Las primeras 200 líneas.
حرفهایترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی «فیلامینگو» تقدیم میکند
- مهمونی تمومه، قاتل اسکینیاتا
نه خون و نه آبنباتی
امروز ریخته نمیشه
- قاشق رو بنداز، مری چاپینز
تو به جرم سوپرکالیفراجیلیستیکاکسپیالیدوک، بازداشتی
کازپلیکُش، پنجهات رو...
وای، ببخشید هفتهٔ سختی بود
میدونی چیه؟ خودت رو بازداشت کن
وایسا، این همونجاست؟
شاید بهتره خود این انبار رو بازداشت کنیم
اَه، بیخیال جدی میگی؟
کوبی
بارکلی
- استنِ مرد، برنامهات چیه؟
بری لب برکه اردکها رو اذیت کنی؟
هان؟ بری کتابخونه پورن اینترنتی ببینی؟
آخر شب هم یه آتیشسوزی سبک راه بندازی؟
- ببین کی اینجاست، استن
همونی که شنل میپوشه، در تلاشی کاملاً تابلو
تا از خونهٔ ازهمپاشیدهاش پرواز کنه و بره
- هی، دست از سرش بردار
- اسمش زفیره
داغونترین و درعینحال جذابترین بچهٔ کلاس هشتم
- هی، تایگ، لبهات خیلی ترک خورده
از بوسههای دهنی باباته
یا شیر خوردن از مامانت؟
- یه ساله به شیر مادر لب نزدم
و خودت هم خوب میدونی!
بیاید بریم، بچهها
- واو
این تویی که سوار یه مار اهریمنی شدی
که داره گریمزبرگ رو میخوره؟
- آره، فقط یه نقاشیه
نه تصویر پیشگویانهای که هی میبینمش
- خیلی متفاوتی، نه؟
- من؟ نه بابا
فقط بهاندازهٔ معمول متفاوتام
حیف شد
- واو، این یکی واقعاً...
یه نوجوون دوازدهسالهٔ داغ و اخموئه که ۲۵ ساله میزنه
اَه
از این طعم متنفرم
- خوبی؟
یهکم خسته به نظر میای
- اوف، فقط باید خودم رو به آخر هفته برسونم
ببین، امروز هم که روز کوهانه
- اگه منظورت کوهان دوم شتره،
آره، چون امروز پنجشنبهست
مارشا گی هاردن!
مسابقهٔ مینیاتور گریمزبرگ
وقت زیادی نمونده تا یه اتاقِ خیلی کوچیک بسازم
- آقای فلوت
بعد از رختکن کاتیجکورِ جایزهبرندهتون در سال گذشته،
بیصبرانه منتظرم ببینم امسال چی ساختید
- خب، جبدایا،
فکر کردم این بار مسیر متفاوتی برم...
یه آشپزخونهٔ نقلیِ اسکاندیناویایی، کاملاً ساده و اصیل
- خب، چهارپایهها یهکم لق میزنن
در یخچال هم کامل بسته نمیشه
و این چاقو...
هوم
این...
اسباببازیه؟
- وقتم تموم شده بود
و شاید قرضش گرفته باشم
از ملک سرمایهگذاری رؤیایی باربیِ پسرم
یهودا!
- بیخیال، جِبی دی
فقط یه اشتباه کوچیک بود
- توی جامعهٔ کوچیک ما،
اشتباههای کوچیک، خیلی بزرگن
شما...
رد صلاحیت شدید
- چهطور جرئت میکنی؟
آآآه!
بعد از هرچی که برای
مینیاتوریستهای آماتورِ بالغ انجام دادم،
این مثل فروکردن یه چاقوی هممقیاسه
توی پشت تماماندازهم
کاش میتونستم محبتت رو جبران کنم
- عجیبه همین دیروز اینجا بودم
- این رو روی جسدش پیدا کردن
- برای چی بهاندازهٔ کافی تیزه؟
مثل کشمیر توی خشککن،
وقتشه ذهن جناییم آب بره
اما کی میتونسته این کار رو بکنه؟
موی قهوهای برای موی سر زیادی زبره
برای موی شرمگاهی زیادی صافه
بیشتر شبیه سبیله
این مثل فروکردن یه چاقوی هممقیاسه توی پشت تماماندازهم
کاش میتونستم محبتت رو جبران کنم
یعنی قاتل...
خودمم؟
- متأسفم، فلوت
فرار کن!
- هی! - اوه!
باید یه لباس مبدل پیدا کنم
اَه
- یه فراری داریم
میخوام همهٔ انبارها، مزرعهها،
مرغدونیها، مستراحها، فاحشهخونهها،
«فول هاوس»، «فولر هاوس»،
خانهٔ پنکیک و «تسخیرشدگی خانهٔ هیل» رو بگردید
خانههای تکخانواری تموم شد
حالا بریم سراغ آپارتمانها:
«آپارتمان»،
«آپارتمان ۲۳»، جایی که نباید به اون عوضی اعتماد کرد
- فکر کنم کافیه، قربان
- سامرز، با من میای
- بریم بیگناهی فلوت رو ثابت کنیم، قربان
- نه، فلوت مظنون به قتله
باید کارمون رو بکنیم و پیداش کنیم
- ولی فلوت هیچوقت کسی رو نمیکشه
من خوب میدونم اون بهترین دوستمه
این دستبند دوستی هم همین رو میگه
- اون یکی چی میگه؟
- اون رو برای فلوت ساختم
ولی گفت هیچ معنایی نداره
و اگه دوباره بخوام بهش بدم، منو میکشه
- تنها کسی که بهت باور داره، منم خودِ من
ما باید چی کار کنیم؟
خطهای پهن دفتر
ردِ پاککن عطری
نوشته شده با...
خودکار ژلهای جِلیجوی با گریپ ژلهای
از اونهایی که توی راهنمایی پیدا میشه؟
پنتوس
- میشه نگاه نکنی؟ جلوی بقیه ادرارم نمیگیره
- من برعکسم خیلی زود «ادرارپذیر» میشم
فقط کافیه بهش فکر کنم... برو کنار!
خیلی هم زود تحتتأثیر «مدفوع» قرار میگیرم، پس لطفاً برو کنار!
آه...
- «با ما ناهار میخوری؟
قبرستون حیوانات کلاس زفیر»
- اوفوریآره! - نمیدونم
هنوز درگیر اینم که بابام قاتله
- بابات رو فراموش کن رفته
کی میدونه دفعهٔ بعد کِی میبینیش؟
- چرا برام پاپوش دوختی؟
- شرمآوره که بگم
برای اونقدر آدم پاپوش دوختم که قیافهات رو یادم نمیاد
- منم، فلوت
و این رو توی صحنهٔ جرم پیدا کردم
- کار من نبوده، ماروین
دیشب تمرین گروه نمایش موزیکال بودم
تکخوان شدم؟ نه مرسی که پرسیدی
دیگه هم توی گروه نمایش موزیکال نیستم
ولی برات پاپوش دوختن
و هرکی این کار رو کرده، یادش رفته جوابش رو دوباره چک کنه
- این فقط یه شوخی بامزهٔ «۶۹» نیست
که من نمیفهممش
یه رمز مخفیه
و شاید کلید زندان نرفتنم باشه
ولی هنوز هم بامزهست
۶۹
- و نمیذارم کس دیگهای زندگیِ
دشمن قسمخورده و شاگرد عزیزم رو خراب کنه
اصلاً گربه بدون موش چه معنایی داره؟
سریالی به اسم «تام» میبینی؟
نه، من جریم رو لازم دارم
تا وقتی اسمت رو پاک کنی، میتونی پیش من بمونی
- پس انگار باید مخفیانه وارد
بیرحمترین و بیقانونترین دنیایی بشم
که بشر میشناسه...
مدرسهٔ راهنمایی
- نگاه کنید، رون چاقویزلیه
- رمز رو بشکن، پرونده رو حل کن، اسمم رو پاک کن
۳-۵-۰-۱-۶-۹ ها
اوه اوه
همین الان نه
این چیزی برات معنی داره؟
خب، نمیدونم چطور این رو باطل کنم،
پس بندازش گردن تورم، بچهجون
باید کسی باشه که توی جمع گم بشه
یه نفر با قیافهای ترسناک
یه نفر مثل...
اون عجیبغریب
- مطمئنی باید با شکم خالی دنبال فلوت بگردیم؟
شکم خالی؟
میتونیم یه سر بریم چیزکیک فکتوری
- فقط چون فلوت دوستته،
مجبور نیستی باور کنی بیگناهه
- آره، حرف حسابه
بذار رادیو رو روشن کنم
- لعنتی این روزها موسیقی خیلی خوب شده
ولی الان نمیتونیم رادیو گوش بدیم
باید فلوت رو پیدا کنیم
- یادت باشه، آدم عجیب دوست دارن، ولی زیادی عجیب نباش،
چون اونوقت دیگه فقط عجیبی
- اوه، سلام استن اومدی
به باشگاه تروما خوش اومدی؛
گروهی از نوجوانهای معمولی آمریکایی
با گذشتههایی فوقالعاده نمایشی و وحشتناک
اون کایلره
فقط دوازده سالشه، ولی همین حالا روی صورتش خالکوبی داره
و شدیداً مشکل کنترل خشم داره
استیتنی ستارهٔ سابق مسابقات زیباییه که اونقدر بهش فشار آوردن
که حالا نمیتونه جلوی گریهجیغهاش رو بگیره
- خوشحالم!
No comments yet. Be the first to leave one.