Las primeras 200 líneas.
"...لبهایت هنوز گرماند."
نگهبان اول: "پسر، راه رو نشون بده، از کدوم طرف؟"
ژولیت: "آهان، سر و صدا؟ پس باید عجله کنم."
"ای خنجر خوشقدم!"
"این نیامِ توست."
"همونجا زنگ بزن."
"و بذار... بمیرم."
آمادهست؟
نمیدونم، اون تو داره کتاب میخونه
خب، باید بریم به اردوگاه
میدانم. من میرم بیارمش
بیا دیگه، کرین
باید بریم
هنوز حتی لباس هم نپوشیدی
چرا، پوشیدم
پالتوت کو؟
کلاهت؟ دستکشهات؟
بیخیال مامان
آخه تو این همه ریختوپاش چطوری چیزی پیدا میکنی؟
چون دقیقاً میدونم هر چی کجاست
اینجا که بازار مسگراست
این بالا که اینطور نیست
کوله پشتی بابات رو برمیداری؟
از "رومئو و ژولیت" خوشت میاد؟
خیلی لوسه
لوس؟! من عاشق "رومئو و ژولیت"م
نمیفهمم چرا
دختره درست یه روز بعد از اینکه پسره رو میبینه باهاش ازدواج میکنه
خب، فقط ۱۳ سالش بود
میدونم، مگه نه؟
کل زندگیش پیش روش بود
که همهش رو به خاطر عشق ریخت دور
این همه عجله برای چی؟
کی عجله داره؟
کرین داره "رومئو و ژولیت" میخونه
خب، عالیه
دخترا عاشق این نمایشنامهان
من نیستم. کرین هم نیست
خب، چرا؟
منظورم اینه که، خیلی رمانتیکه
تو حاضری زندگیت رو به خاطر عشق فدا کنی؟
سه سوت
ایش
پیتر
بیا بریم
اصلاً منطقی نیست
کل زندگیش پیش روش بود
و همهش رو به خاطر عشق ریخت دور؟
این کجاش رمانتیکه؟
سلام
چطوری؟
سلام
سلام به همگی
شما هم همینطور
اوه، واو
خیلی خوشگله
عالیه
هی، اولین شبِ قرارِ بدونِ اون
شرط میبندم گوشیت رو چک میکنی
هر پنج دقیقه یه بار
استفانی
بیا اینجا
اوه، سلام. سلام. عه
ببخشید
معذرت میخوام
جدی میگی؟
کرین! سلام
مرسی که نجاتم دادی
خواهش میکنم
آخر هفته پیش تو سوپرمارکت گیرم انداختن
نزدیک بود بستنیم آب بشه
کلی عکس از بچهشون دارن
خب، حق دارن. بچه خیلی نازیه
بچه تو و آستین هم همینطور میشه
وقتی وقتش برسه
اگه وقتش برسه
تمومش کن. وقتش میرسه
دو تا شراب سفید، لطفاً؟
برایس اینجاست؟
نه، رفته شمال
تا شکرگزاری رو پیش برادرش، گریدی، باشه
مگه همین تعطیلات "روز کارگر" اونجا نبود؟
آره
از تو نخواست باهاش بری؟
نه
این اذیتت نمیکنه؟
اینکه هیچوقت خانوادهش رو ندیدی؟
نه به اندازهای که انگار تو رو اذیت میکنه
چون همیشه بحثش رو پیش میکشی
نتونستم از اون طرف اتاق متوجهت نشم
خیلی زیبایی
مواظب باش رفیق، ایشون متاهله
هر روز بابت این موضوع خدا رو شکر میکنم
فهمیدم
به چی نگاه میکنی، گرگ؟
سرزمین رویاها به سبکِ گرگ
نگاه کن
این بهترینه
کلکسیون شخصی صفحه گرامافون
در کل منطقه سه-ایالتی
اینو ببین، محشر نیست؟
گرگ میخواد اینو برای فروشگاهش بخره
ولی ظاهراً خبری نیست
تمام فروشگاههای صفحههای قدیمی دنیا
دنبال صاحبش بودن
بهش ایمیل زدم
بیشتر از ده بار براش نامه نوشتم
خب، شاید نظرش عوض بشه
چرا خودمون نفهمیم؟
هوم؟
فالگیر؟ جدی میگی؟
بیا دیگه، برای خیریهست
من حساب میکنم
نمیخوام از آینده باخبر بشم
مادام رو
یه مشتری برات آوردم
خوبه
آره، بیا بریم رفیق
میشه ۱۰ دلار
باشه
بفرمایید
آه، ممنون
حالا... دستات رو بده به من
این ۱۰ دلار میارزه
یه جوریه
تو
به یه قایق بزرگتر احتیاج داری
چی؟
این یه دیالوگ از فیلم "آروارهها"ست
منظورش چیه؟
یه استعارهست
ممنون از خریدتون
همین؟
از ۱۰ دلار چه انتظاری داری؟
فال گرفتن؟
و تو
باید از اون نوشیدنی لذت ببری
تا وقتی که میتونی
ببخشید؟
میدونم که
تو لیست موردعلاقههای
همه نیست
ولی "رو" اسم قشنگی برای پسره
یا دختر
به این
میگن
"اشانتیون"
خب دیگه، بهتره برگردیم به مهمونی
و تو، دختر خوشگل؟
دوست داری از آیندهت باخبر بشی؟
من خوبم
نه
نه، بیا ببینیم چی میخواد بگه
مهمونِ من
باشه
بیا اینجا
دستات رو بده به من
تا بهار یه حلقه دستت میکنی
وگرنه تا آخر عمر ازدواج نمیکنی
واو
سلام
سلام! ببخشید؟
ببخشید
سلام
سلام به همگی
سلام
صبر کن، صبر کن، صبر کن
سلام
دنبال دفتر آقای هالسی میگردم؟
میتونم کمکتون کنم؟
سلام! بله
دنبال آقای هالسی میگردم؟
میدونید کجاست؟
از لحاظ وجودی، نه
از لحاظ فیزیکی
روی این بالابر داره باهات حرف میزنه
سلام. آقای هالسی، من
کرین بریگز هستم، از شرکت مشاوره "در جزئیات"
درسته
خب، ترجیح میدی "خانم بریگز" صدات کنم یا "کرین"؟
"کرین". لطفاً
خوبه
چون از اسم "آقای هالسی" متنفرم
سلام. من تام هستم
مدیرعامل این دیوونهخونه
ولی جایی درز نکنه
باشه
اوه، دنبالم بیا
بریم یه گشتی تو این تیمارستان بزنیم
عالیه
خب، من بعد از فارغالتحصیلی از دانشگاه، این کار رو شروع کردم
دنبال راهی بودم که بتونم هزینه دانشکده بازرگانی رو بدم
که متوجه شدم خیلی از دانشجوها
واقعاً دارن همه این چیزها رو دور میریزن
کتابهای درسی، مبلمان
کامپیوترهای مدل پارسال، هر چی که فکرش رو بکنی
بنابراین با دانشگاه توافق کردم هر چی بتونم جمع کنم
و اونا رو برای فروش آنلاین گذاشتم
و بوم، کارم گرفت
خب، حسابی موفق بودی
No comments yet. Be the first to leave one.