Las primeras 200 líneas.
آنچه در "انتقام" گذشت
اگر سعي کني که به "دنيل" هشدار بدي
و درباره رابطه بينمون چيزي بگي
پسرت از صفحه روزگار محو ميشه
واسه هميشه
بهت 50 هزار دلار ميدم تا اينجا رو امضا کني
و سريع بزني به چاک
ـ پدرم ـ اون تقريباً تمام اسکله رو
مثل کف دستش ميشناخت..
تنها چيز که ما لازم دارم اون باره
بعدش ميتونيم درست همونجايي که اون بود جا پاي خودمون رو محکم کنيدم
اشلي" ميشه لطف کني و درب رو ببندي؟"
تو نميتوني
کاري بر عليه بچه هاي "رايان" انجام بدي
اونا بهت صدمه ميزنن
پادما" از "کَريون" به عنوان به برنامه اسم برد"
من اين موضوع رو هرگز بهش نگفتم
بهتره خطراتي رو به ياد بياري که
در صورت عدم پيدا کردن "کَريون" تو رو تهديد ميکنه
اِيدن" چي شده؟"
تموم شد
اونا مرگش رو مثل مصرف بيش از حد مواد نشون دادن
اگر حتي احتمال کمي هم باشه که خواهرم زنده باشه
من ميرم و پيداش ميکنم
و اگر اون مرده باشه مرگش تقصير توئه
"اِيدن"، اِيدن"
"من، "آماندا کلارک تو، "جک پورتر" رو
به عنوان شوهر قبول ميکنم
"در برابر ساقدوش خوبمون "سمي
آماندا"؟"
اينجا چه خبره؟
امروز عروسيِ منه بابا به نظر مياد مراسم مجللي هم باشه
اين لوله پاک کن ها چي هستن؟
اينا حلقه هستن ديگه احمق جون
!!!آها
حلقه هاي زيبايي هستن
بگو ببينم اون مرد خوش شانس کيه؟
"سلام "جک
"سلام آقاي "کلارک
خب، فکر کنم به موقع رسيدي
واسه چه کاري؟
در خالصانه ترين حالت ممکن
اتحاد و پيوند خوردن تبديل ميشه به بخشي از ذات همه ما
ولي وقتي که پيوند شکسته بشه
ذات همه ما دستخوش تغييرات ميشه
وقت از کشيش واسه مراسم، هماهنگ شد
دسته گل عروس، سفارش داده شد کيک عروسي، آماده سفارش دادنه
کي فکرش رو ميکرد که يه کشيش
واسه عروسي اين هرزه بياد؟
هي
حالت خوبه؟
خبري از جاي مخفي شدن "اِيدن" بدست آوردي؟
بعد از لس آنجلس ديگه خبري ازش ندارم
انگار اون به خوبي از تو ياد گرفته که
چطور بدون جا گذاشتن ردي از خودش ناپديد بشه
تو که فرک نميکني
اون تنهايي رفته باشه سراغ اون بالايي ها؟
اونا به تازگي خواهرش رو به قتل رسوندن
واسه همين نميتونم بگم که اون ممکنه دست به چه کاري بزنه
خبري از "پادما" نشد؟
هنوز ارتباطي برقرار نشده
ولي مطمئن باش
من همه هوش و حواسم به اين مورد هست
اگر اونا باهاش تماس بگيرن من متوجه ميشم
هرکاري ميخواي انجام بده ولي اجازه نده که "پادما" متوجه بشه
ـ تو داري کنترلش ميکني
ـ اينکارو نميکنم
ببين، من ميدونم که اين دقيقاً
اون پايان خوشي نيست که تو واسه خودت و "جک" پيش بيني ميکردي
تنها چيزي که الان برام مهمه خوشحالي اونه
"اميلي"
تو نبايد از اعتراف به اين موضوع خجالت بکشي
که احساست در مورد اين مراسم عروسي
عجيب و پيچيده است
من روي حرفم هستم
من خوشحالم که همه کارا داره به نفع "جک" پيش ميره
اون لياقتش رو داره
و
آماندا" هم استحقاقش رو داره".
خب شايد اگر منم با "کنراد گريسون" تماس ميگرفتم
و بهش قول نيمي از بار رو ميدادم
همه چيز واسه "جک" بهتر پيش ميرفت
داري در مورد چي صحبت ميکني؟
آماندا" برات نگفته؟"
چي رو براش نگفتم؟
!!!!اوه
گويا من بايد بزارم شما دوتا خودتون به اين موضوع رسيدگي کنيد
بدون من
"فردا توي محراب ميبينمت "مندي
چي؟
کازينو اينجا قرار ميگيره
ويلا هايي با منظره خليج هم اينجا قرار ميگرين
ميشه آتلانتيک سيتي فقط با نصف قدمت اون
با اون تالاب قسمت شرقي چيکار ميکني؟
فکر کنم واسه اونجا يه مبارزه با سازمان محيط زيست دارم
نميخواد نگران باشي به محض اينکه شما واسه فرماندار شدن اقدام کنيد
اعضاي شوراي شهر مشتاق ميشن که
يه لطف حسابي در حق فرماندار بعدي نيويورک بکنند
و کساني هم که برامون مشکل ساز بشن
اونا برامون دهنشون رو ميبندن
بهتره که تو مذاکرات کارا رو به ما بسپاري
هي، طوري با من صحبت نکن
انگار که من يه بچه مدرسه اي هستم عزيزدلم
من اين فرصت رو براتون به ارمغان آوردم نميتونيد منو کنار بزنيد
ما کاملاً از سهم شما در اينکار آگاهي داريم
و به هيچ عنوان قصد نداريم که نقش شما رو در اين پروژه کمرنگ کنيم
جزر و مد همه قايق ها رو بلند ميکنه
چرا از من درخواست کمک نکردي؟
جک" اصرار داشت که اين موضوع" بين اعضاي خانواده بمونه
منم مجبور بودم به تصميمش احترام بزارم
واسه همين رفتي سراغ "کنراد"؟
آماندا" درسته که تو ميخواي" جک" بهت اعتماد داشته باشه"
شارلوت خواهرت نيست همونطوري که "کنراد گريسون" پدرش نيست
گريسون"ها هميشه دشمن ما بودن و خواهند بود"
اينو ببر بانک و بدش به باجه دار مسئول چک
بعدش برو بدهي که به اون (کنراد) داري رو پرداخت کن
بعلاوه هزينه خساراتي که بهش وارد شده
ـ "جک" پول تو رو قبول نميکنه
مجبورش کن قبول کنه
آماندا" به من اعتماد کن" گريسون" ها هميشه يه ريگي به کفششون دارن"
مرسي
ـ واي خداي من ـ تو واقعاً صورتت رو اصلاح کردي
با خودم گفتم کم کم ديگه وقتشه
وقت غذاي بچه است
من بهش غذا ميدم تو پوشکش رو عوض کن
باشه، شيشه شيرش توي يخچاله
براش گرمش ميکنم
شما دوتا جداً داريد کاراي مربوط به والدين رو عالي انجام ميديد
از طرز تعريف کردنت معلومه که
ميخواي ازم درخواست يه لطف حسابي بکني
مثل هميشه متوجه منظورم شدي
من
اميدوار بودم که تو و "شارلوت" بتونيد
واسه يه چند روزي مراقب "کارل" باشيد
باشه مرد، ما پشتت وايساديم
منظورت اينه که شما قراره يکم خوش بگذرونيد؟
ميدونم
اين اواخر زياد از اين خبرا نبوده
ولي الان حس ميکنم که از وقتي
از دست .بچه هاي "رايان" خلاص شديم
دوباره ميتونم يه نفس راحت بکشم
و ميخوام يه کار خوب در حق "آماندا" بکنم
امروز ديرتر از هميشه از خواب بيدار شدي
دنيل" واقعاً لازمه که ما"
اين تظاهر به دشمني بي پايان رو ادامه بديم؟
نميدونم که چقدرِ ديگه ميتونم اين اوضاع رو تحمل کنم
اميلي" تمام و کمال در مورد اينکه" تو چطوري مجبورش کردي تا
جاسوسي منو بکنه برام گفت واقعاً رقت انگيزه
اين واقعيت که اون خودش با پيشنهاد من موافق بود
اين رو نشون ميده که اون خودش هم براي اينکار انگيزه داشته
هرچقدر دوست داري در مورد "اميلي" بد بگو
ولي دست کم اون شجاعت اينو داشت که
بياد و حقيقت رو بهم بگه
که ميتونم در اين مورد بگم از تو خيلي جلوتره
درب رو پشت سرت قفل کن
"اِيدن"
تا حالا کدوم گوري بودي؟
اميلي" از نگراني داره ديوونه ميشه"
من ميدونم که تو يه تيکه از
فيلم مرگ خواهرم رو بريدي
آره، کار من بود
ـ و نميدونم چطور ميتونم عذرخواهي کنم
ـ بزارش تا ببينم
فيلم رو پخش کن
تو چي ميتوني در مورد اين فايل تصويري بهم بگي که من متوجه اش نميشم؟
ـ داريم دنبال چي ميگرديم؟ ـ هرچيزي
ـ باشه
هرچيزي، هرچيزي که منو به شخصي که فيلم رو گرفته برسونه
خب، اين فايل داراي يه ساختار خيلي قوي از نظر اطلاعاتيه
واسه خودش يه ضريب کيفي خاص و قالب داره
و همچنين تاريخ ضبط شدن
ابن مال شش سال پيشه
شش سال پيش؟
کراولي" منو مجبور کرد تا باور کنم"
اين تصاوير سه روز پيش ضبط شدن
اون بهت دروغ گفته اونا کارشون همينه
ميبيني که، هيچ کاري از دست تو و يا "اميلي" بر نميومده
تا جلوي اينکارو بگيريد
اين اتفاق مربوط به قَبله
و ديگه نبايد "اميلي" رو سرزنش کرد حتي خودت رو هم نميتوني سرزنش کني
راهي هست که بشه فهميد اين فيلم کجا ضبط شده؟
بزار ببينم
ـ آره، ايناهاش، ميبيني؟ ـ يه کُنتُر برقِ، که چي؟
هرکدوم از اينا يه شماره سريال مخصوص دارن
که مخصوص محل نصبشونه
اگر بتونم کيفيت تصوير رو به حد کافي بالا ببرم و شماره ها رو بخونم
ـ تو ميتوني ـ تو يه نرم افزار قوي تر نداري؟
اينطور ميتونيم شرکت برق رو هک کنيم بريم پرونده هاش رو بگرديم
ـ آره خودم ميدونم ـ خب برو اون نرم افزار رو اجرا کن ولي اينکار کلي وقت ميبره
ـ ببين، چرا تو به "اميلي" زنگ نميزني ـ نه
ـ بهش بگو که يه سرنخ پيدا کردي ـ نه، نه من نميخوام "اميلي" رو درگير کنم
"ـ "اِيدن ـ فقط اون نرم افزار رو اجرا کن
من رَدِ اون کنتر برقِ توي تصوير رو گرفتم
تا رسيدم به يه آپارتمان خرابه
توي شهرِ جرسي
نگفت که اونجا انتظارِ ديدن چي رو داره؟
فکر نکنم خودش هم فکري توي سرش بود
فکر کنم فقط ميخواست يه سرنخي از اون قاتلا بدست بياره
شايدم ميخواسته يه مدرک انکارناپذير از مرگ اون بدست بياره
اون بالايي ها کاري کردن تا به همه چي شک داشته باشه
No comments yet. Be the first to leave one.