Las primeras 200 líneas.
در قسمت امشب، کوری و چام کلی
جنس گمشده پیدا میکنن
اصلاً چیزی هم برای فروختن توی گروفروشی باقی میذاری؟
آره، میذارم
فقط یه مقدار خیلی کمی از وسایل رو میبرم خونه
همین الان میخوایم یه جلسه جدی در مورد این عادتت داشته باشیم
هی، چطور دلت میاد از همچین چیز معرکهای دل بکنی؟
پس یه موتور موشک داری. آره، دارم
خیلی باحاله، نه؟
و بذار حدس بزنم، از ناسا گرفتیش
نه
و همه میدونن که من
چقدر برای اینجور چیزا غش و ضعف میرم
از این تمِ وگاسیِ اینجا خیلی خوشم میاد
دلار، ازت میخرمش ۳۰۰۰
قبوله
توی یه اتاق بازی باید کلی بازی باشه، مگه نه؟
بسیار خب، وانمود میکنیم که اصلاً
اون نقاشیِ خیلی خیلی گرونقیمتِ
گروفروشی رو هم نمیبینیم
اما نگینِ کلکسیونِ من؟
خب، شاید یه کم جلا دادن لازم داشته باشه
از رنگآمیزیای که کردم خوشت میاد؟
کاپوت رو یه ذره خراب کردم
باید دوباره انجامش بدم. اما نگاه کن
۱۹۶۲ آبی باهامایی مدل
هی، اوضاع چطوره؟ خوبم، تو چطوری؟
بسیار خب. این خیلی جالبه
یه یخدان سونآپ. بگو ببینم از کجا آوردیش
توی زیرزمینم بود
وقتی با دوستدختر سابقم به هم زدیم، اون رو اونجا جا گذاشت
واسه همین فکر کردم بیارمش اینجا
ببینم چی میشه باهاش کرد
خیلی باحاله. خوشم اومد
این واقعاً کلاسیک و قدیمیه
ممنون، ممنون
پس فکر میکنی یخدانِ باحالیه، بابا؟
میدونی، راستش همین الان که دارم بهش نگاه میکنم
احساس خنکی میکنم
خب، این یه یخدان آلومینیومی سونآپه
منظورم اینه که حسابی قدیمیه
ایدهای داری که مال چه سالیه؟
دهه ۱۹۵۰. اوکی
میدونی اسم اولیهی سونآپ چی بود؟
چی؟
نوشابهی لیمو-توتِ لیتیمدار با برچسب بیب
اممم. به نظر خوشمزه میاد
این رو روی قوطی مینوشتن، یا
ظاهراً همینطور بوده
منظورم اینه که، چند سال بعد اسمش رو عوض کردن
به نوشابهی لیمو-توتِ لیتیمدار سونآپ
و بعد از اون هم چند سال بعد، با خودشون گفتن
داریم چیکار میکنیم؟ و بعد فقط بهش گفتن سونآپ
اما هیچکس دقیقاً نمیدونه چرا اسمش رو گذاشتن سونآپ
ولی کلی فرضیه وجود داره
پس چرا اون موقع به جای فولاد
از آلومینیوم میساختنشون؟
از آلومینیوم میساختن
چون یه جورایی باکلاس بود
توی دههی ۵۰ و ۶۰ یه چیزِ مد روز بود
و سبک هم بود
در ضمن، زنگ هم نمیزنه
پس انتخاب بهتری برای یه یخدان بود
که قرار بود همیشه خیس باشه
منظورم اینه که قطعاً ارزش کلکسیونی داره
به نظر میرسه یه کم داغونه، رفیق
دوران اوجش رو پشت سر گذاشته
یعنی، بازسازیِ این چقدر وقت میبره؟
نه زیاد
یه کم پولیش و یه ذره رنگ
احتمالاً همینطوری هم بتونم بفروشمش
واقعاً نیازی به بازسازی نداره
و اگه قرار بود بازسازی بشه
خودم میتونستم توی گاراژ انجامش بدم
اگه واسه بازسازی ببریش خونهت
آخرش واسه خودت نگهش میداری
برای یخدان چقدر میخوای؟
میخواستم حدود ۴۰۰ دلار بفروشمش
نه. اوکی
باشه
دلار بابتش بهت میدم ۱۰۰
اومم، ۲۵۰ دلار؟
کار رو خیلی خیلی راحت میکنم
دلار میدم، نه یه قرون بیشتر ۱۵۰
باشه، همون ۱۵۰ دلار
بسیار خب، حله! خیلی ممنون
اونطرف میبینیمت تا پولت رو بگیری
ممنون
باحاله
هی بچهها
توی اون یخدان نوشیدنی دارین؟
نوشیدنی توی یخدان نیست
باید برچسب بخوره و بره توی قفسه
باشه
ولی یه جورایی دلم میخواد ببرمش خونه
میدونی چیه؟
بذارش توی قفسه، حالا در موردش فکر میکنم
کیفم رو بده به من. باید برم
اون کیفِ توئه؟ آره، کیف منه
یه کم واسه تو زیادی باکلاسه
از کجا آوردیش؟
فکر کنم تهِ کمد لباسم یا یه همچین جایی بود
کمد لباست که کیف تولید نمیکنه
یادم رفته از کجا گرفتمش
مطمئنم که این و چندتای دیگه رو
توی یه مراسمی توی فینیکس خریدم
این یه کیف چرمی کلاسیکه
مطمئنم کلی از اینها توی بازار هست
سلام قربان
چطوری؟ خوبم، تو چطوری؟
خب، بگو ببینم چی آوردی
خب، ما اینجا یه لویی ویتون کلاسیکِ خیلی شیک داریم
یه ساک سفری طرحدار
این وسطی، یکی از محبوبترینهای منه
۹۰ یه ساک سفری کریستین دیور متعلق به اواخر دههی ۸۰ یا اوایل
و این طرف هم یه ساک لویی ویتون چرم اِپی داریم
۱۹۸۰ متعلق به اواسط تا اواخر دههی
اوکی
من زیاد در مورد تاریخچهی کریستین دیور نمیدونم
میدونم لویی ویتون با اون چمدونهای بزرگِ سفری شروع کرد
و چیزایی شبیه اون
منظورم اینه که، این از اون چیزاییه که داد میزنه
هی، من اینجام، به یه جایی رسیدم و وضعم توپه
و واسه همینه که این چیزا خیلی گرونن
بذار یه کاری کنیم. من دوستم مارکو رو اینجا دارم
مشکلی نداری یه پیام سریع بهش بدم بیاد پایین
و یه نگاهی بهشون بندازه؟ البته، البته
راحت باش
بسیار خب. الان دیگه باید برسه
عالیه، خوبه
مارکو، چه خبر رفیق؟
هی کوری، چه خبر؟ پیامت رو گرفتم. چه خبرا؟
خب، نظرت رو بگو
تو یه لویی ویتون چرم اِپی داری
که یه جورایی فخرفروشیِ زیرپوستی حساب میشه
میدونی، هرکی اهلش باشه میفهمه
و اگه نباشی هم، اون علامت کوچیک LV
همونجا هست که به رخ بقیه بکشه
خوب به نظر میرسه
دیور، عاشقِ اینم
این مال دورهی گالیانوئه
۹۰ یعنی حدودای اواسط تا اواخر دههی
خیلیها عاشق کارای گالیانو هستن
و من از این خوشم میاد چون
سایزش اونقدر بزرگه که قطعاً
هم مردونهست و هم زنونه
و بعد هم البته، کیف کلاسیک لویی
این دیگه همیشه مده، زمان نمیشناسه
این همون کیف لوییایه که وقتی میخوای بقیه بفهمن
مثلاً، هی، من به یه جایی رسیدم، دستت میگیری
پس خوب به نظر میاد
دستههاش یه کم جا انداخته
ولی دقیقاً همونجاییه که باید اینطوری باشه
چون نشون میده ازش استفاده شده
ببینیم داخلش چطوره
هر دو تا زیپ رو داره، شماره سریال داره، ساخت فرانسه
همه چی عالیه
خب، فکر میکنی چقدر میارزن؟
به نظرم ۷۰۰ دلار واسه اِپی و ۷۰۰ دلار واسه دیور
و چون اون لوییِ طرحدار یه کم رسیدگی لازم داره
دلار واسهش میارزه ۵۰۰
اوکی
خب، دمت گرم رفیق. حله مرد
اگه خریدمشون بهت خبر میدم
بسیار خب
نظرت برای هر سه تاش با هم چیه؟
دلار برای همهش. ۲۲۰۰ دلار؟ ۲۲۰۰
خب، من رو اون قیمت نیستم
نظرم روی ۱۵۰۰ دلار برای هر سه تاست
دلار و دیگه زحمت رو کم میکنم ۱۶۵۰
باشه. خوبه رفیق. ببرشون اونطرف
برات فاکتور میکنن. باعث افتخاره
از آشناییت خوشبختم کوری. منم همینطور رفیق
بگذریم بچهها، داشتم فکر میکردم
آخر هفته، خونهی من، کبابخوری
کنار استخر دور هم جمع میشیم
چطوره؟ تازه یه تشک بادیِ جدید هم خریدم
من حتماً میام. خب، چی میخوریم؟
همبرگر میزنیم، شاید سوسیس و سالاد سیبزمینی
استیک ریبآی چطور؟
نه
سالاد سیبزمینی، سالاد ماکارونی، همون چیزای معمولی
من یه چیز گرونقیمت میخوام
ذائقهی من خیلی اشرافیه
فقط واسه کبابخوری بیاین دیگه، باشه؟
حداقل میتونیم چیزبرگر بخوریم؟
پنیر هم میگیرم
باشه، بعداً باهاتون حرف میزنم
من باید زود برم خونه
چه خبر؟ یه هندونه آوردم
میتونی کمکم کنی؟ حتماً
جریان این مایک چیه؟ آه، خریدمش
فکر کردم وقتی مهمون میاد
خونهمون، واسه پارتی و اینجور چیزا باحال باشه
اینطوری میتونه به بقیه خوشآمد بگه
منظورم اینه که خیلی باحاله ولی
یادمه این رو خریده بودم
تو این رو خریدی؟
آره، با پولِ گروفروشی
خب، اینجا چی داری؟
No comments yet. Be the first to leave one.