Las primeras 200 líneas.
اوه! باز داری میری، لری؟
دوریس، من فروشندهٔ دورهگردِ سکسام
از اسم شغلم معلومه
حالا دیگه نظرت رو نگو دههٔ پنجاهه
باید جلوی یه تلویزیون شکمگنده از الویس بدمون بیاد
حق با توئه عزیزم ببخشید
استیک سالزبری چطوره؟
مثل همهٔ غذاهای زنخونهدارِ
بیریختِ این دوره، لاستیکیه
ولی یه چیزی فرق داره
شاید اون چیز... سم باشه
سیگارام کجان؟
اونا درستش میکنن!
معلومه که میکنن
سیگار همهچی رو درست میکنه!
برای همین انداختمشون دور!
تا بشینم مردنت رو تماشا کنم!
غذات رو میپزم، خونهات رو تمیز میکنم
وقتی باهام سکس داری کاملاً بیحرکت دراز میکشم
فقط میخوام یه بار بفهمی چه کارهایی برات میکنم
لعنت به لگن الویس! آآخ!
سفر خوبی داشته باشی!
هاهاهاهاها!
به حق اون ۴۸ ایالت! شراب رو هم مسموم کردم!
اوه...
FILAMINGO-INTRO
حرفهایترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی «فیلامینگو» تقدیم میکند
ها!
بستنیام زیادی یخ زده بود، برای همین
خواستم توی مایکروویو داغ کنم...
یه قاشق فلزی رو، تا بستنی رو ببرم
نگران نباش درستش میکنم
پیچگوشتی داری داغش کنم؟
اَه، کاش با مزاحمم ازدواج کرده بودم
آخ!
خدایا، زندگیکردنت اینجا کابوسه
فکر کردی خودم دوست دارم مجانی توی زیرزمینت زندگی کنم؟
اون پایین وایفای درستوحسابی ندارم
وسط مسترکلاس نائومی کمپبل
دربارهٔ اصول مدلینگ قطع شد
خب، میتونی اسبابکشی کنی
ولی نمیکنی، چون تو
نه الان بزرگسالی، نه هیچوقت میشی
میتونم برم؟ عالیه
فقط مونده بودم برای کمک بهت دربارهٔ استِین
صبر کن، اسمش همینه؟ اصلاً استِین اسم حساب میشه؟
این روزها انگار هرچیزی میتونه اسم باشه
خدا رو شکر پدر نیستم
بابا، میشه روی دستم از حال بری
و از یه قتل فجیع برام تعریف کنی؟
ببخشید، نمیشه مامانت فکر میکنه بزرگسال نیستم
پس باید برم تا مجبورش کنم گوز بخوره
از حالا تو مرد خونهای
مطمئنی فکر خوبیه؟
هنوز اجازه دارم فقط توی ده سانت آب حموم کنم
چیزیات نمیشه همهاش به یه قانون بستگی داره:
هیچوقت اعتراف نکن اشتباه کردی
خداحافظ، استِین
آآخ!
فقط نصف کلاس رو دیدم!
آفرین، استنِ مرد خونه!
اوه، انگار شلوارت رو کثیف کردی
بذار یه وان کمعمق برات پر کنم
سامرز! شریکت کجاست؟
ساعت نهونیمه و هنوز
بهم توهین نکرده به من برخورده
میشه آرومتر حرف بزنی؟
دفتر خوابهام هنوز تموم نشده
«حملهٔ غول ماکارونی»
فکر میکنی یعنی چی؟
زیر میزت زندگی میکنی؟
نه، موقتاً زیر میزم تلپ شدم
هارمونی بیرونم کرد چون، گوش کن، بزرگسال نیستم
- هوم - پول رو بده، مارتینز
گفتم تا آخر سال بیخانمان میشه
صبر کن روی زندگی شخصی من شرط بستید؟
آره، طلاقت پول پارکام رو جور کرد
بعدش هم با فروپاشی عصبیات شرط ترکیبی بستم
از تو بیشتر انتظار داشتم، مارتینز
بهجای عذرخواهی، اجازه میدم
بذاری خونهات بمونم
پنج تا بچه دارم شیشمی نمیخوام
راستش چهارمی رو هم نمیخواستم
هی وینونا، تو جوونی، پس لابد
توی یه لافت با پنج همخونهٔ همیشهبیکار
از قومیتها و تیپهای کمدی مختلف زندگی میکنی
یکی بیشتر که چیزی نیست من هم بانمکه میشم هم هرزهاش
ببخشید، ولی همین الانش هم ازم عصبانیان
چون پذیرایی رو تبدیل کردم به سردخونهٔ کوچیک
من عجیبغریبهام
تو چی، سامرز، رفیق قدیمی؟
بهترین شریکی که یه نفر میتونه بخواد
و نفر بعدیای که جلوی چشممه
دعاهام مستجاب شد
ممنون، عیسای سایبورگ!
تخت بالا رو میخوای یا پایین؟
یه «نه»ی کلفت و سفت تو چی، کانگ؟
من یه نامیرای گنده و بالغام
از دویستسالگی به بعد دیگه همخونه نداشتم
شاید تو هم نباید داشته باشی
باشه، خودم یه جا پیدا میکنم
و ثابت میکنم از همهتون بزرگسال بهتریام
دیدید؟ کاملاً خشکه
هوم واقعاً این مرد خونه بودن رو
جدی گرفتی
قبضها رو نمیفهمم
بلدی چک بنویسی؟
ببخشید، فقط بلدم جعلش کنم
سلام جوون، مرد خونه هست
یا تنهایی خونهای؟
من مرد خونهام
اوه، چه خوب خیلی هم خوب
بعداً میبینمت
چه مرد اصلاحنکردهٔ مهربونی
طرف کاملاً داشت خونه رو برای دزدی برانداز میکرد
اوه شاید باید به مامان بگم
نه! از حالا تو مرد خونهای
مردها فقط با بارمن و آرایشگر درد دل میکنن
تا اونها هم بعداً برای مشتریهای دیگه تعریف کنن
قبول دارم سیستم خرابه
ولی از پس این یکی برمیایم
پنتوس، کمکت رو میخوام
اوه! تهدید بمبگذاری توی شهرداری؟
کیسهای مرموز پر از شستِ مسافرکشها؟
تروریستی که پیامهای تحریکآمیز میفرسته
و حالا مسابقه با زمان شروع شده؟
هارم بیرونم کرد میشه پیش تو بمونم؟
هیچوقت پای شستها وسط نیست هرچقدر هم دوست داشته باشم
برترامِ ارنیِ تو باشم، مدرسه اجازه نمیده
ولی خوششانسی، چون تازگی مجوز مشاور املاک گرفتم
تا درآمد مرغیام رو تکمیل کنم
و نه، لهجهام باعث نشد اشتباه بشنوی
الان حقوق معلمها رو با مرغ میدن
اوه، این دیگه آخرین گزینهاته
خیابون بِلِس، پلاک ۸۰۰
محلهٔ خوبیه مدرنِ اواسط قرنه
درست مثل ماکتهام
تازه اسم و پلاک با هم
میشه «بیپستون»
این خونه رؤیاییه پس ایرادش چیه؟
فقط نوشته صاحبهای اولش
از خنده مردن
و مستأجر قبلی هم
ادعا کرده خونه از خنده جنزدهست
البته اگه خنده جرمه
پس عجیبه که مت رایف آزاده
حالا بریم قرارداد رو امضا کنیم
اَه، سس تند رو چطوری از پیراهن پاک میکنن؟
با سس تند بیشتر؟
من به هیچ دردی نمیخورم شاید واقعاً بزرگسال نیستم
آخ!
کلوئی گریس مورتز! این خونه جنزدهست!
اَه! کیه؟
من دوریسام و مثل لکهٔ روی پیراهنت
دیگه دیده نمیشم
پس یه روح مهربونی مثل کَسپر
نه یه روح ترسناک مثل تیلدا سوئینتن؟
بگو ببینم، چرا مثل هرکسی که میاد اینجا
فرار نمیکنی؟
چون هیچجایی ندارم برم
تازه وقتی ببینی توی کار خونه چقدر بیمصرفم
خودت فرار میکنی
ولی تو مردی
چرا باید اصلاً کاری بکنی؟
مردی که بهخاطر
هیچکارینکردن توی خونه محترمه؟
پس مردهای «مد من» از چی اینقدر عصبانی بودن؟
گرسنهای؟ یه سالاد والدورف بد نیست
هوم، هیچوقت نمیخوام از اینجا برم
و هیچوقت هم نمیری
خندهات نصفش ترسناکه، نصفش شیرین
درست مثل این سالاد که نصفش سس مایونزه، نصفش انگور
والدورف لابد حسابی یبوست داشته
اون مرد ترسناکه برگشته من حتی نمیتونم یه قبض بدم
چطوری از پس این بر بیام؟
«تنها در خانه» رو دیدی؟
آره، ولی توی واقعیت هم جواب میده؟
معلومه اگه اون بچهکوچولو تونست
مرد خونه باشه و همهچی رو نجات بده
با مستقلشدن قانونی از پدرومادرش
درحالیکه ظاهراً با اعتیادی ویرانگر دستوپنجه نرم میکرد
که بیشتر میلیونهاش رو به باد داد، تو هم میتونی
یعنی باید مواد بزنم؟
خب، هیچکس مجبور نیست
حالا بریم طناب و قوطی رنگ و محرک پیدا کنیم
هاهاها!
اوه ماروین، ممنون که بوتهام رو مرتب کردی
از دههٔ هفتاد اینقدر پُرپشت نشده بود
گلهای خاکستریِ بیرونزده رو هم کندم
هی، پشت این چیه؟
غار زنونهامه
ورودیاش رو پیدا نمیکنم راهنماییام میکنی برم تو؟
فقط آروم برو، ماروین، باشه؟
سالهاست کسی نیومده این تو
از چیزی که فکر میکردم بزرگتره
خب، ببخشید که یه خونهٔ
جوان و سرحالِ بیستوپنجساله نیستم
اِهم، حالا چرا نمیری دراز بکشی
لای چینهای ابریشمیام؟
میرفتم، ولی لباس خواب نپوشیدم
No comments yet. Be the first to leave one.