Las primeras 193 líneas.
کات- خاموشش کن ! همه چیو خاموش کن-
اوه، نه
تفش کن بیرون ، جه هیوک
توت فرنگی داره توش قورتش دادی؟
حساسیت داره ؟- آره ، به توت فرنگی حساسیت داره -
همیشه دارو با خودت داری کجاست ؟
اگه داروی حساسیت داره الان باید بخوردش
کجاست ؟
کیفش- کجاست ؟-
کجاست ؟
کیفش ، برو کیفشو بیار
آقای جونگ، نترس ، نفس بکش
همینطوری نفس بکش
آروم نفس بکش
خلی خب ، اونو بده بهم - آب؟-
بیا - ای خدا -
بیا، یکمی آب بخور
چطوری؟
قبلا که دارو میخوردی فورا حالت بهتر میشد
الان خوبی؟
هنوزم فکر میکنم باید بره بیمارستان
صبر کن- تو دیوونه ای ؟-
چطور ممکنه نگاه نکنی چی داری میخوری؟
بنظر میاد قبلا هم این اتفاق افتاده
اون دفعه هم همینقدر خورده بود؟
آره یه تیکه کوچیک توت فرنگی تو یخ در بهشت
بعد نیم ساعت بهتر شد
خب بیاین الان حواسمون بهش باشه ولی باید بره بیمارستان
شماها، میتونین بهم کمک کنین؟
بله، باید کمک کنین - من ؟-
سعی کن بلند شی ، آقای جونگ - باشه -
هی - لطفا بلند شو-
همینطوری نفس بکش، بهتری؟
به من کمک کن- صبر کن، کیفشو بده به من-
ممنونم
بزار کمکت کنم، مراقب باش
صبر کن،آقای جونگ
اینو انداختی
احتمالا از کیفم افتاده
زود باش برو، از بیمارستان بهم زنگ بزن
باشه ، ما داریم میریم، بهت زنگ میزنم
بابت کمک امروزت ممنونم
البته
خانم جین نو اوول بهت زنگ میزنم
تهیه کننده وو، با من بیا
باشه
میدونی این دفعه خرابکاری کردی، درسته؟
چطور اینو چک نکردی؟
یه عذرخواهی رسمی ، برای این کافی نیست
تهیه کننده وو - بله ؟-
بله ، خانم
برای چی امروز کیک توت فرنگی برای نمایش گرفتی؟
حتی خودتم میدونستی که اون به توت فرنگی حساسیت داره
درسته، کاملا یادم رفته بود
شانس آوردی قرصاش باهاش بود و یه دکتر تو برنامه بود
میدونی ممکنه بود چه فاجعه ای به بار بیاد؟
میدونم
چطوری میخوای درستش کنی؟
من مسئولیتشو قبول میکنم و خودم برنامه رو پیش میبرم
متاسفم
هی، این الان مهم نیست
میخوای با جه هیوک و کیم هه کیونگ چیکار کنی؟
قیافه دکتر کیم رو ندیدی وقتی اون عکسو دید؟
از وقتی جه هیوک اونجوری غش کرده بود قیافش وحشتزده تر بود
من قبلا با جه هیوک حرف زدم
میخواد بعد این برنامه برگرده آمریکا
واقعا؟ میخواد برگرده؟
بله
خدایا، حالا هر چی
دیدن هر چهار تای شما با هم خیلی استرس بهم وارد میکنه، من تحملشو ندارم
خب ، به هرحال باید از بیننده ها عذرخواهی کنی
بیاین فعلا برنامه رو تعلیق کنیم
باشه - گمشو-
عوضی، برو گمشو
دیگه شیرتوت فرنگی هم نخور
خدای من
ماشین نیاوردم میشه منو برسونی
یکم پیش ، تهیه کننده انگار یه آدم دیگه شده بود
شنیدم که سالها با هم قرار میزاشتن
اگه ازدواج کرده بودن الان دهمین سالگرد ازدواجشون بود
جین نو اوول
من از رابطه ای که قبلا با هم داشتن کاملا خبر دارم
سعی نکن از این مساله استفاده کنی
برام مهم نیست
واقعا ؟
خوشحالم که این مساله برات مهم نیست
اگه میدیدم بخاطر اینکه اون طوری حواسش به ...گزارشگر جونگ بود
عصبانی شدی، خیلی ناراحت میشدم
نمیدونم چرا باید چنین حرفایی رو از تو بشنوم
هیچ وقت دیگه سعی نکن کاری کنی که من به رابطه ای که در گذشته داشتن، حسودی کنم
مگه اینکه دلت بخواد عصبانیت واقعی منو ببینی
اگه دلت نمیخواست منو برسونی باید میگفتی
خوبی؟ خیلی دعوات کرد؟
آره، خیلی
ممکنه برای این کار اخراجم کنن
خب ، اون موقع وقت بیشتری داری که با من بگذرونی
پس... خودم زودتر استعفا بدم؟
ای خدا
بیا هر روز فقط یه دردسر درست کنیم
وقتی کارت تموم شد بهم زنگ بزن بیا با هم شام بخوریم
باشه ، خیلی سریع کارا رو جمع و جور میکنم و فورا بهت زنگ میزنم
باشه
خدای من ، اونو ببین
هی ، من مادر دوهی هستم
بله مادر جان
بله، خب
بله، ممنون، خداحافظ
متاسفم، یه تماس داشتم
مطمئنی نیازی نیست بری بیمارستان؟
خانم نام میخواد که یه چکاپ کلی بدی
خدای من ، الان حالم خوبه
این فقط یه واکنش حساسیتی بود
اگه قرص بخورم فورا خوب میشم
و دوهی ازم مراقبت کرد پس خوبم
خانم نام، همه مونو توبیخ میکنه
پس چرا بهش زنگ نمیزنی؟ اینطوری بهتر نیست؟
واقعا ؟
الان باید برم باید برم یه جایی
باشه- باشه -
خدانگهدار- خداحافظ؛ ممنون-
خدانگهدار- خدانگهدار-
واقعا حالش خوبه ؟
بنظر که خوبه
هی ، فکر کنم رابطه تهیه کننده وو و آقای جونگ تقریبا جدیه
نه، من فکر نکنم هنوز با هم قرار بزارن
نه
نه ، فکر نکنم ، همه چی بینشون تموم شده
نمیتونی ببینی؟
برای چی اینقدر پیچیده ست؟
وقتی داشتم برنامه رو میدیدم کاملا شوکه شده بودم
ممکن بود یه اتفاق خیلی بد بیافته
ولی تهیه کننده وو زود فهمید و نذاشت اتفاق بدی بیافته
مطمئن نیستم
درباره چی حرف میزنی؟
اون ممکنه بود بمیره
این برای گزارشگر جونگ، یه پیروزی محسوب میشه
پیروزی؟
یه همچین چیزی
دکتر کیم بعضی از مریضا خبر نداشتن امروز روز تعطیلیتونه
برای همین برای فردا و پس فردا بهشون وقت دادم
و این مهم ترین خبره
...از طرف آژانس ازدواج بین المللی
کیم جین سوب برامون جواب اومده
گفتن که نمیتونن شماره تلفن اون خانم رو به ما بدن
ولی اگه چیزی هست که شما بخواین بهشون بگی
میتونی از طریق آژانس این کارو بکنی
ولی ، برنامه ـت چیه ؟
خب
میخوام به اون خانم درباره وضعیت آقای کیم توضیح بدم
اون وقت خودش میتونه تصمیم گیری کنه
بخاطر سابقه بیماری روانی که داشته دیگه براش قراری رو تنظیم نمیکنن
این کار از طرف اون آژانس منطقیه اونا هم یه مسئولیتهایی دارن
ولی کنجکاوم بدونم که اون خانم، چه حسی در این رابطه داره
اگه اونم نسبت به آقای کیم حس مشابهی داشته باشه
شاید دوست داشته باشه اونو درک کنه و با همدیگه یه راهی پیدا کنن
این چیزیه که تو ذهنم دارم
دکتر کیم ، واقعا فکر میکنم قدرت عشق حیرت آوره
چی؟- خدای من -
فوق العاده ست
خدای من - اوه-
برو خونه-
میخوای تا دیروقت کار کنی؟
خیلی سریعه، خیلی فرزه
باشه
خداحافظ، باشه - از غذات لذت ببر-
مطمئنی این کافیه ؟
یهویی هوس جاجانگ میونگ کردم
یه رستوران عالی همین نزدیکیا هست
باید جاجانگ میون رو تحویل بگیری
اینطوری، طعم درستشو حس میکنی
معمولا غذاهای بیرون بر میخوری؟
آره، همینطوره
من معمولا هفته ای سه ،چهار بار غذای آماده سفارش میدم
این همه ؟
میدونم که این کار راحته
ولی حتی اگه یه غذای ساده هم باشه ...باید سعی کنی یه چیزی بپزی
مامانم دیگه منو بخاطر این مدل غذا خوردنم سرزنش نمیکنه
و فکر نمیکنم اینو بدونی
این روزا میشه هر چیزی رو از بیرون سفارش داد
حتی میتونی گوشت خوک کبابی سفارش بدی و تو خونه راحت واسه خودت بخوری
چطوری میتونن گوشت خوک کبابی رو سفارشی بیارن دم خونه؟
خدای من ، تو بد دردسری افتادی
بنظر میاد کاملا از دنیایی که توش زندگی میکنی ، بیخبری
بیا،آروم بخور
به هر حال
میدونی از وقتی اومدی
تو چشام نگاه نکردی؟
تو همیشه تقلب میکنی
عجب آدمی هستی چطوری میتونی همه چیو زیر نظر داشته باشی؟
حتی اگه دکتر هم نبودم متوجه این یکی میشدم
همه چی تو صورتت مشخصه
میتونم بگم که نمیدونی چیکار کنی
...اون موقع ، من - اون موقع -
No comments yet. Be the first to leave one.