Las primeras 200 líneas.
تو اول شلیک کن
وینچنزو کاسانو
ما از اینترپل هستیم
برای دستگیری و برگردوندن تو، به اینجا اومدیم
اسلحه ت رو بنداز آقای وینچنزو کاسانو
دور شین! ازم دور شین
اسلحه تون رو بذارین زمین
افسر کیم این یونگ
افسر بک گیونگ سو
بله
برید به مافوقتون بگین
که اینترپل هیچ مدرکی نداشت و برگشت
همینطور، ترتیب این جنازهها رو هم بدین فهمیدین؟
کاری که میگم رو بکنین وگرنه در عرض دو روز مردین
گرفتی، افسر بک؟
بله
برگردین و به رئیستون بگین
بازی رو بذاره کنار و منتظر مرگش باشه
بله چشم
من دیگه میرم
صبر کن. نمیتونم بذارم همینجوری بری
اینم پیش نمایشت
یه لحظه فکر کردم قراره بمیرم
مگه نگفتین فقط میخواین وینچنزو رو گول بزنین
که اینترپل بگیرتش؟
آره
از کجا اسلحه رو آوردی؟
خب
یکی خریدم که وینچنزو رو بکشم
دادستان کل اینترپل رو وارد کرد
چرا سعی کردین خودتون اونو بکشین؟
خانوم چوی، مگه احمقی؟
وینچنزو عضو مافیاست
برمیگرده که ما رو بکشه، مگراینکه توی ایتالیا به مرگ محکوم بشه
چطور ممکنه اینو ندونی؟
پس توی پیست یخی افراد وینچنزو بودن؟
آره
پنج تا از افرادش رو اونجا مخفی کرده بود تخم سگ آب زیرکاه
پس یعنی قشنگ خرمون کرد، نه؟
در کمال ناامیدی
اینطور به نظر میرسه
خبر داشت که اینترپل داره برای دستگیریش میاد؟
اینجوری که افرادش رو اونجا مخفی کرده بود
درباره اون
زیاد مطمئن نیستم
مثل کاری که مافیا میکنه، افراد بیشتری استخدام کرده؟
آره، احتمالا حق با شماست حتما همین طوره
اگه برای جونت ارزش قائلی از اسلحه دور بمون
بیا بریم، خانوم چوی
خداحافظ، خانوم چوی
میدونم سرتون خیلی شلوغه خودتونو توی زحمت نندازین که بیاین دیدن من
داری یه چیزی رو پنهان میکنی
معلومه که نه. نمیبینی گلوله خوردم؟
باید باهام روراست باشی
ای بابا. بهم اعتماد نداری؟
فقط دستمو بگیر. درد دارم
خیلی درد داره
بهت زنگ میزنم- کجا داری میری؟-
پس این اولین وظیفه ات به عنوان دادستان کله؟
یه چیزی میبری، یه چیزی میبازی اینجوریه، نه؟
حالا که خودت این کارو کردی چی فکر میکنی؟
بعد از یه تلاش دیگه شاید بتونم استادش بشم
میدونی الان مشکل بزرگتر چیه؟
چی ممکنه باشه؟
میترسم تو هم وارد لیست قربانیان وینچنزو شده باشی
اگه عقب نشسته بودی میتونستی جونتو نجات بدی
فقط به خاطر اینکه اینترپل رو آوردم منو نمیکشه
انقدر با دخالت توی کارایی که بلد نیستی اوضاع رو بدتر نکن
روی نگه داشتن موقعیتت
و زنده موندن تمرکز کن، خب؟
داغون به نظر میای
کی بهش این حقو میده که با من اینجوری حرف بزنه؟
بله. دادستان کل حرف میزنه
علاقهای ندارم
به سلامتی- به سلامتی-
ای خدا
اگه اوضاع بد پیش میرفت الان آقای کاسانو توی هواپیما بود
وحشتناک میشد
امروز تقریبا باهاتون خداحافظی کردیم
باید باهم حرف بزنیم، فوریه
هان سونگ هیوک اینترپل رو آورده که شما رو ببرن ایتالیا
به زودی فرود میان
چیه؟ ترسیدی؟
معلومه
با اسلحه محاصره میشیم
فقط یه کاری کن یکیشون بهم نزدیک بشه
و بقیش رو بسپر به من
تموم شد
عالیه- ممنون-
داری میگی پائولو برات پاپوش دوخته؟
آره- چطور میتونیم بهت اعتماد کنیم؟-
اگه اولویتم فرار بود
همتون رو میکشتم
منو اینجا ول کنین. در عوض
یه هدیه براتون دارم
لیست رشوههایی که پائولو به سیاستمدارا و وزرا داده
و فیلم اثباتشون
بازم هست
فردا به مالتا پرواز کنین و دنبال یه شرکت کاغذی به اسم مؤسسه سرمایه گذاری جیسون بگردین
به سوابق حسابداریشون توی اون فلش یه نگاهی بندازین
همتون یه ترفیع ویژه میگیرین
سنگینه؟- نه، اصلا-
یه کمیشو به من بده- نمیخواد-
اشکالی نداره- واقعا نمیخواد-
حتما خستهای. بذار کمک کنم- خسته نیستم-
وقتی گفتی تو رو رئیس میکنه چرا بهم خیانت نکردی؟
اون منو رئیس واقعی نمیکنه
فقط عروسک خیمه شب بازیش میشم
برای همین گفتم نه
امروز کارت خوب بود. دیگه برو
یه لحظه صبر کنین
مشکوک میشن
میشه به یه جای گوشتی شلیک کنین که گلوله فقط خراشم بده؟
به بازوت؟ - آره-
تفنگ رو بهم بده- توی کیفه؟-
صدا خفه کن- صدا خفه کن-
زود- زود-
ممکنه
بیشتر از اون چیزی که فکر میکنی درد بگیره ممکنه غش کنی
نگران نباش در این حد رو میتونم تحمل کنم
هنوز شلیک نکردم
با شماره سه- با شماره سه-
یک- یک-
دو- دو-
به اون بدی که فکر میکردم نیست
مامان بزرگ. چرا اینجایی، مامان بزرگ؟
هی وین
هوم؟
چه صبح دوست داشتنیای
میشه حرف بزنیم؟- دلت کتک میخواد؟-
ای بابا. واقعا که
خواهش میکنم
چای یاسمن؟ قهوه؟ چای مُهر سلیمان؟
زحمت نکش چیزی میخوای بهم بگی؟
قضیه اینه که
تازگی یه بالون هوای گرم جدید به بوسان رسیده
آخرین مدل و خیلی قویه
میتونه مسافت خیلی طولانیای رو پرواز کنه
چرا داری اینو بهم میگی؟
وقتی توی این خط کاری
ممکنه یه روزی مجبور باشی فرار کنی
برای رزرو بلیت هواپیما وقت پیدا نمیکنی
حتی ممکنه ممنوعالخروجت کنن
داری میگی
با این فرار کنم؟
تا الان به 47نفر کمک کردیم صحیح و سالم از کشور فرار کنن
متاسفانه دو تاشون موفق نشدن
میگم این قماریه که ارزشش رو داره
بعد از تمام بلاهایی که سرتون آوردم چرا سعی داری بهم کمک کنی؟
چطوری بگم؟
یه جورایی برآورده شدن یه آرزوئه
یه مردی بود که آرزوش زندگی مثل مایکل کورلئونه توی پدرخوانده بود
بعد با کورلئونه واقعی آشنا شد
چطور ممکنه بهش احترام نذاره
به هرحال، فعلا اینو نگه میدارم
هی وین
هوم؟
هیونگ
میشه فقط یه بار اینجوری صدام کنی؟
هیونگ
به پشمام. باید بزنم لهت کنم
خیله خب. باشه
خدای من، موهای تنم سیخ شد
خدای من
شماره یک
باید بقیه مهره های جانگ هان سوک رو از تخته حدف کنیم
همه ی مهره هاش تو سانگچون گو از بین رفتن
پس فقط مهره گنده ها باقی موندن
پس بیاین امروز به حسابشون برسیم
روز طولانی و سختی در پیش دارن
آقای نام، دادخواست علیه برج بابل چی شد؟
آماده ست
فقط باید به دادگاه ارائه ش بدیم
خدای من- نباید اینکارو کنم-
وای خدا- اونو نگاه کن-
ساعت3 بیا کافه صدای درخشش
وگرنه مسئولیتش با خودته
رئیس جانگ هان سوک
چرا بهمون گفت بیایم همچین جایی؟
هیچ نظری ندارم
توی یه همچین مکان عمومی قراره چیکار کنیم؟
پیامش منو ترسوند
چطور جرات میکنه همچین پیامی بهمون بده؟
مطمئنی میتونی برج بابل رو بسازی؟
چی؟- شنیدم-
دارن دوباره بررسیش میکنن
...با تجربه ی من- این چرا داره اینجا پخش میشه؟-
داری چیکار میکنی؟ خاموشش کن
بدو
مدیر اینجا کجاست؟
رسانه ها همین الانشم- مشکلی پیش اومده؟-
دارن مشکوک میشن- اونو خاموش کن-
عجله کن- بدو-
باشه- یه مشکل کوچک تو مدارک پیش اومده-
چیز مهمی نیست
بلندتر شد که- ووسانگ-
برو کنار- تو چند روز بهش رسیدگی میکنه-
از برق میکشمش- نگران نباشین-
خدای من
لعنتی- ببخشید-
No comments yet. Be the first to leave one.