Las primeras 200 líneas.
× وعده ی چانگآن ×
= قسمت ۳ =
تو دیگه چه مردی هستی؟
چرا پشت دیگران مخفی میشی؟
اینجا چکار میکنی؟
..شما شبیه
یک شعر تند هستید
..چرا همراه مردم شنگ
توی قصر نیستی؟
..فقط اومدم بیرون
تا کمی قدم بزنم
..اما ناگهان یه ادم مشکوک دیدم ، تا اینجا دنبالش کردم
ولی گمش کردم
بیا بریم
اون یک جاسوسه
بیا محاصرش کنیم
مردم لیانگ و شنگ ، کبوتر های نامه رسان رو ترجیح میدن
..فقط مردم شیجی و یونگلین
شاهین های تربیت شده ،استفاده میکنن
تو هم اهل شیجی هستی
..فقط مردم شما
چنین کار شرم اوری انجام میدن
صبر کن
چنگشو ، یه سوزن توی گردنت رفته
من خوبم
اون مرد جاسوسِ شیجی بود نباید بزاریم فرار کنه
تو صدمه دیدی
نگران جاسوس نباش
بزار ببینم
شاید سوزن سمی بوده باشه؟
نباید جاسوس در بره
من خوبم
زندگی تو مهم تره
اینقدر بی فکر نباش
رنگ خون ، قرمز روشنه
یعنی اینکه سوزن سمی نبوده
بعدا برات پانسمانش میکنم
ممنونم
چرا از من تشکر میکنی؟
تو زندگی منو نجات دادی
من باید از تو تشکر کنم
همینجا صبر کن
میرم اسب بیارم
باشه
اعلی الحضرت
باید کمی استراحت کنید
خون
اعلی الحضرت
چی شده ؟ اعلی الحضرت
به خواجه مین بگو ، پزشک سلطنتی رو احضار کنه
چشم
اعلی الحضرت
من برای تمام زندگیم جنگیدم
..انتظار اینو نداشتم
..به سختی بتونم
بِایستم
اعلی الحضرت
..مگه سم بدن شما
پاک نشده؟
چرا اوضاع داره بدتر میشه؟
اون پادزهر کار نکرد
میترسم امروز هم دوام نیارم
این حرفو نزنید
بنشینید
عزیزم
..وقتی ایستاده بودم
..خیلی درمورد
..اینده ی شنگ
فکر کردم
..اینده ی شنگ
به اعلی الحضرت بستگی داره
شما بهبود پیدا میکنید
اعلی الحضرت
اعلی الحضرت
سو چیو
سو چیو
اعلی الحضرت
پزشک سلطنتی کجاست؟
لطفا صبر کنید خواجه مین رفتن تا احضارشون کنن
خیلی دیره
گوش کن
..میخوام چیزایی که در ذهنم میگذره
بهت بگم
..من میخوام سلطنت رو
..به پسرِ ما
شاهزاده نهم واگذار کنم
شیائو چنگ شو
چنگ شو؟
..ولی فکر کنم
اون هنوز بچست
حتی هنوز هیچ دستآورد نظامی نداره
چنگ لی بهش کمک میکنه
هیچ کدوم از اینا مهم نیست
..ولی من فکر میکردم
..شما قصد دارید
سلطنت رو به شاهزاده سوم واگذار کنید
منظورت چنگ روی عه؟
..من قبلا
همین فکرو میکردم
..چنگ روی
..در میدان های جنگ با من جنگیده
و دست اورد های بزرگی بدست اورده
..هیچ کس وجود نداره که بتونه به صلاحت
اون برسه
..پس چرا
..چنگ روی ، میخواد شنگ
دنیا رو به اتحاد ببره
منم حمایتش میکنم
ولی اون میخواد سیستم حقوقی رو هم عوض کنه
در این مورد نمیتونم حمایتش کنم
چون فقط دو نتیجه وجود داره
یا موفقیت بزرگ
یا نابودی بزرگ
عزیزم
شنگ تحمل یک ریسک رو نداره
..چنگ شو
از کودکی مهربان بوده
..اون اداب رو میدونه
و از قوانین پیروی میکنه
..میدونی
..وقتی اونو نگاه میکنم
انگار جوانی های خودم رو میبینم
..من
..امیدوارم یک روز
اون بتونه قهرمانِ شنگ بشه
..ولی
..من میترسم ، ۴ شاهزاده بزرگِ دیگه
قبول نکنن
در مورد اینم فکر کردم
..من مشاوران اصلی رو
بسوی اونا فرستادم
..من قصد دارم
..شخصا تصمیمم رو
اعلام کنم
عزیزم
من نگران فرزندانمون هستم
..بزرگترین ترس من اینکه
فاجعه از داخل خانه ی ما ، شروع بشه
= وصیت نامه =
عزیزم
من فعلا نمیتونم مصوبه رو بنویسم
..چهار شاهزاده
هنوز نرسیدن
..اگه همین الان بمیرم
..تو تنها نفری هستی که
اخرین کلماتم رو شنیده
..و تو باید
نگه دارِ وصیت نامه ای گفتم باشی
این ممکنه یک نفرین برای شما باشه
..این نفرین
..ممکنه به قیمتِ جانه
تو و چنگ شو تمام بشه
اعلی حضرت
ترجیح میدم به خاطر شما رنج بکشم
عزیزم
من برای تمام عمرم ، جنگیدم
تا یک قهرمان باشم
سرنوشت بار ها به نفع من بوده
..امیدوارم
زندگی ، اخرین فرصت رو هم به من بده
..باید یکم دیگه صبر کنیم
تا همه برسن
من فرمان رو جلوی اونا مینویسم
..من در این زندگی
با زنان زیادی ملاقات کردم
..ولی محبوب ترین انها
.. که هنوزم در قلب من مانده
تو هستی
..تو همونی هستی که بیشتر از همه
مدیونش هستم
..اگر شما از پیشم برید
منم همراه شما خواهم مرد
..مطمئن باش
..من این کشور رو
..برای تو
و پسرمون نگه میدارم
اعلی حضرت
اعلی حضرت
اعلی حضرت
بلند شو
من هنوز امپراطور شنگ هستم
تو هم ملکه ی شنگ هستی
اشک هاتو پاک کن
لباس های منو بیار
..برای من
تاجم رو بزار
بله
اعلی حضرت
اعلی حضرت
اعلی حضرت
اعلی حضرت
اعلی حضرت
اعلی حضرت
اعلی حضرت
اعلی حضرت ما رو ترک کردن
اعلی حضرت
اعلی حضرت
اعلی حضرت
اعلی حضرت
برادر
No comments yet. Be the first to leave one.