Las primeras 200 líneas.
حرفهایترین اپلیکیشن پخش آنلاین ایرانی «فیلامینگو» تقدیم میکند
نه!
نه!
دیروز در بازار متروکهٔ شهر قدیمی جیاتی...
...تیراندازیای رخ داد.
پلیس پس از حضور در محل...
...خودرویی را پیدا کرد که در سانحه واژگون شده بود.
- سلام، داداش کانگ! - سلام.
- داداش! - به هر سه سرنشین شلیک شده بود،
- داداش! - دو نفر کشته و یک نفر ناپدید شده بود.
- داداش! - همچنین در محل حادثه...
پول این ماهه.
همهش اینجاست.
برای خودت نگهش دار.
مرسی، داداش کانگ!
بهگفتهٔ پلیس،
فردا کم نیار!
کارت رو درست انجام بده.
خوبه.
- ...مادر و دختر بودند. - مرسی، داداش کانگ!
مرد ناپدیدشده نیز...
...شوهر و پدر قربانیان است
و بای آن نام دارد.
با توجه به شواهد موجود،
بای آن یکی از مظنونان اصلی این حادثه است.
الو، کون تای!
پس چرا هنوز نرسیدی؟
رسیدم، پول هم همراهمه!
الو؟
چرا چیزی نمیگی؟
...مردی به نام کون تای...
...۳۸ ساله.
کون تای پیش از کشتهشدن...
...سابقهای طولانی در جرایم خشونتآمیز داشت.
پلیس همچنین او را بهدلیل پروندهٔ...
...ضربوجرح منجر به مرگ تحت تعقیب داشت.
چرا زن و بچهم رو کشتید؟
کون تای با چندین گلوله کشته شده بود.
میخوای دلیلش رو بدونی؟
دنبالم بیا.
بیا اینجا.
ماهی رو کباب نکن،
آدم پشت سرم رو کباب کن.
چشم، رئیس.
بجنب.
رئیس! رئیس!
چیزی نیست.
به خوردنتون ادامه بدید.
چشم، رئیس.
بیاید، به سلامتی!
چرا؟
چرا خانوادهٔ من؟
همهتون،
هرکس اونو بکشه...
...از کون تای پول میگیره.
بزنیدش!
- همهتون! - هییا!
همه با هم حمله کنید!
چرا؟
چرا خانوادهم رو کشتید؟
من فقط دستور رئیس رو اجرا کردم.
رئیست هه یینگهاوست، نه؟
کجا پیداش کنم؟
واقعاً نمیدونم.
باشه.
باشه،
فقط میدونم یه راننده داره.
رانندهای که شخصاً به رئیس خدمت میکنه.
چند بار همدیگه رو دیدیم.
یه بار بهم گفت
هه یینگهاو هر روز میره دخترش رو...
...از مدرسهٔ راهنمایی جیاتی برمیداره.
شمارهٔ پلاک رو بگو!
مامان!
هی، شاهدخت کوچولو،
تو مدرسههای بینالمللی کلاس کشتی هم دارن؟
عجب!
زندگی مدرسهایت خیلی هیجانانگیزه!
به تو ربطی نداره.
بابام کجاست؟
بابات رفته مأموریت کاری.
الان برگشته خونه و منتظرته.
مگه دوست نداری؟
دقیقاً همونجوری اومدم که میخواستی، نه؟
اصلاً لازم نبود بیای.
خودم میتونم برگردم خونه.
بیا.
شاهدخت، بفرمایید سوار بشید!
چه اداهایی!
ببخشید.
حالت خوبه؟
جلوت رو نگاه کن!
ببخشید.
بریم!
- تینگ، رسیدی. - جدی؟
- زود بشین غذا بخور! - باشه، فهمیدم.
نگران نباش،
سال بعد هم حتماً به حمایت از شما ادامه میدیم.
ببخشید!
چوبغذاخوریت رو بذار زمین.
سر سفره قانون داریم.
لباست رو ببین!
برو لباست رو عوض کن.
تینگ، میام کمکت لباس عوض کنی.
ولش کن.
یینگها،
بخش تدارکات شرکت به مشکل خورده.
پلیس گزارشی دریافت کرده که...
...توی محمولهمون مواد مخدر پیدا شده.
چطور چنین چیزی ممکنه؟
جرایم مواد مخدر در جیاتی همیشه زیاد بوده.
شک دارم بعضی از کارمندهای شرکت...
...پنهانی با قاچاقچیها همکاری میکنن.
بازرسی امنیتی همیشه با منه،
یعنی میگی مشکل از منه؟
نمیگم مشکل از توئه،
اما دربارهٔ نیروهای محلی
نمیتونیم مطمئن باشیم.
میفهمم کار کیه.
لو پینگ.
اگه خبر مواد مخدر پخش بشه،
دولت محلی شدیداً تحت فشار قرار میگیره.
اونوقت شرکتمون بابت معافیتهای بازرسی...
...به دردسر بزرگی میافته.
خودت رسیدگی کن.
باشه.
آقای هه،
بهنظرم گروه ما...
تینگتینگ!
مدرسه چه اتفاقی افتاد؟
هیچی نشده.
هیچی نشده؟
پس چرا لباست این شکلیه؟
رنگ روش ریخته.
همین؟
هوم.
آره، همین.
پس چرا مدیر مدرسه زنگ زد...
...و التماسم کرد بودجهٔ مدرسه رو قطع نکنم؟
من چه میدونم؟
مدیر چیزی به من نگفت.
یینگها،
شاید سوءتفاهمی شده؟
چه سوءتفاهمی؟
مدیر خودش باهام تماس گرفت.
بازم دروغ میگی؟
اونا اول شروع کردن و اذیتم کردن!
این رسم دانشآموز بودنه؟
هان؟
با دعواکردن؟
کی این کار رو یادت داده؟
خودت گفتی
وقتی زورگویی و بیعدالتی میبینیم،
باید جرئت مقابله داشته باشیم!
دعوای درستوحسابی رو هم
از اون یاد گرفتم.
قربان...
بههرحال اینجا به امنی کشور خودمون نیست.
دخترها باید دفاع شخصی یاد بگیرن تا از خودشون محافظت کنن.
گفتم از خودت دفاع کن،
نه اینکه دردسر درست کنی!
حتی جرئت کردی مدیر رو تهدید کنی؟
میدونی چقدر پول خرج کردم...
...تا بتونی اینجا درس بخونی؟
اصلاً نمیفهمی!
برام مهم نیست پدرت هه یینگهاوست.
توی این مدرسه باید به حرف من گوش بدی.
براش مهم نیست حق با کیه.
فقط از دانشآموزهای محلی طرفداری کرد.
توی کلاس علناً تحریکم کردن.
با بقیه درگیر شدن.
حتی سلاح هم آورده بودن.
اینکه پدرت هه یینگهاوست،
بهت اجازه نمیده قانون رو زیر پا بذاری.
باید بدونی
همین الان میتونم از مدرسه اخراجت کنم.
نه این مدرسه رو دوست دارم، نه جیاتی رو.
اصلاً نمیخوام اینجا بمونم!
اینجا خونهٔ توئه.
کجا میخوای بری؟
اینجا خونهٔ من نیست.
خونهٔ من جاییه که مامانم باشه!
از اینجا متنفرم.
از تو هم متنفرم.
لازم نیست ادای پدرهای خوب رو دربیاری.
هر روز گستاختر میشی!
من گستاخم؟
از وقتی وارد خونه شدم،
حتی یه بار پرسیدی چرا دعوا کردم؟
نه!
لو پینگ گیاهخواره و گوشت نمیخوره.
تا حالا به این اهمیت دادی؟
نه!
امروز قول دادی برای مامان با من بیای معبد دعا کنیم،
اما به قولت عمل کردی؟
نه!
تو به هیچکس اهمیت نمیدی!
فقط خودت و کارت برات مهمه!
تینگتینگ، بسه.
اصلاً برات مهم نیست...
No comments yet. Be the first to leave one.