتشفشان داغه که‏

‏این‌همه پروندهٔ سرد برامون ساخته‏

‏مجرم‌ها مدام مدرک‌ها رو می‌ریزن اون تو‏

‏و ولکانوویتزها هم جلوش رو نمی‌گیرن‏

‏تازه آمار خودکشی اونجا هم خیلی بالاست‏

‏ولی اون دیگه مشکل خداست‏

‏مشکل ما اینه که یه بچه‌پارتی فکر می‌کنه‏

‏چون پدرومادرش پولدارن می‌تونه از صف بزنه جلو‏

‏به‌عنوان جوون‌ترین آدم اداره‏

‏از بچه‌پارتی‌ها متنفرم چون‏

‏شغل‌های نسل من رو می‌گیرن‏

‏ولی به‌عنوان فقیرترین آدم اداره، عاشق اینم‏

‏با یه پولدار ازدواج کنم، پس باید برم لباس عوض کنم‏

‏فقط یه تازه‌کار نیست‏

‏شنیدم شرکت کارآگاهی خصوصی داره‏ ‏و همهٔ پرونده‌هاش رو حل کرده‏

‏تازه شهردار خیلی هوامون رو داشته، پس فکر می‌کنم‏

‏باید به آدمش فرصت بدیم‏

‏- و...؟‏ ‏- و قول داده‏

‏من رو کمیسر کنه‏

‏کسی رو استخدام کردی که از کانگ هم پیرتره؟‏

‏اوه نه‏ ‏من برای ولکانوویتزها کار می‌کنم‏

‏اومدم اون رو برسونم‏

‏اوتیس ولکانوویتز... کارآگاه بچه‏

‏آمادهٔ خدمته‏

‏ساعت میان‌وعده کِیه و کِی تفنگم رو می‌گیرم؟‏

‏تو مریضی‏

‏من نیستم که شورت خودم رو می‌دزدم، استیو...‏

‏اَه، ببخشید مارریسا‏

‏گوش‌هام گرفته و صدات شبیه مزاحمم بود‏

‏اوه، باید بری خونه استراحت کنی‏

‏نمی‌تونم برم خونه‏

‏باید افتتاحیهٔ سالن جدید «لیزر دِرَگ» رو پوشش بدم‏

‏و اولین گزارش غیرقتلیه که بعد از چند ماه گرفتم‏

‏آی، ولی اگه بمونی شاید خودت‏

‏بشی سوژهٔ گزارش قتل‏ ‏نمی‌خوای‏

‏گیبِ هواشناسِ نقص‌ایمنی‌دار رو بکشی‏

‏و بیشینهٔ ۱۹ درجه یعنی روز زیباییه‏

‏برای اون‌هایی که به آفتاب حساسیت ندارن‏

‏چرا ازم متنفری، خدا؟‏

‏شاید حق با تو باشه‏

‏فقط قول بده نذاری کسی گزارشم رو بگیره‏

‏از روی جنازهٔ بی‌نقصم رد شن‏

‏ممنون‏ ‏دوست خوبی هستی‏

‏اوه، ولی از دیپ نخور‏

‏وقتی فهمیدم باغبونمون‏

‏توی کشور خودش معمار برجسته‌ای بوده، نتیجه گرفتم‏

‏از نقشه‌های خونه‌مون برای ورود یواشکی استفاده کرده‏

‏و این‌طوری پروندهٔ مارمولک دزدیده‌شده رو حل کردم‏

‏حالا برای پروندهٔ مافین گمشده، اول می‌گم‏

‏خدمتکارمون برداشته، بعد توضیح می‌دم از کجا فهمیدم‏

‏به سبک «پوکر فیس»‏

‏باورم نمی‌شه این بچه‌پارتی فکر می‌کنه‏

‏می‌تونه نشانش رو بخره‏

‏البته با کمبود بودجه، نشان‌هامون رو خریدیم‏

‏ولی بعد از رفتن به دانشکدهٔ پلیس‏

‏قبولی در آزمون میدانی و تمرین‌دادن بدنمون‏

‏برای هضم پاسترامی به‌عنوان سبزیجات‏

‏به اداره خوش اومدید‏

‏افسر ولکانوویتز‏

‏اشتباه گرفتی‏ ‏ولکانوویتز اون بچه‌ست‏

‏یعنی لباس این دختر تازه‌وارد مرده رو الکی پوشیدم؟‏

‏باید خوشحال باشی‏

‏دیگه جوون‌ترین آدم اینجا نیستی‏

‏آره، ولی اگه جوون‌ترین نباشم...‏

‏پس چی‌ام؟‏

‏تو دردسری با «د» بزرگ‏

‏که اگه کاغذ خط‌دار بدی با خط تحریری هم می‌نویسم‏

‏شماره‌ات رو توی تلفن ماهواره‌ای خیلی گرونم وارد کنم‏

‏که خانواده‌ام برای نیم‌سالگرد تولدم دادن‏

‏برات تلفن ماهواره‌ای خریدن؟‏

‏درواقع شرکتش رو برام خریدن‏

‏داستان اون چیه؟‏

‏اون گرفته‌ست!‏ ‏کلاس رقص گرفته‏

‏معلومه‏ ‏چه پاهایی داره‏

‏می‌تونم پام رو بذارم روی پاهاش و‏

‏مثل فرانکنشتاین چند روز راه برم‏

‏کی به ترموستات دست زد؟‏

‏اینجا یخ‌بندونه‏

‏شاید توی خونه کیسه‌خواب نپوش‏

‏بیا بریم تفنگت رو بگیری‏

‏واقعاً یه مدل نارنجک‌انداز می‌خوام‏

‏خیلی ممنون‏

‏این بچه باید بره‏

‏این بچه باید بمیره‏

‏«بره» گفتم، بره‏

‏اَه! می‌دونی، تو من رو مریض کردی‏

‏چرا همهٔ دکمه‌های آسانسور بخش مراقبت ویژه رو لیس زدی؟‏

‏فکر خودم نبود‏ ‏جرئت یا حقیقت بود‏

‏کی جرئتت داد؟ آقای فلش؟‏ ‏دیگه بسه‏

‏به دوست‌های واقعی نیاز داری‏

‏پس برای برنامهٔ کثیف‌سازی ساحل امروز ثبت‌نامت کردم‏

‏بدون دوست خیالی‌ات‏

‏ای هیولای بلوند!‏

‏باشه‏

‏عالی، حل شد‏

‏چیزی نیست‏ ‏اصلاً از ساحل متنفرم‏

‏همه به فاصلهٔ بین ران‌هام حسودی‌شون می‌شه‏

‏می‌خوایم اوتیس رو اخراج کنی‏

‏مدام می‌گه «پیو» وقتی وانمود می‌کنه‏

‏با تفنگش شلیک می‌کنه‏

‏همه می‌دونن صدای درستش اینه... پاو!‏

‏پِک پِک پِک پِک‏

‏عمراً‏

‏اون بچه‌پارتی کوچولو بلیت من به رده‌های بالاست‏

‏برای کمیسرشدن زیادی «کاپیتان کرانچی»‌ام؟‏

‏آینه می‌خوام‏

‏اَه، بد روزی بود برای پوشیدن پافر زیرلباسی‏ ‏ها‏

‏این نازک‌نارنجی‌ها دارن‏

‏همهٔ ارزش‌هامون رو به خطر می‌ندازن‏

‏من الان تفنگ دارم؟‏

‏شاید لازم نباشه اخراجش کنه‏

‏فقط باید مجبورش کنیم استعفا بده‏

‏ببینیم از پس پروندهٔ خواب گمشده برمیاد یا نه‏

‏چون قراره نشونش بدیم‏

‏شیفت شب گریمزبرگ چیه‏

‏به «چهار زن نشسته و یک مرد» خوش برگشتید‏

‏خانم‌ها، دربارهٔ آخرهفته‌هامون حرف بزنیم‏

‏دوست دارم اون چهار زن در دسترس به نظر میان‏

‏- ولی اهل مزخرف نیستن‏ ‏- من هم‏

‏و دوست دارم مرده بی‌خطره‏

‏و هیچ قدرتی نداره‏

‏- آآخ!‏ ‏- آآخ!‏

‏الان نه، استیو مزاحم!‏

‏اوه، بعداً برمی‌گردم‏

‏برای روز تمرینت آماده‌ای، تازه‌کار؟‏

‏اگه می‌خوای بترسونیم، زحمت نکش‏

‏همه‌چی دیدم‏

‏جست‌وجوی امنم روی «متوسط» تنظیمه‏

‏خب، خیلی زود بزرگ می‌شی‏

‏توی همین خیابون‌ها‏

‏چه مدل پوشکی پوشیدی؟‏

‏آره جون خودت!‏

‏فکر کردی شوخی می‌کنم؟‏

‏چون واقعاً دارم شلوارم رو کثیف می‌کنم‏

‏من دبرا مِسینگم و الان می‌خوام شلوارم رو‏

‏با یه مِس گنده مزین کنم، از بس چیزهای وحشتناک‏

‏اینجا می‌بینم؛ هم جلو، هم عقب‏

‏فکر می‌کنی خنده‌داره؟‏

‏با یه کاسه کورن‌فلکس خیس توی شورتت تاتی‌تاتی بری خونه‏

‏خنده‌داره؟‏

‏بوی گهی بدی که روش شاشیدن، بامزه‌ست؟‏

‏اون‌قدر کُنده توی شلوارت باشه‏ ‏که ادارهٔ جنگل‌داری آمریکا‏

‏یه جنگلبان برات تعیین کنه، خندهٔ پشت‌ضربه‌ایه؟‏

‏خب پسر، الان هرچقدر می‌خوای بخند‏

‏چون امشب حتی یه چیز برای خندیدن نداری‏

‏از پسش برمیام‏

‏«بوکی» رو دیدم‏

‏آآخ! تو دیگه چه کوفتی هستی؟‏

‏نقاشی‌های بی‌شمار پسرت رو ندیدی‏

‏که بیشترش منم سوار اسب‌های خیلی آلت‌کلفت؟‏

‏من آقای فلش‌ام‏

‏آخ! نه‏

‏تو واقعی نیستی، واقعی نیستی‏

‏کی هنوز «سیب با سیب» بازی می‌کنه؟‏

‏نقاشی‌های سی‌باگت رو ندیدی؟‏

Grimsburg subtitles in other languages

More Farsi/persian subtitles for Grimsburg

Comentarios

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left