Bones

Bones

Descargar subtítulo en Farsi Persian

Temporada 4

Información de lanzamiento

Bones 04-01-02 Sara iranfilm
Comentario por alone.alone90
گروه ترجمه ی ایران فیلم -ترجمه و زیرنویس :ســــــــــــــــــارا

Etiquetas

other
Publicado el: 2013-02-04
Descargas: 45
Para personas con discapacidad auditiva: Yes

Vista previa de los subtítulos en Farsi Persian

Las primeras 200 líneas.

دانشگاه آکسفورد، انگليس

در خاتمه ي سخنرانيم درباره ي ترميم هاي لايه لايه ي درون شبکه اي

دوست دارم به بعضي از مسائل که مربوط به دانش انسان شناسي قانوني محض نمي شه اشاره کنم

اگه اين از نظر ميزبانمون دکتر " وکسلر" اشکالي نداره

فکر ميکنم که همه نه اما بيشتر خرخون هاي خالي از شادي

"و بله من دارم به تو اشاره مي کنم "سيريل بيبي

از يه انحراف در سيستم "هاورسيان" استقبال خواهند کرد

،"شريک من، مأمور ويژه اف.بي.آي "سيلي بوث

ديشب در "اسکاتلند يارد" سخنراني خودشو ارائه کرد

مأمور "بوث" مي شه لطفاً بايستيد

!هي، "بوث"؟

ها، من اينجام چي شده ؟

مأمور "بوث" انسان دوستِ ذاتيه که

در حالي که من منطقي ِ تجربي نگر هستم

با اين حال اين اواخر ديدم که منطق محض چقدر مي تونه مخرب باشه

دستيار خود من

با استعداد ترين مرد جواني که من در زندگيم ديدم

عاقبت همدست يه قاتل زنجيره ايه آدم خوار شد

شما رو دعوت نکردم که "به من ملحق بشيد مأمور "بوث

بنابراين ميتونين بشينين

چيزي که من از مأمور "بوث" ياد گرفتم

اينه که ما دانشمند ها بايد خودمون و رو به چيزي بيش از منطق مطلق مسلح کنيم

خاصيتي که ما رو از يک تعدد غير منطقي به منطقي تغيير بده

دقيقاً

اين يارو چند سالشه ؟

چي، "ايان"؟

يه سال از من کوچيکتره

و تقريباً به اندازه ي من با استعداده

نظرت راجب سخنراني من چي بود ؟

آره، خوب بود، مي دوني هرچي رو به پايان مي رفت بهتر مي شد

منظورت، بعد از اينکه تو حرفمو قطع کردي؟

متاسفم، ببين

قصدي نداشتم حوصلم سر رفته بود

بيشترش اين بود که من خسته شده بودم، باشه ؟

(بوبي ها" (سينه ها" ديشب من و براي آبجو خوردن بردن بيرون

"بابيز" "اسمشون "بابيزه

"من مطمئنم که "سارا" ، "پائولين" و "ژاکلين

چيزن ، مي دوني، سينه ان

! "دکتر "برنن !"دکتر "برنن

چه سخنراني فوق العاده اي بود شگفت انگيز ، رفيع، عالي

"ممنون ، دکتر "وکسلر

کي مي دونست همچين لباس بي حالتي انقدر محرک مي شه ؟

از نظر اکادميک، البته

يه لحظه مي تونم فقط با همکارم باشم لطفاً "مأمور "بوث

اين چند روز گذشته بارها و بارها بهم هشدار دادن که مراقب شما باشم

هشدار دادن ؟

خطرناک به نظر مي رسه

يه چيزي تو مايه هاي "اُه از "ايان وکسلر" بر حذر باش"

"اون يه نابغه ي جوان در حال قيامه"

چطوري مي تونين با من لاس بزنين در حاليکه زنگ تلفنتون و ناديده مي گيرين؟

خُب، من مردِ چشم انداز ها م

در ضمن معتقدم اگه کسي چيزي و به حد کافي ناديده بگيره

عموماً ، ديگه زنگ نمي خوره

و بعد بعداً در زماني که من مي خوام

بهم چيزي و که مي خواستم مي گه

"دکتر "ايان وکسلر

، اُه نرو چيزي نيست

قتل ؟ چه جور قتلي ؟

خُب، از نوع کسل کنندشه يا از نوع خشنش

نظرتو جلب کرده ؟

جدي ميگيد ؟

من گوشي و مي دم به يکي از همکارانم

فقط مي خوام مبدا اين تماس و بهشون بگي

ممنون

اسکاتلند يارد آدمکشي

خدافظ

خُب، دوست داريد همراه من بيايد؟ يه قتله

نمي تونم قول چيزي و بدم

اما ممکنه که پاي يه وارث معروف در ميون باشه

(مثه کچاپ مشتاقم (خيلي مشتاقم

خردل، مثه خردل مشتاقم

با اين حال، تلاش فوق العاده اي براي ضرب المثل گويي بود

بسيار تأثير گذار

گاوچروونت هم مي خواد بياد ؟

اُه، لطفاً اينجوري صداش نکنين

بهش برميخوره ؟

نه

خيلي خوشش مياد

عقب باستيد لطفاً

"بازپرس "کيت پريچارد

از اسکاتلند يارد ...مي خوام با

"آه، مأمور "بوث

بله سلام

من خيلي از سخنراني ديشبتون لذت بردم

اون خيلي فعاله

جلوه هاي صوتي، کمک هاي تصويري همه ي اين چيزا

هرچند ايشون خيلي طولاني گله مي کردن از اينکه ... اينجا بايد بدون اسلحه باشن

خُب، مي دونين ، بدون اسلحم من عملاً لختم

مگه نه، "بونز"؟

بازپرس "پريچارد" با دکتر "برنن" آشنا بشيد

جذاب

اون دقيقاً مثه منه

جذاب،سرسخت، شهوت ران

نارس،بينهايت خوشحال

نجيب، نانجيب

بيشعور، ترسناک، وحشت آور

بي حال و کسل کننده

"چاپلوسي به جايي نمي رسوندت ، "کيت

پس "پُرشا فرمتون" و پيدا کردي

"خُب، روشي که ما معمولاً کار مي کنيم "ايان

من جنازه ها رو از "تمز" که هستن در ميارم

و تو از توانايي هاي خارق العادت براي شناسايي شون استفاده مي کني

بونز" اونا مثه نسخه ي انگليسي من و تو هستن"

اما فکر ميکني ممکنه اون باشه ؟

خُب، اين قطعاً ماشينشه

پُرشا فرمتون" اون آمريکاييه" مثه پدرش

مي شناسينش ؟

"همه ي آمريکايي ها که همديگرو نمي شناسن ، "کيت

تعدادشون خيلي زياده

راجر فرمتون" : خطوط هوايي ، معاملات پرسود، ساخت و ساز لوکس"

"افشاگري ِکامل، "کيت

در حال حاضر دارم يکي از محل هاي ساختمان سازيش و بررسي ميکنم

فرمتون" مي خواد روي چيزي"

که ممکنه اثبات بشه گنجينه ي عصر برنزيه آسمون خراش بسازه

شايدم يه تل ِ آشغال باشه

خُب، اونا متقابلاً منحصر به فرد نيستن

دقيقاً

شماره پلاک ماشين با مال خانم "فرمتون" مطابقت داره

ظاهراً ، اين وسيله از يه جايي بالاتر

وارد رودخونه" تمز" شده بعدش اينجا رسيده

"شما چي فکر ميکنيد، دکتر "برنن

مونث ِ يا مونث نماست ؟

مونث

اواخر نوجواني، اوايل جواني

ضربه ي نفوذ کننده به استخوان اهيانه

يکي زده تو سرش

با يه شي نوک تيز

تو هم بايد اين کار و انجام بدي؟

براشون ترجمه کني؟

تو هم بايد با اين موضوع سر و کله بزني؟

قتله ؟

بله بله

اگه اين "پُرشا فرمتون" باشه

پدرش بي شک درخواست دخالت اف.بي.آي و مي کنه

چرا ؟

اونا آمريکايين

خُب، شما هيچ اختيار قانوني نخواهيد داشت ، متوجهيد ؟

خُب، نه بيش از اون چه که من از روي ادب مي تونم در اختيارتون بزارم

"خُب کل اين ماجراي "بدون حق قانوني

خيلي تو اف.بي.آي جواب نمي ده

فقط بهش بگين مي تونه اسلحه داشته باشه

اما نمي تونه

خُب، اون جوري که تو آمريکا ميگن

"خداحافظ عزيزم"

مأمور "بوث" من، نهايت تلاشم و مي کنم که براتون اسلحه بگيرم

دراون صورت

معذرت مي خوام

من و "بونز" بهترين تيم حل جرائم تو آمريکا هستيم

خُب، ما الان تو انگليسيم

بياين همگي با هم همکاري کنيم ، اجازه هست ؟

يه واحد کوچولوي ِشادِ فرامليِ بازپرسي

"خُب، ما بايد اين بقايا رو بفرستيم به "جفرسونيان

و همينطور بخش هايي از ماشين که ممکنه توش شواهدي باشه

احساست در اون باره چيه دکتر "وکسلر" ؟

اُه، من مشتاقم خودم و کاملاً تسليم دکتر"برنن" بکنم

شنيدين که چي گفت ...بفرستيد "جفرسونيان" همش و

با پست هوايي بفرستيد

استخوان ها فصل چهارم قسمت يک و دو آمريکايي ها در انگليس

گروه ترجمه ي ايران فيلم تقديم مي کند ترجمه و زيرنويس : ســـــــــــــــــــــارا

برنن" تمام اين شواهد و از انگليس فرستاده ؟"

نه فقط شواهد و بلکه خود بقاياي انساني و

انگليسا از سوابق دندوني استفاده کردن

شوخي نکنين لطفاً براي شناسايي دختر

يه هموطن سابق ثروتمند ميلياردر آمريکايي نوعي

اون فکر ميکنه ما بهتر مي تونيم اين کار و انجام بديم

چون که ما بهتر مي تونيم انجامش بديم

"ايکس ري ها براي تو ، "کلارک

ممنون

من جسد و برمي دارم

ببينم هيچ بافت نرمي که ارزش استفاده داشته باشه پيدا ميکنم يا نه

و اين عکس ها از محل وقوع جرم مال منن

اينو ببين

لجن انگليسي

خيلي از لجن آمريکايي باحال تره

يه جور کاغذ، من نگاه مي کنم ببينم چيزي روشه يا نه

باشه، مثه هميشه

من گزارش دائم پيشرفت لازم دارم

"آنجلا"

اُه خداي..اُه خداي من

..."گريسون"

"آنجلا"

اين آخرين حبه قنديه که تا آخر عمرت از من خواهي داشت

من طلاقم و مي خوام

پُرشا فرمتون" تنها دختر "راجر فرمتون" ، 47 ساله"

"سبقاً اهل "رينگ وود ،نيوجرسي" و "سارا فرمتون

"متولد "بوروگز"، متوفي در 1994 "چلتنهام، انگليس

خدا، باورت نمي شه که هتلم چي بهم داد

مثه يه لجن قهوه اي بود با يه جور گوشت

فکر ميکنم سوسيس بود اما اندازه ي انگشتم بود

من کل رستوران و خوردم

تو، هتلت دوک نمي دونم چي چيه ، درسته ؟

من تو متل "نگهبان برج لندن" ام

تو "نگهبان برج لندن" غذا خوردي ؟

خيلي شجاعانست

آره، شجاعانه ، درسته

اين ضعيف ترين قهوه ايه که تا حالا خوردم

بوث" اون چاييه"

دو هفته ي پيش خانم "فرمتون" آخرين بار صبح بعد از مهموني تولدش

ديده شده که از منزل خارج شده

عجب تصادفيه که دکتر "وکسلر" براي پدر قرباني کار ميکنه

More Farsi Persian subtitles for Bones

Comentarios

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left