Bones

Bones

Descargar subtítulo en Farsi Persian

Temporada 3

Información de lanzamiento

bones S03E07 farsi
Comentario por alone.alone90
گروه ترجمه ی ایران فیلم-ســـــارا و مهرزاد

Etiquetas

other
Publicado el: 2012-11-20
Descargas: 53
Para personas con discapacidad auditiva: Yes

Vista previa de los subtítulos en Farsi Persian

Las primeras 200 líneas.

تشخيص درست با بيننده است

کپسول زمان ما در سال 1987 دفن شد

سالي که صنايع دوو براي اولين بار به بيش از 2000 رسيد

سالي که ريگان از گورباچف خواست ديوار برلين رو خراب کنه

آه، تو بدجوري عاشق تويا جکسون شده بودي

آره شده بودم استينون تو نمي توني شکايت کني

تو با سردسته ي تشويق کننده ها ازدواج کردي آره خوش شانس بودم

و حالا ما يه پسر فوق العاده داريم که همينجا تو فوت هيل سال آخرِ

الکس ، تعظيم کن

به هر حال ، ما امروز اينجاييم تا کپسول زماني و باز کنيم

که 20 سال پيش دفن کرديم

تا بتونيم ببينيم که کي بوديم و چطوري امروز به اينجايي که الان هستيم رسيديم

پيداش کردم

بيست سال

يادت مي آد چي اون تو گذاشتي ؟

احتمالاً يه فر شش ماهه و ساق شلواري صورتي

اينم از اين

اُه ! اُه، خداي من ! اين حال بهم زنه !

اُه ، اين چه کوفتيه بيل، فکر کردم گفتي اين ضد آبه

بايد مي بود ، بعدم اسمم گيله نه بيل !

بزار ببينيم اين تو چي داريم

آآق !

واو، حالا به اين ميگن يه جاي باحال !

اين اونجايي که من راجع بهش حرف مي زنم ، درسته ؟

منظورم اينه که شبيه مال ما نيست، اما، هي ...

اما اين باعث نشد که سال آخر با ارزش ترين بازيکن تيمم نشم

جايزه رو گرفتم ! گل طلايي...

در بعضي قبيله ها در شبه قاره آفريقا ...

سوراخ کردن جاهاي مختلف بدن مثه يادآور لحظات عمل مي کنه ، مثه نشان

قدرت و چالاکي که از اون زمان از بين رفته... منظورت چيه ، از بين رفته ؟

ووا، وقت استراحت ! مي شه فقط روي پرونده تمرکز کنيم ؟

اينجا چي داريم ؟ ما برا باز کردن کپسول جمع شده بوديم

ما، هيچ ايده اي نداشتيم، ام ، که اون چيز اون تو بود

ووا، اون چندش آوره

من فقط انتظار داشتم 10000 البوم "مانياک" هام و ببينم

که اون تو نبود شما کي هستي ؟

من گيل بيتس هستم، درش و خودم قفل کردم

از مهر پروپلين و پيچ و مهره صنعتي براي قفل کردنش استفاده کردم

مذکر، سفيد پوست ، بزرگسال

اواخر نوجواني، ابتداي 20 سالگي

نظرت چيه همهي اينا رو جمع کنيم و منتقل کنيم به جفرسونيان ؟

اوه، متأسفم ايده ي خوبي نيست

آب صحت ساختار کپسول رو به هم زده

بنابراين ... اينجا رو ببين بونز،

يه خرخون ديگه برا تيم دانشمنداتون دريل

دريل، ووا، يه دقيقه صبر کن مي خواي همينجا دريلش کني ؟

پس همشو جمع کنيم ببريم جفرسونيان چي مي شه ؟ لگن

کتاب سال 1987 دبيرستان فوت هيل

ضبط صوت چطوره ؟ آره !

مکعب روبيک !

اين چطور ؟ سي دي ، بدون نياز به سوزن

در عرض بيست سال، بشر قادره صدها عدد از اونو روي يه ميکرو چيپ جا بده

قرباني چندين شکستگي قبل از مرگ روي استخوان جناغش داشته

همينطور چندين شکستگي روي قسمتهاي جانبي دنده هاش

همشون ترميم شدن ؟ همشون تو زمان هاي مختلف ترميم شدن

من يه دستکش مايکل جکسون داشتم

قبلاً هيچ وقت ازش حرفي نزده بودم من چِوي چيس و دوست داشتم(کمدين معروف دهه شصت آمريکايي)

ما همه مسئوليت هايي داريم که تنهايي بايد باهاشون کنا بيايم

شکستگي روي ترقوه تازست

خوب، بيست سال پيش بوده

مولِت آلرت(يه شخصيت معروف آمريکايي) اوووه، يه دونه کريهش هم هست

بوث يه ليست از تمام دانش آموزاني که در مراسم باز کردن کپسول شرکت نداشتن تهيه کرده

و داره اسم همه اونايي که سابقه دارن و سال 1987 تو اون مدرسه بودن و در مياره

اوه خداي من، خاطراتِ قالباي اورتودنسي و شلواري کشي داره يادم مي آد

و يه دم اسبي از کنارِ خيلي خيلي بد مطمئناً سنت از اين چيزا گذشته

من عادت داشتم دوک مارتن(نوعي چکمه)بپوشم که وزنش از خودم بيشتر بود

ظاهراً بوث اوضاعش خوب بوده، بازيکنِ فوتبال بوده درسته

يکي از اون آدما بوده

خوب، اين يارو قطعاً با رقاصه ها نمي پريده ...

اما شرط مي بندم يه سري نامه عاشقانه تو لفاف توپش مخفي کرده

فکر ميکنم توي ويدئو ديدمش راجر ديلان

کلاس 1987 ايناهاش

ستاره دنباله دار 76 سال ديگه هنوز هست ما هم هستيم، نگران نباش

راجر ديلان چطوري ...

از اونجا...

رسيده اينجا ...

فصل سوم قسمت هفتم پسري در کپسول زمان 76.5

من يه نمونه از اين لجن گرفتم مواد آلي

يا مي توني راجر صداش کني اوه، بيخيال

وقتي ميتوني کسي و با ملاقه برداري ، يه ذره کمتر از آدم حساب مي شه اينجوري فکر نمي کني ؟

خيله خوب، من يه نمونه از راجر گرفتم و با طيف سنج آزمايشش کردم

اصلاً باورتون نمي شه چي پيدا کردم آثاري از فسفات آلي

گازِ عصب ؟ خيلي خوبه، من بقيه مواد شيميايي و تجزيه ميکنم

قرباني يه شکستگي هم روي مچش داشته

نشانه هايي از جدايي مفاصل زائده ي استخواني کتف درجه دو ديده مي شه

اما قطعاً کشنده نبوده من قبلاً اينو ديده بودم

يکي بازوي قرباني و به زور پشتش شکسته

که چي ، واسه پول ناهارش کشتنش ؟

دانش آموزاي خشن، انگ حياط مدرِسَن

از رو تجربه ميگم

هر چند، شکستگي ها ي روي دنده ممکنه ماله قبل دبيرستان باشه

خوب، ممکنه تو خونه يه مشکلاتي داشته

من متوجه نمي شم آقاي ديلان، چرا شما هيچ وقت گزارش گم شدن پسرتون و نداديد

مادرش به من گفت که راجر فرار کرده

شما هيچ وقت از اينکه پسرتون باهاتون تماس نگرفته نگران نشديد ؟

اون با من زندگي نمي کرد، نمي خواست بکنه به خاطر تنبيه بدني ؟

بله، من اون دوران دائم الخمر بودم

و مي فهميدم که چرا از من دست کشيده

اما بهش اهميت مي دادم ، من مريض بودم

آخرين باري که راجر و ديدين کي بود ؟

شب فارغ التحصيليش از دبيرستان

اون اومد اينجا و از من درخواست پول کرد، يه مبلغ خيلي زياد

شما از خونه پرتش کرديد بيرون در حاليکه بازوش و پشت کمرش پيچونديد

قسم مي خورم اون بلند شد و رفت

حالا، اين موضوع مال 20 سال پيشِ ، شما برا چي دارين پيگيري ميکنين ؟

راجر مرده، آقاي ديلان

بقاياش ديروز پيدا شد

اوه، خدا، خدا اونو تو دبيرستان پيدا کرديم

اون براي 20 سال تو کپسول زمان بوده

نمي دونيد پول و براي چي مي خواست ؟

نمي گفت برا چي فکر کنم براي اين بود که بتونه فرار کنه

شما بايد با گيل صحبت کنين اون دوست صميمي راجر بود

گيل بِيتس بله

اون آدمِ فنيِ شهرِ بله، اونا همه کاري و با هم انجام مي دادن

ما در تماس خواهيم بود

من الان متفاوتم

من پاکم

من هيچ وقت ، هيچ وقت نمي خواستم بهش آسيبي بزنم

من راجرو دوست داشتم

درسته

اون بچه اساساً تو همه ي اينا ذوب شده

بايد بتونم رد مواد شيميايي بيشتري و

با استفاده از آثاري که توي اون کپسول گذاشتن پيدا کنم تا بتونم اون فسفات آلي که توش پيدا کردم و شناسايي کنم

بتا، آتيش مقدس الم تو ليست هست

کتاب سال 1987 دبيرستان فوت هيل هست

آبش و بگيرين و اسکن کنين تابستان خوبي داشته باشي و هيچ وقت تغيير نکن

اون روزا رو يادت مي آد ؟ من يادم مي آد که همش آخر هفته ها تنبيه مي شدم

يه عالمه قانون بود که بايد زيرا مي زاشتم، زمان خيلي کمي هم داشتم تو خيال پردازي خر خون بودي

من فقط تو کارِ باربي بودم اون اولين درس تشريح من بود

من سالها گيج و سر در گم بودم در مورد کن ؟ من براش متأسفم

ديسک فلاپي اندازه ي بشقاب غذا خوري

بينگو عزيزم، فلاپي تو ليست نيست

واو، تو چي هستي ؟ برگه هاي امتحان ؟ کدهاي ناهار ؟

بايد ديتا رو از توش خارج کنيم

فکر مي کني مي توني ؟ مي تونم امتحان کنم

اسکيت هاکي

و به نظر مي رسه روش امضا داره

اسکيت و ببين متعلق به يه ورزشکاري بوده به اسم : جان آدامسون

يه قوطي نيو کولا قطعاً يه نقشه ي مربوط به دهه 80 براي بي ثبات کردن کشور

تو ليست هست و يه ساعت مچي

ساعت تو ليست نيست

مارک ولينگهامه ، قشنگه

فلاپي ديسک و ساعت مچي

گيکِ «متخصص يا علاقه مند کامپيوتر» کوچولومون دنبال چي بوده ؟

خشکه، ساعت خوبيه

يه جورايي پس ماند روشه مي تونه به شناسايي سم کمک کنه ؟

بزار ببينم

باباي راجر به راحتي دست روش بلند مي کرده

پس چرا بايد براي از بين بردن پسرش متوسل به سم مي شده ؟

تو چه جور نو جوني بودي، بونز ؟

اون يه سري کاراي عجيب غريب انجام داده

شايد سمو تو يکي از اونا به دست آورده بيخيال

تو بايد حداقل يه داستان خوب داشته باشي، قبل از اينکه به لباس آزمايشگاه سريش بشي

من گرفتار درس خوندن بودم

و تو تمام ساعتاي درس خوندنت به يه هورمون هم برنخوردي ؟

خيله خوب، يه پسرِ بود

اندي فلاگِر

اون کاپيتان تيم اول دانشگاهيِ چوگان بود

تو کاپيتانِ...

تيم اول دانشگاهي چوگان رو بوسيدي ؟

من داشتم نکات مثبت و منفي اش و مي سنجيدم

وقتي اون بابانوئلِ مخفي من شد

فکر مي کردم تو از بابانوئل بدت مي آد آره

براي اينکه اون کادوي منو با چسب به در کمدم چسبونده بود

همه ديدنش

نوجوونا مي تونن ظالم باشن

اون چي بود ؟ مهم نيست

بيخيال، بونز قول مي دي نخندي ؟

قول مي دم ، من شريکتم

اون "اسمرف خوش فکر "بود

تو گفتي نمي خندي من نمي خندم

اسمرف خوش فکر، هاه ؟ خوب، اون از قصد اينکارو کرد

اون مي دونست من از اسمرفت خوشم مي اومد(عروسک دختره)

خيله خوب، مشخصه که اين موضوع واسه تو سرگرميه من نمي خندم

نمي خندم

چي ؟ مي دوني ، حق با انجلا بود

تو يکي از اون آدما بودي چي ؟ يکي از کدوم آدما ؟

راجر تو کپسول زمان بود ؟

من جمجمش ديدم ، اوه خداي من اوه خداي من ، من جمجمشو ديدم

اون از سال1987 تو اون کپسول بوده

مي دونين، راجر از شهر رفت اون يه يادداشت گذاشته بود

يه يادداشت ؟ شب فارغ التحصيلي، اون برا مامانش يه يادداشت گذاشته بود

گفته بود که از اينجا متنفره و داره فرار مي کنه

اون رفته خونه باباش که پول بگيره، شما دليلشو مي دوني ؟

هر چي که مي دونم هموناييه که مامانش گفت تو يادداشت بوده

گيل، مادر راجر مُرده و پدرش مي گه هرگز اونو نديده ، بنابراين

تو تنها اتصال ما به يادداش هستي

من گفتم، آه ...

مي دونين، اون ...

اون نمي تونست ديگه دور و بر باباش

يا بچه هاي تو مدرسه باشه

اونا اذيتش مي کردن

اونا عادت داشتن منم اذيت کنن

فکر مي کنم اون ديگه نيمي تونس تحمل کنه

چرا کمک نخواست ؟

اون بهترين دوست من بود

من هميشه فکر مي کردم که دوباره مي بينمش

باورم نمي شه که ديگه هيچ وقت نمي بينمش

خيله خب، من چندين الياف پارچه ي کتون راه راه

رو هر دو تاي ساعت طلا و فلاپي ديسک پيدا کردم ...

More Farsi Persian subtitles for Bones

Comentarios

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left