Las primeras 200 líneas.
یک شبِ بزرگ...
و یک بازی بزرگ، بینندگان عزیز
در فصل 98 - 99 این تیم، به مربیگری کمال آلتونای...
که شروع بسیار خوبی در کارشیاکا داشتند
ده ساله رقیب دیرینۀ خودشو نتونستن شکست بده
ببینیم میتونن در این بازی پیروز بشن یا نه؟
همۀ نگاهها روی مربی کمال در کارشیاکاست
کارشیاکا دو بر صفر از حریفش عقبه...
یه پرش فوق العاده، کارشیاکا غیرممکن رو ممکن کرد
و برندۀ میدان میشه
طلسم ده ساله رو میشکنه!
تبریک به کارشیاکا! تبریک به کمال آلتون!
آره!
یک دو سه!
مربی کمال، مربی کمال
باشه
مربی کمال، مربی کمال
مربی کمال، مربی کمال
مربی کمال، مربی کمال
بسه
« Reza Reyez زیرنویس از »
مربی، فردا تو خونۀ طارق جشن داریم، گفتم خبر بدم بهتون
جشنِ چی؟
بردیما؟
بعد از ده سال شکست دادیم حریفو
باشه، من فردا میام
باشه، میبینمتون
باشه، مامان
گفتم خوبم. چیزیم نیست
زنگ زدم دیگه بهتون!
ای بابا!
برمیگردم، البته که برمیگردم
چه بدونم، مامان؟ باشه، فردا برمیگردم
باشه، مامان، باشه...
الآن راه میفتم، باشه، الآن.
مامان...
چی شد؟
تلفنو روم قطع کرد
برمیگردیم؟
چه جورم
یه جا هست اینورا خوبه، بهنظرم بریم اونجا؟
- برای آخرین بار - خوبه
- همم؟ - بریم
یالا
- خوشت اومد؟ - خیلی
کاش اصلاً برنگردیم
- بزن بسلامتی - بسلامتی
با یارو ازدواج میکنی؟
کرم...
نظرِ تو چیه؟
باید ازدواج کنم باهاش؟
- خود دانی - نکن دیگه!
تو هرچی از ذهنت میگذره، اونو بهم بگو
من که میگم یارو رو بکشم، از دنیا حذف بشه
اینجوری مشکلی هم نمیمونه
حله، فکر بِکریـه
یا هم؟
همم؟
چیه؟
ما ازدواج کنیم؟
هجده سالت میشه. بالغ شدیم دیگه
ما ازدواج کنیم، کسی نتونه دخالت کنه
چیکار میکنیم؟ کفشامونو میخوریم؟
یه کاریش میکنیم، تابستون صندلی اینور اونور کردم من
بازم میکنم. خرجمونو در میارم
اگه نشدم. عثمان قطعاً یه جایی بندم میکنه
تو رو هم دانشگاه ثبت نام میکنیم
ما ازدواج کنیم. با من ازدواج کن
باشه
ازدواج کنیم. کسی دخالت نکنه
هرکاری دلمون میخواد بکنیم
چیکار میکنی؟
یه لحظه
یه لحظه
- کرم، چیکار میکنی؟ - یه لحظه وایسا. آخراشه. داره تموم میشه
جدیای؟
ادا کاراجااوغلو...
باهام ازدواج میکنی؟
بله!
آره، ازدواج میکنم!
ازدواج میکنم
ازدواج میکنم! هوووو!
داریم ازدواج میکنیم!
«خطر! وارد نشوید!»
حرف بزنیم. ببینم چه عنی میگیم به هم
کرم
بیاین
الیف! بیا
باشه، دارم میام
برات یه چیزِ کوچولو خریدم
چرا همش یه چیزی میگیری؟
به من به همه
خیلی قشنگه
مرسی
دوست دارم یه چیزی بدم
در واقع، چیزی که به آدم میبخشن، آدمو خوشحال میکنه. نه چیزی که میگیرن
منو، تو خوشحال میکنی
آخرِ هفته خیلی طول کشید تا بگذره. خیلی دلتنگـت شده بودم
- بهم اومد؟ - همم
چی شد؟
سعی میکنم نفسمو کنترل کنم
اینطوری بودن خیلی خوبه
- انگار من نمیتونم دووم بیارم، میبوسمت - ببوس
- میخوام یه جایی ببرمت - کجا؟
«پلههای کاموندو» رو میشناسی؟
نه
- من که جایی رو نمیشناسم - الیف!
همیشه تو حباب زندگی کردم
- هرچی میخوای بهت یاد میدم - نه؟
تو متخصص زندگیای
شاه عثمان
از عشق میمیرم
مسخره بازی در نیار. چه ربطی داره
میشه تو جیبـت اینور اونورم کنی؟
اینطوری بذار، منم کلِ روز باهات بگردم
یه کارایی میکنی، با کسایی حرف میزنی. خرخونا و اینا...
کل روز حل کردنِ اون کاراتو تماشا کنم
تو جیبت زندگی میکنم
اون موقع نمیتونم کاری بکنم، عقل از سرم میپره
الیف!
احمقم من، احمق!
نکن سِدا جون، گیر نده بهش
همشو غلط زدم. احمق کودنم!
تو کنکور که نزدی
الآن به بابا و مامانم چی بگم؟ خیلی بهم امیدوار بودن
حاجی ریدیم. من هنوز جامعه شناسی رو شروع نکردم
کاش زود تموم شه
من خوب خوندم اگه تو کنکور از اونا نیاد چی؟
- پونصد تا میزنم ولی... - پونصدتا؟
با سیصد، چهارصدتا نمیشه کنکور داد...
همۀ سوالارو جواب میدم، اگه تو کنکور استرس بگیرم چی؟
حاجی فکر کردن بهشم بَده
استاد، پیدههای ما چی شد؟
چی میشه. نابود کردن دیگه
خدایا خودت بهم صبر بده
- نمیدونم این بلا از کجا نازل شد؟ - استاد!
استاد
- بفرما دخترم؟ - اصلاً در شأن شما نبود
خدای من
چه پیدهای آخه؟
پیدهمون چی شد؟ پیدهمون چی شد؟
تو عمرتون پیده ندیدین؟
آخ دهنم آب افتاد
منم. یالا بگو بیاره
داداش سه تا آب ترشی بده بهمون
مالِ من تند باشه
مالِ همهمونو تند کن
ترشی هم بذارم؟
ترشی هم بذار. تندشم کن. همه نوع
حیوون! ولت کنیم کل مغازه رو میخوری
- تو رو هم میخورم - باشه بخور
بگیر
عثمان، چِته تو؟
چیزی نیست
پسر یه چیزیت هست تو، از صبح کشتیات غرق شده
چی شده پسر؟
خوش اومدی
- مدرسه قیامت شده - یکی بیار داداش
آره، تغذیهها رو قطع کردیم، اولیا عصبی شدن
اونم هست، ولی یه چیز دیگه هم هست
- بفرمایین - ممنون
بهخاطرِ این سیستمی که نجدت درست کرده، دانشآموزا خیلی آسیب دیدن
دارن خُل میشن
البته که میشن، دهن همه رو با کنکور سرویس کرده
اگه بدونین چیا میشنوم
معلما برای اینکه وسط کلاس درس...
بچهها جایی نرن، بهشون گفتن، اگه جیشتون اومد، جیش کنین تو شلوارتون
این جادو جنبلها برای قبولی
خودم شنیدم یکی گفته بود میخوام پوشک ببندم
مهمترین سه ساعت زندگیتون
من اون سه ساعت و اون زندگی رو گــ...
مخالف حیثیته
بعلاوه، اون حقیقتی که...
زندگیِ آدمو تو سه ساعت رقم میزنه، خیلی کسشر نیست؟
شغلت رو انتخاب کن...
بیا انتخاب کردم. نمکدون باشم
گرفتم. تصمیم زندگیمو میگیرم
- میخوام نمکدون باشم - کسخلا
شما مسخرش کنین ولی، آدما باورش میکنن واقعاً
بزرگترین تصمیماسون رو میگیرن
برای چی؟
برای اینکه با نمرۀ بالا قبول شم، بهم بگن دمت گرم، آفرین
بعدشم تا آخر عمر شغلت اون باشه
چرا؟ چون تو کنکور کیری رتبهش بالا بوده
کسشر
ایشیک هدف داره، ولی اول باید بیاد مدرسه
یعنی میگی تمرکز؟
دمت گرم
سرمون تو کارمون باشه
هرچی نباشه هدف داریم
- راست میگی. بزنین - یالا!
یالا!
آفرین آقایون. دمتون گرم
آفرین کاپیتان
خوبه. استراحت کنید
- مربی کمال، تمرین تموم شد؟ - ریکاوری کردیم
بعد از بازی، همینقدرشو لازم میدونم
خوبه. خود دانی
دیروز حرف زدیم، «نیهات» رو میفرستیم بره
براش تیمم پیدا کردم
No comments yet. Be the first to leave one.