Las primeras 198 líneas.
« خودتو دوست داشته باش »
قسمت دوازدهم
چطوره؟
بابا نمیخوای با عمو یانگ بری بیرون؟
درسته
تو نمایشگاه
مدیر هتل های مختلف حضور دارن
اونا دوستای یانگ هستن
باید شخصا برم بهشون خوشامد بگم
این بچه ها
غیرقابل اعتمادن
تازه به نظر نمیاد
اونا بتونن تولیدات لوکس رو درک کنن
میدونی همه که سلیقه ندارن
من مطمئنم شما دوتا امروز تو نمایشگاه بهترین هستین
برو
برای توئه
یه بار دیگه میگم
غذا رو، روی میز کارم نذار
کسی غذا رو میز کار کنترل گرونت نذاشت
تو دستمه
بگیرش
چیه؟ اومدی باهام قرار بذاری؟
من هزار بار بهت گفتم
فکر کردی همه ی دخترا مثل همه ان؟
پس چیکار داری؟
نمیبینی سرم شلوغه؟
قرارداد آماده است
یه نگاهی بهش بنداز
من امضاش کردم
قیمت خالیه
میتونی هر چی دوست داشنی بنویسی
چرا باید امضاش کنم؟
تو گفتی اونا برات مهم نیستن مگه نه؟
پس پسشون بده به خودم
باشه؟
من ترجیح میدم اسباب بازی هامو بندازم دور
تا اینکه بدمشون به یکی دیگه
یانگ سی رویی
فقط باید امضاش کنی
بعد من بیست و چهار ساعته در خدمتم
میتونی هر چی دوست داشتی عکس بگیری
منم هر چی تو گفتی به پدرامون میگم
باشه؟
مگه تو اصول خودتو نداشتی؟
فعلا که ندارم
امضاش میکنی؟
نه. هرگز
حاضرم بذارم همینجا بیکار بشینن و بخورن و بخوابن
تا اینکه ولشون کنم برن
باشه
بابا
خدایا
نگه داشتن من اینجا فایده ای نداره
پدر؟
اگه با الکل مسمومم کنی
باید منو ببری بیمارستان
اینجوری ضرر نمی کنی؟
آقای دینگ
دینگ
من و تو دوستای قدیمی هستیم
خیلی وقته همدیگه رو میشناسیم
من به کمکت احتیاج دارم
به بابات زنگ بزن
ببین بابام باهاشه؟
دینگ
ما همه عهد بستیم
که کارمون گسترش میدیم
و یه هتل تو اروپا باز کنیم
اجاره اش دائمی باشه
یهو اینجوری عقب نشینی کردن
کار درستی نیست
گوشی رو بده به دینگ دینگ
خودم باهاش حرف میزنم
آروم باش
بابات چی بهت گفته؟
اسم یکی رو به اسم ما اورد
ما؟
فک کنم پدرت
یه دوست تو چونگ مینگ به اسم ما داره
ولی جاشو نمی دونم
ممنون عمو یانگ
من باهات میام
نمی خواد. خودم میتونم
نمیشه
حالا که حرفش شد
تو اسم خوبی رو برای اینجا انتخاب کردی
چی جیان تانگ
چی جیان؟ کدوم جیان؟
دریا یا کوه؟
جیان با سه تا نقطه؟
پدر؟
اون تو چونگ مینگه
یه جایی به اسم چی جیان تانگ
جیان با سه تا نفطه
یه فروشگاه غذای دریایه
پیدا کردنش آسونه. باهاتون تماس میگیرم
مراقب باشین
باشه. نگران نباش
خوب گون
امروز
اگه امضا نکنی
نمی ذارم بری
پدر
دینگ دینگ
چرا بهم نگفتی اینجا ناهار میخوری؟
من
دینگ
چرا قضیه رو پیچیده میکنی
فقط کافیه انگشتتو بزنی پای ورقه
چرا دخترتو قاطی میکنی
تو ما هستی نه؟
ممنون که پدرمو مهمون کردی
برای شرابم ممنون
ولی متاسفانه
پدرم نمی تونه وقتی مسته خودشو کنترل کنه
فضا رو خراب میکنه
عجه نکن
ولی من
دوست دارم شراب بخورم
هی
دیگه آخرشه
بیا بریم خونه بابا
بریم
ولم کن
ولم کن
دینگ دینگ
ولم کن
اون یه تلفن دیگه داره
یه تماسم برقراره
چطور جرات میکنی
پدر
ولم کن
تکون نخورین
سرجاتون بمونین
تلفنو ازش بگیر
پلیس بزودی میرسه
تکون نخورین
چه خبره؟
افسر
چی شده؟
ـ همه چی مرتبه؟ ـ درست به موقع
افسر
روز بخیر افسر
فقط یه جمع دوستان قدیمیه
سو تفاهم شده
به این میگی سو تفاهم؟
یه تصادف بود
مزخرفه
من همه چیزو ضبط کردم
ببین
بگیرینشون
همه شونو ببرین
رئیس
من الان برمیگردم
ما ساعت هشت آماده میشیم
صبر کن
هشت بعد از ظهر؟
اره چطور؟
یادآوری دوستانه
ساعت کاری ما ده صبحه تا شش بعد از ظهره
خب؟
کار تا آخرین لحظه طول بکشه
ـ کارکنان مون ـ برنامه ای داری؟
اره دارم
چطور تو میتونی من نمیتونم؟
باشه هنوز که شش نشده
دو ساعت وقت داریم
نمیشه یکم مسئولیت پذیر باشی؟
راستش افتتاحیه دو روز دیگه است
دلیل منم همینه
مریض شدی؟
یکی رو جاش بیارین
لازم نکرده. من آلرژی دارم
آلرژی
پس نمی تونی بقیه رو مریض کنی؟
حواست باشه
وگرنه سرعت کارمون میاد پایین
نگران نباش
من میتونم همه رو مریض کنم جز تو
چون هیچی نمیخواد به تو نزدیک بشه
هشت بعد از ظهر
خوبی؟
دارم میمیرم
کمکم کن اینا رو جمع کنم
من میرم
سی رویی
ازت ممنونم
به به خواهر هائو گفتم
کلی غذای خوشمزه درست کنه
ممنون
بابا شما برین
من چیزی نمیخورم
نمی خوری؟
من میرم دوستامو ببینم
برای امروز ممنونم
شما غذاتونو بخورین
من رفتم
No comments yet. Be the first to leave one.