Grimsburg

Grimsburg

Descargar subtítulo en Farsi/persian

Temporada 1

Información de lanzamiento

Grimsburg S01E04 Filamingo Fa
Comentario por filamingo_official
◥◣🔶 𝗙𝗶𝗹𝗮𝗺𝗶𝗻𝗴𝗼.𝗮𝗽𝗽 ● ZIMO 🔶◢◤

Etiquetas

webdl
Publicado el: 2026-08-05
Descargas: 0
Para personas con discapacidad auditiva: No

Vista previa de los subtítulos en Farsi/persian

Las primeras 200 líneas.

‏حرفه‌ای‌ترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی‏ ‏«فیلامینگو»‏ ‏تقدیم می‌کند‏

‏- مهمونی تمومه، قاتل اسکی‌نیاتا‏

‏نه خون و نه آب‌نباتی‏

‏امروز ریخته نمی‌شه‏

‏- قاشق رو بنداز،‏ ‏مری چاپینز‏

‏تو به جرم سوپرکالی‌فراجیلیستیک‌اکسپی‌الی‌دوک،‏ ‏بازداشتی‏

‏کازپلی‌کُش، پنجه‌ات رو...‏

‏وای، ببخشید‏ ‏هفتهٔ سختی بود‏

‏می‌دونی چیه؟ خودت رو بازداشت کن‏

‏وایسا، این همون‌جاست؟‏

‏شاید بهتره‏ ‏خود این انبار رو بازداشت کنیم‏

‏اَه، بی‌خیال‏ ‏جدی می‌گی؟‏

‏کوبی‏

‏بارکلی‏

‏- استنِ مرد، برنامه‌ات چیه؟‏

‏بری لب برکه اردک‌ها رو اذیت کنی؟‏

‏هان؟ بری کتابخونه پورن اینترنتی ببینی؟‏

‏آخر شب هم یه آتیش‌سوزی سبک راه بندازی؟‏

‏- ببین کی اینجاست، استن‏

‏همونی که شنل می‌پوشه،‏ ‏در تلاشی کاملاً تابلو‏

‏تا از خونهٔ ازهم‌پاشیده‌اش پرواز کنه و بره‏

‏- هی، دست از سرش بردار‏

‏- اسمش زفیره‏

‏داغون‌ترین و درعین‌حال جذاب‌ترین‏ ‏بچهٔ کلاس هشتم‏

‏- هی، تایگ، لب‌هات خیلی ترک خورده‏

‏از بوسه‌های دهنی باباته‏

‏یا شیر خوردن از مامانت؟‏

‏- یه ساله به شیر مادر لب نزدم‏

‏و خودت هم خوب می‌دونی!‏

‏بیاید بریم، بچه‌ها‏

‏- واو‏

‏این تویی که سوار یه مار اهریمنی شدی‏

‏که داره گریمزبرگ رو می‌خوره؟‏

‏- آره، فقط یه نقاشیه‏

‏نه تصویر پیشگویانه‌ای که هی می‌بینمش‏

‏- خیلی متفاوتی، نه؟‏

‏- من؟ نه بابا‏

‏فقط به‌اندازهٔ معمول متفاوت‌ام‏

‏حیف شد‏

‏- واو، این یکی واقعاً...‏

‏یه نوجوون دوازده‌سالهٔ داغ و اخموئه‏ ‏که ۲۵ ساله می‌زنه‏

‏اَه‏

‏از این طعم متنفرم‏

‏- خوبی؟‏

‏یه‌کم خسته به نظر میای‏

‏- اوف، فقط باید خودم رو به آخر هفته برسونم‏

‏ببین، امروز هم که روز کوهانه‏

‏- اگه منظورت کوهان دوم شتره،‏

‏آره، چون امروز پنج‌شنبه‌ست‏

‏مارشا گی هاردن!‏

‏مسابقهٔ مینیاتور گریمزبرگ‏

‏وقت زیادی نمونده‏ ‏تا یه اتاقِ خیلی کوچیک بسازم‏

‏- آقای فلوت‏

‏بعد از رخت‌کن کاتیج‌کورِ جایزه‌برنده‌تون‏ ‏در سال گذشته،‏

‏بی‌صبرانه منتظرم ببینم امسال چی ساختید‏

‏- خب، جبدایا،‏

‏فکر کردم این بار مسیر متفاوتی برم...‏

‏یه آشپزخونهٔ نقلیِ اسکاندیناویایی،‏ ‏کاملاً ساده و اصیل‏

‏- خب، چهارپایه‌ها یه‌کم لق می‌زنن‏

‏در یخچال هم کامل بسته نمی‌شه‏

‏و این چاقو...‏

‏هوم‏

‏این...‏

‏اسباب‌بازیه؟‏

‏- وقتم تموم شده بود‏

‏و شاید قرضش گرفته باشم‏

‏از ملک سرمایه‌گذاری رؤیایی باربیِ پسرم‏

‏یهودا!‏

‏- بی‌خیال، جِبی دی‏

‏فقط یه اشتباه کوچیک بود‏

‏- توی جامعهٔ کوچیک ما،‏

‏اشتباه‌های کوچیک، خیلی بزرگن‏

‏شما...‏

‏رد صلاحیت شدید‏

‏- چه‌طور جرئت می‌کنی؟‏

‏آآآه!‏

‏بعد از هرچی که برای‏

‏مینیاتوریست‌های آماتورِ بالغ انجام دادم،‏

‏این مثل فروکردن یه چاقوی هم‌مقیاسه‏

‏توی پشت تمام‌اندازه‌م‏

‏کاش می‌تونستم محبتت رو جبران کنم‏

‏- عجیبه‏ ‏همین دیروز اینجا بودم‏

‏- این رو روی جسدش پیدا کردن‏

‏- برای چی به‌اندازهٔ کافی تیزه؟‏

‏مثل کشمیر توی خشک‌کن،‏

‏وقتشه ذهن جنایی‌م آب بره‏

‏اما کی می‌تونسته این کار رو بکنه؟‏

‏موی قهوه‌ای‏ ‏برای موی سر زیادی زبره‏

‏برای موی شرمگاهی زیادی صافه‏

‏بیشتر شبیه سبیله‏

‏ این مثل فروکردن یه چاقوی هم‌مقیاسه ‏ ‏ توی پشت تمام‌اندازه‌م ‏

‏ کاش می‌تونستم محبتت رو جبران کنم ‏

‏یعنی قاتل...‏

‏خودمم؟‏

‏- متأسفم، فلوت‏

‏فرار کن!‏

‏- هی!‏ ‏- اوه!‏

‏باید یه لباس مبدل پیدا کنم‏

‏اَه‏

‏- یه فراری داریم‏

‏می‌خوام همهٔ انبارها، مزرعه‌ها،‏

‏مرغدونی‌ها، مستراح‌ها، فاحشه‌خونه‌ها،‏

‏«فول هاوس»، «فولر هاوس»،‏

‏خانهٔ پنکیک و «تسخیرشدگی خانهٔ هیل» رو بگردید‏

‏خانه‌های تک‌خانواری تموم شد‏

‏حالا بریم سراغ آپارتمان‌ها:‏

‏«آپارتمان»،‏

‏«آپارتمان ۲۳»، جایی که نباید به اون عوضی اعتماد کرد‏

‏- فکر کنم کافیه، قربان‏

‏- سامرز، با من میای‏

‏- بریم بی‌گناهی فلوت رو ثابت کنیم، قربان‏

‏- نه، فلوت مظنون به قتله‏

‏باید کارمون رو بکنیم و پیداش کنیم‏

‏- ولی فلوت هیچ‌وقت کسی رو نمی‌کشه‏

‏من خوب می‌دونم‏ ‏اون بهترین دوستمه‏

‏این دستبند دوستی هم همین رو می‌گه‏

‏- اون یکی چی می‌گه؟‏

‏- اون رو برای فلوت ساختم‏

‏ولی گفت هیچ معنایی نداره‏

‏و اگه دوباره بخوام بهش بدم، منو می‌کشه‏

‏- تنها کسی که بهت باور داره، منم‏ ‏خودِ من‏

‏ما باید چی کار کنیم؟‏

‏خط‌های پهن دفتر‏

‏ردِ پاک‌کن عطری‏

‏نوشته شده با...‏

‏خودکار ژله‌ای جِلی‌جوی با گریپ ژله‌ای‏

‏از اون‌هایی که توی راهنمایی پیدا می‌شه؟‏

‏پنتوس‏

‏- می‌شه نگاه نکنی؟‏ ‏جلوی بقیه ادرارم نمی‌گیره‏

‏- من برعکسم‏ ‏خیلی زود «ادرارپذیر» می‌شم‏

‏فقط کافیه بهش فکر کنم... برو کنار!‏

‏خیلی هم زود تحت‌تأثیر «مدفوع» قرار می‌گیرم،‏ ‏پس لطفاً برو کنار!‏

‏آه...‏

‏- «با ما ناهار می‌خوری؟‏

‏قبرستون حیوانات کلاس‏ ‏زفیر»‏

‏- اوفوری‌آره!‏ ‏- نمی‌دونم‏

‏هنوز درگیر اینم که بابام قاتله‏

‏- بابات رو فراموش کن‏ ‏رفته‏

‏کی می‌دونه دفعهٔ بعد کِی می‌بینیش؟‏

‏- چرا برام پاپوش دوختی؟‏

‏- شرم‌آوره که بگم‏

‏برای اون‌قدر آدم پاپوش دوختم‏ ‏که قیافه‌ات رو یادم نمیاد‏

‏- منم، فلوت‏

‏و این رو توی صحنهٔ جرم پیدا کردم‏

‏- کار من نبوده، ماروین‏

‏دیشب تمرین گروه نمایش موزیکال بودم‏

‏تک‌خوان شدم؟ نه‏ ‏مرسی که پرسیدی‏

‏دیگه هم توی گروه نمایش موزیکال نیستم‏

‏ولی برات پاپوش دوختن‏

‏و هرکی این کار رو کرده،‏ ‏یادش رفته جوابش رو دوباره چک کنه‏

‏- این فقط یه شوخی بامزهٔ «۶۹» نیست‏

‏که من نمی‌فهممش‏

‏یه رمز مخفیه‏

‏و شاید کلید زندان نرفتنم باشه‏

‏ولی هنوز هم بامزه‌ست‏

‏۶۹‏

‏- و نمی‌ذارم کس دیگه‌ای زندگیِ‏

‏دشمن قسم‌خورده و شاگرد عزیزم رو خراب کنه‏

‏اصلاً گربه بدون موش چه معنایی داره؟‏

‏سریالی به اسم «تام» می‌بینی؟‏

‏نه، من جری‌م رو لازم دارم‏

‏تا وقتی اسمت رو پاک کنی،‏ ‏می‌تونی پیش من بمونی‏

‏- پس انگار باید مخفیانه وارد‏

‏بی‌رحم‌ترین و بی‌قانون‌ترین دنیایی بشم‏

‏که بشر می‌شناسه...‏

‏مدرسهٔ راهنمایی‏

‏- نگاه کنید، رون چاق‌ویزلیه‏

‏- رمز رو بشکن، پرونده رو حل کن، اسمم رو پاک کن‏

‏۳-۵-۰-۱-۶-۹‏ ‏ها‏

‏اوه اوه‏

‏همین الان نه‏

‏این چیزی برات معنی داره؟‏

‏خب، نمی‌دونم چطور این رو باطل کنم،‏

‏پس بندازش گردن تورم، بچه‌جون‏

‏باید کسی باشه که توی جمع گم بشه‏

‏یه نفر با قیافه‌ای ترسناک‏

‏یه نفر مثل...‏

‏اون عجیب‌غریب‏

‏- مطمئنی باید با شکم خالی‏ ‏دنبال فلوت بگردیم؟‏

‏شکم خالی؟‏

‏می‌تونیم یه سر بریم چیزکیک فکتوری‏

‏- فقط چون فلوت دوستته،‏

‏مجبور نیستی باور کنی بی‌گناهه‏

‏- آره، حرف حسابه‏

‏بذار رادیو رو روشن کنم‏

‏- لعنتی‏ ‏این روزها موسیقی خیلی خوب شده‏

‏ولی الان نمی‌تونیم رادیو گوش بدیم‏

‏باید فلوت رو پیدا کنیم‏

‏- یادت باشه، آدم عجیب دوست دارن،‏ ‏ولی زیادی عجیب نباش،‏

‏چون اون‌وقت دیگه فقط عجیبی‏

‏- اوه، سلام استن‏ ‏اومدی‏

‏به باشگاه تروما خوش اومدی؛‏

‏گروهی از نوجوان‌های معمولی آمریکایی‏

‏با گذشته‌هایی فوق‌العاده نمایشی و وحشتناک‏

‏اون کایلره‏

‏فقط دوازده سالشه،‏ ‏ولی همین حالا روی صورتش خال‌کوبی داره‏

‏و شدیداً مشکل کنترل خشم داره‏

‏استیتنی ستارهٔ سابق مسابقات زیباییه‏ ‏که اون‌قدر بهش فشار آوردن‏

‏که حالا نمی‌تونه جلوی گریه‌جیغ‌هاش رو بگیره‏

‏- خوشحالم!‏

Grimsburg subtitles in other languages

More Farsi/persian subtitles for Grimsburg

Comentarios

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left