House of the Dragon

House of the Dragon

Descargar subtítulo en Farsi Persian

Temporada 2

Información de lanzamiento

House of the Dragon S02E02 1080p AMZN WEB-DL DDP5 1 H 264-NTb
Comentario por HosseinEsmaily
🔴 ‫🔴 30Nama ⸾ حسین اسماعیلی و امیرحسین

Etiquetas

webdl
Publicado el: 2024-06-24
Descargas: 1196
Para personas con discapacidad auditiva: No

Vista previa de los subtítulos en Farsi Persian

Las primeras 200 líneas.

« خاندان اژدها »

‫کانال رسمی تیم ترجمه‌ی ۳۰نما ‫CinamaSub@

‫« ترجمه از حسین اسماعیلی و امـیـرحـسـیـن »

‫می‌کشمشون!

‫همه‌شون رو می‌کشم!

‫یه مشت خائن و پست‌فطرتن!

‫- جرئت کردن به من حمله می‌کنن! ‫- اعلیحضرت

‫- من پادشاهم! ‫- اعلیحضرت! بله، بله

‫- پادشاه منم! ‫- بله، اعلیحضرت. خواهش می‌کنم، اعلیحضرت

‫یه مشت خائن و پست‌فطرت!

!آتش از آسمان

‫این کارشون یعنی جنگ! ‫اعلان جنگ می‌کنم!

‫اعلان جنگ می‌کنم!

‫دروازه‌ها بسته شدن

‫جستجو داره پیش میره

‫آدم رذلی که این کارو کرده پیدا میشه

‫نباید اجازه بدیم ‫این اتفاق ما رو آشفته کنه

‫این کاری که کردن...

‫اون بچه...

‫بچه مرده

‫دردش به پایان رسید

‫ولی کاری که با دختر من کردن...

‫آره

‫تقاصش رو هم پس میدن

‫- کی تقاصش رو پس میده؟ ‫- هرکی که این کارو کرده

‫یا دستورش رو داده

‫اگر کسی که انجامش داده ‫مقصر اصلی نباشه چی؟

‫خدایان دارن ما رو مجازات می‌کنن ‫دارن منو مجازات می‌کنن

‫بابت چه گناهی؟

‫دخترم، گوش کن ببین چی میگم

‫همونطور که نیازه سوگواری می‌کنیم، ولی...

ممکنه یه خیریتی توش باشه

‫اعضای این شورا کجا بودن وقتی خطر قاتل ‫ جون پادشاه‌شون رو تهدید می‌کرد؟

‫- جون شما هم در خطر بود، اعلیحضرت؟ ‫- ممکن بود باشه!

‫پسرم میراث منه!

‫پسرم وارث تخت آهنینه!

‫تو کجا بودی؟ ‫لرد فرمانده‌ی گارد پادشاه من؟

‫خواب بودم، اعلیحضرت ‫دستورات نگهبانان شب رو بهشون داده بودم

خواب بودی

‫خواب بودی!

‫جای اینکه از حرمت خانواده‌ی من محافظت کنی!

‫الان وقت اتهامات کورکورانه نیست، اعلیحضرت

‫- به‌زودی می‌فهمیم کی این کارو کرده ‫- کی این کارو کرده؟

‫کی...؟ چی؟ ‫مگه اصلاً شکی هست کار کی بوده؟

‫جز ملکه‌ی بی‌شرف حرومزاده‌ها ‫کی همچین کاری می‌کنه؟

‫جنده‌ی از خود راضی دراگون‌استون؟

‫اون سمت خلیج، روی صخره‌ش واسه خودش نشسته ‫و به ریش من می‌خنده

‫به ریش من می‌خنده!

‫تو می‌خواستی از جونش بگذریم

‫با اجازه‌تون، اعلیحضرت. سروران من

‫نگهبان‌ها یکی رو دستگیر کردن

‫کسی که دستگیر شده رو می‌شناسیم

‫یکی از رداطلایی‌هاست

‫که به بی‌رحمیش معروفه

‫درحالی دستگیرش کردیم ‫که داشت از دروازه‌ی خدایان فرار می‌کرد

‫و سر فرزندتون توی کیسه همراهش بود

‫خودم می‌کشمش

‫بهتره قبلش هر اطلاعاتی که می‌تونیم ‫از زیر زبون این مردک رذل بکشیم بیرون

‫در این مورد به توانایی‌هات اطمینان دارم، لرد لاریس

‫همیشه مشغول بررسی و تشریفاتی ‫ما که دشمن‌مون رو می‌شناسیم!

‫یک پادشاه می‌تونه بیش از ‫یک دشمن داشته باشه، اعلیحضرت

‫بهتره مطمئن بشیم ‫کار خواهرتون بوده

‫یا ماری نزدیک‌تر در آستین‌مون لونه کرده

‫گمونم حق با تو باشه، آیرون‌راد

‫ممکنه کار هرکسی باشه

‫ممکنه کار هرکدومتون ‫که توی این اتاق هستین باشه

‫لرد جسپر درست میگه

‫از طرفی، باید مطمئن بشیم ‫چه اتفاقی افتاده

‫و ماهایی که توی قلعه‌ایم ‫هنوز در خطر هستیم یا نه، ولی از طرف دیگه...

‫فرقی نمی‌کنه

‫می‌خواین رینیرا رو مقصر بدونین

‫و به مردم بگین کار اون بوده

‫اجازه نمیدم به مردم چیزی بگین ‫درون دیوارهای خودمون مورد حمله قرار گرفتیم

‫در تخت‌های خودمون ‫اجازه نمیدم ضعیف جلوه کنم

‫همین الانشم ضعیف جلوه می‌کنی، اگان

‫آشغال...

‫مراسم تاج‌گذاری شتاب‌زده بود ‫یه اژدها از گودال فرار کرد

‫مردم این چیزا رو به چشم نشونه می‌بینن

‫توی خیابون پچ‌پچ‌ می‌کنن

‫میگن شاید رینیرا باید ملکه بشه

‫و اینطوری لقب «هیولا» و «قاتل نوزادان» رو روش می‌ذارین

‫کاری فراتر از این انجام میدم ‫تشییعش می‌کنیم

‫اجازه میدیم بچه رو ببینن

‫اجازه میدیم ببینن ‫این مدعی تاج و تخت چیکار کرده

‫پدر...

‫- پادشاه من... ‫- نه

‫اجازه نمیدم جسد پسر کوچولوم رو ‫مثل یه سگ مرده توی خیابون‌ها بکشونین

‫نمی‌کشونیم! ‫بهش ادای احترام می‌کنیم!

‫تا گودال اژدها بدرقه‌ش می‌کنیم ‫تا مثل شاهزاده‌های تارگرین سوزونده بشه

‫اعلیحضرت...

‫نه

‫فکر نکنین من عزادار نیستم

‫جیهیریس نوه‌م بود. دوستش داشتم

‫اجازه نمیدم مرگش برای هیچ و پوچ باشه

‫کسایی که از رینیرا حمایت کردن ‫وقتی جنایاتش رو بشنون

بازم ازش حمایت می‌کنن؟ ‫یا ترجیح میدن بهش پشت کنن؟

‫جیهیریس الان می‌تونه بیشتر از ‫هزار شوالیه در جنگ بهمون کمک کنه

‫به جنگی که می‌خواین می‌رسین، اعلیحضرت

‫ولی اگر کمی صبر کنین

‫می‌تونین نیروهاتون رو دو برابر کنین

‫مادر؟

‫جناب دست راه سختی ‫جلوی پات گذاشته، عزیزم، ولی...

‫ممکنه راه درست همین باشه

‫به خواهران خاموش بگین شاهزاده رو ‫برای آخرین سفرش آماده کنن

‫پشت سرش هم مادرش، ملکه ‫و کنارش، ملکه‌ی مادر همراهیش می‌کنن

‫نه، نمی‌خوام جلوی چشم مردم باشم

‫مردم باید ماتم خانواده‌ی سلطنتی رو ببینن

‫ماتمی که از طریق مهربون‌ترین اعضاش ‫بهتر از همه می‌تونه بروز داده بشه

‫به‌نظرم همه‌تون موافقین ‫که بهتره خود پادشاه تشریف نیاره

‫قراره برای جیهیریس مراسم تدفین بگیریم

‫ازمون خواستن سوار بر درشکه ‫پشت جسدش حرکت کنیم

‫دلم نمی‌خواد

‫منم نمی‌خوام

‫ولی وقتی همچین اتفاقی می‌افته

‫ضربه به پادشاه، ضربه به مملکته

اگه مردم در غم‌مون شریک شن ‫بیشتر از قبل بهمون نزدیک میشن

‫نمی‌خوام بهم نزدیک شن

‫من که نمی‌شناسمشون

‫گاهی اوقات، باید تظاهر کنیم

‫آخه چرا؟

‫ما نمایندگان تاج و تختیم. وظایفی داریم

‫هلینا، چیزی که دیشب ‫وقتی اومدی توی اتاقم، دیدی...

‫این برای پسرمه

‫دیمون تارگرین منو استخدام کرد

‫به ما پول داد. نصفش الان ‫نصفش بعد از تموم‌شدن کار

‫- ما یعنی کی؟ ‫- یه موش‌گیر بود

‫که برای خاندان سلطنتی کار می‌کرد

‫اسم واقعیش رو نمی‌دونم

‫ببینید رینیرا تارگرین چه کرده!

‫مدعی تاج و تخت!

‫شاه‌کش!

‫- عمیقاً بهتون تسلیت میگم، ملکه‌ی من ‫- خدایان پشت و پناهتون باشن، ملکه‌ی من

‫ازتون حمایت می‌کنیم، ملکه هلینا

‫قاتل معصومان!

‫ببینید رینیرای بی‌رحم چه کرده!

‫می‌خوای بهم صدمه بزنی؟

‫نه

‫ولی نمی‌دونم اعلیحضرت باهات چیکار می‌کنه

‫ببینید رینیرا تارگرین چه کرده!

‫ملکه‌ی ما!

‫مدعی تاج و تخت!

‫شاه‌کش!

‫قاتل معصومان!

‫ملکه هلینا!

‫چه خبر شده؟

‫چی شده؟ راه بیفت دیگه!

‫- ملکه هلینا! ‫- هلینا

‫ملکه هلینا!

‫- هلینا ‫- ملکه‌ هلینا!

‫- ملکه هلینا! ‫- هل بدین! هل بدین!

‫لعنت!

‫لعنت به رینیرای شیطان‌صفت!

‫لعنت!

‫هنوز مشخص نیست ‫چطور به خود قلعه نفوذ کردن

‫سر بچه رو از تنش جدا کردن

‫هزاران نفر شاهد مراسم تشییعش بودن

‫بعد منو متهم می‌کنن ‫که توی این قضیه دست داشتم؟

‫ظاهراً بله

‫پیام‌هایی با این مضمون فرستاده شده

‫به سراسر مملکت

‫ما هم باید پیام‌های خودمون رو بفرستیم ‫و این اتهام نفرت‌انگیز رو تکذیب کنیم

‫فوراً این کارو می‌کنم

‫ولی مطمئن نیستم ‫گوش شنوایی براشون باشه

‫باید نگهبان‌هامون رو دو برابر کنیم ‫هم اینجا و هم توی دریفت‌مارک

‫- قطعاً به طریقی سعی می‌کنن انتقام... ‫- خودم انجامش دادم، علیاحضرت

‫بذار سوار بر ورمکس برم

‫رینیس باید حواسش به آب‌گذر باشه ‫و من می‌تونم

‫- بارانداز پادشاه رو زیر نظر بگیرم ‫- نه

‫باید خدمتتون عرض کنم که این اتفاق ‫لطمه‌ی بی اندازه‌ای به موضع ما وارد کرده

‫اون هم در زمانی که بیشتر از همیشه نیازمند وفاداری دیگران به اهداف‌مون هستیم

‫ولی دروغه

‫منی که پسرمو از دست دادم

‫همچین بلایی سر کسی میارم؟ ‫اونم سر هلینا؟

‫سر یه بچه‌ی معصوم

‫مرگ شاهزاده لوسریس ‫یه اتفاق تکان‌دهنده و توهین‌آمیز بود

‫مادری که همچین غمی رو تجربه کرده

‫طبیعتاً ممکنه به‌دنبال انتقام باشه

‫سر آلفرد، یعنی داری میگی

‫که غمم باعث شده دستور بدم ‫سر یه بچه رو از تنش جدا کنن؟

‫فقط پیش خودم گفتم شاید ‫اقدامی شتاب‌زده صورت گرفته

‫مراقب حرف‌هات باش

‫قاتل فرستادی که بچه‌ها رو ‫توی تخت خواب‌هاشون بکشن؟

‫انتقام ملکه بابت مرگ فرزندش رو ‫ فرستادم سراغشون

‫به این «انتقام» چی گفتی؟

‫بهش چی گفتی، دیمون

‫که حالا پسری مرده و من متهم به کشتنش شدم؟

‫میساریا یه سری اسم ‫و راهی برای نفوذ به قلعه بهم گفت

‫دستوراتم واضح بود

‫ایموند، برادر اگان غاصب تاج و تخت

‫- تقصیر من که نیست اشتباه کردن ‫- تقصیر تو نیست؟

‫بهشون دستور دادی ‫ اگر ایموند رو پیدا نکردن، چیکار کنن؟

‫هیچ دستوری برای کشتن یه بچه‌ی کوچیک ندادم

‫گفتی هدفت این بود ‫که خون هایتاورها رو بریزی

‫و اگر ایموند نشد، هرکی باشه کافیه

‫- نه ‫- بهم ضربه زدی

‫ادعای سلطنتم رو تضعیف کردی ‫تواناییم برای بسیج ارتش رو تضعیف کردی

‫جایگاهم توی شورای خودم رو تضعیف کردی

‫گفتم نه

‫حرفتو باور نمی‌کنم

‫بالاخره به اینجا رسیدیم

More Farsi Persian subtitles for House of the Dragon

Comentarios

No comments yet. Be the first to leave one.

Keep it about this subtitle — sync, quality, typos.500 characters left