Las primeras 21 líneas.
مترجم RobinSv
!هی، گمشو
!اونی چان، من میترسم
!چیزی نیست، من حسابشونو میرسم
!برو
!دیدی؟ گفتم که چیزیت نمیشه
!اونی چان، تو خیلی خفنی
!عالیه
.یه خواهر کوچیک آسیب پذیر به برادر بزرگش تکیه کرده
!خواهر برادرا باید اینجوری باشن
...یه خواهر کوچیک قوی
...و برادر بزرگ آسیب پذیرش
،رابطهای که درش اونو کتک میزنه، میندازتش روی زمین .باهاش گلاویز میشه و بدنش رو به همه جهات میچرخونه
.این احتمالا... اشتباهه
!...آی
خوبی؟
...آی
!داره ازت خون میره! باید بری اتاق بهداشت
.چیزی نیست
.بذار اونی چان حلش کنه
!ایول! ببرش اتاق بهداشت
No comments yet. Be the first to leave one.