Las primeras 36 líneas.
!پرنسس لیویینگ! فرار نکنید
.برو توی کالسکه منتظرم بمون
.خیلی زود خودم میام
.چشم
کرم شب تاب کوچولو، اربابت کجاست؟
چرا انقدر طولش دادی تا بیای؟
!بذارم پایین
.اون شاه اژدها از عشقش حفاظت میکنه
.منم از تو حفاظت میکنم
.باشه
حالا میترسی؟
...من
.من دیگه اونقدر نمیترسم
.تا ابد ازت حفاظت میکنم
،بهم اعتماد کن
باشه؟
.باشه
.فهمیدم
.برای جبران محبتت باید باهات ازدواج کنم
،حالا که من خودم رو وقف تو کردم
.دیگه هیچوقت عوض نمیشم
.تو همیشه لیویینگ من میمونی
اسمت لیویینگ، یعنی کرم شب تاب
.پس منم بهت یک بارون کرم شب تاب هدیه میدم
،لیویینگ
.من دوستت دارم
،حالا که هردومون عاشق هم هستیم
،و بهم قول یک زندگی ابدی رو دادیم
.میتونیم با هم ازدواج کنیم
!حالا دارم توی آسمون پرواز میکنم
!تو من رو آوردی بالای ابرها
!درست همونطوریه که تصورش رو میکردم
تو این رو تصور کرده بودی؟
!آره، همینطوره
!سفت بچسب
!باشه
No comments yet. Be the first to leave one.