The Gift

The Gift

Descargar subtítulo en Farsi Persian

Temporada 2

Información de lanzamiento

The Gift Season02 All Episodes WEBRip Netflix
Comentario por Reyez

Etiquetas

webrip
web
720p
720
BRip
1080
Web-DL
web-dl
WEB-DL
x264
Publicado el: 2020-10-25
Descargas: 55
Para personas con discapacidad auditiva: No

Vista previa de los subtítulos en Farsi Persian

Las primeras 162 líneas.

کاری از علی خزایی

‫ تا بحال شده فکر کنی که گم شدی؟

‫ که ندونی کجا داری میری

‫ یا از کجا اومدی

‫ تابحال شده از خودت بپرسی کی هستی؟

‫ چه چیزی رو باید به یاد بیاری؟

‫ که بزرگترین آرزوت چیه؟

‫ مطمئنم که همچین آرزویی داشتی

‫ چون همه‌مون داشتیم

‫ من یاد گرفتم که به معجزه اعتقاد داشته باشم

‫ تنها کافیه که قدم برداری

‫ وقتی بتونی دست از مقاوت در برابر ‫ ندای قلبت بکشی و تسلیم بشی

‫ اونوقت میبینی که حتی ‫ بدترین رنج زندگی یه موهبت ـه

‫ قدمی که برمیداری تا از رنج خلاص بشی ‫ میتونه تو رو به یک دروازه‌ برسونه

‫ و زمانی که از اون دروازه عبور کنی

‫ دیگه هرگز خوابت نمیبره

‫امکان نداره!

جانسو

‫ببخشید، من رو با کس دیگه‌ای ‫اشتباه گرفتین، من الیف هستم

‫الیف؟

‫شرمنده، کلی کار سرم ریخته ‫روز خوش

‫عذرمیخوام، ببخشید ‫مروه شما رو برای کار فرستاده؟

‫چرا نگفتی پس؟ عین احمقا در رو ‫به روت بستم، بیا داخل

‫رنگ و روت پریده؟ ‫نوشیدنی میخوری؟

‫- آب، اگه هست ‫- برات میارم

‫شرمنده ‫وقتی گفتی جانسو گیج شدم

‫خودمم همینطور ‫تقصیر خودم بود

‫اتفاقه دیگه

‫- ممنون ‫- خواهش میکنم

‫مروه راجب شرایط کاری ‫بهت گفته دیگه، درسته؟

‫اگه میخوای میتونی خودت دوباره بهم بگی

‫خب پس...

‫من باید یه مجموعه‌ای رو آماده کنم ‫اما دستیارم استعفا داده

‫پس یه دستیاری لازم دارم که ‫خیاطی و طراحی بلد باشه

‫چه کاری بلدی؟ ‫قبلا با کی کار میکردی؟

‫من نقاش هستم ‫تازگیا نمایشگاه باز کرده بودم

‫تو صنعت مُد تابحال کار کردی؟

‫بله، با مد آشنایی دارم ‫میتونم کارای طراحی‌ات رو انجام بدم

‫خوبه، این اواخر زیاد سفارش دادن بهم ‫منم به آدمی احتیاج دارم که قابل اعتماد باشه

‫به من میتونی اعتماد کنی

‫منم همین حس رو دارم

‫خب پس...

‫حقوق چطور؟ ‫چه حقوقی مدنظرته؟

‫مهم نیست، هرچی خودت بگی

‫باشه

‫برادرمه

ارهان

‫پس قراردادمون شد

‫میتونی از دوشنبه شروع کنی

‫باشه

‫گفتی خونه‌ت کجاست؟

‫یکم پیچیده‌ست

‫خب، از اونجایی که ما تا دیروقت کار میکنیم

‫میتونی روی مبل بخوابی ‫اگه اذیت نمیشی

‫باشه

‫عالیه

‫هنوز اسمت رو بهم نگفتی ‫بزار از اول شروع کنیم، من الیف هستم

‫از اول شروع کنیم، آتیه

‫خیلی ممنونم ازت

‫واقعا به این کار احتیاج داشتم

‫آقا اوزان

‫آتیه

‫خوشبختم

‫ما همدیگرو میشناسیم؟

‫فک نکنم، نه

‫دوشنبه میبینمت

‫فعلا

‫خدایا شکرت بابت این معجزه

‫این هم یه احتمال دیگه‌ست

‫بنظر دختر جالبی میاد

‫- گفتی اسمش چی بود؟ ‫- آتیه

‫منم همین فکرو دارم ‫دختر مرموزیه

‫همین که درو باز کردم ‫منو بغل کرد

‫اما نسبت بهش یهو احساس دلگرمی کردم ‫ازش خوشم اومد

‫کار ضروری چی بود؟ ‫برای چی زنگ زدی؟

‫تو فقط در صورتی میومدی که من ‫میگفتم کار ضروریه

‫- قرصت رو خوردی؟ ‫- آره

‫استفاده از قرص‌های ضدبارداری ‫در مجموع در وضعی بحرانی قرار دارد

‫پارک‌ها و مدارس هم اکنون خالی هستند ‫کودکی متولد نشده است

‫متخصصان از کاهش میزان تولد طی ‫15 سال گذشته نگران شده‌اند

‫مهمان ما، پروفسور دکتر آیچا پامیر هستند

‫دکتر، چرا زنان بادار دچار مرگ می‌شوند؟

‫حضور نوزاد در رَحِم باعث فروپاشی ‫سیستم ایمنی مادر میشه

‫میشه صداش رو زیاد کنی؟

‫اولین علائمش هم خون‌دماغ شدن ‫و مشکلات بینایی و شنوایی ـه

‫مرگ زنان باردار موجب عاجز آمدن ‫جامعه‌ی پزشکی میشه

‫تا زمانی که علم راه‌حلی پیدا بکنه ‫باردار شدن به معنای ریسک مرگ کردن ـه

‫اگه راه‌حلی پیدا نشه، میشه گفت که ‫نسل بشر در خطر انقراض ـه؟

‫متاسفانه بله

‫خانوم، اگه بچه نماد امید ـه ‫شاید خالق از ما ناامید شده، هان؟

‫بله؟ دنبال کسی میگردی؟

‫خانواده‌ام، سراپ و مصطفی اوزگورسوی ‫اما...

‫آقا مصطفی چندسال پیش رفت

‫آدرس جدیدش رو داری؟

‫شرمنده، من پول همراهم ندارم ‫و خانواده‌ام هم خونه نیستن

‫ناراحت نباش ‫اگه جایی رو داری، من میبرمت

‫میگن که بشر داره میمیره ‫ولی من که هنوز نمردم، بیا بریم

‫ممنون

‫- بابا؟ ‫- دنبال کی میگردی؟

‫حالت خوبه؟

‫نه اصلا

‫بیا داخل برات آب بیارم

‫بیا داخل لطفا، بفرما

‫بفرما، خواهش میکنم

‫بگیر بشین ‫میرم برات آب بیارم

‫- بفرما ‫- ممنون

‫مامانم کجاست؟

‫ببخشید؟

‫منو نشناختی؟

‫خانوم، شما گیج شدی ‫من قبلا شما رو ندیدم

‫اسمت چیه؟

‫آتیه اوزگورسوی

‫اوزگورسوی؟ چون فامیلی‌مون شبیه همه ‫اومدی اینجا؟

‫زنت کجاست؟

‫قیفام شبیه آدماییه که زن دارن؟ ‫این ریخت و پاش رو ببین، من هیچوقت ازدواج نکردم

‫خیلی خب

‫تو هنوزم پلیس ـی و از کارت استعفا ندادی ‫احتمالا هم هیچوقت با مادرم آشنا نشدی

‫مشکلی داری؟

‫فراموشی یا همچین چیزی؟

‫گمون کنم؛ بعضی وقتا ‫همونطور که گفتی گیج میشم

‫ببخشید مزاحمت شدم

‫یلحظه صبر کن ‫کارت شناساییت همراهته؟

‫نه، نیست

‫گوش کن عزیزم، من پلیسم ‫میتونیم بریم ازت انگشت‌نگاری کنیم

‫شاید گزارش گم‌شدنت رو دادن ‫و تونستیم خانواده‌ات رو پیدا کینم

‫نه، احتیاج نیست ‫شرمنده، روز بخیر

‫مرکز

‫بله قربان

‫آتیه اوزگورسوی ‫ببینین کیه

‫چشم قربان

‫چای میخواین خانوم؟

‫نه فعلا، ممنون

‫باشه

‫خوش اومدین قربان

‫ممنون داداش

‫- موفق باشین ‫- ممنون

‫ببخشید

‫میتونم از لپتاپ‌تون استفاده کنم؟ ‫فقط باید یه چیزی رو سریع سرچ کنم

‫حتما خانوم

‫گندش بزنن

‫- دنبال چی هستین؟ ‫- من وجود خارجی ندارم

‫مادرم

‫بزارین برم، التماس میکنم

‫این جرمه، جنایته ‫حق ندارین اونجا رو حفر کنین

‫دخترم میاد سراغتون

‫مامان

‫فعلا وقتش نشده

‫میتونی ببینی کدوم تیمارستان بستری ـه؟

‫چرا که نه

‫ساعت ملاقات تموم شده ‫بعلاوه، اون بیمار اجازه ملاقاتی نداره

‫ببین من دخترشم ‫باید مامانم رو ببینم

‫با توجه به پرونده‌ها، اون دختری نداره ‫باید کارت شناساییت رو ببینم

‫کیف پولم دزدیده شده ‫لطفا کمکم کن، خیلی کار مهمیه

‫پزشک ارشد الان نیست ‫اگه از این موضوع چیزی بشنوه، اخراجم میکنه

‫فک نکنم مامانم راضی باشه که ‫گردنبندش گردن تو باشه

‫اگه پزشک ارشد چیزی ‫راجبش بشنوه چی؟

More Farsi Persian subtitles for The Gift

Comentarios

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left