Las primeras 200 líneas.
ردیفه
حالا فقط یه کم برف لازم داریم
بهترین کریسمس عمرم
گور بابای جولیان
بیشتر این آشغالا رو میشه از یه خونه بلند کرد
اون مرتیکهی پُزویِ ساکن وستویل
ایول بچهها. عالیه
سلام بچهها
آمادهاید درخت رو تزیین کنیم؟
این بزرگترین و بهترین درختیه که تا حالا داشتیم
میخوام دقیقاً شبیه اون گندهبکِ
توی مرکز راکفلر بشه
بابز، امروز نمیرسم. خیلی سر سگم شلوغه
تو تریلرم یه مغازهی کریسمس راه انداختم
و حسابی دارم سگدو میزنم
حتی مجبور شدم یه وردست استخدام کنم
رندی، میشه انقدر این تزییناتِ کوفتیِ
کریسمس رو نشکنی؟
ببخشید جولیان
راستش نمیدونم ملت چرا این آشغالا رو میخرن
ولی چون میخرن، پس چه بهتر که از من بخرن
این تنها وقتی از ساله که باید پول پارو کنم
تا زمستون رو یه جوری سر کنم
رندی، چه غلطی داری میکنی؟
گند زدم جولیان
از حقوق سگخور شدهت کم میشه، احمق
جولیان این بیزنسِ فروشِ چرتوپرتهای کریسمس رو راه انداخت
و منم تصمیم گرفتم بیام تو کار، چون خب
راستش کریسمسِ قبلی یه اتفاقات تخمیای افتاد
و دیگه نمیتونم روی بابانوئل حساب کنم
که برام کادو بیاره
واسه اولین بار خودم باید این آشغالا رو بخرم
که خیلی زور داره ولی خب، چاره چیه؟
بگذریم، جولیان واقعاً وقت نداره بره بگرده
و این آشغالایی که میفروشه رو جور کنه، اینجاست که من وارد میشم
من عمدهفروشِ لعنتیشم
جولیان، قرارمون این بود که روزِ تزیین امروز باشه
جولیان: خب، بذار فردا انجامش میدیم
نمیخوام فردا باشه
امروز روزِ موردعلاقهمه. میخوام امروز تزیین کنم
خودم تنهایی میکنم. تزییناتم کجاست؟
راستش، مجبور شدیم بفروشیمشون
بابلس: چی؟ منظورت چیه؟
چارهای نداشتم بابز
جنسمون ته کشیده بود پسر
تزیینات کریسمس منو فروختی
اونم درست دمِ کریسمس؟
ریکی: نگران نباش بابز
من و جیکوب الان میریم یه سری خرتوپرتِ نو میگیریم
از اون... عمدهفروشه
بابلس: میخوای بری عمدهفروشی، آره ریکی؟
پس چرا چشمات اینجوری چپ و راست میشن؟
چیزی نیست، یه کم... یه کم میخارن
داشتم میخاروندمشون
از وقتی بچه بودم عاشق کریسمس بودم
میدونی، از چراغونی و برف خوشم میآد
از خوردنِ معجونِ تخممرغ و آتیش روشن کردن
و خوندنِ آوازهای کریسمس
عاشقِ همهی این کوفتوکلام
میدونی، ولی دیگه کسی ذوقِ کریسمس نداره
تنها چیزی که واسه این پسرا مهمه پول درآوردنه
جولیان مغازهی "کریسمس" باز میکنه
بدونِ ذرهای ذوقِ کریسمس
همهش دنبالِ پوله و منم که میدونم
ریکی داره واسه جولیان جنس میدزده تا بفروشه
میگه داره میره عمدهفروشی
آره جونِ خودش
ای ریدم تو این شانس
رندی، کی برمیگردی خونه، الفِ کوچولوی من؟
الان وقتش نیست آقای لیهی
بهت گفتم نمیخوام مست بیای اینجا
و پلاس بشی
مملکت صاحاب داره جولیان، آزاده
نه خیر، نه مملکت نه این مغازه
چیزی میخوای بخری؟
نه، چیزی نمیخرم
رندی. بیخیال آقای لیهی
باید تشریفت رو ببری
رندی، چرا با من نمیآی خونه، ها؟
برات از اون پیاز حلقهایها درست میکنم
میدونم دوست داری
نمیتونم آقای لیهی
باید کار کنم. پول لازم دارم
پول رو واسه چی میخوای رندی؟
سورپرایزه
بیا بریم. بعداً تو خونه میبینمت
چه ساعتی؟
جولیان: رندی
بیخیال آقای لیهی. باید بری
ای ریدم تو این شانس
ریکی: ای کصکشِ فلان فلان شده
جیکوب، باید عجله کنی لعنتی
نمیتونم تنهایی همهی این کارا رو بکنم
اومدم بابا. کلی چیزِ مشتی اونجاست
یه سری بنجل... اینا دیگه کیان؟
تو دردسر افتادیم؟
لعنتی. همون مرتیکهی عوضیِ شبکهی ۱۰ هستش
چه مرگش شده باز؟
استیو راجرز گزارش میدهد، از مرکز شهر هالیفاکس
جایی که با کمال میل برندهی
جایزهی "ذوقِ کریسمس" رو اعلام میکنم
که همونطور که میدونید هر سال اهدا میشه
به خونهای که بهترین تزیینات کریسمس رو داشته باشه
از شانس خوبِ ما، صاحبخونه هم خونهست
انگار داره تزیینات رو باز میکنه
آقا، تبریک میگم
شما برندهی جایزهی ذوقِ کریسمس شدید
خیلی هم عالی
اصلاً وقتِ مناسبی نیست
میشه فردا بیاید؟ زحمتی نیست؟
البته، ولی فقط یه سوال آقا
چرا دارید چراغها رو باز میکنید؟
اینا رسماً جایزه گرفتن
"آره جونِ عمهت، به من نگاه کن
به چراغهای فلان فلان شدهی من نگاه کن."
تو دیگه کدوم خری هستی؟
این همسایهمونه، وندی. یه کم عوضیه
اسم من مارگریته، مرتیکهی احمقِ نفهم
تو کدوم گوهی هستی؟
فکر کردی من کیام؟
اینجا خونهی منه
شما صاحب اینجا هستید، درسته آقا؟
معلومه که هستم. همهی اینا رو خودم ساختم
زر نزن
این "سسیل" نیست
ریکی: من وسایل خودمو آوردم. اینا مال منه
سسیل هیچوقت تزیینات کریسمسش رو باز نمیکنه
بنال بینیم باو! اون وامونده رو بده من
دارم به پلیس زنگ میزنم
زنگ بزن پیرزنِ عتیقه
گزارشگر: یه لحظه وایسا
تو همون ریکی از تریلر پارکِ سانیویل نیستی؟
وقتی "زبالهدونی" رو راه انداختی، یه گزارش ازت گرفتم
ای ریدم توش. تازه یادم افتاد
باید بریم اون کارای دمِ پاساژ و کلیسا رو انجام بدیم
بیا بریم رندی. کلاً یادم رفته بود
هان؟ مرسی بابت جایزه
کی؟ تو رو میگم احمق
رندی
ریکی، تو دردسر افتادیم؟
نه بابا. شبکهی ۱۰ـه
هیچکی این کصشرا رو نگاه نمیکنه
گزارشگر: راستش، داریم زنده تو اینترنت پخش میکنیم
کل دنیا دارن این رو میبینن
اوخ، ریدم
عجب کصشرایی تو این دنیای کامپیوتری در میارن
وقتی این تو باشم که نمیتونم واسه لوسی و ترینیتی کادو بخرم
میتونم، استیو راجرز؟
خوب ریدی، مرتیکهی عوضی
حالا کریسمس خونوادهم به خاطر تو به گوه کشیده شد
جیکوب، چه غلطی داری میکنی پسر؟
این تنها جایزهایه که تو کل عمرم بردم
به این لامصب افتخار میکنم
تو نبردیاش، ریکی
چرا، من بردمش
اومد جلو بهم گفت: "تو بردی."
من بردم
خب، این کجاش تقصیر منه؟
نمیدونستم این چراغهای کوفتی رو از کجا میآرده
بیخیال جولیان، منو سیا نکن
فکر کردی چطوری اینا رو جور میکرده؟
که مثلاً رفته وام بانکی گرفته تا نقدینگی داشته باشه
و بتونه اجناس رو به قیمت عمده
مستقیم از تولیدکننده بخره
و بعد با یه سود تپل به تو بفروشه؟
فکر کردی واقعاً داستان اینه؟
نمیدانم. شاید
جولیان، ریکی تو زندانه
شبِ کریسمس تو زندانه و تنها چیزی که واسه تو مهمه
فروختنِ زرقوبرق و توپهای تزیینیِ تخمیه
این واقعاً نامردیه جولیان
جولیان، اون شمعهایی که دنبالشون بودی رو پیدا کردم
جولیان: آفرین رندی، ایول. بیارشون اینجا
چی میگفتی بابز؟
هیچی
فقط اینکه کریسمس به گوه کشیده شد
جولیان: بسیار خب. روی هر کدومشون قیمت بزن
۱۹.۹۹. سه تا ۶۰ تومن. با مالیات
ایول دمت گرم
یا ابوالفضل
تا حالا اسم در زدن به گوشت خورده؟
یا خدا. چی میخوای؟
اینجا عرقفروشی نیستا، گفته باشم
یه پیام برات دارم بابز
آدمت به من زنگ زد چون شمارهی تو رو نداشت
"کِو توی مینیاپولیس"، اون دیگه کدوم خریه؟
گوش کن بابلس. باید بهم بگی
بین جولیان و رندیِ من چه خبره؟
چرا رندی همهش میخواد اونو ببینه؟
راستش رو بهم بگو بابلس
راستش؟ نمیدونم
اونا فقط... فقط براش کار میکنه
چیز عجیبی نیست واقعاً
این کیه؟ مطمئنی واسه منه؟
کوین از مینی
شاید فقط یکی باشه که داره جواب زنگت رو میده
از همون خطهای همسریابیِ مردا
بهم زنگ زد و گفت بهت بگم باهاش تماس بگیری
مطمئنی فقط با هم کار میکنن؟
آره، فقط با هم کار میکنن
No comments yet. Be the first to leave one.